نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#رویای_غیرممکن #پارت21 ( ادامه داستان از زبون تهیونگ) بعد از اینکه سارا یکم حالش خوب شد به اتاقش رفت و منم تا در اتاقشون همراهیش کردم و الان توی اتاق خودمونم و دارم به این ...

#رویای_غیرممکن #پارت21 ( ادامه داستان از زبون تهیونگ) بعد از اینکه سارا یکم حالش خوب شد به اتاقش رفت و منم تا در اتاقشون همراهیش کردم و الان توی اتاق خودمونم و دارم به این فکر میکنم که شاید واقعا احساس من نسبت به سارا عشقه... دلم میخواد که با ...

۱۴ دقیقه پیش
2K
آخه بابا روی چه عقلی این حرفو میزد من بعضی وقتا از پس خودمم بر نمیومدم چه برسه حالا یهو پای یه زن و یه بچه هم به زندگیم کشیده بشه منی که هیچ تجربه ...

آخه بابا روی چه عقلی این حرفو میزد من بعضی وقتا از پس خودمم بر نمیومدم چه برسه حالا یهو پای یه زن و یه بچه هم به زندگیم کشیده بشه منی که هیچ تجربه و مهارتی برای زندگی دو نفره نداشتم...ما دو نفری که هیچوقت بهم با این نظر ...

۳۳ دقیقه پیش
5K
پارت 21 آخر شب دوباره کیان مسیج داد. نوشته بود : نمیتونی از حرف زدن با من فرار کنی.باید توضیحات منو بشنوی! و باید برای پسری که امروز دستشو گرفتی بهم توضیح بدی! اوهوع ، ...

پارت 21 آخر شب دوباره کیان مسیج داد. نوشته بود : نمیتونی از حرف زدن با من فرار کنی.باید توضیحات منو بشنوی! و باید برای پسری که امروز دستشو گرفتی بهم توضیح بدی! اوهوع ، چه غلطا ! به تو چه اصلا؟ سیرمونی نداره . زن داری دیگه ،بشین سر ...

۳ ساعت پیش
19K
پارت20 پسرا سه تا میز رو به هم چسبوندن و صندلی ها رو هم کنارشون گذاشتن. کنار پناه نشستم. شیوا خیلی علنی منو بد نگاه میکرد و ور دل برومند نشست اگر کسی هم در ...

پارت20 پسرا سه تا میز رو به هم چسبوندن و صندلی ها رو هم کنارشون گذاشتن. کنار پناه نشستم. شیوا خیلی علنی منو بد نگاه میکرد و ور دل برومند نشست اگر کسی هم در جریان نبود می فهمید داره برا من خط و نشون میکشه . دختر خوشگلی بود ...

۳ ساعت پیش
17K
پارت19❤ فکر کردم برای برومند بغل باز کرده که پناه بدو بدو رفت و پرید بغلش. ما که بهشون رسیدیم پناه از بغل اون پسره اومد بیرون . سلام کلی به جمع کردم و جواب ...

پارت19❤ فکر کردم برای برومند بغل باز کرده که پناه بدو بدو رفت و پرید بغلش. ما که بهشون رسیدیم پناه از بغل اون پسره اومد بیرون . سلام کلی به جمع کردم و جواب گرفتم . پناه شروع به معرفی کرد و اول از همه ام همون پسره رو ...

۳ ساعت پیش
17K
پارت18❤ یک هفته از شروع دانشگاه گذشته بود . پناه ، توی محیط دانشگاه واقعا برام پناه شده بود . من آدم اجتماع گریزی نیستم اما نمیتونم خیلی سریع با همه انس بگیرم یا با ...

پارت18❤ یک هفته از شروع دانشگاه گذشته بود . پناه ، توی محیط دانشگاه واقعا برام پناه شده بود . من آدم اجتماع گریزی نیستم اما نمیتونم خیلی سریع با همه انس بگیرم یا با هر کسی دوستی کنم . اینکه انقدر زود از پناه خوشم اومده بود و باهاش ...

۳ ساعت پیش
16K
#پارت_شصت_و_هشت #شوگا #لونا درست نمی ساعت بعد...درست بعد از اینکه من اماده ی این مراسم بودم...درست همون میوقع که به تماشاچیا زل زدم و خواستم لبمو باز کنم فردی و دیدم که شاید الان اصلا ...

#پارت_شصت_و_هشت #شوگا #لونا درست نمی ساعت بعد...درست بعد از اینکه من اماده ی این مراسم بودم...درست همون میوقع که به تماشاچیا زل زدم و خواستم لبمو باز کنم فردی و دیدم که شاید الان اصلا نمی خواستم ببینمش . واقعا چرا اینجوری شد ؟ پرده که کشیده شده بود ...و ...

۴ ساعت پیش
21K
جیمبن اربابببب اربابب جونگ کوک به پسرک خوشگلی که از پله ها پایین میومد نگاه کردم جیغ زدم این که جونگ کوک خودمونههه اون پسره که منو دزدیده بود با تعجب نگاهم کرد بعد یه ...

جیمبن اربابببب اربابب جونگ کوک به پسرک خوشگلی که از پله ها پایین میومد نگاه کردم جیغ زدم این که جونگ کوک خودمونههه اون پسره که منو دزدیده بود با تعجب نگاهم کرد بعد یه مشت زد تو کلم شات اپ جونگ کوک اومد طرفم و داد زد تو الان ...

۴ ساعت پیش
12K
#پارت_شصت_و_هفت لونا: زانو هامو بغل کردم و به دیوار اتاقم زل زدم . هنوز حرفش توی گوشم میپیچید : من میتونم جای اونو بگیرم ؟ سرمو تکون دادم . اون فقط واسه ی من یک ...

#پارت_شصت_و_هفت لونا: زانو هامو بغل کردم و به دیوار اتاقم زل زدم . هنوز حرفش توی گوشم میپیچید : من میتونم جای اونو بگیرم ؟ سرمو تکون دادم . اون فقط واسه ی من یک دوسته نه ؟ اما من هنوز که هنوزه فقط شوگا رو دوس دارم . مکافات ...

۷ ساعت پیش
22K
پارت ۱۷۷ ❤ جاذبه ی چشمات ♡ که پارسا و رل عرفان دست تو دست هم اونم رو به رومون که پارسا به دست من که تو دست عرفان بود نگاه کرد و اخم کرد ...

پارت ۱۷۷ ❤ جاذبه ی چشمات ♡ که پارسا و رل عرفان دست تو دست هم اونم رو به رومون که پارسا به دست من که تو دست عرفان بود نگاه کرد و اخم کرد که خندیدم و گفتم :عشقم بریم که عرفانم گفت :بری عزیزم از کنارشون رد شدیم ...

۱۰ ساعت پیش
25K
پارت ۵۳ : جونگ کوک بعد چند دقیقه دست داد. هم دیگ رو بغل کردن .از هم جدا شدن . لبخندی زدم و گفتم : جیمین و جونگ کوک من برای تولد وی برنامه هایی ...

پارت ۵۳ : جونگ کوک بعد چند دقیقه دست داد. هم دیگ رو بغل کردن .از هم جدا شدن . لبخندی زدم و گفتم : جیمین و جونگ کوک من برای تولد وی برنامه هایی دارم جونگ کوک : خب ما هم داریم میخوام تولد وی رو کنار دریا بگذرونیم ...

۱۰ ساعت پیش
26K
#پارت_دوم #محیا در افکار خودم بودم که نامی که همیشه لرز به قلبم مینداخت را از دهان عمه شنیدم ... خودم را به بی تفاوتی زدم اما تمام حواسم پی عمه که نه پی امیر ...

#پارت_دوم #محیا در افکار خودم بودم که نامی که همیشه لرز به قلبم مینداخت را از دهان عمه شنیدم ... خودم را به بی تفاوتی زدم اما تمام حواسم پی عمه که نه پی امیر عباسی بود که راجع بهش صحبت میکرد... -والا مژگان جان از تو چه پنهوون دلم ...

۲۳ ساعت پیش
21K
پارت شصت و هفت #ســـورن : یه گااااز از لپاش گرفتم که ... چکاوک : هییییع چرا دندون میگیری سورن : 😐 چکاوک : با توئماا سورن : 😐 چکاوک : اهاا ینی الان با ...

پارت شصت و هفت #ســـورن : یه گااااز از لپاش گرفتم که ... چکاوک : هییییع چرا دندون میگیری سورن : 😐 چکاوک : با توئماا سورن : 😐 چکاوک : اهاا ینی الان با زبون بی زبونی داری میگی کرم داشتم سورن : 😐 چڪاوڪــ : دیگه حرصمو در ...

۱ روز پیش
30K
#رویای_غیرممکن #پارت20 #قسمت1 بالاخره وسایلمو جمع کردم و دارم با برادرم خداحافظی میکنم. برادرم گفت: دلم برات تنگ میشه، تند تند بهم زنگ بزن باشه؟ گفتم : منم دلم برات تنگ می‌شه و حتما بهت ...

#رویای_غیرممکن #پارت20 #قسمت1 بالاخره وسایلمو جمع کردم و دارم با برادرم خداحافظی میکنم. برادرم گفت: دلم برات تنگ میشه، تند تند بهم زنگ بزن باشه؟ گفتم : منم دلم برات تنگ می‌شه و حتما بهت زنگ میزنم. بعد از یه بغل طولانی از برادرم جدا شدم و با چشم های ...

۱ روز پیش
34K
۸ سالم بود که عمه ام متوجه شد شوهرش با یک زن دیگه رابطه داره آبروریزی به پا کرد بعد فهمید فقط رابطه نیست زن را عقد هم کرده و حامله است. مدتی دعوا و ...

۸ سالم بود که عمه ام متوجه شد شوهرش با یک زن دیگه رابطه داره آبروریزی به پا کرد بعد فهمید فقط رابطه نیست زن را عقد هم کرده و حامله است. مدتی دعوا و جار و جنجال کرد. ۲۰ سالم که بود از هم جدا شدند. عمه ام ۵۶ ...

۱ روز پیش
35K
#رمان_ماهک #پارت_95 آرش و امیرعلی مدام سر به سر هم میزاشتن و من و ترانه هم گاهی میخندیدیم گاهی هم سعی میکردیم بینشون داوری کنیم. با ترانه روی نشسته بودیم که ترانه گفت: + ماهک ...

#رمان_ماهک #پارت_95 آرش و امیرعلی مدام سر به سر هم میزاشتن و من و ترانه هم گاهی میخندیدیم گاهی هم سعی میکردیم بینشون داوری کنیم. با ترانه روی نشسته بودیم که ترانه گفت: + ماهک تو چند سال با آرش تفاوت سنی داری؟ _ 13سال + چقدر زیاد _ اوهوم، ...

۱ روز پیش
31K
#عاشقانه یه شب مهتابیِ بهاری بود. لب دریا نشسته بودیم. پاهاش رو گذاشته بود تو آب و منم که مثل همیشه به‌جای دیدن و شنیدن صدای موج و پرنده ها، فقط به رقص موهاش تو ...

#عاشقانه یه شب مهتابیِ بهاری بود. لب دریا نشسته بودیم. پاهاش رو گذاشته بود تو آب و منم که مثل همیشه به‌جای دیدن و شنیدن صدای موج و پرنده ها، فقط به رقص موهاش تو باد نگاه میکردم. با زنگِ صداش به خودم اومدم -عادل، عادلم، با تواما... با لبخندی ...

۱ روز پیش
18K
✨ ﷽✨ ✅ داستان بسیار زیبا از زن بی حجاب و زن چادری 👌 زن هنوز کاملا وارد اتوبوس نشده بود که راننده ناغافل در رو بست و چادر زن لای در گیر کرد. داشت ...

✨ ﷽✨ ✅ داستان بسیار زیبا از زن بی حجاب و زن چادری 👌 زن هنوز کاملا وارد اتوبوس نشده بود که راننده ناغافل در رو بست و چادر زن لای در گیر کرد. داشت بازحمت چادر رو بیرون میکشید که یه زن نسبتا بدحجاب طوری که همه بشنوند گفت: ...

۱ روز پیش
47K
پارت ۵۱ : ( خودم ) گوشیم زنگ خورد .قبل از اینکه وی بلند شه سریع رفتم تو اتاق که گوشیمو بردارم . روی صفحه گوشیو نگا کردم . شماره ناشناس بود . جواب دادم ...

پارت ۵۱ : ( خودم ) گوشیم زنگ خورد .قبل از اینکه وی بلند شه سریع رفتم تو اتاق که گوشیمو بردارم . روی صفحه گوشیو نگا کردم . شماره ناشناس بود . جواب دادم : بله بفرمائید مامان : سلام خوبی من : اووووو چه عجب بعد پنج سال ...

۱ روز پیش
53K
پارت17 ❤ تشکر کردم و رفتم جلوی بوردی که گفته بود! کلاس رو پیدا کردم . انگاری باید یه طبقه میرفتم پایین ‌ رفتم و دیدم دو طبقه هم پایین وجود داره . یعنی با ...

پارت17 ❤ تشکر کردم و رفتم جلوی بوردی که گفته بود! کلاس رو پیدا کردم . انگاری باید یه طبقه میرفتم پایین ‌ رفتم و دیدم دو طبقه هم پایین وجود داره . یعنی با طبقه ی همکف و طبقه ی بالاش میشه چهار طبقه ی مختصر و مفید . ...

۱ روز پیش
35K