نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دانلود رمان الماس جاودانگی نویسنده: نیلوفر حدادی ژانر: عاشقانه، تخیلی تعداد صفحات: 239 خلاصه: در کشوری دورافتاده، مردمانی معتقد بودند که هفت ستارهای که در شب چهاردهم ماه آخر به روشنی دیده میشوند، خاصیت جادویی ...

دانلود رمان الماس جاودانگی نویسنده: نیلوفر حدادی ژانر: عاشقانه، تخیلی تعداد صفحات: 239 خلاصه: در کشوری دورافتاده، مردمانی معتقد بودند که هفت ستارهای که در شب چهاردهم ماه آخر به روشنی دیده میشوند، خاصیت جادویی دارند. آنها اعتقاد داشتند زمانی که این هفت ستاره در یک خط قرار بگیرند و ...

۳ ساعت پیش
19K
دانلود رمان غوغای همیشه نویسنده: ساناز فرجی ژانر: عاشقانه تعداد صفحات: 359 خلاصه: داستان رمان درباره ی دختری به اسم مایا هستش که در یک خانواده مرفه زندگی می کنه. اما به دلیل ورشکستگی پدرش ...

دانلود رمان غوغای همیشه نویسنده: ساناز فرجی ژانر: عاشقانه تعداد صفحات: 359 خلاصه: داستان رمان درباره ی دختری به اسم مایا هستش که در یک خانواده مرفه زندگی می کنه. اما به دلیل ورشکستگی پدرش و اختلافاتی که پدر و مادرش با هم پیدا می کنن زندگیشون دستخوش تغییراتی میشه ...

۳ ساعت پیش
29K
#پارت_۱۲۵ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو فندکمو از توی جیبم درآوردم یه اسکلت دختر بود.. کادوی ولنتاین پارسال با یه حرکت آتیشش جلوی چشمم شعله ور شد. بسوزه هر چی خاطره اس.. پوزخندی نشست روی لبم. ...

#پارت_۱۲۵ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو فندکمو از توی جیبم درآوردم یه اسکلت دختر بود.. کادوی ولنتاین پارسال با یه حرکت آتیشش جلوی چشمم شعله ور شد. بسوزه هر چی خاطره اس.. پوزخندی نشست روی لبم. چی فکر می کردیم چیشد! شمارشو گرفتم. بعد از خوردن چند بوق صدای بم و ...

۱۱ ساعت پیش
92K
#پارت_68 اخی گفتم که شروع کرد به حرف زدن:انا...انا دختره ی احمق...چکار کردی با خودت؟...اون عوضی...باهات چکار کرد؟...میدونی چی کشیدم؟...چرا دیوونم میکنی؟...چطور دلت میاد؟...گفتی رفیق بمونیم قبول کردم دیگه حداقل به عنوان یه دوست به ...

#پارت_68 اخی گفتم که شروع کرد به حرف زدن:انا...انا دختره ی احمق...چکار کردی با خودت؟...اون عوضی...باهات چکار کرد؟...میدونی چی کشیدم؟...چرا دیوونم میکنی؟...چطور دلت میاد؟...گفتی رفیق بمونیم قبول کردم دیگه حداقل به عنوان یه دوست به احساساتم احترام بزار لطفا... . خندیدم و از خودم جداش کردم و خیره به چشمای ...

۱۳ ساعت پیش
91K
#پارت_۱۲۲ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: به آخرین عکسمون نگاه کردم.. قشنگ می خندید.. من هم با لبخند ژکوندی به افق خیره شده بودم. گزینه علامت زدن همه موارد رو زدم. بعدم حذف همه موارد..تایید می ...

#پارت_۱۲۲ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: به آخرین عکسمون نگاه کردم.. قشنگ می خندید.. من هم با لبخند ژکوندی به افق خیره شده بودم. گزینه علامت زدن همه موارد رو زدم. بعدم حذف همه موارد..تایید می کنید یا لغو؟ نفس عمیقی کشیدم.. _تک تک خاطره هاتو از گوشیم حذف می کنم..از ...

۱۷ ساعت پیش
112K
#ناجی #پارت_٣۴ سلام.... نمیدونم شبه ک دارین میخونین یا روز ولی من تصمیممو گرفتم دیگ جایی ندارم واسه موندن از اقاجون عذرخواهی کنین ک تا اخرش نموندم لباسایی ک خریدم تو کمده ب محض اینک ...

#ناجی #پارت_٣۴ سلام.... نمیدونم شبه ک دارین میخونین یا روز ولی من تصمیممو گرفتم دیگ جایی ندارم واسه موندن از اقاجون عذرخواهی کنین ک تا اخرش نموندم لباسایی ک خریدم تو کمده ب محض اینک پول دستم بیاد پولشو میدم اقا امیر علی ببخشید ک بودنم اذیتت کرد اقا احسان ...

۱۷ ساعت پیش
67K
#رمان_جادوی_خاکستری [✨ 💫 🌠 ] پارت ۸ - داری جدی میگی ؟ - آره - خب این که خیلی خوبه - خوب بود - این حرفت ینی چی؟؟ - یادته بهم چه قولی داده بودیم ...

#رمان_جادوی_خاکستری [✨ 💫 🌠 ] پارت ۸ - داری جدی میگی ؟ - آره - خب این که خیلی خوبه - خوب بود - این حرفت ینی چی؟؟ - یادته بهم چه قولی داده بودیم ؟ - ما بهم خیلی قول دادیم ، کدوم ؟ - این که عروسی مون ...

۲۰ ساعت پیش
123K
#رمان_جادوی_خاکستری [✨ 💫 🌠 ] پارت ۷ - دانیل گفت که بهت بگم که دیگه دنبالش نری چون دوست نداره که دوست دختر جدیدش یعنی مایا ناراحت بشه و اینکه دیگه مزاحمش نشی! - میشه ...

#رمان_جادوی_خاکستری [✨ 💫 🌠 ] پارت ۷ - دانیل گفت که بهت بگم که دیگه دنبالش نری چون دوست نداره که دوست دختر جدیدش یعنی مایا ناراحت بشه و اینکه دیگه مزاحمش نشی! - میشه انقدر چرت و پرت نگی ، دانیل هیچوقت منو ول نمیکنه ، حالا هم برو ...

۲۲ ساعت پیش
99K

"part47" گیلدا (طبیب کوچک) بدون سلام کردن به جمع عقب گرد کردم و رفتم در حیاط و پول ماشین حساب کردم برای احمد هم تاکسی گرفتم. دستی رو موهاش کشیدم که با چشمای اشکی زل زد بهم ، _تپش درسته ؟؟؟ اسمت تپش سرش رو بالا و پایین کرد ، ...

۲۳ ساعت پیش
67K
نامه‌ای به دخترم! دخترم! اگر پسرها مسیج واسه‌ت گذاشتن، وا نرو. ذوق نکن. به حرفِ من پیرمرد که دو تا مو از تو بیشتر سفید کردم و ۴تا پیرهن بیشتر جر دادم گوش کن. چند ...

نامه‌ای به دخترم! دخترم! اگر پسرها مسیج واسه‌ت گذاشتن، وا نرو. ذوق نکن. به حرفِ من پیرمرد که دو تا مو از تو بیشتر سفید کردم و ۴تا پیرهن بیشتر جر دادم گوش کن. چند تا قانون داره این ماجرا: 1. اگه نوشت «سلام بانو. زیبایی شما متحیرم کرد...» یه ...

۱ روز پیش
81K
#پارت۱۶۱ کیفم رو روی شونم درست کردم و گفتم: ـ خودم میرم. اهورا با اخم به سمتم برگشت و گفت: سوار شو! ناچار سوار شدم البته بدمم نمیومد سوار این ماشین جیگر بشم! کمربندم رو ...

#پارت۱۶۱ کیفم رو روی شونم درست کردم و گفتم: ـ خودم میرم. اهورا با اخم به سمتم برگشت و گفت: سوار شو! ناچار سوار شدم البته بدمم نمیومد سوار این ماشین جیگر بشم! کمربندم رو بستم و با لحن تمسخرآمیزی گفتم: ـ بلدی رانندگی کنی؟! اهورا یه تای ابروش رو ...

۱ روز پیش
87K
#پارت۱۶۰ همون موقع گوشیه اهورا زنگ خورد، نگاهی به صفحه گوشیش انداخت و از سالن خارج شد. . تا شب خانم بزرگ درحال دیدن تدارکات برای جشنی بود که می‌خواست برای اهورا بگیره. قرار شد ...

#پارت۱۶۰ همون موقع گوشیه اهورا زنگ خورد، نگاهی به صفحه گوشیش انداخت و از سالن خارج شد. . تا شب خانم بزرگ درحال دیدن تدارکات برای جشنی بود که می‌خواست برای اهورا بگیره. قرار شد جشن دو دوز دیگه باشه. ـ اینم از غذاها که سفارش دادم...تموم شد؟! خانم بزرگ ...

۱ روز پیش
98K