ویژه کنید
عکس و تصویر سالهای زیادی نیست که یه دوستی دارم.نویسنده ست اکثر کپشن هارو اون مینوسه دست به ...

سالهای زیادی نیست که یه دوستی دارم.نویسنده ست اکثر کپشن هارو اون مینوسه دست به قلمش خیلی خوبه.
رابطه ما توی فضای مجازی شکل گرفت اون منو با ویسگون اشنا کرد.شب و روز باهم بودیم تا اینکه یک شب اومد و گفت ارمی من عاشق شدم گفتم کیه گفت خونشون ابادانه اینجا نیست خیلی دوریم از این بابت ناراحت بود. روزها میگذشت و منم کم کم سرگرم بودم به درسای دانشگام.یه شب پیام داد بیداری؟گفتم هستم گفت رابطش با پسره شکر آب شده گفت خیلی کم پیام میدن راهنماییش کردم که کلا ازش بگذره ولی اون عاشق بود دل کندن واسش سخت بودبا بغض حرف میزد و کم کم اشکاش روونه شد.مدت ها گذشت بیخبر بیخبر بودم ازش دیشب زنگ زد بهم چقدر خوشحال شدم صداشو شنیدم از دوست پسرش پرسیدم گفت بعد اون مدت چت هامون به ماهی یکی دوبار رسید بعدش چند ماه یبار و بعدس که الان باشه یک سال و سی وهشت روزه ازش بیخبرم.گفتم چقدر دقیقیا!!!خندید گفت نمیدونم ولی دیگه بودن و نبودنش مهم نیست من همون ادم سابقم دیگه بهش فکرم نمیکنم ‏یه جمله خوندم جالب بود:
بعضی آدما به شما وفادار نیستند بلکه به نیازشان به شما وفادار هستند و همین‌که نیازشان برطرف شود، شما را کنار می‌گذارند!گفت ی متن از اشناییمون نوشتم بازم زحمت پست کردنشو بکش. نوتیفیکیشن فعال بود ی پیام فرستاد عکسش با همون لبخند همیشگیش بود.گفتم چشم مشکی اما تو خانم باش #میم💙

داستانشو میگم تو پستای بعدی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...