ویژه کنید
عکس و تصویر تو تمام سال های رفاقتمون هیچوقت انقدر خسته ندیده بودمش... کسی که صدای خنده هاش ...

تو تمام سال های رفاقتمون هیچوقت انقدر خسته ندیده بودمش...
کسی که صدای خنده هاش همیشه تو ذهنم بود ،
حالا بی حوصله تر از این بود که حتی با کسی حرف بزنه...
از پیله ی تنهایی آوردمش بیرون...
قرار گذاشتم جایی که می دونستم اونجا لال هم باشی خاطرات به حرفت میاره...
به حرفش آورد...
گفت خسته ام...
انگار هزار سال زندگی کردم...
می دونستم دردش چیه...
می دونستم ظرفیتش پر شده...
بهش گفتم ظرفیتت پر شده...
گفتم و با چشماش پرسید یعنی چی؟!
گفتم : می دونی رفیق ما آدما واسه هر چیزی یه ظرفیتی داریم...
ظرفیت تنهایی...
ظرفیت دلتنگی ...
ظرفیت عشق...
ظرفیت صبوری...
از وقتی که می فهمیم تو دنیا چی به چیه این ظرفیت ها شروع میشه به پر شدن...
نمی فهمیم چجوری پر میشه ولی پر میشه...
اونوقت تازه می فهمیم چه بلایی سر زندگیمون اومده...
مثل بیماری که دردش رو فهمیده باشه دنبال دارو بود...
نگام کرد و گفت :دیگه به هیچی حس ندارم ...
پر شدم از همه ی حس های دنیا...
بهش گفتم ظرفت رو خالی کن رفیق...
زیر خاک چال کن هر چی بوده و نبوده...
تو دریا غرق کن هر چی که باید می شده و نشده...
آدما هم بعضی وقتا باید برگردن به تنظیمات کارخونه!!!
فراموش کنن هر چی بوده...
دوباره عاشق بشن...
دوباره دلتنگ بشن...
دوباره صبور بشن...
دوباره تنها بشن...
همه ی زندگی همینه...
یک چرخه ی تکراری ...

پ . ن 1 : دوباره... دوباره... دوباره... یک چرخه ی تکراری
پ . ن 2 : ممنون رفیق جان که کنارم بودی :)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...