نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت سوم: *غریبه ی آشنا* ....سهون:از دیروز ک جونگین بهم خبر داد اصلا حالم خوب نبود هر دو دقیقه یبار به چانیول زنگ میزدم تا کاری نکنه اما جواب یکی از میسکالامم نمیداد و براهمین ...

پارت سوم: *غریبه ی آشنا* ....سهون:از دیروز ک جونگین بهم خبر داد اصلا حالم خوب نبود هر دو دقیقه یبار به چانیول زنگ میزدم تا کاری نکنه اما جواب یکی از میسکالامم نمیداد و براهمین نگرانیم دوبرابر شد ، وقتی پی ام داد یه نفس راحت کشیدم ! چانیول:رفتم و ...

۳ ساعت پیش
44K
ترجمه ترک on از BTS👇 : *جیمین* وقتی مردم میگن کی و چی و باید دنبال کنم، واقعا نمیفهمم با هر قدمم دوباره سایه رشد میکنه *وی* جایی که چشممو باز میکنم‌کجاست شاید سئول یا ...

ترجمه ترک on از BTS👇 : *جیمین* وقتی مردم میگن کی و چی و باید دنبال کنم، واقعا نمیفهمم با هر قدمم دوباره سایه رشد میکنه *وی* جایی که چشممو باز میکنم‌کجاست شاید سئول یا نیویورک یا پاریس بی تعادل روی پاهام بلند میشم *آر ام* به پاهام نگاه میکنم ...

۹ ساعت پیش
38K
معنی ترک ON (پارت 1) : وقتی مردم به من می گویند چه کسی و چه چیز هایی را باید دنبال کنم نمی فهمم چه می گویند. با هر بار دوباره سایه ام رشد می ...

معنی ترک ON (پارت 1) : وقتی مردم به من می گویند چه کسی و چه چیز هایی را باید دنبال کنم نمی فهمم چه می گویند. با هر بار دوباره سایه ام رشد می کند. چشمهایم را باز می کنم. این مکان کجاست؟ شاید سئول یا نیویورک یا پاریس ...

۹ ساعت پیش
31K
رمان عشق من و تو پارت_۳۹ ما رو نگاه کرد و با خنده گفت الینا:یه خورده خودتونو جم و جور کنین اخه این چه وضعیه باز راشا بهتره تمنا بپر تو دست شویی تا کسی ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۹ ما رو نگاه کرد و با خنده گفت الینا:یه خورده خودتونو جم و جور کنین اخه این چه وضعیه باز راشا بهتره تمنا بپر تو دست شویی تا کسی نیومده یه نگاه به راشا کردم دیدم صورتش هنوز تو شکه ورود ایلیاس پیراهنش هم ...

۹ ساعت پیش
55K
رمان عشق من و تو پارت_۳۸ سه هفته کامل چشمام رو باز نکردم گفت از سختی از دلهره از دست دادن من از زجرش در این مدت گفت و من خجالت کشیدم گفت و من ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۸ سه هفته کامل چشمام رو باز نکردم گفت از سختی از دلهره از دست دادن من از زجرش در این مدت گفت و من خجالت کشیدم گفت و من خودمو نفرین کردم گفت و من پی بردم لیاقت این مرد رو ندارم از خودش ...

۱۳ ساعت پیش
51K
رمان عشق من و تو پارت_۳۳ خواستم برم سمت اشپزخونه که در باز شد و راشا اومد تو خونه به استقبالش رفتم من:سلام خوش اومدی خسته نباشی راشا:سلام تمنام ممنون خوبی درد چیزی که نداری؟ ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۳ خواستم برم سمت اشپزخونه که در باز شد و راشا اومد تو خونه به استقبالش رفتم من:سلام خوش اومدی خسته نباشی راشا:سلام تمنام ممنون خوبی درد چیزی که نداری؟ سرم رو با خجالت انداختم پایین و به معنی منفی تکون دادم راشا:حالا نمیخواد خجالت ...

۱ روز پیش
56K
#پارت_89 بعد این انایی که همه اونو احمق و خودخاه و لوس قزاوت میکنن یه لحظه شده به این فکر کنن که چی به سرش میاد؟...خود انا به دررررک....اریک چی میشه؟...اصلا دیگه بع پادشاهی میرسه؟...دشمناش ...

#پارت_89 بعد این انایی که همه اونو احمق و خودخاه و لوس قزاوت میکنن یه لحظه شده به این فکر کنن که چی به سرش میاد؟...خود انا به دررررک....اریک چی میشه؟...اصلا دیگه بع پادشاهی میرسه؟...دشمناش بیشتر میشن...مخالفاش شورش میکنن مگه علکیه من یه ایـــرااانیـــــــم...یه ایرانی...یه دختر مسلـــــمان میفهمـــی؟.... . هق ...

۱ روز پیش
51K
رمان عشق من و تو پارت_۳۲ همون جور که می*ب*و*س*ی*د*م بلندم کرد برد سمت اتاق خواب و در رو با پاش باز کرد منو رو تخت خوابوند و ازم فاصله گرفت راشا:اجازه هست خانمم بشی؟مادر ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۲ همون جور که می*ب*و*س*ی*د*م بلندم کرد برد سمت اتاق خواب و در رو با پاش باز کرد منو رو تخت خوابوند و ازم فاصله گرفت راشا:اجازه هست خانمم بشی؟مادر بچه هام بشی؟ آروم و با شرم سر تکون دادم و تو چشماش نگاه کردم ...

۱ روز پیش
41K
#پارت_۵۹ -اخخخ....ولم کنید تروخدا... تو صورتم غرید.. -گورتو با دستای خودت کندی..هنوز نرسیده شر شدی...حالا نشونت میدم سرم تیر میکشید .به خاطر سینوسام ..فشار عصبی و ترس و اینارو نمیتونستم تحمل کنم... موهامم که میکشه ...

#پارت_۵۹ -اخخخ....ولم کنید تروخدا... تو صورتم غرید.. -گورتو با دستای خودت کندی..هنوز نرسیده شر شدی...حالا نشونت میدم سرم تیر میکشید .به خاطر سینوسام ..فشار عصبی و ترس و اینارو نمیتونستم تحمل کنم... موهامم که میکشه بدتر.... سگه که پارس کرد لرزیدم...خدایاااا خودت به دادم برس... فک کنم اون فهمید چون ...

۱ روز پیش
32K
#رویای_غیرممکن #فصل1 #پارت33 #قسمت1 خب.... پس باید تو روز روشن بهش اعتراف کنم... بیخیالِ امروز، فردا با یه بهانه ای به شهربازی میبرمش و اونجا بهش اعتراف میکنم.... (تقریبا یک ساعت بعد) حوصلم سر رفته ...

#رویای_غیرممکن #فصل1 #پارت33 #قسمت1 خب.... پس باید تو روز روشن بهش اعتراف کنم... بیخیالِ امروز، فردا با یه بهانه ای به شهربازی میبرمش و اونجا بهش اعتراف میکنم.... (تقریبا یک ساعت بعد) حوصلم سر رفته بود.... با اینکه تا ظهر وقت داشتیم ولی بیکار بودیم پس تصمیم گرفتیم به کمپانی ...

۱ روز پیش
34K
پارت دوم: *غریبه ی آشنا* ...حالم از این سردرگمی بهم میخورد.پس کی تموم میشه خدایا؟! داشتم فکر میکردم ک گوشیم زنگ خورد : الو _الو سلام ، چطوری چانیول؟ +سلام جونگین، بد نیستم ، تو ...

پارت دوم: *غریبه ی آشنا* ...حالم از این سردرگمی بهم میخورد.پس کی تموم میشه خدایا؟! داشتم فکر میکردم ک گوشیم زنگ خورد : الو _الو سلام ، چطوری چانیول؟ +سلام جونگین، بد نیستم ، تو خوبی؟ _ممنون ، کجایی؟ +پارک _بازم پارک ؟! لابد بازم خانوم یانگ کنارته.. +ن ، ...

۱ روز پیش
37K
خسته کیفشو پرت میکنه روی زمین و میره اتاقش. بدون جواب دادن به سوال های دیگران! نفس عمیقی میکشه و خودشو پرت میکنه روی تختش. چشماشو میبنده. با یادآوری کاری که آچا توی رستوران کرد ...

خسته کیفشو پرت میکنه روی زمین و میره اتاقش. بدون جواب دادن به سوال های دیگران! نفس عمیقی میکشه و خودشو پرت میکنه روی تختش. چشماشو میبنده. با یادآوری کاری که آچا توی رستوران کرد لبخندی روی لبهای سردش میاد. سرشو برمیگردونه و به کمدش خیره میشه. یاد چادوهیون میوفته. ...

۱ روز پیش
36K
😂 ❤ خیلی خیلی جالب: کلمات اسمتون رو جمع کنید ببین چه شعری میشه ؟😂 😂 •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•الف) ای مهربان یارم ‌ ‌ ‌‌‌ ب) با عشق تو می مانم پ) پای خسته ای دارم ت) ...

😂 ❤ خیلی خیلی جالب: کلمات اسمتون رو جمع کنید ببین چه شعری میشه ؟😂 😂 •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•الف) ای مهربان یارم ‌ ‌ ‌‌‌ ب) با عشق تو می مانم پ) پای خسته ای دارم ت) تا هستی منم هستم ث) ثابت میکنم هستم ج) جان من فدای تو چ) چند ...

۱ روز پیش
17K
میخام یه خاهش ازت بکنم... نمیدونم قبول میکنی یا نه نمیدونم میتونی یا نه حتی نمیدونم دلت میخاد یا نه ولی... ولی اگه بری داغون میشم اگه بری شاید دست به هر کاری بزنم اگه ...

میخام یه خاهش ازت بکنم... نمیدونم قبول میکنی یا نه نمیدونم میتونی یا نه حتی نمیدونم دلت میخاد یا نه ولی... ولی اگه بری داغون میشم اگه بری شاید دست به هر کاری بزنم اگه بری یه دختر بی احساس میشم که دیگه رفتن هیچکی براش مهم نی بمون ...

۱ روز پیش
27K

"part53" گیلدا (طبیب کوچک) با بغض صداش زدم. تا چاوش به خودش بیاد تپــش با یه حرکت زِین و بند از دور گردنش بیرون کرد و با سرعت رفت سمت خروجی جنگل که از پشت کلبه به جاده اصلی راه داشت. پتکو.....پیتکو........ چاوش: بگیریدش نزدیک جاده شد که چاوش داد ...

۲ روز پیش
30K
رمان عشق من و تو پارت_۲۹ بابا:خودت میدونی چجور ادمی هستم میدونی که همه جیز رو انتخاب میکنم این قضیه اجبار برای این بود که بفهمم چقدر دوسش داری سرم رو اوردم بالا که لبخند ...

رمان عشق من و تو پارت_۲۹ بابا:خودت میدونی چجور ادمی هستم میدونی که همه جیز رو انتخاب میکنم این قضیه اجبار برای این بود که بفهمم چقدر دوسش داری سرم رو اوردم بالا که لبخند زد بابا:خوشبخت بشی دختر عزیزم از کشوی میزش یک پاکت بیرون اورد بابا:بعد از عقد ...

۲ روز پیش
42K
#fic , #im,sorry , #yoonmin , #part-2 #یونگی : بر عکس تصورم که فکر میکردم با دیدنم بعد پنج سال خوشحال میشه ... خوشحال که نشد هیچ ... یه پوزخند هم گوشه لبش جا گرفت ...

#fic , #im,sorry , #yoonmin , #part-2 #یونگی : بر عکس تصورم که فکر میکردم با دیدنم بعد پنج سال خوشحال میشه ... خوشحال که نشد هیچ ... یه پوزخند هم گوشه لبش جا گرفت ... جیمین : از ماشین پیاده شدم و رفتم توی ساختمون ... تو طول مسیر ...

۲ روز پیش
47K
*سفید پوش* خسه بود.از همه چی...از زندگیش ..ادما..حتی از خودش!! هروز که چشاشو باز میکرد دلش میخواس دوباره شب شه..کارش به جایی رسیده بود که دیگه نمیدونس حتی کجاست؟الان شبه یا روزه؟همه چی خیلی معمولی ...

*سفید پوش* خسه بود.از همه چی...از زندگیش ..ادما..حتی از خودش!! هروز که چشاشو باز میکرد دلش میخواس دوباره شب شه..کارش به جایی رسیده بود که دیگه نمیدونس حتی کجاست؟الان شبه یا روزه؟همه چی خیلی معمولی بود.اینکه هرروز صبحانشو بخوره موزیک بزاره و قدم بزنه تا شب. اما مگه معمولی بودن ...

۲ روز پیش
28K
#موفرفری_کیوت_کاوایی چطور میتونم انقدر بی عرضه باشم حتی با خوندن ناشناسای قدیمیش بغض میکنم 😭 😭 چرا اینجور میکنی؟ چرا رابطمونو خراب میکنی؟ لطفا نکن منم نمیکنم دیگه ت بیبی منی منم عاشقتم هنوزم هستم ...

#موفرفری_کیوت_کاوایی چطور میتونم انقدر بی عرضه باشم حتی با خوندن ناشناسای قدیمیش بغض میکنم 😭 😭 چرا اینجور میکنی؟ چرا رابطمونو خراب میکنی؟ لطفا نکن منم نمیکنم دیگه ت بیبی منی منم عاشقتم هنوزم هستم فقط دیگه تحمل این همه چیزو ندارم من الان فقط بخاطر توعه ک زندم بخاطر ...

۲ روز پیش
25K