نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت ۶۴ : جونگ کوک : وقتی تحریک میکنی باید درد هاشو هم تحمل کنی من : خب فقط اگه گردنم کبود بشه جونگ کوک : تا دو ساعت دیگه کبود میشه حرسم در اومد ...

پارت ۶۴ : جونگ کوک : وقتی تحریک میکنی باید درد هاشو هم تحمل کنی من : خب فقط اگه گردنم کبود بشه جونگ کوک : تا دو ساعت دیگه کبود میشه حرسم در اومد از روم بلند شد و رفت بیرون اووووو یعنی نفهمید چی شد امیدوارم نفهمه بلند ...

۳۶ دقیقه پیش
6K
#پارت_۱۰۲ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو : شونه امو محکم به شونه اش زدم و راه افتادم. دستمو کشید. برزخی نگاش کردم اما از چشمای اون خون می چکید! نفس عصبی کشید و گفت: _باید معلوم ...

#پارت_۱۰۲ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو : شونه امو محکم به شونه اش زدم و راه افتادم. دستمو کشید. برزخی نگاش کردم اما از چشمای اون خون می چکید! نفس عصبی کشید و گفت: _باید معلوم بشه من نمی تونم از کنار این مسئله ی مهم به راحتی رد شم،چطور ممکنه ...

۷ ساعت پیش
46K
صدا کن مرا. صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا ...

صدا کن مرا. صدای تو خوب است. صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است. و تنهایی من شبیخون حجم تو ...

۷ ساعت پیش
24K
وقتی که من عاشق شدم من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم؛ عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته‌استکانی می‌زد و پانزده سال از خودم بزرگتر ...

وقتی که من عاشق شدم من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم؛ عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته‌استکانی می‌زد و پانزده سال از خودم بزرگتر بود ! اون هرروز به خونه پیرزن همسایه می‌اومد تا پیانو یاد بگیره. از قضا ...

۱۰ ساعت پیش
38K
پارت ۵۳ آیدا : عکس با لبخند عمیق یه نگاه به دوربین انداختم و آیدا هم رو سلفی تنظیم کرد و یه لبخند عمیق مثل من زد که چالاش پیدا شد و یه عکس انداختیم ...

پارت ۵۳ آیدا : عکس با لبخند عمیق یه نگاه به دوربین انداختم و آیدا هم رو سلفی تنظیم کرد و یه لبخند عمیق مثل من زد که چالاش پیدا شد و یه عکس انداختیم . من : بده ببینم . آیدا گوشی رو داد که وقتی عکسا رو دیدم ...

۱۰ ساعت پیش
42K
#داستان عاشقانه-غمگین...قسمت سوم آرش و مریم هر وقت بهم میرسیدند هفت شاخه گل به نشانه عشق بهم میدادند. و هر روز از روز قبل بیشتر عاشق یکدیگر میشدند. ولی یک روز که با هم قرار ...

#داستان عاشقانه-غمگین...قسمت سوم آرش و مریم هر وقت بهم میرسیدند هفت شاخه گل به نشانه عشق بهم میدادند. و هر روز از روز قبل بیشتر عاشق یکدیگر میشدند. ولی یک روز که با هم قرار گذاشته بودند. مریم هر چه منتظر شد دید آرش نیومد.یک ساعت،دوساعت آخر سر تصمیم گرفت ...

۱۱ ساعت پیش
25K
شعر

شعر "خطّ پایان" از شاعر "علی احمدی " آیه سی و چهارم سوره مبارکه اعراف : (إِذَا جَاءَ اَجَلُهُم لاَ یَستَأ خِروُنَ ساعَةً وَ لا ییَستَقدِموُن ) همانا زمانی که مرگ فرا رسد ، ساعتی پس و پیش نخواهد شد. خطّ پایان....... عمر ما هم عاقبت، روزی به پایان می ...

۱۳ ساعت پیش
20K
همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب چیست در همهمه دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند، که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال چیست در ...

همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب چیست در همهمه دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند، که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوترها چیست در کوشش بی حاصل موج چیست در خنده جام که تو ...

۱۳ ساعت پیش
13K
امروز خیلی ناراحت شدم، میخوام درد دل کنم. هم در فضای حقیقی، هم در فضای مجازی دیدم دخترها و پسرهایی که به شدت خودشونو باختند و افسرده شدند و گفتند به خودکشی هم فکر میکنند، ...

امروز خیلی ناراحت شدم، میخوام درد دل کنم. هم در فضای حقیقی، هم در فضای مجازی دیدم دخترها و پسرهایی که به شدت خودشونو باختند و افسرده شدند و گفتند به خودکشی هم فکر میکنند، به خاطر چی؟ به خاطر دوستی با جنس مخالف و اینکه دوستشون سؤاستفاده کرده و ...

۱۳ ساعت پیش
41K
#پارت_1 #انا . دستکش های نسوزم و دستم کردم و در فر رو باز کردم... . نگاهی به داخلش انداختم...قوربونش برم چه طلایی شده ای جانم... . سینیه فر و همینطوری که از داخل فر ...

#پارت_1 #انا . دستکش های نسوزم و دستم کردم و در فر رو باز کردم... . نگاهی به داخلش انداختم...قوربونش برم چه طلایی شده ای جانم... . سینیه فر و همینطوری که از داخل فر بیرون میکشیدم زیر لب اهنگ میخوندم و بدنم و با ریتمش تکون میدادم:هم نامهربونه.... هم ...

۱۴ ساعت پیش
32K
مُهر صدارت.............. گر بگویند که عشق تو شرارت باشد بوسه چیدن ز لَبَت عین رذالت باشد خیره گشتن به دو چشمان پُر از آتش تو به زمین و به زمان همچو اِهانت باشد وضع گردد ...

مُهر صدارت.............. گر بگویند که عشق تو شرارت باشد بوسه چیدن ز لَبَت عین رذالت باشد خیره گشتن به دو چشمان پُر از آتش تو به زمین و به زمان همچو اِهانت باشد وضع گردد چو دگر بار ، هوای تو کنم حاصلش ،رنج وغم و درد ومرارت باشد هر ...

۱۵ ساعت پیش
12K
یه روز صبح هم هست که حس میکنی از هیچکس دلخور نیستی. همه رو دوست داری. موقع پیاده روی قبل از طلوع صبح روی پل هوایی وسط بزرگراه می ایستی و بوسه هاتو پر میدی ...

یه روز صبح هم هست که حس میکنی از هیچکس دلخور نیستی. همه رو دوست داری. موقع پیاده روی قبل از طلوع صبح روی پل هوایی وسط بزرگراه می ایستی و بوسه هاتو پر میدی تو هوا، به نیت شفای هرکسی که بی بوسه مونده این ور اون ور دنیا. ...

۱۸ ساعت پیش
28K
در خیالات خودم میگردم اما نیستی نیمه شب می آیی و تا صبح فردا نیستی یک زمانی مونسم بودی نمیدانم چرا فکر رفتن میکنی اهل مدارا نیستی ضجه ها را ریختم دیشب کنار پنجره آمدی ...

در خیالات خودم میگردم اما نیستی نیمه شب می آیی و تا صبح فردا نیستی یک زمانی مونسم بودی نمیدانم چرا فکر رفتن میکنی اهل مدارا نیستی ضجه ها را ریختم دیشب کنار پنجره آمدی دیدی ولی فکر تسلا نیستی واژه واژه شعر می بافم در این شهر فریب یخ ...

۱۸ ساعت پیش
16K
نه آرشام..این اسمش قتل نیست..این هم بخشی از کار و هدف ماست..برات یه مثال می زنم..تو اگه بخوای قله ای رو فتح کنی باید موانع رو هم از سر راهت برداری..اون موانع هر چیزی می ...

نه آرشام..این اسمش قتل نیست..این هم بخشی از کار و هدف ماست..برات یه مثال می زنم..تو اگه بخوای قله ای رو فتح کنی باید موانع رو هم از سر راهت برداری..اون موانع هر چیزی می تونه باشه.. چه موجودی که دارای حیاته..چه حتی یه تخته سنگ که اگه زیر پات ...

۱۸ ساعت پیش
57K
اماده ی شلیک شدم و در اخرین لحظه رو بهش گفتم :منصوری..درسته؟!.. چشماش از تعجب بازتر شد..پس حدسم درست بود.. تا خواست حرفی بزنه بچه ها رو صدا زدم..اسلحه رو پرت کردم طرف یکیشون که ...

اماده ی شلیک شدم و در اخرین لحظه رو بهش گفتم :منصوری..درسته؟!.. چشماش از تعجب بازتر شد..پس حدسم درست بود.. تا خواست حرفی بزنه بچه ها رو صدا زدم..اسلحه رو پرت کردم طرف یکیشون که رو هوا قاپید.. پوزخند زدم و در حالی که نگام به اون بود گفتم: می ...

۱۹ ساعت پیش
58K
انبر و جلوی صورتش گرفتم.. -می دونی می خوام با این وسایل چکار کنم؟!..اره؟!..بذار خودم بهت بگم..تموم اینا برای اینه که حافظه ت و بهت برگردونم..و اینو بدون تا وقتی که برنگشته باشه سرجاش..منم دست ...

انبر و جلوی صورتش گرفتم.. -می دونی می خوام با این وسایل چکار کنم؟!..اره؟!..بذار خودم بهت بگم..تموم اینا برای اینه که حافظه ت و بهت برگردونم..و اینو بدون تا وقتی که برنگشته باشه سرجاش..منم دست از کار نمی کشم.. نفس نفس می زد..ولی خیلی خوب خودش و کنترل می کرد..انبر ...

۱۹ ساعت پیش
53K
ندا دختره خشکلی بود نمیشد اینو نا دیده گرفت یه روزی واقعا دوسش داشتم ب پاکیش ایمان داشتم حتی ب مادرم و خانوادم اونو ب عنوان همسر ایندم معرفی کردم ولی وقتی فهمیدم قبلا رابطه ...

ندا دختره خشکلی بود نمیشد اینو نا دیده گرفت یه روزی واقعا دوسش داشتم ب پاکیش ایمان داشتم حتی ب مادرم و خانوادم اونو ب عنوان همسر ایندم معرفی کردم ولی وقتی فهمیدم قبلا رابطه داشته طلافی همه اون عشق پاکمو ازش گرفتم..من مطمعن بودم ک اون بچه مال منه ...

۱۹ ساعت پیش
35K
🌹 جز عشق نبود هیچ دمساز مرا نی اول و نی آخر و آغاز مرا...! 🌿 حالِ این روزهایمان به شما بستگی دارد محمود.... اگر حالمان را بپرسی مگر می‌شود بگوییم بدیم؟ حال ما خوب ...

🌹 جز عشق نبود هیچ دمساز مرا نی اول و نی آخر و آغاز مرا...! 🌿 حالِ این روزهایمان به شما بستگی دارد محمود.... اگر حالمان را بپرسی مگر می‌شود بگوییم بدیم؟ حال ما خوب است ... اما تو باور نکن 🍂 این روز ها دوست داشتنتان جرات می‌خواهد یک ...

۲۱ ساعت پیش
49K