نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد ...

#پارت۱۶۴ پوفی کشیدم و شروع کردم به تعریف کردن ماجرا: ـ صبح کمی دیر بیدار شدم...از شانس مزخرفی که دارم ماشینم خراب شد، باز خوبه اهورا بود و منو رسوند...خلاصه ده دقیقه تاخیر داشتم؛ فربد هم استاد بازیش گل کرد و اون ساعت منو از کلاس اخراج کرد. ماهور: این ...

۵ دقیقه پیش
1K
عشق شبیهِ همسفر شدن با کسی در واگن قطار نیست که نهایتا یک روز را در کنارش سر کنی و نقطه اشتراکی به اندازه یک سریال یا مجله محبوب برای گپ و گفت طول سفر ...

عشق شبیهِ همسفر شدن با کسی در واگن قطار نیست که نهایتا یک روز را در کنارش سر کنی و نقطه اشتراکی به اندازه یک سریال یا مجله محبوب برای گپ و گفت طول سفر کافی باشد. اینکه تو چه رنگی دوست داری و من چه رنگی، اینکه کتاب‌های کدام ...

۱۰ ساعت پیش
42K
همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند ، حالشان بهتر بود ، یا اگر شریک زندگیشان یک آدمِ دیگر بود ، خوشبخت تر بودند ، کاش ...

همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند ، حالشان بهتر بود ، یا اگر شریک زندگیشان یک آدمِ دیگر بود ، خوشبخت تر بودند ، کاش یک بار برای همیشه می فهمیدند که زندگیِ مشترک برایِ هیچ کس ایده آل نیست ...

۱ روز پیش
48K
آپدیت ویورس جیهوپ وترجمه آهنگ ماما از جیهوپ: سفر زمان به سال 2006 دیوونه رقصیدن بودم و مادرم رو کلافه کرده بودم با اینکه هر روز با مخالفت پدرم مواجه میشدم اصلا برام مهم نبود ...

آپدیت ویورس جیهوپ وترجمه آهنگ ماما از جیهوپ: سفر زمان به سال 2006 دیوونه رقصیدن بودم و مادرم رو کلافه کرده بودم با اینکه هر روز با مخالفت پدرم مواجه میشدم اصلا برام مهم نبود مادرم هوام رو داشت اما من قدرش رو نمیدونستم اون یک راه میانبر نبود ولی ...

۱ روز پیش
52K
بس بود دیگر! اندازه‌ی کافی زُهد به خرج دادم!اینک موسم سپیده‌ی وصال است! سحر عشق! صبح آشتی! #آهای_محمودرضا! این هم دفعه‌ی بعد! سرحال آمده‌ام جبران کنم!شرط است بگذاری اول از همه دستت راببوسم،اسلحه‌ات را،کُلاه چتربازی‌ات ...

بس بود دیگر! اندازه‌ی کافی زُهد به خرج دادم!اینک موسم سپیده‌ی وصال است! سحر عشق! صبح آشتی! #آهای_محمودرضا! این هم دفعه‌ی بعد! سرحال آمده‌ام جبران کنم!شرط است بگذاری اول از همه دستت راببوسم،اسلحه‌ات را،کُلاه چتربازی‌ات را،کوثرت را! کوثر مقاومت...دختربچه‌ای که زودتنهایش گذاشتی! توهم اهل حدیث نفس بودی!نفس تو عاشق شهادت ...

۲ روز پیش
98K

"part47" گیلدا (طبیب کوچک) بدون سلام کردن به جمع عقب گرد کردم و رفتم در حیاط و پول ماشین حساب کردم برای احمد هم تاکسی گرفتم. دستی رو موهاش کشیدم که با چشمای اشکی زل زد بهم ، _تپش درسته ؟؟؟ اسمت تپش سرش رو بالا و پایین کرد ، ...

۲ روز پیش
81K
#اتفاقی_شوم پارت نهم انگار تسخیر شده باشم دست هام رو باز کردم و رفتم روی لبه وایسادم ، نسیم ازادی رو با همه وجود حس کردم . خاله ام دوید سمت ام و گفت:«بس کن ...

#اتفاقی_شوم پارت نهم انگار تسخیر شده باشم دست هام رو باز کردم و رفتم روی لبه وایسادم ، نسیم ازادی رو با همه وجود حس کردم . خاله ام دوید سمت ام و گفت:«بس کن پسرم ، ترو خدا این کارو نکن ، الان فکرت سر جاش نیست ، بیا ...

۳ روز پیش
115K
💠 به افتخار مادرم . ▪ ️چرا #محمودرضا به من زنگ نمی‌زند؟ . 🌸 مادر، هر بار که یک دل‌سوخته‌ای از راه دور زنگ می‌زند و جویای احوالش می‌شود، می‌گوید: «این عظمتی که خدا به ...

💠 به افتخار مادرم . ▪ ️چرا #محمودرضا به من زنگ نمی‌زند؟ . 🌸 مادر، هر بار که یک دل‌سوخته‌ای از راه دور زنگ می‌زند و جویای احوالش می‌شود، می‌گوید: «این عظمتی که خدا به #شهدا داده را به هیچ‌کس نداده، حتی به هیچ عارف و مجتهد و مؤمنی نداده. ...

۳ روز پیش
61K
#شاهنامه #۱۲۱ #نوشیروان ‍ فرستاده پیام را رساند و سپاه الانی اندیشه کردند نزد شاه رفتند و از کارهای گذشته اظهار ندامت کردند و کسری هم آنان را بخشید سپس به جنگ روم رفت وپیروز ...

#شاهنامه #۱۲۱ #نوشیروان ‍ فرستاده پیام را رساند و سپاه الانی اندیشه کردند نزد شاه رفتند و از کارهای گذشته اظهار ندامت کردند و کسری هم آنان را بخشید سپس به جنگ روم رفت وپیروز شد ‍ خسرو همسری مسیحی داشت که بعد از اندکی پسری به دنیا آورد که ...

۳ روز پیش
34K
خیلی قشنگه حتما #بخونید:👇 پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی کادو میگیری?? مادر:پسرم هنوز خیلی مونده،،، پسر 17ساله شد،،، یک روز حالش بد شد مادر اورا به بیمارستان برد دکتر ...

خیلی قشنگه حتما #بخونید:👇 پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی کادو میگیری?? مادر:پسرم هنوز خیلی مونده،،، پسر 17ساله شد،،، یک روز حالش بد شد مادر اورا به بیمارستان برد دکتر گفت پسرت بیماری قلبی داره پسر از مادرش پرسید???مادر من میمیرم??? مادر فقط گریه کرد،،، ...

۳ روز پیش
25K
تازگی ها با هر کسی صحبت میکنی از یک رابطه ی نیمه تمام و بر هم خورده سخن میگوید! بعضی ها هم قربانش بروم برهم زدنشان به هفته نمیرسد که دیگری را میگویند

تازگی ها با هر کسی صحبت میکنی از یک رابطه ی نیمه تمام و بر هم خورده سخن میگوید! بعضی ها هم قربانش بروم برهم زدنشان به هفته نمیرسد که دیگری را میگویند" عشقم و فدایت شوم و یکی یدونم و اما این خیلی مهم است : همیشگی ام! یعنی ...

۴ روز پیش
134K
دو ترم از دانشگاه می‌گذشت. کم‌کم داشتم سختیِ تحصیل در یک شهر دیگر و دور از خانواده را می‌چشیدم. سه‌شنبه‌ها از صبح تا عصر کلاس داشتیم و عصرها که می‌آمدیم خوابگاه همه‌ی بچه‌ها از فرط ...

دو ترم از دانشگاه می‌گذشت. کم‌کم داشتم سختیِ تحصیل در یک شهر دیگر و دور از خانواده را می‌چشیدم. سه‌شنبه‌ها از صبح تا عصر کلاس داشتیم و عصرها که می‌آمدیم خوابگاه همه‌ی بچه‌ها از فرط خستگی ولو می‌شدند اما من می‌ایستادم جلوی پنجره و چشم می‌دوختم به منظره‌ی کویریِ پشت ...

۴ روز پیش
112K
#خان_زاده #پارت276 * * * * * * _پیاده شو! بدون نگاه کردن بهش گفتم _نمی‌خوام! پوزخند صدا داری زد _منم واسه خاطر تو نمی‌گم.میای عین بچه ی آدم غذاتو می‌خوری به خاطر دخترم چون ...

#خان_زاده #پارت276 * * * * * * _پیاده شو! بدون نگاه کردن بهش گفتم _نمی‌خوام! پوزخند صدا داری زد _منم واسه خاطر تو نمی‌گم.میای عین بچه ی آدم غذاتو می‌خوری به خاطر دخترم چون متاسفانه از وجود تو تغذیه می‌کنه. با نفرت نگاهش کردم _نمیام! به جهنمی گفت و ...

۴ روز پیش
90K
#پارت_۳۰ چشام و باز کردم...توی اتاق خودم بودم...شهره هم داشت با شاهرخ حرف میزد...چشمای بازم و ک دید اومد سمتم دستم و گرفت و گفت _ بهوش اومدی عزیزم... دستم و خشونت از دستش بیرون ...

#پارت_۳۰ چشام و باز کردم...توی اتاق خودم بودم...شهره هم داشت با شاهرخ حرف میزد...چشمای بازم و ک دید اومد سمتم دستم و گرفت و گفت _ بهوش اومدی عزیزم... دستم و خشونت از دستش بیرون کشیدم و گفتم _ دستت و ب من نزن... شهره پوفه حرس داری کشید و ...

۵ روز پیش
75K
🌺 🌼 🌺 🌼 🌺 #تفاوت ما آدم ها 🔻 وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله ...

🌺 🌼 🌺 🌼 🌺 #تفاوت ما آدم ها 🔻 وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله 730 روزه فقط 4 درصد عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال ...

۵ روز پیش
29K
ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. فکر می‌کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می‌رود تا شکلات صبحانه بردارد، کودکی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می‌شود که نکند امروز مردان قبیله ...

ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. فکر می‌کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می‌رود تا شکلات صبحانه بردارد، کودکی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می‌شود که نکند امروز مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند او را با تبر بکُشد! . اگر ...

۶ روز پیش
64K
‍ #شاهنامه، #۱۱۸ #بهرام‌ از ایرانیان شش هزار نفر را به آذربادگان برد و دو گروه شش‌هزارنفری دیگر نیز آماده کرد اما چون شاه از پارس با خود لشکر چندانی نبرد ، بزرگان فکر کردند ...

‍ #شاهنامه، #۱۱۸ #بهرام‌ از ایرانیان شش هزار نفر را به آذربادگان برد و دو گروه شش‌هزارنفری دیگر نیز آماده کرد اما چون شاه از پارس با خود لشکر چندانی نبرد ، بزرگان فکر کردند که شاه می‌گریزد . وقتی بهرام به‌سوی آذرگشسپ رفت سواری از سوی قیصر آمد و ...

۷ روز پیش
41K
متن اهنگ کی مثل تو از امیر تتلو منو قفلی رو وسایل رو میز انتظار و انتظار ، انتظار و انتظار منو وَر رفتنِ با سگ و گربه منو لباسای کُرکی من لش همش رو ...

متن اهنگ کی مثل تو از امیر تتلو منو قفلی رو وسایل رو میز انتظار و انتظار ، انتظار و انتظار منو وَر رفتنِ با سگ و گربه منو لباسای کُرکی من لش همش رو کاناپه یا تخت من و سریالای تُرکی منو گشتنِ کل زمین و پیِ تو منو ...

۷ روز پیش
62K
#ناجی #پارت_٢۶ میز صبحونه رو ک چیدم امیر علی هم بیدار شد خیلی رسمی صبح بخیر گفتم نمیدونستم برم سر میز یا ن اما نگار رفت و سر میز نشست منم رفتم نشستم امیر علی ...

#ناجی #پارت_٢۶ میز صبحونه رو ک چیدم امیر علی هم بیدار شد خیلی رسمی صبح بخیر گفتم نمیدونستم برم سر میز یا ن اما نگار رفت و سر میز نشست منم رفتم نشستم امیر علی حرفی نزد و بعد رو ب من گفت ~واسه مهمونی میخوای چی کار کنی چی ...

۷ روز پیش
87K