نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#رمان_جادوی_خاکستری پارت ۳ آماده شدیم و از خونه بیرون رفتیم وینا دست کوچولوش رو توی دستم گرفته بودم و با خوشحالی کنار من راه میومد. به یکی از فروشگاه های نزدیک خونه رفتیم داشتم برای ...

#رمان_جادوی_خاکستری پارت ۳ آماده شدیم و از خونه بیرون رفتیم وینا دست کوچولوش رو توی دستم گرفته بودم و با خوشحالی کنار من راه میومد. به یکی از فروشگاه های نزدیک خونه رفتیم داشتم برای وینا بستی میخریدم اصلا حواسم بهش نبود وقتی برگشتم که بستی رو بهش بدم دیدم ...

۵ ساعت پیش
36K
پایان زیاد در انتظار زمان نموند ، ورقه ها رو جمع کردم شلخته و با عجله توی کیفم چپوندم بدهکار کلی کار شده بودم به هر چند و چونی آویزون میشدم بلکه کمی زمان قرض ...

پایان زیاد در انتظار زمان نموند ، ورقه ها رو جمع کردم شلخته و با عجله توی کیفم چپوندم بدهکار کلی کار شده بودم به هر چند و چونی آویزون میشدم بلکه کمی زمان قرض بگیرم دوباره به دفتر مدرسه برگشتم نامه انتقالیمو بی سوال جواب اضافی برداشتم و راهی ...

۶ ساعت پیش
34K
زیارتی مخصوص فاطمیه دوم . #در_مسیر_بهشت . . شهادت مادر است و فرزند باید هر کاری که می‌تواند برای احیای عزای مادرش بکند. از اقامه عزا گرفته تا خواندن زیارت‌نامه. . متن زیر قسمتی از ...

زیارتی مخصوص فاطمیه دوم . #در_مسیر_بهشت . . شهادت مادر است و فرزند باید هر کاری که می‌تواند برای احیای عزای مادرش بکند. از اقامه عزا گرفته تا خواندن زیارت‌نامه. . متن زیر قسمتی از زیارت مخصوصی است که برای فاطمیه دوم در مفاتیح ذکرشده و در فضیلت آن گفته‌شده ...

۷ ساعت پیش
11K
https://agahi90.ir/adv-74574.aspx رپورتاژ آگهی ارزان و بک لینک شما (2020) هوالرزاق با سلام و عرض احترام برترین و با کیفیت ترین و ماندگارترین نوع تبلیغات و لینک سازی ثبت رپورتاژ آگهی است. شما زمانی که لینک ...

https://agahi90.ir/adv-7457... رپورتاژ آگهی ارزان و بک لینک شما (2020) هوالرزاق با سلام و عرض احترام برترین و با کیفیت ترین و ماندگارترین نوع تبلیغات و لینک سازی ثبت رپورتاژ آگهی است. شما زمانی که لینک های خود را در غالب یک متن خوب با یک یا چند تصویر حرفه ای ...

۷ ساعت پیش
40K
https://xip.li/0xUr6T | ✅ یه سایت جالب پیدا کردم که برای کودکان عالیه و اونها میتونند و با عمق دریا آشنا بشند . ✅ بفرست برای اونایی که دوستشان دارید ✅ کد 5 رقمی رو باید ...

https://xip.li/0xUr6T | ✅ یه سایت جالب پیدا کردم که برای کودکان عالیه و اونها میتونند و با عمق دریا آشنا بشند . ✅ بفرست برای اونایی که دوستشان دارید ✅ کد 5 رقمی رو باید بزنید تا بتونید وارد سایت بشید برای جلوگیری از ورود ربات های مزاحمه ✅ عمق ...

۷ ساعت پیش
15K
https://xip.li/ZCZ4oj | ✅ یه سایت جالب پیدا کردم ✅ بفرست برای اونایی که دوستشان دارید ✅ کد 5 رقمی رو باید بزنید تا بتونید وارد سایت بشید برای جلوگیری از ورود ربات های مزاحمه بصورت ...

https://xip.li/ZCZ4oj | ✅ یه سایت جالب پیدا کردم ✅ بفرست برای اونایی که دوستشان دارید ✅ کد 5 رقمی رو باید بزنید تا بتونید وارد سایت بشید برای جلوگیری از ورود ربات های مزاحمه بصورت آنلاین جمعیت کل جهان رو ببنید که چقدر بدنیا امدن چقدر فوت کردن در کل ...

۷ ساعت پیش
13K
یک ، یک ، دو ، دو میخوام شعر بنویسم ، تو بگیر بخواب ! من مالِ خواب نیستم !! هِه !! شب بخیر !! شماره یک بیداره !! بیدارترین !! حواسِتون به من٢ هست ...

یک ، یک ، دو ، دو میخوام شعر بنویسم ، تو بگیر بخواب ! من مالِ خواب نیستم !! هِه !! شب بخیر !! شماره یک بیداره !! بیدارترین !! حواسِتون به من٢ هست ؟!؟!؟ من ، یه شهرِ سوت و کورَم ، که غرقِ وسطِ دریا یه آتلانتیسِ ...

۱۱ ساعت پیش
24K
در ساختمان ما کمتر پیش میاد درگیری و دعوایی به گوش برسه، عمدۀ ساکنین تا حدودی متمول و تحصیلکرده هستند و بسیار ساختمان ساکتیه در کل،،،، اما دیشب ساعت های 11- 12 بود که شنیدم ...

در ساختمان ما کمتر پیش میاد درگیری و دعوایی به گوش برسه، عمدۀ ساکنین تا حدودی متمول و تحصیلکرده هستند و بسیار ساختمان ساکتیه در کل،،،، اما دیشب ساعت های 11- 12 بود که شنیدم از توی حیاط صدای داد بی داد میاد. به شخصه آدم فضولی نیستم اما خب ...

۱۱ ساعت پیش
46K
🌸 آرزومندم ☕ ️در این صبح زیبا 🌸 خدا آنقدر عاشقانه ☕ ️نگاهتون کنه 🌸 که حس کنین ☕ ️مهم ترین و خوشبخت ترین 🌸 موجود کائنات هستین ☕ ️صبحتون بخیر 🌺 کاملترین و زیباترین ...

🌸 آرزومندم ☕ ️در این صبح زیبا 🌸 خدا آنقدر عاشقانه ☕ ️نگاهتون کنه 🌸 که حس کنین ☕ ️مهم ترین و خوشبخت ترین 🌸 موجود کائنات هستین ☕ ️صبحتون بخیر 🌺 کاملترین و زیباترین دعای والدین در حق فرزندان برگرفته از قرآن 🌺 ‏

۱۵ ساعت پیش
24K
#پارت_32 به سرعت ازش خارج شدم و از پله های زیاد قصر بالا رفتم و سعی کردم در مقابل نگاه های خیره ی دلتنگ و پر غرور مادر و پدرم....لبخند بزنم... . با رسیدن بهشون ...

#پارت_32 به سرعت ازش خارج شدم و از پله های زیاد قصر بالا رفتم و سعی کردم در مقابل نگاه های خیره ی دلتنگ و پر غرور مادر و پدرم....لبخند بزنم... . با رسیدن بهشون اولین نفر اون پیر خرفت... تام(وزیر ارشد)...با دیدنم به سرعت سمتم اومد و با چاپلوسی ...

۲۲ ساعت پیش
44K
مثبت فکر کن، خوشحال باش، هر روز صبح به خودت بگو امروز بهترین روز زندگی است، به چیزهای مثبت فکر کن، اگر منفی باشی منفی ها جذب تو میشن و هزاران جمله دیگر. مشکل چنین ...

مثبت فکر کن، خوشحال باش، هر روز صبح به خودت بگو امروز بهترین روز زندگی است، به چیزهای مثبت فکر کن، اگر منفی باشی منفی ها جذب تو میشن و هزاران جمله دیگر. مشکل چنین طرز تفکری چیست؟ گاهی به خودمان می گوییم حتما در این مصاحبه قبول می شوم، ...

۱ روز پیش
31K
گفت:

گفت: " من با زن جماعت دهن به دهن نمیشم، برو به شوهرت، پسرت یا یه مرد بگو بیاد! " سینه ام را دادم جلو و گفتم: " نه شوهر دارم نه پسر ، به خودم بگو ببینم چی می خوای بگی! " دو قدم رفت عقب، پوزخند زد و ...

۱ روز پیش
35K
رمان دخترای شیطون پارت:۸۹ من رفتم تو ارادم اومد تو درو اروم بست رفتم‌بالا سرشون بازوهای ریحانرو تکون دادم از ترس میخواست جیغ بزنه که جلو دهنشو گرفتم من:هیسسسس منم پاشین کارتون دارم ارمیا:شما اینجا ...

رمان دخترای شیطون پارت:۸۹ من رفتم تو ارادم اومد تو درو اروم بست رفتم‌بالا سرشون بازوهای ریحانرو تکون دادم از ترس میخواست جیغ بزنه که جلو دهنشو گرفتم من:هیسسسس منم پاشین کارتون دارم ارمیا:شما اینجا چکار میکنین؟ من:پاشید بهتون بگم جفدشون از روی تخت بلند شدن اراد:ببینید الان بهنود و ...

۱ روز پیش
24K
. تموم شد،همه ارزوهام به باد رفتن، دیگه ترس از مردن نداشتم بلکه ارزوی مردن داشتم.. تو سن شونزده،هفده سالگی ی دختر علیل و لنگ بودم با کلی درد و رنج.. پای راستم یک سانت ...

. تموم شد،همه ارزوهام به باد رفتن، دیگه ترس از مردن نداشتم بلکه ارزوی مردن داشتم.. تو سن شونزده،هفده سالگی ی دختر علیل و لنگ بودم با کلی درد و رنج.. پای راستم یک سانت کوتاه شده بود..انقد بهم شوک وارد شده بود که یهو عین جن زده ها جیغ ...

۱ روز پیش
29K
. هر دکمه ای که از لباسم باز میکرد بیشتر دست و پا میزدم که از دستش نجات پیدا کنم، فقط خدارو صدا میکردم.. رحمانم اونطرف فقط گریه میکرد و داد میزد اما صداش درنمیومد..کمیل ...

. هر دکمه ای که از لباسم باز میکرد بیشتر دست و پا میزدم که از دستش نجات پیدا کنم، فقط خدارو صدا میکردم.. رحمانم اونطرف فقط گریه میکرد و داد میزد اما صداش درنمیومد..کمیل تند تند نفس میکشید، خیس عرق شده بود.. فقط میخواست هرچی زودتر لباسامو دربیاره.. و ...

۱ روز پیش
21K
#رمان_جادوی_خاکستری پارت ۲ (ده روز بعد) هارا: الان تقریبا ده روز گذشته و از رزا و برادرش و مارتین خبری نشده سه روز پیش بود که بچم به دنیا امد یه دختر کوچولو خوشگل با ...

#رمان_جادوی_خاکستری پارت ۲ (ده روز بعد) هارا: الان تقریبا ده روز گذشته و از رزا و برادرش و مارتین خبری نشده سه روز پیش بود که بچم به دنیا امد یه دختر کوچولو خوشگل با چشم های آبی و موهای طلایی اسمش رو گذاشتم وینا همون اسمی که مارتین براش ...

۱ روز پیش
27K
ازآنچه در دوجهان هست بیشتر دارد فقط خدا ست که از کار او خبر دارد یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد عقیق سرخ از آتش ...

ازآنچه در دوجهان هست بیشتر دارد فقط خدا ست که از کار او خبر دارد یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود اگر چه لشکر دشمن چهل نفر دارد عقیق سرخ از آتش نداشت واهمه ای کسی که کفو علی می شود جگر دارد کمر به یاری تنهایی ...

۱ روز پیش
29K
#رمان_جادوی_خاکستری پارت ۱ هارا: با عجله همه ی وسایلم رو جمع کردم و با کلی ترس و احتیاط که یه وقت کسی منو نبینه از اون خونه ی لعنتی فرار کردم. داشت بارون میومد هوا ...

#رمان_جادوی_خاکستری پارت ۱ هارا: با عجله همه ی وسایلم رو جمع کردم و با کلی ترس و احتیاط که یه وقت کسی منو نبینه از اون خونه ی لعنتی فرار کردم. داشت بارون میومد هوا خیلی سرد بود بخاطر حامله بودنم نمیتونستم زیاد بدوم بخاطر همین کنار خیابون وایسادم تا ...

۱ روز پیش
25K
#موفرفری_کیوت_کاوایی #what_is_love ادامه اینم دوست پسرم تهیونگه میتونی ته صداش کنی به جیمین نگاه میکنم اروم سرشو تکون میده به هوسوک میگم داداش ما کجا بریم? جیمین اروم میگه میتونید از اتاق من استفاده کنید ...

#موفرفری_کیوت_کاوایی #what_is_love ادامه اینم دوست پسرم تهیونگه میتونی ته صداش کنی به جیمین نگاه میکنم اروم سرشو تکون میده به هوسوک میگم داداش ما کجا بریم? جیمین اروم میگه میتونید از اتاق من استفاده کنید به سمت اتاق جیمین میرم و ته رو که تا الان حسابی مست شده رو ...

۱ روز پیش
35K