ویژه کنید
عکس و تصویر ده نامه به تو که در سایه ها پنهان شده ای {نامه دوم} حرف که ...

ده نامه به تو که در سایه ها پنهان شده ای

{نامه دوم}

حرف که زدیم گفتی که دیگر پشت سایه ها پنهان نمی شوی و انگار لزومی ندارد که برایت نامه بنویسم اما من دوست دارم باز هم برایت بنویسم هشت نامه دیگر که همه اش برای تو هستند که باید لا به لای دفتر کوچکی که خریده ام جا بگیرند تا روزی که آن را به دستت بدهم و احتمالا تا آن موقع برگه هایش زرد شده و تا خورده باشند ، آن موقع کجا خواهیم بود؟
حرف که می زدیم صدایت مانند کسی بود که کار اش را به پایان رسانده و می خواهد استراحت کند ، انگار که تازه از سفر برگشته باشی و همه اش درست بود چون وقتی روی صخره کوچکی نشسته بودم و به انتهای دریا جایی که قرمزی غروب آن را به آب های گرم خلیج وصل می کرد متوجه حضورت شدم!
تو برگشته بودی ! از ته دل می خندیدی و همراه سگت در ساحل می دویدی‌.
لبخند زدم و فکر کردم پایان دنیا کجاست ؟
همان جایی که با مرگ متصل است؟ و شاید هم نه ! شاید آخر دنیا جایی که در پس آن فضای دیگری متولد می شود، دنیایی همزمان با جهان ما ..جایی که آدم ها می توانند به همانی باشند که دلشان می خواهد ؛ در دنیای موازی من، تو همان نویسنده رمان های جنایی هستی و من پیشخدمت کافه با این تفاوت که آخر داستان ما باید همانطوری باشد که من دلم میخواهد.

همیشه به یاد تو
Anne

پ ن :چون فقط ویسگون رو دارم:))))))

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...