نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان دخترای شیطون پارت_۷۹ دیگ تحمل نداشتم زدم زیر گریه با هق هق گفتم‌ من:هر کاری بخوای برات میکنم فقط تو رو خدا کاری به اراد نداشته باش بهنود:هرکاری؟ سرمو تکون دادم بهنود:باشه پس منتظر ...

رمان دخترای شیطون پارت_۷۹ دیگ تحمل نداشتم زدم زیر گریه با هق هق گفتم‌ من:هر کاری بخوای برات میکنم فقط تو رو خدا کاری به اراد نداشته باش بهنود:هرکاری؟ سرمو تکون دادم بهنود:باشه پس منتظر باش تا بهت بگم چه کاری بکن در حالی اشکامو با پشت دست پاک میکردم ...

۱۶ ساعت پیش
32K
#رمان_مثلث_برمودا پارت④⑧ از جام بلند شدم و وایسادم مامورا دستبند به مهراد و جانی زده بودن چشامو بستم و جلو همه گفتم: دوست دارم وقتی چشامو باز کردم جانی داشت از خنده منفجر می شد ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت④⑧ از جام بلند شدم و وایسادم مامورا دستبند به مهراد و جانی زده بودن چشامو بستم و جلو همه گفتم: دوست دارم وقتی چشامو باز کردم جانی داشت از خنده منفجر می شد فکر کرده بود دارم به اون میگم از اولم خر بود +هوی فکر مفت نکن ...

۱ روز پیش
55K
قوی سیاه درمورد ستاره ایه که وقتی میبینه داره خودشو به آب و آتیش میزنه تا نقش اصلی رو بدست بیاره، فشار زیادی رو روی خودش احساس میکنه و اونجاست که از واقعیت دور میوفته ...

قوی سیاه درمورد ستاره ایه که وقتی میبینه داره خودشو به آب و آتیش میزنه تا نقش اصلی رو بدست بیاره، فشار زیادی رو روی خودش احساس میکنه و اونجاست که از واقعیت دور میوفته و خودشو وسط یه کابوس پیدا میکنه

۲ روز پیش
12K
#داستان لحظه ی آخر که داشت میرفت بغض کرده بودم از رفتن متنفر بودم.. خم شد کفشاشو بپوشه بعد ایستاد دستی کشید تو موهای کم پشتش.. لباسشو مرتب کرد دستشو آورد جلو گفت: این آخرین ...

#داستان لحظه ی آخر که داشت میرفت بغض کرده بودم از رفتن متنفر بودم.. خم شد کفشاشو بپوشه بعد ایستاد دستی کشید تو موهای کم پشتش.. لباسشو مرتب کرد دستشو آورد جلو گفت: این آخرین باره.. کاری نداری؟ نگاهم به دستش بود.. دستمو گذاشتم بین دستش و به آرومی فشار ...

۲ روز پیش
86K
قبلش در زد و با همون اخمی که از دیروز صورتش بود اومد داخل. منم بهش اهمیت ندادم و به کار خودم رسیدم. رفت تو اتاق لباسها و نیم ساعت بعد با یه ساک که ...

قبلش در زد و با همون اخمی که از دیروز صورتش بود اومد داخل. منم بهش اهمیت ندادم و به کار خودم رسیدم. رفت تو اتاق لباسها و نیم ساعت بعد با یه ساک که پرش کرده بود اومد بیرون. از روی میز عطر و اسپری و و از تو ...

۴ روز پیش
105K

"Part6" گیلدا (طبیب کوچک) حشمتی بدون در زدن وارد اتاق شد و گفت :..... با حرفی که زد ، یه ضرب بلند شدم و از اتاق زدم بیرون .... حشمتی : ارباب شما استراحت کنید من خودم ..... به ارباب گفتن های حشمتی توجه نکردم . اگر من خان این ...

۵ روز پیش
132K
فصل اول(از زبان آرشام) با اخم غلیظی نگاهش کردم..گریه می کرد..برام مهم نبود..ای کاش خفه می شد..صداش رو اعصابم بود.. رو بهش کردم و با صدای بلند گفتم :هستی برو پایین .. با گریه داد ...

فصل اول(از زبان آرشام) با اخم غلیظی نگاهش کردم..گریه می کرد..برام مهم نبود..ای کاش خفه می شد..صداش رو اعصابم بود.. رو بهش کردم و با صدای بلند گفتم :هستی برو پایین .. با گریه داد زد :نمی خوام..آرشام..چرا درکم نمی کنی؟..تو که می دونی عاشقتم..چرا با من همچین معامله ای ...

۵ روز پیش
123K
برندون یوری توی بیلبورد به اینصورت اومد رواستیج و پارتشو با تیلور اجرا کرد سو من الان همچین تصوری از کوکی در آینده دارم شما چی؟☂ 😻 ☂ 😻 ☂ 🌂 🌂 🌂 . .. ...

برندون یوری توی بیلبورد به اینصورت اومد رواستیج و پارتشو با تیلور اجرا کرد سو من الان همچین تصوری از کوکی در آینده دارم شما چی؟☂ 😻 ☂ 😻 ☂ 🌂 🌂 🌂 . .. #بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #جین #نامجون #یونگی #هوسوک #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کی_پاپ #bts #bangtanboys #army #jin ...

۶ روز پیش
8K

"Part5" گیلدا(طبیب کوچک) *زمان حال* بی حــال داشت میومد سمتی که من ایستاده بودم . یه نفر از بینشون که کمتر کتک خورده بود. تفنگ به دست اومد سمت مرده _ نفسات به شمارش افتاده ، کم کم نمیتونی نفس بکشی ، بعد پاهات بی جون میشه و در آخر ...

۶ روز پیش
43K
میگن umbrella یا همون چتر تو لاتین میشه همون shadow خودمون😭 ☂ پ.ن:درحالی که بی تی اس را درحال رقص با چتر تصور میکند اِلا اِلا اِلا اِ اِ آندِر مای آمبرلا گویان در افق ...

میگن umbrella یا همون چتر تو لاتین میشه همون shadow خودمون😭 ☂ پ.ن:درحالی که بی تی اس را درحال رقص با چتر تصور میکند اِلا اِلا اِلا اِ اِ آندِر مای آمبرلا گویان در افق محو میشود☂ 🌂 ☂ 🌂 ☂ . . #بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #جین #نامجون #یونگی #هوسوک ...

۶ روز پیش
8K
عشق های من تو زندگی نسبت ب کار اول نقاشی بود بعد آشپزی و...تو فکر فردا بودم ک چشمام سنگین شد و خوابم برد. علیرضا:+محمد داداش چطوری؟-مرسی قربونت ...+چخبر چیکار کردی؟!-همه چی اوکیه براش بلیط ...

عشق های من تو زندگی نسبت ب کار اول نقاشی بود بعد آشپزی و...تو فکر فردا بودم ک چشمام سنگین شد و خوابم برد. علیرضا:+محمد داداش چطوری؟-مرسی قربونت ...+چخبر چیکار کردی؟!-همه چی اوکیه براش بلیط گرفتم فردا هشت و نیم شب +اوک ،الانه پیشته؟-آره ..چطور؟کاریش دادی؟!+ن داداش فردا سر ظهر ...

۷ روز پیش
72K
#رمان_ماهک #پارت_156 اما خوابم نبرد و با صدای ارش چشمامو باز کردم که میگفت لباست رو عوض کن سرما میخوری... لجوجانه چشمام رو روی هم فشار دادم و گفتم سرما نمی خورم آرش بذار بخوابم ...

#رمان_ماهک #پارت_156 اما خوابم نبرد و با صدای ارش چشمامو باز کردم که میگفت لباست رو عوض کن سرما میخوری... لجوجانه چشمام رو روی هم فشار دادم و گفتم سرما نمی خورم آرش بذار بخوابم اون هم تهدید وارانه گفت اگر بلند نشی مجبورم خودم لباستو عوض کنم... مطمعن بودم ...

۱ هفته پیش
36K
این شوگا کج میکنه دهنشو میخونه من میخوام دهنَمه جر بدم چطور در عان واحد هم کیوته هم سسکی اصن جر میخورم من پاره بای😧 😧 😧 😧 😲 😲 😲 😲 😍 😍 😍 ...

این شوگا کج میکنه دهنشو میخونه من میخوام دهنَمه جر بدم چطور در عان واحد هم کیوته هم سسکی اصن جر میخورم من پاره بای😧 😧 😧 😧 😲 😲 😲 😲 😍 😍 😍 😍 😍 . . #بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #جین #نامجون #یونگی #هوسوک #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کی_پاپ ...

۱ هفته پیش
5K
عایا کسی مونده با کامبک تریلر شدو جر نخورده باشه؟؟ قشنگ ینی پارهههههههه شب همه شوگایی😎 😎 😎 . . #بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #جین #نامجون #یونگی #هوسوک #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کی_پاپ #bts #bangtanboys #army #jin ...
عکس بلند

عایا کسی مونده با کامبک تریلر شدو جر نخورده باشه؟؟ قشنگ ینی پارهههههههه شب همه شوگایی😎 😎 😎 . . #بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #جین #نامجون #یونگی #هوسوک #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کی_پاپ #bts #bangtanboys #army #jin #namjoon #yoongi #hoseok #jimin #jungkook #kpop #BTS #ARMY #suga #shaddow

۱ هفته پیش
7K