ویژه کنید
عکس و تصویر پارت3رمان هوس یک ارباب زاده کامران:من بیشتر لیدی __بایدم بیشترخوشوقت بشی کامران:خوب بروبچ من از ...

پارت3رمان هوس یک ارباب زاده
کامران:من بیشتر لیدی
__بایدم بیشترخوشوقت بشی
کامران:خوب بروبچ من از اینجور جشنا خوشم نمیات ولی باافتخار اشنایی ک با افسونگر جون داشتم این جشن فوق العاده خواهد بود ....
هه__منم همینطور مستر
کامران__بیشتراز من ک نمیشه ..خوب پ موسیقی مشروب چی شد ..بافریاد..اهای دیجی کمان بیبی....
دختره هم باذوق فراوان ی اهنگ کذاشت دوپس دوپس دوپس....
مشروب هارو اوردن
کامران با دوتا لیوان مشروب پایه دار امد سمتم ....
کامران__لیدی افتخار نمیدی.؟
__باکمال میل مستر
کامران ی لبخند مرموز زد .چشاش مرموزن خیلی ...
تو فکر بودم ک ..
کامران__افتخار ی دور رقص رو میدین لیدی ؟
__یکمی خستمه
کامران__یعنی دست منو رد میکنید
__بااصراری ک شما دارین قبول میکنم..
دسمو گذاشتم تو دستش ک ی علامت اوکی ب دیجی داد و اهنگ تانگو شروع شد ...
رفتیم وسط باربد و رولا باهم وسط بودن و چندتایه زوج دیگه هم بودن ....
ی دستی رو شکمم حس کردم ..سرمو بلند کردم دستامو گذاشتم رو شونه هاش اونم گذاشت رو شکمم دستاش خیلی سرد بودن ؟!.......
شروع کردیم ب رقصیدن هیچ فرصته نزدیک شدن بهم رو از دست نمیداد......
حالم دیگه داشت بهم میخورد ...
اهنگ تموم شد ک منو رو دستش خوابوند و روم خم شد ب لبام نگاهی کرد بعد ب چشام ....نزدیکم شد...
محکم هلش دادم و لبخند زدم:عالی بود مستر

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...