نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

نفس عمیقمو به بیرون فوت کردم +همه ی اینارو گفتم تا بدونی یک ، خودتو انگشت اشاره امو طرفش نشونه رفتم + بی منت بی احساس عذاب وجدان در قبالت...میخوامت چون تو ارزشمندی برام...معتقدم سهم ...

نفس عمیقمو به بیرون فوت کردم +همه ی اینارو گفتم تا بدونی یک ، خودتو انگشت اشاره امو طرفش نشونه رفتم + بی منت بی احساس عذاب وجدان در قبالت...میخوامت چون تو ارزشمندی برام...معتقدم سهم تو خیلی بیشتر از ایناس تو زندگی دوم خودم با چرخوندن مچ دستم جهت انگشتمو ...

۹ ساعت پیش
54K
. – و نمی خوای درمورد اینا توضیح بیشتری بدی؟.. –فعلا نه..توی پاکت سفید تموم توضیحات و دادم..ولی توی پاکت قرمز..ماموریت جدیدت و گذاشتم..یه ماموریت فوق حساس و ماهرانه..تو رو انتخاب کردم اون هم به ...

. – و نمی خوای درمورد اینا توضیح بیشتری بدی؟.. –فعلا نه..توی پاکت سفید تموم توضیحات و دادم..ولی توی پاکت قرمز..ماموریت جدیدت و گذاشتم..یه ماموریت فوق حساس و ماهرانه..تو رو انتخاب کردم اون هم به دلایلی که بعد خودت می فهمی.. -از کی باید ماموریت جدید و شروع کنم؟.. –بهت ...

۱۴ ساعت پیش
43K
یکی باید باشه که کنارش از خیس شدن زیر بارونُ بهم خوردن آرایشت نگـران نباشی... یکی که وقتی باهاش غذا میخــوری بتونی با دهن پر حرف بزنی و از ته دل بخندی بدون اینکه نگران ...

یکی باید باشه که کنارش از خیس شدن زیر بارونُ بهم خوردن آرایشت نگـران نباشی... یکی که وقتی باهاش غذا میخــوری بتونی با دهن پر حرف بزنی و از ته دل بخندی بدون اینکه نگران باشی چشمات کلا محـو میشه و دو ردیفِ دندونت پیـدا... یکی که باهات بیاد خرید ...

۲۰ ساعت پیش
15K
#warning بهم خیره شده بود،نه اینکه جذبم شده باشه ها! با تنفر و عصبانیت نگام میکرد. سرمو تکون دادمو گفتم

#warning بهم خیره شده بود،نه اینکه جذبم شده باشه ها! با تنفر و عصبانیت نگام میکرد. سرمو تکون دادمو گفتم"ها؟چیه؟ادم ندیدی؟" عصابش خورد شد و پاشو به زمین کوبید"اره ادم احمقی مث تو ندیده بودم!" حرصم داشت درمیومد"ببین کوچولو،نمیدونم از کی تا حالا اینقدر شاخ شدی!اما هرچی باشی نمیتونی جلو ...

۱ روز پیش
89K
نمیتونم بهت قول بدم کنار من بی دردترین آدم روی زمین میشی اما میتونم بهت قول بدم، هر وقتی دردی اومد من برات بهترین مرهم میشم❤ بهت قول نمیدم که از من دلبرتر رو نتونی ...

نمیتونم بهت قول بدم کنار من بی دردترین آدم روی زمین میشی اما میتونم بهت قول بدم، هر وقتی دردی اومد من برات بهترین مرهم میشم❤ بهت قول نمیدم که از من دلبرتر رو نتونی پیدا کنی اما میتونم قول بدم که تموم دلبریامو فقط برای تو رو کنم❤ نمیتونم ...

۱ روز پیش
35K

"خودت رو دوست داری؟!" نمی دونم چرا ولی این اولین سوالی بود که ازم پرسید. بهش نگاه کردم و زدم زیر خنده،گفتم اصلا مگه میشه کسی خودشو دوست نداشته باشه... گفت آره میشه...زل زد تو چشامو تعریف کرد: "چند سال پیش یکی که دوسش داشتم همین سوال رو ازم پرسید. ...

۱ روز پیش
59K
ولی جوابی نشنیدم! برگشتم، پشت سرم ایستاده بود و خیره تماشا میکرد. گلویی صاف کردم و گفتم: وسایلم رو اینجا باید بزارم؟ تکونی خورد و گفت: خودم برات گذاشتم. میخوای استراحت کن یه کم ، ...

ولی جوابی نشنیدم! برگشتم، پشت سرم ایستاده بود و خیره تماشا میکرد. گلویی صاف کردم و گفتم: وسایلم رو اینجا باید بزارم؟ تکونی خورد و گفت: خودم برات گذاشتم. میخوای استراحت کن یه کم ، زود بیدار شدی! این طبقه خودش حمام هم داره. راحتی ! جلو اومد و یکم ...

۱ روز پیش
26K
مطمئن بودم یا دست و پا یا دنده هاش خرد شدند.. رفتم کنارش..اونجا مکان مناسبی برای اجرای دستور شایان نبود..بردمش لا به لای درختا..نیمه بیهوش بود..همون ضربه کار خودشو کرده بود.. پرتش کردم رو زمین..به ...

مطمئن بودم یا دست و پا یا دنده هاش خرد شدند.. رفتم کنارش..اونجا مکان مناسبی برای اجرای دستور شایان نبود..بردمش لا به لای درختا..نیمه بیهوش بود..همون ضربه کار خودشو کرده بود.. پرتش کردم رو زمین..به خودش می پیچید..صدا خفه کن و روی اسلحه نصب کردم ..نشونه گرفتم.. لای چشماشو باز ...

۱ روز پیش
78K
با صدای بهار که اسمم رو مرتب و بلند صدا میزد چشم باز کردم. کیان تو ماشین نبود. منو صدا نزده، رفته بود! پتو رو کنار زدم و کش و قوسی اومدم. ویلای عمو رضا ...

با صدای بهار که اسمم رو مرتب و بلند صدا میزد چشم باز کردم. کیان تو ماشین نبود. منو صدا نزده، رفته بود! پتو رو کنار زدم و کش و قوسی اومدم. ویلای عمو رضا بودیم. یه ساختمون جمع و جور و رو به دریا. ساده اما دلنشین. لبخندی زدم ...

۱ روز پیش
81K
. غرورم داشت له میشد. از طرفی حقم بود... منم با غرور اون همین کارو کردم... جلوی اشکام رو گرفتم و گوشی رو برداشتم و شماره بهار رو گرفتم. بعد از ۲ تا بوق جواب ...

. غرورم داشت له میشد. از طرفی حقم بود... منم با غرور اون همین کارو کردم... جلوی اشکام رو گرفتم و گوشی رو برداشتم و شماره بهار رو گرفتم. بعد از ۲ تا بوق جواب داد: + جونم؟ - سلام عزیزم! حواس کیان به من بود اما نگاهش به تلویزیون! ...

۱ روز پیش
94K
- خدا رو شکر منم خوبم. یکم سرما خوردم بی حالم. + آره کیان گفت! با تعجب گفتم: کیان؟ کی گفت؟ + راستش من و شهریار یه تصمیمی گرفتیم. زنگ زدیم با کیان حرف زدیم ...

- خدا رو شکر منم خوبم. یکم سرما خوردم بی حالم. + آره کیان گفت! با تعجب گفتم: کیان؟ کی گفت؟ + راستش من و شهریار یه تصمیمی گرفتیم. زنگ زدیم با کیان حرف زدیم ، گفت خونه نیست و باید با تو مشورت کنه. منم گفتم خودم بهت زنگ ...

۱ روز پیش
110K
کسی رو برای دوستی انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخوای برای اینکه تو قلبش جائی داشته باشی خودت رو کوچیک کنی وصی پور

کسی رو برای دوستی انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخوای برای اینکه تو قلبش جائی داشته باشی خودت رو کوچیک کنی وصی پور

۲ روز پیش
4K
در حیرتم از فرد سراسر تضادی که پول سعودی می‌گیرد، حجاب ایرانی بر سر دارد، از واردکننده شیر خشک‌های فاسد که جان کودکان ایران را گرفت حمایت می‌کند اما هنوز مدعی دلسوزی برای ایران است. ...

در حیرتم از فرد سراسر تضادی که پول سعودی می‌گیرد، حجاب ایرانی بر سر دارد، از واردکننده شیر خشک‌های فاسد که جان کودکان ایران را گرفت حمایت می‌کند اما هنوز مدعی دلسوزی برای ایران است. تا جایی که به دختری که پدرش شر داعش رو از سر میلیون‌ها انسان ازجمله ...

۳ روز پیش
94K
از یک جایی به بعد دیگه دلت از عشق کسی نمیلرزه.... از ثابت موندن نگاهی رو خودت لپات گل نمیندازه.... از یک جایی به بعد چیزایی که تو زندگیت برات مهم بودن اهمیتشونو از دست ...

از یک جایی به بعد دیگه دلت از عشق کسی نمیلرزه.... از ثابت موندن نگاهی رو خودت لپات گل نمیندازه.... از یک جایی به بعد چیزایی که تو زندگیت برات مهم بودن اهمیتشونو از دست میدن.... گاهی به جایی میرسی که وقتی یکی بهت پشت میکنه دلت نمیشکنه فقط رفتنش ...

۳ روز پیش
29K
_دعات میگیره؟؟! +اره.. یه بار بهش گفتم: الهی همون جایی باشی که دلت هست.. دیگه ندیدمش :/ _یعنی همچی تموم شده؟؟ +وقتی هنوز با دیدن اسمش رو گوشی کل وجودت یخ میکنه... یعنی تموم نشده:( ...

_دعات میگیره؟؟! +اره.. یه بار بهش گفتم: الهی همون جایی باشی که دلت هست.. دیگه ندیدمش :/ _یعنی همچی تموم شده؟؟ +وقتی هنوز با دیدن اسمش رو گوشی کل وجودت یخ میکنه... یعنی تموم نشده:( _خب پاک کن ناراحتی نداره کع/: +ناراحتم هااا ولی وقتی دلم تنگ میشه متاسفانه ناراحتیم ...

۳ روز پیش
54K
~roman~ •| سَرطانـ مغز |• #part1 یه صلیب بود هه به مچ دستم نگا کردم ناخونامو روی خالکوبیه صلیبم کشیدم . خودمو به میز رسوندمو با دیدن غذا پوزخند زدم .شروع به خوردن کردم تموم ...

~roman~ •| سَرطانـ مغز |• #part1 یه صلیب بود هه به مچ دستم نگا کردم ناخونامو روی خالکوبیه صلیبم کشیدم . خودمو به میز رسوندمو با دیدن غذا پوزخند زدم .شروع به خوردن کردم تموم که کردیم دستمال یاسی رنگ رو میزو برداشتمو دورلبامو تو یع حرکت پاک کردم . ...

۳ روز پیش
47K
یکی از دوستای دبیرستانم که خیلی باهم جیک و پوک داریم چند وقت پیش عقد کرد. یه روز که داشتیم با هم حرف می زدیم بهم گفت میدونی؟ من دوس دارم جهیزیه بخرم و با ...

یکی از دوستای دبیرستانم که خیلی باهم جیک و پوک داریم چند وقت پیش عقد کرد. یه روز که داشتیم با هم حرف می زدیم بهم گفت میدونی؟ من دوس دارم جهیزیه بخرم و با خودم ببرم تو یه خونه جدید و خونه ای که قراره توش زندگی کنمو خودم ...

۳ روز پیش
159K
پشت میز نشستم..با ژست خاصی به پشتی صندلی تکیه دادم..انگشتام رو در هم گره کردم..نگاهی به اطراف انداختم.. از این فضای نیمه تاریک خوشم می اومد.. هر وقت وارد اینجا می شدم یعنی نفر بعدی ...

پشت میز نشستم..با ژست خاصی به پشتی صندلی تکیه دادم..انگشتام رو در هم گره کردم..نگاهی به اطراف انداختم.. از این فضای نیمه تاریک خوشم می اومد.. هر وقت وارد اینجا می شدم یعنی نفر بعدی باید انتخاب می شد..انتخاب برای انجام مجازات ..اون هم به روشی که آرشام در نظر ...

۳ روز پیش
83K
فصل اول(از زبان آرشام) با اخم غلیظی نگاهش کردم..گریه می کرد..برام مهم نبود..ای کاش خفه می شد..صداش رو اعصابم بود.. رو بهش کردم و با صدای بلند گفتم :هستی برو پایین .. با گریه داد ...

فصل اول(از زبان آرشام) با اخم غلیظی نگاهش کردم..گریه می کرد..برام مهم نبود..ای کاش خفه می شد..صداش رو اعصابم بود.. رو بهش کردم و با صدای بلند گفتم :هستی برو پایین .. با گریه داد زد :نمی خوام..آرشام..چرا درکم نمی کنی؟..تو که می دونی عاشقتم..چرا با من همچین معامله ای ...

۳ روز پیش
117K