نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

✨ من دلم برای خودم نمی‌سوزد یا حتی برای تو! دلم برای عشقی می‌سوزد که سوخت به پای ما به پای ترس تو به پای غرور من ترس تو از خراب شدن دوباره‌ی همه چیز ...

✨ من دلم برای خودم نمی‌سوزد یا حتی برای تو! دلم برای عشقی می‌سوزد که سوخت به پای ما به پای ترس تو به پای غرور من ترس تو از خراب شدن دوباره‌ی همه چیز غرور من برای اینکه به تو نگویم چقدر دوستت دارم ترست از نه شنیدن غرورم ...

۱ ساعت پیش
3K
#ویرانگران_رنگی پارت۱۶ لارینا* باورم نمیشد دارم میریم ب همه چیو رو بهش بگم* لی* از کنجکاوی دارم میمیرم اهههه!!! اوفففف ینی چیشده؟!!! لارینا* رسیدم دم در خونه میچا* در زدم* درو باز کرد* میچا:اممم.....سلام لارینا ...

#ویرانگران_رنگی پارت۱۶ لارینا* باورم نمیشد دارم میریم ب همه چیو رو بهش بگم* لی* از کنجکاوی دارم میمیرم اهههه!!! اوفففف ینی چیشده؟!!! لارینا* رسیدم دم در خونه میچا* در زدم* درو باز کرد* میچا:اممم.....سلام لارینا تو اینجا چیکار میکنی!؟؟ لارینا:امدم باهات حرف بزنم!! میچا:بیا داخل میچا:جالا درباره چی میخوای باهام ...

۳ ساعت پیش
16K
سلام عرض ادب در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی ...

سلام عرض ادب در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی بوده ! سوم ممکنه قبل از رفتن با رهبری خدا حافظی کرد و ما ندیدیم ...

۴ ساعت پیش
33K
ژنرالی که نگهبانی داد با قنداق اسلحه به پهلویش زدم و خوابش را پاره کردم و گفتم:«پاشو، نوبت نگهبانی شماست.» آن بنده خدا هم بلند شد، اسلحه را گرفت و خسته نباشیدی گفت و رفت ...

ژنرالی که نگهبانی داد با قنداق اسلحه به پهلویش زدم و خوابش را پاره کردم و گفتم:«پاشو، نوبت نگهبانی شماست.» آن بنده خدا هم بلند شد، اسلحه را گرفت و خسته نباشیدی گفت و رفت سر پست. یکی از بسیجیان لشکر 17 علی ابن ابیطالب این گونه روایت کرده است: ...

۴ ساعت پیش
40K
می‏گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان‏مرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی ...

می‏گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان‏مرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، ...

۵ ساعت پیش
20K
راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که ...

راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود، آنجا زندگی می کرد. به جای اینکه با یک مرد مقدس ...

۵ ساعت پیش
50K
#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم ...

#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم بفهمم این بود که اون مرد سعی می‌کرد شلوارمو با زانوش بکشه پایین ولی از ...

۶ ساعت پیش
45K
خداوندا دلم بس گرفته است . خود دانی از چیست . از یک هفته بد بیاری و غم و غصه و تنهایی ! تنهایی نه از آن سو که بی کسی مرا رنج می دهد ...

خداوندا دلم بس گرفته است . خود دانی از چیست . از یک هفته بد بیاری و غم و غصه و تنهایی ! تنهایی نه از آن سو که بی کسی مرا رنج می دهد . از آن که تو ؛ آری تو ای بی منت دهنده تنهایم گذاری ! ...

۶ ساعت پیش
32K
جدال اینستاگرامی سیروان خسروی و مهراب قاسمخانی

جدال اینستاگرامی سیروان خسروی و مهراب قاسمخانی "مهراب جان قطعا به یاد داری که در ایام انتخابات پیشین با من تماس گرفتی و گفتی از طرف تیم آقای روحانی پیشنهاد شده که من(سیروان خسروی) در ازای دریافت دستمزد ٣ سانس کنسرت تهران، سه چهار آهنگ در تجمع هوادارهای ایشون در ...

۶ ساعت پیش
53K

"Part10" گیلدا(طبیب کوچک) برگشتـــم که دیدم افراد کیارش آهو رو گرفتن و به زور روی زمین میکشنش تا همراهــشون بره . حشمتـی: لعنت به منننننننننننن ارباببببببببببب لعنت به مننننننن دستم روی شونه اش گذاشتم و یه مشت دیگه حواله صورتش کردم و گفتم : هر چی تو اون دل بی ...

۶ ساعت پیش
44K
part6* مارلی: بلاخره هوای ازاد...موبایلمو در اوردم و از خودم عکس گرفتم و برا جینا فرستادم اون نتونست بیاد اخه دکتر گفته بود باید استراحت کنه. لبخندی زدم، ک میونگ کی رو دیدم مارلی: اوه ...

part6* مارلی: بلاخره هوای ازاد...موبایلمو در اوردم و از خودم عکس گرفتم و برا جینا فرستادم اون نتونست بیاد اخه دکتر گفته بود باید استراحت کنه. لبخندی زدم، ک میونگ کی رو دیدم مارلی: اوه میونی... میونگ کی منو دید و برام دست تکون داد داشت با چندتا از بچه ...

۶ ساعت پیش
31K
#crazy_stars #Nine9 [سوم شخص] مینهیونگ از توی توالت : بگیرین بکپییییین . پونی : خب برا چی؟ مینهیونگ *با مسواک اومد بیرون* : چون من تازه اومدم خوابم میاد-_- اوتا : واااا . تو خوابت ...

#crazy_stars #Nine9 [سوم شخص] مینهیونگ از توی توالت : بگیرین بکپییییین . پونی : خب برا چی؟ مینهیونگ *با مسواک اومد بیرون* : چون من تازه اومدم خوابم میاد-_- اوتا : واااا . تو خوابت میاد به ما چه ؟ تارا : ما دیشب ساعت 8 خوابیدیم که امشب کامل ...

۷ ساعت پیش
34K
گفتم: می‌دونی دورترین آرزوم چیه؟ گفت: نه گفتم: یک جایِ بی‌آدمِ پُرپرنده بشینیم‌و چای دارچین و شیرینی نخودی بخوریم؟ گفت: صبر کن، میریم گفتم:

گفتم: می‌دونی دورترین آرزوم چیه؟ گفت: نه گفتم: یک جایِ بی‌آدمِ پُرپرنده بشینیم‌و چای دارچین و شیرینی نخودی بخوریم؟ گفت: صبر کن، میریم گفتم: "اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیست همی‌کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب" گفت: قشنگ بود. گفتم: بیا یه روز بشینیم پای ...

۷ ساعت پیش
44K
#پارت_۳۱ نشته بود پشت میز...منم بالاسرش ایستاده بودم... به جلوش اشاره کرد -بشین منم اروم نشستم.... -بابات بهوش اومده... اول شکه شدم اما بعد چشام پر از اشک شد... -واقعا...کی؟!! -امروز صبح...سراغ تورو میگیره -امروز ...

#پارت_۳۱ نشته بود پشت میز...منم بالاسرش ایستاده بودم... به جلوش اشاره کرد -بشین منم اروم نشستم.... -بابات بهوش اومده... اول شکه شدم اما بعد چشام پر از اشک شد... -واقعا...کی؟!! -امروز صبح...سراغ تورو میگیره -امروز میرم میبینمش -مگه من گفتم برو.. با اخم غلیظی مونده بود نگاهم میکرد -ببخشید مگه ...

۷ ساعت پیش
14K
در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای رنگو برداشتم. بازش کردم و سریع قرصی رو از توش برداشتم و همین که خواستم نزدیک دهنم ببرم صدایی باعث ...

در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای رنگو برداشتم. بازش کردم و سریع قرصی رو از توش برداشتم و همین که خواستم نزدیک دهنم ببرم صدایی باعث شد مکث کنم: اگه خیلی اون قرصو بخوری...معتادش میشی. میدونستی؟ خیره نگاهش کردم. اون چی ...

۷ ساعت پیش
44K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 هفته ها می‌گذشت و من همچنان با ترانه قهر بودم موقع امتحانا شده بود از سالن امتحان اومدم بیرون و فرداش امتحان اخریمون بود توی حیاط دانشگاهمون بودم ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 هفته ها می‌گذشت و من همچنان با ترانه قهر بودم موقع امتحانا شده بود از سالن امتحان اومدم بیرون و فرداش امتحان اخریمون بود توی حیاط دانشگاهمون بودم ک محمود صدام زد _خانم محمدیان _سلام بله _شما جزوه فردا رو دارین _بله دارم ...

۸ ساعت پیش
37K
رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ...

رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ؟ _ خب راستش من که نه _ وا !!! پس تو کجا بودی ؟ ...

۸ ساعت پیش
52K
New song💥 #Poboon #Erfan😎 bia halamo khob kon🎗 نمیدونم ساعت چند شده بیبی آخه دلم برات تنگ شده خیلی آخه دوری همش جنگ شده لِیتلی نمیخوابم تا جوابمو بدی تکست میده میگه پیشم میمونی یا ...

New song💥 #Poboon #Erfan😎 bia halamo khob kon🎗 نمیدونم ساعت چند شده بیبی آخه دلم برات تنگ شده خیلی آخه دوری همش جنگ شده لِیتلی نمیخوابم تا جوابمو بدی تکست میده میگه پیشم میمونی یا نه ؟ همش توو فکرم الان بیرونی یا نه فکر موقعه ها که بیرونیم با ...

۸ ساعت پیش
26K
ساغر نمیبینی چقدر بی تابم نمیبینی چقدرنیاز دارم مراقبم باشی؟ نمیبینی بدون تو حالم خراب نیست؟ که نیستی بی پناه گوشه جهان نشسته و از سایه ها ترسیده ام که نیستی و سایه ها زورشان ...

ساغر نمیبینی چقدر بی تابم نمیبینی چقدرنیاز دارم مراقبم باشی؟ نمیبینی بدون تو حالم خراب نیست؟ که نیستی بی پناه گوشه جهان نشسته و از سایه ها ترسیده ام که نیستی و سایه ها زورشان به من رسیده باز کجا رانگاه میکنی که جهان من اینقدر تاریک است؟ مرا به ...

۸ ساعت پیش
15K