ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_نهم #بک_کیونگ #لونا و از روی زمین بلند شد و از سالن غذا خوری بیرون ...

#پارت_نهم
#بک_کیونگ #لونا

و از روی زمین بلند شد و از سالن غذا خوری بیرون رفت . نگران به بک کیونگ نگاه کردم و که منظورمو فهمید و
غذاشو کنار گذاشت و رفت دنبالش .
لونا :

نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم مشتمو روی درخت روبه روم خالی نکنم .
بک کیونگ : لونا .
با صداش سرمو به سمت عقب برگردوندم و گفتم : چیه ؟
هول زده گفت : میدونی که واسه قلبت بده استرس و همینطور.....
قبل از اینکه حرفشو کامل کنه کرواتشو دور دستم پیچوندم و نزدیک خودم کردمش که با استرس گفت : لونا. یا خدا چرا اینجوری شدی؟
لبخند شیطنت باری زدمو اروم گفتم : جرئت یا حقیقت ؟
بک کیونگ : روانی شدی ؟
+ زود باش بگو .
بک کیونگ : حقیقت .
+ یک کاری بگم میکنی ؟
بک کیونگ : از اونجایی که کارات شیطانیه جرئت .
خب . عالی شد . گور خودشو کند . + پس باید یک کاری برام بکنی . اونم اینه که به مدت یک هفته هرکاری که شوگا ازش بدش میاد و برام لیست کنی . بدون کم و کسری .
وقتی جرئت توی چشمامو دید . متوجه شد بازی شروع شده .
از خودم دورش کردم و دکمه های پیرهنمو باز کردم . تاپ مشکی تو ی تنم یکم زیادی تنگ بود .
بک کیونگ روشو اونور کرد و من پیرهنمو زیر شیر آب گرفتم . لااقل کثیفیش میره .

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...