ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_شصت_و_دو #لونا اروم از کلاس اومدم بیرون و رو به یوجین گفتم : ببخشید اما ...

#پارت_شصت_و_دو
#لونا


اروم از کلاس اومدم بیرون و رو به یوجین گفتم : ببخشید اما من باید زودتر برم .
سرشو تکون داد و گفت : عیب نداره .
+خدافظ
یوجین : خدافظ
وبه سرعت از کنارش گذشتم . خواستم برم از حیاط بزرگ دانشگاه بیرون که خوردم به کسی و باعث شد برگه هام بریزه .
اهی کردم و با عصبانیت خم شدمو برگه هامو یکی یکی جمع کردم که گفت : ببخشید که منخوردم به شما .
بی حواس گفتم :: خواهش میکنم . عیبی نداره .
با عصبانیت گفت : خانوم شما خوردین به منو بعد اینجوری میکند ؟
سرمو بلند کردم و بهش نگاه کردم و تکون محکمی خوردم . چشماش...چشماش عین اون بود . لباش . حتی موهاش . دستشو جلوم تکون داد و گفت : با شمام ها .
سرمو تکون دادم و گفتم : خیله خوب اقا معذرت میخوام . از عمد که نبود .
پوزخندی زد و گفت : همتون مثل همید واز کنارم گذشت و من نمی دونم چرا این حرفش منو عجیب یاد اون مینداخت .
وسیله هامو جمع کردم و به سرعت رفتم بیرون و سوار ماشین شدم .
--
+ میخوام اینجا کار کنم چون دانشجو هستم و میخوام یک حقوقی داشته باشم .
مرد هومی گفت و بهم نگاه کرد . بعد چند دقیقه گفت : میخوای پیشخدمت باشی؟
+البته چرا که نه .
خوبه ای گفت و ادامه داد : فردا از ساعت هفت شب بیا اینجا و بعدش لباس و بگیر . اگه خوب بود اینجا کار میکنی .
چشمی گفتم و بعد از خدافظی از مغازه بیرون رفتم .

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...