نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ژنرالی که نگهبانی داد با قنداق اسلحه به پهلویش زدم و خوابش را پاره کردم و گفتم:«پاشو، نوبت نگهبانی شماست.» آن بنده خدا هم بلند شد، اسلحه را گرفت و خسته نباشیدی گفت و رفت ...

ژنرالی که نگهبانی داد با قنداق اسلحه به پهلویش زدم و خوابش را پاره کردم و گفتم:«پاشو، نوبت نگهبانی شماست.» آن بنده خدا هم بلند شد، اسلحه را گرفت و خسته نباشیدی گفت و رفت سر پست. یکی از بسیجیان لشکر 17 علی ابن ابیطالب این گونه روایت کرده است: ...

۵ ساعت پیش
45K
راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که ...

راز خوشبختی بازرگانی پسرش را برای آموختن راز خوشبختی نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود، آنجا زندگی می کرد. به جای اینکه با یک مرد مقدس ...

۶ ساعت پیش
55K
#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم ...

#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم بفهمم این بود که اون مرد سعی می‌کرد شلوارمو با زانوش بکشه پایین ولی از ...

۶ ساعت پیش
48K

"Part10" گیلدا(طبیب کوچک) برگشتـــم که دیدم افراد کیارش آهو رو گرفتن و به زور روی زمین میکشنش تا همراهــشون بره . حشمتـی: لعنت به منننننننننننن ارباببببببببببب لعنت به مننننننن دستم روی شونه اش گذاشتم و یه مشت دیگه حواله صورتش کردم و گفتم : هر چی تو اون دل بی ...

۷ ساعت پیش
47K
عروس مرگ-قسمت ۲۸ #عروس_مرگ چهره ساده دخترک با آن چشمان قهوه ای و موهای لَختش که همراه باد خفیفی میرقصید،بسیار جلب توجه میکرد! *به رنگهای مختلف پاییزی نگاه میکردند. -من عاشق فصل پاییزم! هومن لبخندی ...

عروس مرگ-قسمت ۲۸ #عروس_مرگ چهره ساده دخترک با آن چشمان قهوه ای و موهای لَختش که همراه باد خفیفی میرقصید،بسیار جلب توجه میکرد! *به رنگهای مختلف پاییزی نگاه میکردند. -من عاشق فصل پاییزم! هومن لبخندی زد و گفت:چرا؟ کمی به فکر فرو رفت،با لبخند جواب داد:چون پاییز خیلی چیزها رو ...

۸ ساعت پیش
60K
رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ...

رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ؟ _ خب راستش من که نه _ وا !!! پس تو کجا بودی ؟ ...

۹ ساعت پیش
54K
🍀 آب، گوارا است و صدای آب هم آرامبخش است ... اما آبی که زلال باشد، وگرنه آب گل آلود نه گوارایی دارد و نه آرامش میبخشد.. من و تو مثل آبیم ؛ اگرصاف و ...

🍀 آب، گوارا است و صدای آب هم آرامبخش است ... اما آبی که زلال باشد، وگرنه آب گل آلود نه گوارایی دارد و نه آرامش میبخشد.. من و تو مثل آبیم ؛ اگرصاف و صادق باشیم، دیگران در کنار ما به آرامش خیال و امنیت میرسند و در کنار ...

۱۰ ساعت پیش
9K
🔴 ️مهم ترین بخش های بیانات عربی رهبر انقلاب 🔴 آمریکایی‌ها بدون اینکه جرئت کنند با سردار سلیمانی در نبرد روبه‌رو شوند، بزدلانه با هواپیما به او که به دعوت دولت عراق در فرودگاه بغداد ...

🔴 ️مهم ترین بخش های بیانات عربی رهبر انقلاب 🔴 آمریکایی‌ها بدون اینکه جرئت کنند با سردار سلیمانی در نبرد روبه‌رو شوند، بزدلانه با هواپیما به او که به دعوت دولت عراق در فرودگاه بغداد بود، حمله کردند/ برای چندمین بار خون فرزندان ایران و عراق مخلوط شد و در ...

۱۰ ساعت پیش
20K
https://plink.ir/7cbzb جلسه 20 (1392/05/08): چرا نپذیرفتن ولایت، انسان را جهنمی می‌کند؟ 🔸 باور به جاودانه بودن برخی از آدم‌ها در عذاب رذالت دشمن را بپذیریم باید باور کنیم که بعضی‌ها خیلی رذل هستند ناباوری بعضی‌ها ...

https://plink.ir/7cbzb جلسه 20 (1392/05/08): چرا نپذیرفتن ولایت، انسان را جهنمی می‌کند؟ 🔸 باور به جاودانه بودن برخی از آدم‌ها در عذاب رذالت دشمن را بپذیریم باید باور کنیم که بعضی‌ها خیلی رذل هستند ناباوری بعضی‌ها نسبت به پدیدۀ شوم صهیونیست تعابیر تند امام(ره) علیه مذهبی‌هایی ساده‌دل 🔸 پذیرش فرمان ولایت ...

۱۱ ساعت پیش
13K
ما خواستیم زندگیِ خوبی داشته باشیم و به همدیگر گفته بودیم «خداحافظ». ما خواسته بودیم آن یکی مواظبِ خودش باشد و هنوز به موقع پایمان را رویِ پدالِ ترمز می‌گذاشتیم، مسواک می‌زدیم، فیلم می‌دیدیم، به ...

ما خواستیم زندگیِ خوبی داشته باشیم و به همدیگر گفته بودیم «خداحافظ». ما خواسته بودیم آن یکی مواظبِ خودش باشد و هنوز به موقع پایمان را رویِ پدالِ ترمز می‌گذاشتیم، مسواک می‌زدیم، فیلم می‌دیدیم، به دوست‌هامان می‌گفتیم همه چیز رو به راه است. ما به همدیگر گفته بودیم خداحافظ و ...

۱۱ ساعت پیش
28K
JYP Shares Updates On Cases Of Legal Action To Protect 2PM And Stray Kids . در ۱۴ ژانویه، کمپانی JYP بیانیه‌ای راجع به اقدامات قانونی آژانس که برای حفاظت 2PM و استری کیدز در حال ...

JYP Shares Updates On Cases Of Legal Action To Protect 2PM And Stray Kids . در ۱۴ ژانویه، کمپانی JYP بیانیه‌ای راجع به اقدامات قانونی آژانس که برای حفاظت 2PM و استری کیدز در حال انجام است منتشر کرد. . بیانیه‌ی 2PM به شرح زیر است: . "سلام، این JYP ...

۱۱ ساعت پیش
22K
لطفا خوانده شود👇 عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است دادن سر نه عجب،داشتن سر عجب است ای سردار ای شهید ای بزرگ مرد ای قهرمان من سلام...سلام بر شمایی که جانتان را برای ...

لطفا خوانده شود👇 عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است دادن سر نه عجب،داشتن سر عجب است ای سردار ای شهید ای بزرگ مرد ای قهرمان من سلام...سلام بر شمایی که جانتان را برای حفظ جانِ ما فدا کردید سلام برشمایی که رفتید تا ما بمانیم... شمایی که یک ...

۱۲ ساعت پیش
43K
طبق اطلاعیه سال 2013 یعنی 7 سال پیش 7 اصیل زاده دور هم جمع شدند و یک اجلاس بین البنگتنی تشکیل دادند و نام آن را بی تی اس نهادند که ریشه آن از بنگتن ...

طبق اطلاعیه سال 2013 یعنی 7 سال پیش 7 اصیل زاده دور هم جمع شدند و یک اجلاس بین البنگتنی تشکیل دادند و نام آن را بی تی اس نهادند که ریشه آن از بنگتن بویز گرفته میشد که معنی آن پسران ضد گلوله بود (البته خودشان یه پا گلوله ...

۱۳ ساعت پیش
35K
ولی باید تحمل می کردم.. دستش و به سمتم دراز کرد.. –سلام..چه وقت شناس..راس ساعت رسیدی.. دستش و فشردم.. -سلام..من همیشه وقت شناسم و از اینکه کسی معطلم بذاره متنفرم.. لحنم بیش از حد جدی ...

ولی باید تحمل می کردم.. دستش و به سمتم دراز کرد.. –سلام..چه وقت شناس..راس ساعت رسیدی.. دستش و فشردم.. -سلام..من همیشه وقت شناسم و از اینکه کسی معطلم بذاره متنفرم.. لحنم بیش از حد جدی نبود..امشب رو باید تا حدی از جلد واقعیم بیرون می امدم .. –وقتی پیام دادی ...

۱۴ ساعت پیش
44K
یه سرمایه ی جزئی دارم که بلااستفاده نگهش داشتم..تا به الان هیچ قصدی روش نداشتم..ولی وقتی تعریف شما رو از پدرم و شرکای ایشون شنیدم و اینکه چقدر توی کارتون مهارت دارید..می خواستم اگه مایل ...

یه سرمایه ی جزئی دارم که بلااستفاده نگهش داشتم..تا به الان هیچ قصدی روش نداشتم..ولی وقتی تعریف شما رو از پدرم و شرکای ایشون شنیدم و اینکه چقدر توی کارتون مهارت دارید..می خواستم اگه مایل باشید این سرمایه رو به شما واگذار کنم و در عوض من و شریک خودتون ...

۱۴ ساعت پیش
34K
#دلنوشته چند وقت است احساس پوچی دارم حس مزخرف بودن مزخرف بودن خودم زندکی ام روزگارم حتی اطرافیانم همه مزخرف شده اند نه نه همه را خط زدم دوباره مینویسم قلم در دست میگیرم که ...

#دلنوشته چند وقت است احساس پوچی دارم حس مزخرف بودن مزخرف بودن خودم زندکی ام روزگارم حتی اطرافیانم همه مزخرف شده اند نه نه همه را خط زدم دوباره مینویسم قلم در دست میگیرم که بنویسم اما چه بنویسم؟همه چیز چرت شده اند چه چیزی برای نوشتن دارم؟یافتن همه ی ...

۱۴ ساعت پیش
55K
+ ارغوان!!! من عکس های شما رو دیدم! خیلی از توی عکس خوشگل ترید!!! ارغوان چیه بی ادب؟؟ کشمش دم داره!! ارغوان خانومی چیزی! این بار شهریار جلو اومد و دست این پسر غریبه غربی ...

+ ارغوان!!! من عکس های شما رو دیدم! خیلی از توی عکس خوشگل ترید!!! ارغوان چیه بی ادب؟؟ کشمش دم داره!! ارغوان خانومی چیزی! این بار شهریار جلو اومد و دست این پسر غریبه غربی رو گرفت و گفت: خوش اومدی آقا! من برادر ارغوان هستم. پسره مبهوت از اینکه ...

۱۵ ساعت پیش
63K
نفسِ شهر بند آمده بود، از ترافیک و دود و فتنه و ننگ شهر با سرفه‌های پی‌در‌پی، سخت چشم‌انتظارِ باران بود ناگهان از ستادِ استهلال، خبر آمد که ماه در راه است ظهرِ جمعه امامِ ...

نفسِ شهر بند آمده بود، از ترافیک و دود و فتنه و ننگ شهر با سرفه‌های پی‌در‌پی، سخت چشم‌انتظارِ باران بود ناگهان از ستادِ استهلال، خبر آمد که ماه در راه است ظهرِ جمعه امامِ آرامش، در مصلّای شهرِ تهران‌ بود #رهبر_انقلاب در خطبه‌های #نمازجمعه27دی: 🔹 ️ یک آیه پرمغز ...

۱۵ ساعت پیش
21K
کیان هم متوجه صدا شد و در ورودی رو باز کرد. من و بهار هم از آشپزخونه اومدیم بیرون و من کنار کیان ایستادم. از یه ماشین شاسی بلند خانم میانسالی پیاده شد. کیان کنار ...

کیان هم متوجه صدا شد و در ورودی رو باز کرد. من و بهار هم از آشپزخونه اومدیم بیرون و من کنار کیان ایستادم. از یه ماشین شاسی بلند خانم میانسالی پیاده شد. کیان کنار گوشم گفت: دختر عموم ایشونه! جیران! گفته بود هم سن و سال مامان منه اما ...

۱۶ ساعت پیش
45K