ویژه کنید
عکس و تصویر #دلبر #پارت_نهم مامان پری صدام زد . رفتم داخل که دیدم رویه مبل نشسته و ...

#دلبر #پارت_نهم
مامان پری صدام زد . رفتم داخل که دیدم رویه مبل نشسته و منتظر منه!
پری_بیا دلبر جون میخوام باهات صحبت کنم.
بدون حرف کنارش نشستم که گفت_دلبر!! تو دیگه برای خودت خانومی شدی ماشالله بزرگ شدی دیگه...یه نفر اومد و توروخواستگاری کرده پسر خوبیه منو بابات صحبت کردیم . قراره امشب بیان رسما خواستگاری کنن و...
با بهت گفتم+خواستگاری رسمی؟؟!
پری_اره ... اینطور تو هم پسره رو میبینی!!
+ولی من هنوز میخوام درس بخونم
پری_باباتم موافقه!
همین کافی بود تا من بغض کنم نمیخواستم پیش پری گریه کنم برای همین دویدم تویه اتاقم.
خونه کاملا ساکت بود و با صدای هق هقم سکوت خونه میشکست.
هر لحظه منتظر بابا بودم که بیاد پیشم ولی... نیومد و همین منو بیشتر ناراحت کرد.
اخه من نمیفهمم چرا باید این بلاها سر من بیاد؟چرا من؟
نمیدونم چقدر گذشت که از خواب بیدار شدم . یه گوشه اتاق کز کرده . کمرم درد گرفته بود بلند شدم که برم یه چیزی بریزم تو شکمم.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...