نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

بعد از مراسم چهلم از اطرافیان خواستیم لباس های مشکی شون رو در بیارن ، اما خودمون نمی تونستیم! مامان به من و بهار می‌گفت: شما شوهرتون جوونه، باید حواستون به زندگیتون باشه، به خودتون ...

بعد از مراسم چهلم از اطرافیان خواستیم لباس های مشکی شون رو در بیارن ، اما خودمون نمی تونستیم! مامان به من و بهار می‌گفت: شما شوهرتون جوونه، باید حواستون به زندگیتون باشه، به خودتون برسید! با مشکی پوشیدن و عزاداری کردن برای عزیز، اون خدا بیامرز برنمیگرده!!! بهار بعد ...

۱ روز پیش
49K
#پارت_18 اینجا نمیبینم که بخاد با من دربیافته... . جوابش و با پوزخند دادم و گفتم:جدی؟...چطوره یه نگاه تو ایینه بندازی...فکر کنم اون موقع بفهمی احمق کیه... . نگاه خیره ی پر از حرصش و ...

#پارت_18 اینجا نمیبینم که بخاد با من دربیافته... . جوابش و با پوزخند دادم و گفتم:جدی؟...چطوره یه نگاه تو ایینه بندازی...فکر کنم اون موقع بفهمی احمق کیه... . نگاه خیره ی پر از حرصش و روی خودم حس میکردم و خندم گرفته بود ولی سعی کردم با اخم کردنم جولوی ...

۱ روز پیش
59K
‌ ‌‌‌Get Up every morning and remind Yourself

‌ ‌‌‌Get Up every morning and remind Yourself "I Can Do This"... هر‌روز‌صبح‌به‌خودت‌یادآوری‌کن"من‌میتونم‌ انجامش‌بدم"...😌 👍

۳ روز پیش
2K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هشتم *جیمین* مارنی رو دیدم که از دوست داشت میومد... راستش نمیدونستم بعد این همه سال و اون اتفاقی که افتاده بود چطوری میتونم باهاش حرف بزنم. راستش به خاطر هیونگم اینجا ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هشتم *جیمین* مارنی رو دیدم که از دوست داشت میومد... راستش نمیدونستم بعد این همه سال و اون اتفاقی که افتاده بود چطوری میتونم باهاش حرف بزنم. راستش به خاطر هیونگم اینجا اومدم اون گفت که مارنیو دوست داره و از من خواست که باهاش حرف بزنم ...

۳ روز پیش
58K
MAMAMOO’s Solar Explains Why She Auditioned For Nearly Every Agency Except SM . سولار در جدیدترین قسمت برنامه Yoo Hee Yeol’s Sketchbook درباره دوران پیش از دبیو خود صحبت کرد . مجری یو هی یول ...

MAMAMOO’s Solar Explains Why She Auditioned For Nearly Every Agency Except SM . سولار در جدیدترین قسمت برنامه Yoo Hee Yeol’s Sketchbook درباره دوران پیش از دبیو خود صحبت کرد . مجری یو هی یول از سولار پرسید چگونه خواننده شد و او پاسخ داد :” اتفاقی ، من برای ...

۴ روز پیش
45K
رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ...

رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ؟ _ خب راستش من که نه _ وا !!! پس تو کجا بودی ؟ ...

۱ هفته پیش
121K
- خدا رو شکر منم خوبم. یکم سرما خوردم بی حالم. + آره کیان گفت! با تعجب گفتم: کیان؟ کی گفت؟ + راستش من و شهریار یه تصمیمی گرفتیم. زنگ زدیم با کیان حرف زدیم ...

- خدا رو شکر منم خوبم. یکم سرما خوردم بی حالم. + آره کیان گفت! با تعجب گفتم: کیان؟ کی گفت؟ + راستش من و شهریار یه تصمیمی گرفتیم. زنگ زدیم با کیان حرف زدیم ، گفت خونه نیست و باید با تو مشورت کنه. منم گفتم خودم بهت زنگ ...

۱ هفته پیش
135K
every morning … The smell gives you an old! Enough that all night, I have a tight embrace; Imagine ...! هر صبح … بوی تو می دهد پیرهنم ! بس که تمامِ شب ، تنگ ...

every morning … The smell gives you an old! Enough that all night, I have a tight embrace; Imagine ...! هر صبح … بوی تو می دهد پیرهنم ! بس که تمامِ شب ، تنگ در آغوش گرفته ام ؛ خیالت را …! ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ هیونگوون من، پرنس قدبلندم همیشه سالم ...

۱ هفته پیش
10K
#پارت_۲۸ آنالے: نمیدونم این کاری که کردم درسته یانه....ولی به خاطر خانوادم هم که شده...باید انجام بدم...حتی اگه سخته.. تو افکار خودم غرق بودم که ماشین ایستاد.. دفعه قبلی چون مشغول فرار کردن بودم اصلا ...

#پارت_۲۸ آنالے: نمیدونم این کاری که کردم درسته یانه....ولی به خاطر خانوادم هم که شده...باید انجام بدم...حتی اگه سخته.. تو افکار خودم غرق بودم که ماشین ایستاد.. دفعه قبلی چون مشغول فرار کردن بودم اصلا یه نگاه به دور و اطرافم نکردم...اما الان که میبینم فک کنم بالاشهر تهرانیم...چون خونش ...

۱ هفته پیش
89K
#پارت_۲۷ روی دوزانو نشستم.. -مطمئنی؟؟! نگاهم کرد.....انگار دودل بود...نفس عمیقی کشید و زل زد تو چشام -آره -باش -از کی باید..شروع کنم؟! -همین الان..بلند شو هرچی وسیله میخوای جمع کن...چون...حالا حالا ها برنمیگردی اینجا یکم ...

#پارت_۲۷ روی دوزانو نشستم.. -مطمئنی؟؟! نگاهم کرد.....انگار دودل بود...نفس عمیقی کشید و زل زد تو چشام -آره -باش -از کی باید..شروع کنم؟! -همین الان..بلند شو هرچی وسیله میخوای جمع کن...چون...حالا حالا ها برنمیگردی اینجا یکم نگاهم کرد بعد بلند شد...معلوم بود بغض داره.. تا بلند شد انگار سرش گیج رفت..ـچون ...

۱ هفته پیش
45K
قضاوت کار خداس مرز جنون قسمت آخر 💙 _گمشو عوضی هرزه تو از اول دنبال هوس بودی فقط چرا باهام بازی کردی چرا من چرا از سادگیم سو استفاده کردی _ساکت باش شهلا ازدواج مون ...

قضاوت کار خداس مرز جنون قسمت آخر 💙 _گمشو عوضی هرزه تو از اول دنبال هوس بودی فقط چرا باهام بازی کردی چرا من چرا از سادگیم سو استفاده کردی _ساکت باش شهلا ازدواج مون زوری بود من یه غلطی کردم و مجبور شدم بگیرمت تو نامزدی خیلی تلاش کردم ...

۲ هفته پیش
79K
قضاوت کار خداس مرز جنون 💜 بالاخره بعد از یکسال و نیم نامزدی با حسین عقد کردم اما نه مراسمی نه چیزی کمی جهیزیه مادرم واسم جور کرد و راهی خونه بخت شدم تنها دلخوشیم ...

قضاوت کار خداس مرز جنون 💜 بالاخره بعد از یکسال و نیم نامزدی با حسین عقد کردم اما نه مراسمی نه چیزی کمی جهیزیه مادرم واسم جور کرد و راهی خونه بخت شدم تنها دلخوشیم این بود ک دیگ حالا زن رسمی حسینم و میتونم تو اون خونه تصمیم بگیرم ...

۲ هفته پیش
55K
✖ پارت چهاردهم✖ ⨰آرین⨱ اومد تو اتاق ....وای خدا حالا چجوری دوباره بهش بگم...این عصبی میشه.. هانیه:خب میشنوم ...بدووو -خب راستش هانیه،چرا درک نداری ...میدونی چقدر عاشقتم....میدونی چقدر دوست دارم...اصلا میدونی عشق چیه؟..... هانیه:هه تو ...

✖ پارت چهاردهم✖ ⨰آرین⨱ اومد تو اتاق ....وای خدا حالا چجوری دوباره بهش بگم...این عصبی میشه.. هانیه:خب میشنوم ...بدووو -خب راستش هانیه،چرا درک نداری ...میدونی چقدر عاشقتم....میدونی چقدر دوست دارم...اصلا میدونی عشق چیه؟..... هانیه:هه تو عمرم اگه معنی هیچی و بلد نباشم عشق و بلدم....عشق یک کیلو هوس توشه...دو کلیو ...

۲ هفته پیش
94K
∕پارت سوم∕ خب خب تابستون بود و خبری از دوستام نداشتم ....به سلین پیام دادم و یکم گپ زدیم ....بعد دیدم بعله سلین رل زده ....اسم رلشم ایلیا...بعد شماره ایلیا رو داد و بهش پیام ...

∕پارت سوم∕ خب خب تابستون بود و خبری از دوستام نداشتم ....به سلین پیام دادم و یکم گپ زدیم ....بعد دیدم بعله سلین رل زده ....اسم رلشم ایلیا...بعد شماره ایلیا رو داد و بهش پیام دادم....و دیگه ایلیا به من میگفت :آبجی و منم به اون داداش..همینطور که بهم پیام ...

۲ هفته پیش
58K
melania: I really don’t care. Do U Prime Minister : ok baby , this is my wish آخییی ترامپ ببین زنت چه جسارتی پیدا کرده حتی پشت کاپشنش به پریم چراغ سبز میده یک نصیحت ...

melania: I really don’t care. Do U Prime Minister : ok baby , this is my wish آخییی ترامپ ببین زنت چه جسارتی پیدا کرده حتی پشت کاپشنش به پریم چراغ سبز میده یک نصیحت از من به تو ، به جای اینکه این همه با دم شیر بازی کنی ...

۲ هفته پیش
10K
رمان دخترای شیطون پادت_۶۰ اراد:خوب قربونت برم داره واسه ما قیافه میگیره الان ارمانو ببین همش از صبح سرپا بوده تا الان ببین چه سرحاله به ارمان نگاه کردم دیدم داره چرت میزنه اراد:خوب یکم ...

رمان دخترای شیطون پادت_۶۰ اراد:خوب قربونت برم داره واسه ما قیافه میگیره الان ارمانو ببین همش از صبح سرپا بوده تا الان ببین چه سرحاله به ارمان نگاه کردم دیدم داره چرت میزنه اراد:خوب یکم خستست من:بله صد البته اراد:رزا من:جانم اراد:گوشیت شارژ پولی داره من:چ..چرا اراد:میخوام زنگ بزنم شارژ ...

۳ هفته پیش
80K