ویژه کنید
عکس و تصویر یڪے تعریف می‌ڪرد وقتے از نماز جماعت صبح بر می‌گشتم جماعتے را دیدم ڪه بزور ...

یڪے تعریف می‌ڪرد وقتے از نماز جماعت صبح بر می‌گشتم جماعتے را دیدم ڪه بزور قصد سوار ڪردن گاو نرے را در ماشین داشتند.
گاو مقاومت می‌ڪرد و حاضر نبود سوار ماشین بشود، من رفتم دستے به پیشانے گاو ڪشیدم؛
گاو مطیع شد و سوار شد.

من مغرور شدم و پیش خودم گفتم؛
«این از برڪت نماز صبح است.»

وقتی رسیدم خانه دیدم مادرم گریه و زارے می‌ڪند، علت را ڪه جویا شدم گفت «گاومان را دزدیدند!»

گاو مرا شناخته بود ولے من او را نشناختم.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...