ویژه کنید
عکس و تصویر #حرفـ_دلـ #‌کپیحـ🚫 #دسنویسـ #بخونـ_بعد_لایڪ بعد از مدت ها دیدمشـ ، دیگه اون ادم سابق نبود... ...

#حرفـ_دلـ #‌کپیحـ🚫 #دسنویسـ #بخونـ_بعد_لایڪ
بعد از مدت ها دیدمشـ ، دیگه اون ادم سابق نبود...
نمی تونستم زول بزنمـ تو چشماش اما همون نگاه گذراهمـ کافی بود تا سرخی چشاشو گودی و سیاهی زیر چشماشو تشخیص بدمـ...
موهاشـ ..!¡
موهاشـ پخش و پلا بود ...
یع لباس استین بلند تنش بود اما اون که همیشه از لباس استین بلند بدش میومد!!
اسمشو زمزمه کردم بهم نگاه کرد بهش نگاه کردمـ...
یه لبخند رو لبش بود اما اون لبخند با چشماش همخونی نمیکرد...
-خوبی؟!
بهم نگاه کرد خنثی ، سرد و نابود کننده ...
یدفعه یه لبخند عریض زدو گفت:
+خوب؟!کصخلی؟!عالیم!! :)
مات شدمـ به موهاش نگاه کردم:
-موهاتـ چرا پخش و پلاست؟!
یه خنده کوتاه کردو گفت:
+حس و حال جمع کردنش نیس تصمیم دارم برم کوتاه کنم :)
تو چشماش خیره شدم:
-چشات چرا اینجوریه؟!
+چجوریه؟!
-قرمزهـ زیرشون گود افتادهـ.... احمق با خودت چیکار داری میکنی حواست هست چع هیولایی شدی؟!!!چرا ؟!چیت کمه؟!
یه چند ثانیه بدون پلک زدن خیره شد بهم بعد زد زیر خنده ...
بلند بلند خندید...
خندید...
خندید...
یبارع زد زیر گریهـ...
داد زد:
+بسعـ!ولم کنید! حتی توهمـ... حتی توهم منو نفهمیدی!خستمـ ..
خستم از مقایسه شدن!
خستم از خودخوری!
خستم از اینکه تظاهر کنم!
خستم از اینکه... زندگیه من ها ولی همه تصمیم میگرن برام الا خودم !بابا یکی نیس بگم بی پدرا این زندگیه شماها نیسـ!!¡¡
ولم کنید...
بزارید راحت تو این باتلاق دست و پامو بزنم ...
کسی نیستـ درکم کنه :)
ارع من از این خستم که همه رو درک کردمـ... همه چیو ریختم تو خودم و بقیه نفهمیدن... بر اساس همون نفهمیدناشون ،همون دردایی که ندیدن واسم حرف ردیف کردنو داستان چیدن :)
چرا ینفرم نیس منو درک کنه ؟!!¡¡
یهو ساکت شد. هیچ صدایی نیومد سرش کع پائین بود و بالا اورد یع لبخند رو لبش بود ...
+چرا ینفر هست... ینفر هست که شده همه دنیامـ... شده کسی که فقط حالم کنار اون خوبه... فقط با اون این هیولا یه فرشته است :) همون ینفر شده صاحب تمومه حسام،حواسم،قلبم،کپشنام،مخاطب اهنگام....
اون ینفر منو فهمید ...
من این هیولایی که هستم دیدو فرار نکرد...
موندو یه فرشته ازم ساخت ...
یه فرشتع که گذشتشو فراموش میکنه :)
یه تولد دوباره شد برام ...
اما من چی؟!
من چیکار کردم برای اونـ؟!!هیچی :)
منـ فقط باعث اذیتش شدم:)
تو حال خرابیاش مجبور بود حال خرابیه منم تحمل کنه...
حرف تو دلش داشت ولی مجبور بود حرفای منو بشنوه :)
میدونم بدون اون نمیمیرم ولی دوباره میشم همین هیولا همینــــــــــ که رو بروته و بدتر از این :)
(و دست کبود و خطخطیشو بالا میاره به دیوار شفاف روبه روش میکوبه و اینه به هزار تکه تبدیل میشه .... )


دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...