ویژه کنید
عکس و تصویر قسمت 22 آرزو کن روز ها میگذشت و ما با غرغرای سوهو و شیو و ...

قسمت 22 آرزو کن
روز ها میگذشت و ما با غرغرای سوهو و شیو و خر و پف های کریس و جیغ و ویغ چن سر کای و سهون ک ظاهرا همبازیای جدید ب اسم لوهان و تائو پیدا کردع بودن ک همو جر بدن میگذشت و من موندع ت زندگیم ک چرا هیچی از زندگی خراب شدم بم نمیگن و دلیل مشکوک بازی اونا چیع و با حرص غلیظ ب کاغذ خط خطی شدع جلوم خیرع بودم
"شیومین"
بعد کل کل با سوهو توان دعوا با بقیع رو نداشتم و ب سهون و کای ک عین دو سالع های کیک و شیر ندیدع همو جر میدادن نگا کردم و عصبی شدم و ی آن گوش جفتشونو پیچوندم:فکر کنم شماها دگ سن خر حضرت نوحو دارین خجالت نمیکشین بدبختای نون ندیدع؟
نالع جفتشون در اومدع بود ب التماس افتادن ک اخ غلط کردیم و تو تاج سری و تکرار نمیشع و اینا دلم براشون سوختع بود ول نباید کوتاه میومدم:ن اینطوری نمیشع ب عنوان تنبیع باید اتاقمونو مرتب کنید شماها
بخوام اتاقمونو توصیف کنم هیچ فرقی با جنگل آمازون ندارع ب حدی ک لی روی لباس پوشیدن حساسع هرجای این اتاق پرع لباسع و کپع کپع لباس بوگندو ی گوشع اتاق جمع شدع ما ک هیچ عمو اشغالی هم جرعت نمیکنع برع جلو لباسا کمشن چان ی عادت بد ک دارع اینع ک همیشع خدا وقتی ی چیزی مینویسع کنارشم ادامس میجوع و از نوشتع بدش بیاد ادامسو لاش میزارع و کاغذو مچالع میکنع و ی گوشع اتاق پرت میکنع ک نمیدونم کدوم حکمت خدا بودع ک من اسیر این بشران افتادم ت زندگی قبلیم ننه بابای کیو کشتم ک خدا دارع اینجوری ازم انتقام میگیرع
_ا...ام...هیونگ...میشع رحم کنی؟...
ب خودم اومدم و ب ریخت رنگ پریدشون نگا کردم اخم پررنگی کردم:جونتونو دوست دارین گایز؟نمیخواین ک اون زن انگلیسی ب جونتون بیوفتع میخاین؟
با گفتن زن انگلیسی وحشت زدع سمت اتاق دویدن ریز خندیدم و سمت اتاق دنبالشون میومدم و یهو صدای دادی میشنوم:لنتی عنونچع چر فاز هیچ کدومتونو درک نمیکنم ک اون تابلوی عنونچع تر ب من چ ربطی دارععععع؟!
عمارت ک هیچ پردع گوشم داشت میلرزید هنگ ب سهون و کایی ک رو هم افتادع و با ترس ب اتاق نگا میکردن خیرع شدم و سمت اتاق دویدم:چان؟!
وقتی سمتم برگشت کل پشمام ریختع بود با چشم سرخ و خونخوار با هالع های سیاه دور و برش نگام میکرد:هههههع؟!
لبخند ملیحی زدم و لرزون دستمو سمت دستگیرع ی در اوردم:هیچی پسرم هیچی فق اومدم ببینم زندع ای یا ن؟شیگامارو شکر از منم سالم تری راحت باش چانیول عزیزم راحت باش مادر جا...پدر جان راحت باش
با ترس درو محکم بستم و بش تکیع دادم با اون دوتا زل زدم:زندع اید؟شلوار قهوع لازم دارم...


روح تو تفتون خندم گرف...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...