ویژه کنید
عکس و تصویر #رمان_همیشه قسمت نوزدهم😘 کویاگا به هوش اومد که ناگهان صدای در اومد ناتالی و نیکو ...

#رمان_همیشه قسمت نوزدهم😘 کویاگا به هوش اومد که ناگهان صدای در اومد ناتالی و نیکو همینجور که غش کرده بودن از خنده اومدن تو ناتالی به ویاتو سلام کرد اما ویاتو چیزی نگفت ناتالی با نیشخند گفت چیه میخوای یادت بدم سلام کنی نی نی جونی ویاتو با عصبانیت گفت نه مثل اینکه تو میخوای مثل اون دیوونه له بشی نیکو با ترس و لکنت گفت ننننه ااون منظوری نداشت بببببخشش سریع با هم رفتن توی اتاق خودشون لباساشونو که عوض کردن نیکو اومد پایین قضیه رو بفهمه ناتالی هم مشغول پختن شام شد کویاگا اومد پایین به همه سلام کرد و رفت تو اتاقش خون روی زمین رو گرفته بود زمین رو تمیز کرد جای لگدی که ویاتو با صندل روی صورت یراسا کوبیده بود هنوز پیدا بود دهنش خونی بود کویاگا اونو هم تمیز کرد و بلندش کرد باورش نمی شد یه همچین کسی انقدر سبک باشه گذاشتش روی تخت موقع شام که شد کویاگا تحمل نکرد........................

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...