نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ده سالی میشه که گذشته‌.‌.. تارهای سفید لا به لا ی موهام خودنمایی میکنن همچنین خط ها رو پیشونیم... حتما به تو هم موهای جوگندمی خیلی میاد و با خط های پیشونیت جذاب تر شدی!! ...

ده سالی میشه که گذشته‌.‌.. تارهای سفید لا به لا ی موهام خودنمایی میکنن همچنین خط ها رو پیشونیم... حتما به تو هم موهای جوگندمی خیلی میاد و با خط های پیشونیت جذاب تر شدی!! تو این روزا ممکنه تلویزیون سریالی رو پخش کنه که اسم شخصیت اول داستان اسم ...

۵ ساعت پیش
22K
خانوم جون خدا بیامرز میگفت : نونت رو واسه دل خودت میخوری لباست رو واسه دل مردم میپوشی. یعنی که توی خونه‌ات ممکنه نون خالی بخوری، کسی نمیبینه ولی لباست رو همه میبینن پس خوب ...

خانوم جون خدا بیامرز میگفت : نونت رو واسه دل خودت میخوری لباست رو واسه دل مردم میپوشی. یعنی که توی خونه‌ات ممکنه نون خالی بخوری، کسی نمیبینه ولی لباست رو همه میبینن پس خوب بپوش. خانوم جون خدابیامرز میگفت: همیشه پوستت رو بشکاف، پولتو بذار توش. یعنی همیشه برای ...

۵ ساعت پیش
8K
#جواب_سوالایه_زیر_رو_تا_جایی_ک_بلدی_میتونی_بنویس 😂 😂 😂 😂 چرا آب خیسه ؟ مرغ همسایه چند سالشه ؟ چرا ماهی آبمیوه نمی خوره ؟ لاستیک عشقت پنچر شه چیکار میکنی؟  مرغ اول اومده یا تخمرغ؟ از نظر شما ...

#جواب_سوالایه_زیر_رو_تا_جایی_ک_بلدی_میتونی_بنویس 😂 😂 😂 😂 چرا آب خیسه ؟ مرغ همسایه چند سالشه ؟ چرا ماهی آبمیوه نمی خوره ؟ لاستیک عشقت پنچر شه چیکار میکنی؟  مرغ اول اومده یا تخمرغ؟ از نظر شما عشق چیههههههههه؟ اگه اهدای قلب کنی به کی قلبتو اهدا میکنی؟ علم بهتر یا ثروت؟ ...

۵ ساعت پیش
28K
سناریو وقتی با اعضا قسمت آخر مانکن می‌بینی (ساری برای موض چرت) نامجون : قسمت های قبلش رو خودم تنها دیده بودم اما امروز مونی به شدت اصرار داشت که همراه من ببینه خودمم نمی‌دونم ...

سناریو وقتی با اعضا قسمت آخر مانکن می‌بینی (ساری برای موض چرت) نامجون : قسمت های قبلش رو خودم تنها دیده بودم اما امروز مونی به شدت اصرار داشت که همراه من ببینه خودمم نمی‌دونم چرا +مونی تو بیست و پنج قسمت رو ندیدی حالا میخوای قسمت اخر رو ببینی؟؟؟ ...

۱۲ ساعت پیش
37K
اگه نوازشت کرد و بلد نبود آروم نوک انگشتش رو بکشه روی مرمر نرم تنت ، اگه بوسیدت و بلد نبود بعدش تو چشمات نگاه کنه ، اگه دلت گرفته بود و عرضه نداشت تو ...

اگه نوازشت کرد و بلد نبود آروم نوک انگشتش رو بکشه روی مرمر نرم تنت ، اگه بوسیدت و بلد نبود بعدش تو چشمات نگاه کنه ، اگه دلت گرفته بود و عرضه نداشت تو رو بخندونه ، اگه کنارت زیر بارون قدم نزد و محو تماشا کردن صورت خیست ...

۱۲ ساعت پیش
25K
...🗣 دکترا گفتن ۳ روز دیگه بیشتر زنده نمیمونه... هرکاری از دستم برمیومد براش کردم هرجا که دلش میخواست بردمش قرض کردم تا بتونم به آرزوهاش برسونمش روزا رو باهم خوش بودیم و میخندیدیم شبا ...

...🗣 دکترا گفتن ۳ روز دیگه بیشتر زنده نمیمونه... هرکاری از دستم برمیومد براش کردم هرجا که دلش میخواست بردمش قرض کردم تا بتونم به آرزوهاش برسونمش روزا رو باهم خوش بودیم و میخندیدیم شبا هم میومدیم باهم گریه میکردیم شاید کسی تجربه نکرده باشه باهم گریه کردن رو همه ...

۱۲ ساعت پیش
24K
پارت ۸ یاس و ........ یاس در را باز کرد و هانا رو دید که پشتش بهشه و یاس سریع در رو بست و به در تکیه داد اون کلا در حد ۵_۶دعوا هانا رو ...

پارت ۸ یاس و ........ یاس در را باز کرد و هانا رو دید که پشتش بهشه و یاس سریع در رو بست و به در تکیه داد اون کلا در حد ۵_۶دعوا هانا رو میشناخت و میدونست چقدرمعروفه و خود شیفته و بعد شروع کرد :وای خدا من چرا ...

۱۲ ساعت پیش
49K
#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره ...

#پارت۱۶۷ اهورا خیره توی صورتم بود، داشتم اذیت می‌شدم! دنبال یه راه بودم تا از زیر نگاهش که برام مثل یه کوره داغ بود خلاص بشم که صدای پیامک گوشیم رشته نگاه اهورا رو پاره کرد و باعث شد به گوشیم خیره بشه. با دستایی لرزون گوشیم رو باز کردم ...

۱۳ ساعت پیش
54K
#پارت۱۶۶ پسره: پس به دست و پای دوشیزه افتادی! با حرفی که زد همه خندیدن، خنده آروم و متینی کردم که باعث شد پسره رو به من بگه: دوشیزه محترم معرفی نمی‌کنن؟! از لحن مودبانه ...

#پارت۱۶۶ پسره: پس به دست و پای دوشیزه افتادی! با حرفی که زد همه خندیدن، خنده آروم و متینی کردم که باعث شد پسره رو به من بگه: دوشیزه محترم معرفی نمی‌کنن؟! از لحن مودبانه و شوخ‌طبش خوشم اومد، با لبخند دهن باز کردم تا حرفی بزنم ولی اهورا زودتر ...

۱۳ ساعت پیش
39K
#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد ...

#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد هم استاد بازیش گل کرد و اون ساعت منو از کلاس اخراج کرد. ماهور: این ...

۱۳ ساعت پیش
59K
#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد ...

#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد و گفت: عزیز دل من اومده؟! با آغوش باز به سمتش رفتم و خودم رو ...

۱۳ ساعت پیش
52K
حضرت موسی پیامبر خیلی با حالیه ، یه سوال هایی از خدا پرسیده که هیچ پیامبر دیگه ای جرات پرسیدنش رو نداشته !حضرت موسی یکبار از خدا پرسید : خدایا اگه آدم بودی چیکار می‌کردی ...

حضرت موسی پیامبر خیلی با حالیه ، یه سوال هایی از خدا پرسیده که هیچ پیامبر دیگه ای جرات پرسیدنش رو نداشته !حضرت موسی یکبار از خدا پرسید : خدایا اگه آدم بودی چیکار می‌کردی خدا از دستت راضی بشه ؟خدا فرمود : روی زمین می‌گشتم ببینم چه کسی هست ...

۱۳ ساعت پیش
12K
#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام ...

#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام و نپوشوندم چون نمیخاستم جلب توجه کنم...اصلا میترسم مثل قبل بپوشم منو بشناسن تا این ...

۱۴ ساعت پیش
60K
#پارت_80 اینقدر حرف زدیم و زدیم تا بقیه بچه ها هم رسیدن...انگار اینقدرترسیده بودن که همه رو خبر کرده بودن... . از قیافه ی عصبی و فوق العاده حرصیه توماس خندم گرفته بود...جوری نگاهم میکرد ...

#پارت_80 اینقدر حرف زدیم و زدیم تا بقیه بچه ها هم رسیدن...انگار اینقدرترسیده بودن که همه رو خبر کرده بودن... . از قیافه ی عصبی و فوق العاده حرصیه توماس خندم گرفته بود...جوری نگاهم میکرد که انگار میخاد با تبر بزنه گردنم و قطع کنه...ولی جولوی بچه ها کاری نمیکرد... ...

۱۴ ساعت پیش
59K
#پارت_79 اروم اروم با همون سر پایین عقب عقب رفتم و خاستم از کنارش رد بشم که گفت:وایسا... .سرجام خشکم زد و لبام و محکم گاز گرفتم که ادامه داد:برگرد بزار صورتت رو ببینم...العان... .چشمام ...

#پارت_79 اروم اروم با همون سر پایین عقب عقب رفتم و خاستم از کنارش رد بشم که گفت:وایسا... .سرجام خشکم زد و لبام و محکم گاز گرفتم که ادامه داد:برگرد بزار صورتت رو ببینم...العان... .چشمام و با ناله روی هم فشار دادم و خاستم برگردم که یهو صدای توماس اومد ...

۱۴ ساعت پیش
54K
#پارت_78 . داشتم همینطوری راه میرفتم که یهو دیدم همه ماشین ها و بقیه جمعیت... به سرعت کنار جاده ایستادن و به صف شدن و بعضیا حتی اومدن از ماشین ها بیرون و جولوی در ...

#پارت_78 . داشتم همینطوری راه میرفتم که یهو دیدم همه ماشین ها و بقیه جمعیت... به سرعت کنار جاده ایستادن و به صف شدن و بعضیا حتی اومدن از ماشین ها بیرون و جولوی در دست به سینه ایستادن... با تعجب داشتم نگاهشون میکنم که یهو با دیدن لیموزین سفیدی..که ...

۱۴ ساعت پیش
60K
#پارت_77 هنوز داشتم پر از بهت بهش نگاه میکردم که چشم غره ی وحشتناکی بهم رفت و هلم داد سمت اشپزخونه... . وارد اشپزخونه شدم و به دیوار تکیه زدم و دستم و روی قلبم ...

#پارت_77 هنوز داشتم پر از بهت بهش نگاه میکردم که چشم غره ی وحشتناکی بهم رفت و هلم داد سمت اشپزخونه... . وارد اشپزخونه شدم و به دیوار تکیه زدم و دستم و روی قلبم گزاشتم... . چکار باید بکنم؟...برم؟...نرم؟...اگه برم وعض بد تر بشه؟...اگه عاشق تر و وابسته تر ...

۱۴ ساعت پیش
62K
میگفتم دوست دارم.. میگفتی من بیشتر..میگفتم من بیشتر..میگفتی ن ..من بیشتر ؛؛دلم به اینا خوش بود که رفتی ازپیشم..فقط خواستم بهت ثابت کنم من بیشتر... یادته وقتایی که میگفتی دوسِت دارم و میگفتم «من بیشتر»؟ ...

میگفتم دوست دارم.. میگفتی من بیشتر..میگفتم من بیشتر..میگفتی ن ..من بیشتر ؛؛دلم به اینا خوش بود که رفتی ازپیشم..فقط خواستم بهت ثابت کنم من بیشتر... یادته وقتایی که میگفتی دوسِت دارم و میگفتم «من بیشتر»؟ حالا تو هِی به رویِ خودت نیار، ولی دیدی بهت ثابت شد «من بیشتر»؟ #بخونید ...

۱۴ ساعت پیش
45K
درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

۱۵ ساعت پیش
54K
Carpool karaoke with bts _ 25 فوریه اول از همه اوه نمیدونین برنامه کارپول کریوکی چی هس بهتره بهتون توضیح بدم : کارپول کریوکی یه برنامه ای که جیمز کوردن مجریش هست. تو این برنامه ...

Carpool karaoke with bts _ 25 فوریه اول از همه اوه نمیدونین برنامه کارپول کریوکی چی هس بهتره بهتون توضیح بدم : کارپول کریوکی یه برنامه ای که جیمز کوردن مجریش هست. تو این برنامه جیمز یه (یا چند) خواننده معروف سوار ماشین جیمز می‌شن و آهنگ های معروف خواننده ...

۱۶ ساعت پیش
12K