نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#مینا_نویس :( اکنون قلم خود را در دست میگیرم و نامهٔ این تلخی را می‌نویسم ،♠ نمی‌دونم داره چه اتفاقاتی برای زندگیمون میفته :( امسال یکی از گوه ترین سالهای هر فردی بود توی زندگیش ...

#مینا_نویس :( اکنون قلم خود را در دست میگیرم و نامهٔ این تلخی را می‌نویسم ،♠ نمی‌دونم داره چه اتفاقاتی برای زندگیمون میفته :( امسال یکی از گوه ترین سالهای هر فردی بود توی زندگیش من ، رُفقآم . مامانم ، خانوادم الان داریم مرگ خیلیا رو تماشا میکنیم نمی‌دونم ...

۸ ساعت پیش
27K
اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری، خودت را گرم کنی و به اسکی بروی... اگر فقیر باشی برعکس، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می ...

اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری، خودت را گرم کنی و به اسکی بروی... اگر فقیر باشی برعکس، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی. کودک من! تساوی فقط ...

۱ روز پیش
7K
#اتفاقی_شوم ادامه پارت سیزدهم صدا ها از بیرون بلند شد ، انگار هرج و مرج شده بود . صدرا آروم گفت:« سردمه ، خیلی سرده » تو دلم گفتم :« جایی که یه عالمه جسد ...

#اتفاقی_شوم ادامه پارت سیزدهم صدا ها از بیرون بلند شد ، انگار هرج و مرج شده بود . صدرا آروم گفت:« سردمه ، خیلی سرده » تو دلم گفتم :« جایی که یه عالمه جسد از سقف اویزون باشه باید هم شبیه سردخونه باشه ! » پای پسرک رو جمع ...

۲ روز پیش
20K
بسم الله الرحمن الرحیم 🌼 در بینش الهی، همه چیز مخلوق خداست «اللّه خالق کلّ شی ء»[زمر، 63.] و خداوند، همه چیز را نیک آفریده است. «احسن کلّ شی ء خلقه»[سجده، 7.] آنچه به خداوند ...

بسم الله الرحمن الرحیم 🌼 در بینش الهی، همه چیز مخلوق خداست «اللّه خالق کلّ شی ء»[زمر، 63.] و خداوند، همه چیز را نیک آفریده است. «احسن کلّ شی ء خلقه»[سجده، 7.] آنچه به خداوند مربوط است، آفرینش است که از حُسن جدا نیست و ناگواری ها و گرفتاری های ...

۲ روز پیش
23K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و پنجم(۳۵) *آچا* ×عههههههههه...وای گرخیدم این چه وضعه اومدنه؟ جین: معذرت می خوام منظوری نداشتم × نا سلامتی خودت دکتریا نمیگی یهو قلبم از ترس وایمیسته؟ جین: چرا نمیگی از عشق؟ ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و پنجم(۳۵) *آچا* ×عههههههههه...وای گرخیدم این چه وضعه اومدنه؟ جین: معذرت می خوام منظوری نداشتم × نا سلامتی خودت دکتریا نمیگی یهو قلبم از ترس وایمیسته؟ جین: چرا نمیگی از عشق؟ ×نه که خیلی عاشقتم واسه همون باید قلبم از عشق بیسته جین: پس چی؟ از ...

۴ روز پیش
73K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم همراهش رفتم یهو فکر نکنین که برای دیدن کسی یا کار دیگه پیشش رفته باشم. ...

۴ روز پیش
95K
همح ما گم شدیم:| #پروفایل_شاخ_دخترونه #دختر #شاخ #مغز_در_رفته #خودکشی #آرتا #بهزادلیتو #عرفان_پایدار #دپ #خشن #بیو #پروفایل #خاص #سیاه_سفید #ناب #شیک #درد #سیگار #خفن #آجی #خواهر #رفیق #فیلم #مووی #سریال #ویدیو #موزیک #فیلم #کلیپ #سینما #هالیوود ...

همح ما گم شدیم:| #پروفایل_شاخ_دخترونه #دختر #شاخ #مغز_در_رفته #خودکشی #آرتا #بهزادلیتو #عرفان_پایدار #دپ #خشن #بیو #پروفایل #خاص #سیاه_سفید #ناب #شیک #درد #سیگار #خفن #آجی #خواهر #رفیق #فیلم #مووی #سریال #ویدیو #موزیک #فیلم #کلیپ #سینما #هالیوود #جالب #عشق #کوتاه #سرگرمی #مد #مدل #سبک #من #مو #زیبا #زیبایی #دختر #دختران #دخترانه #زنانه ...

۴ روز پیش
31K
دانلود رمان غوغای همیشه نویسنده: ساناز فرجی ژانر: عاشقانه تعداد صفحات: 359 خلاصه: داستان رمان درباره ی دختری به اسم مایا هستش که در یک خانواده مرفه زندگی می کنه. اما به دلیل ورشکستگی پدرش ...

دانلود رمان غوغای همیشه نویسنده: ساناز فرجی ژانر: عاشقانه تعداد صفحات: 359 خلاصه: داستان رمان درباره ی دختری به اسم مایا هستش که در یک خانواده مرفه زندگی می کنه. اما به دلیل ورشکستگی پدرش و اختلافاتی که پدر و مادرش با هم پیدا می کنن زندگیشون دستخوش تغییراتی میشه ...

۴ روز پیش
138K
#پارت_۱۲۵ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو فندکمو از توی جیبم درآوردم یه اسکلت دختر بود.. کادوی ولنتاین پارسال با یه حرکت آتیشش جلوی چشمم شعله ور شد. بسوزه هر چی خاطره اس.. پوزخندی نشست روی لبم. ...

#پارت_۱۲۵ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو فندکمو از توی جیبم درآوردم یه اسکلت دختر بود.. کادوی ولنتاین پارسال با یه حرکت آتیشش جلوی چشمم شعله ور شد. بسوزه هر چی خاطره اس.. پوزخندی نشست روی لبم. چی فکر می کردیم چیشد! شمارشو گرفتم. بعد از خوردن چند بوق صدای بم و ...

۵ روز پیش
167K
#پارت۲۹ #دلبربلا اینو که گفت جیغمون رفت هوا ـ بابا مگه کشکه الکی که نیس ما گفتیم بریم تهران اونام گفتن بفرمایید ـ میگی چی کار کنم پس هرسه لبخند مکش مرگمایی زدیمو گفتیم ـ ...

#پارت۲۹ #دلبربلا اینو که گفت جیغمون رفت هوا ـ بابا مگه کشکه الکی که نیس ما گفتیم بریم تهران اونام گفتن بفرمایید ـ میگی چی کار کنم پس هرسه لبخند مکش مرگمایی زدیمو گفتیم ـ خونه بگیریم ـ جان ـ خونه بگیریم ـ عمرا ـ عه چرا ـ الکی با ...

۵ روز پیش
97K
#پارت_۱۲۲ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: به آخرین عکسمون نگاه کردم.. قشنگ می خندید.. من هم با لبخند ژکوندی به افق خیره شده بودم. گزینه علامت زدن همه موارد رو زدم. بعدم حذف همه موارد..تایید می ...

#پارت_۱۲۲ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: به آخرین عکسمون نگاه کردم.. قشنگ می خندید.. من هم با لبخند ژکوندی به افق خیره شده بودم. گزینه علامت زدن همه موارد رو زدم. بعدم حذف همه موارد..تایید می کنید یا لغو؟ نفس عمیقی کشیدم.. _تک تک خاطره هاتو از گوشیم حذف می کنم..از ...

۵ روز پیش
166K
#رمان_جادوی_خاکستری [✨ 💫 🌠 ] پارت ۸ - داری جدی میگی ؟ - آره - خب این که خیلی خوبه - خوب بود - این حرفت ینی چی؟؟ - یادته بهم چه قولی داده بودیم ...

#رمان_جادوی_خاکستری [✨ 💫 🌠 ] پارت ۸ - داری جدی میگی ؟ - آره - خب این که خیلی خوبه - خوب بود - این حرفت ینی چی؟؟ - یادته بهم چه قولی داده بودیم ؟ - ما بهم خیلی قول دادیم ، کدوم ؟ - این که عروسی مون ...

۵ روز پیش
186K
#دلبر #پارت40 #شروین همینطور الکی و بی هدف داشتم رانندگی میکردم . داشتم دیوونه میشدم بعد از رفتن اون لعنتی دیگه هیچوقت حالو روزم مثل اولش نشد!! نمیدونم اون لعنتی چی داشت که من عاشقش ...

#دلبر #پارت40 #شروین همینطور الکی و بی هدف داشتم رانندگی میکردم . داشتم دیوونه میشدم بعد از رفتن اون لعنتی دیگه هیچوقت حالو روزم مثل اولش نشد!! نمیدونم اون لعنتی چی داشت که من عاشقش شده بودم. اخه چرا بعد از رفتنش متوجه عشقم نسبت به اون شدم؟ چرا من ...

۶ روز پیش
105K
💜 💜 💜 💜 عشــــــــق... پارت135 مهرداد مامان خندید وگفت : نمک رو میدی عزیزم نمک رو دادم مامان وگفتم : مامان یه چیزی می خواستم بگم - چی بابا بابا از پشت سرم اومد ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق... پارت135 مهرداد مامان خندید وگفت : نمک رو میدی عزیزم نمک رو دادم مامان وگفتم : مامان یه چیزی می خواستم بگم - چی بابا بابا از پشت سرم اومد وکنارم نشست مامان خندید وگفت : حسام ببین درست مثله بچگی هاش شده - ااامامان ...

۶ روز پیش
132K
عشـــق.. پارت 132 مهرداد: مامان نگاهم کردوگفت : می دونی اگه محسن دل نیلوفر رو بشکنه چی میشه - یعنی طلاقش ندم مامان : فعلا نه - چی شده نفسمو فوت کردم اصلا نمی دونم ...

عشـــق.. پارت 132 مهرداد: مامان نگاهم کردوگفت : می دونی اگه محسن دل نیلوفر رو بشکنه چی میشه - یعنی طلاقش ندم مامان : فعلا نه - چی شده نفسمو فوت کردم اصلا نمی دونم محسن چش شده بود که انقدر منو آزار می داد محسن : داداش کوچلوی ما ...

۶ روز پیش
109K
پارت چهارم تهیونگ: من جای تو بودم این کارو نمی کردم صدف: چرا؟😐 تهیونگ :چونکه زیرا به دلیل اینکه هر کاری میتونم باهات بکنم😌 صدف:😐 بدش من(راشو میکشه میره) صدف: (زمزمه وار) اون پسره با ...

پارت چهارم تهیونگ: من جای تو بودم این کارو نمی کردم صدف: چرا؟😐 تهیونگ :چونکه زیرا به دلیل اینکه هر کاری میتونم باهات بکنم😌 صدف:😐 بدش من(راشو میکشه میره) صدف: (زمزمه وار) اون پسره با خودش چی فکر کرده میخواد چیکار کنه مثلا _چی با خودت غر غر میکنی؟؟؟ باصدای ...

۶ روز پیش
62K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و دوم(۳۲) *مارنی* امروز با جیمین توی رستوران قرار داشتم... تقریباً دو ماهی میشد که با هم بودیم و زندگی خوشی رو با هم و کنار هم سپری میکردیم تجربه عشق ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و دوم(۳۲) *مارنی* امروز با جیمین توی رستوران قرار داشتم... تقریباً دو ماهی میشد که با هم بودیم و زندگی خوشی رو با هم و کنار هم سپری میکردیم تجربه عشق خیلی تجربه شیرینیه جوری که میخوای تمام دنیا راهشو از تو جدا کنه و تو ...

۷ روز پیش
124K
قصه ی ما قصه ی آتش و آب است گاهی مثل جمعه، تلخی گاهی هم مثل شنبه سرشار آغازی ای کاش می شد تو را داشت همین طوری؛ عاشقانه بی حساب و کتاب حست می ...

قصه ی ما قصه ی آتش و آب است گاهی مثل جمعه، تلخی گاهی هم مثل شنبه سرشار آغازی ای کاش می شد تو را داشت همین طوری؛ عاشقانه بی حساب و کتاب حست می کنم هم خودت را هم عشق ممنوعه تو را من در این دایره حیرانم سرگشته، ...

۱ هفته پیش
16K
💜 💜 💜 💜 عشــــــق... پارت 125 مهرداد: رویاازم فاصله گرفت ونگاهم کرد محسن اومد ورو مبل نشستت ونگاهمون کرد - اینجا چیکار می کنی ؟ محسن : اومدم دوست دخترت رو ببینم رویا اخم ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــق... پارت 125 مهرداد: رویاازم فاصله گرفت ونگاهم کرد محسن اومد ورو مبل نشستت ونگاهمون کرد - اینجا چیکار می کنی ؟ محسن : اومدم دوست دخترت رو ببینم رویا اخم کرد وگفت : من دوس دخترش نیستم محسن بلند شد ورفت کنار رویا وگفت : ...

۱ هفته پیش
53K