ویژه کنید
عکس و تصویر از آدم های سیاسی کشور زیاد انتقاد می کرد. می گفت فلان کار اشتباه بوده، ...

از آدم های سیاسی کشور زیاد انتقاد می کرد. می گفت فلان کار اشتباه بوده، فلان کار درست بوده.
بهش می گفتم تو که هیچکی رو نگذاشتی بمونه، آخر سر طرفدار کی هستی!؟
می گفت: « فقط آقا، هرچی آقا بگه »

قسمتی از کتاب من، مادرمصطفی :
★همراه یکی از دوستانش با خدا قرار گذاشته بودند که درس بخوانند، خدا هم برکتش را بدهد. چون این قرار را کنار یک خانه ی قدیمی متروکه گذاشته بودند، هرشب که از پارک یا کتابخانه برمی گشتند، می زدند به دیوار آن خانه و می گفتند: «یاکریم! الوعده وفا. ما درس خوندیم، برکتش یادت نره!»

محله ای که من ومصطفی در آن بزرگ شدیم، محله ای سنتی و قدیمی بود. بچه ها خیلی درقید درس نبودند، ولی مصطفی می گفت: «فقط دانشگاه شریف!» من باور نمی کردم دانشگاه شریف قبول شود، اما آن قدر بلند همت بود که شد.

★ درجمع خانوادگی، خیلی اهل بگو بخند بود، ولی درجمع نامحرم، ملاحظه می کرد.
قبل از ازدواج بعضی از دوستانم که او را دیده بودند، می گفتند «تو می خوای با این ازدواج کنی؟ این آدم اخموی بداخلاق که همیشه سرش پایینه؟»
بعد که تحقیق کردیم، هم خوابگاهی هایش گفتند: «این وارد هر اتاقی که می شه، بمب خنده است!»

★ در مراسم تشییعش گفتم : خط قرمز مصطفی، مقام معظم رهبری بود.
این که بچه ام پیرو ولایت فقیه بود، به ا افتخار می کنم. این که بچه ام جزو هیچ گروه و حزبی نبود، به او افتخار می کنم.

★ مرجع تقلیدش آیت الله خامنه ای بود. ترجیحاً هرکسی را هم که آقا قبول داشت، مصطفی قبول داشت.

★ علی خیلی دیرجوش است. بغل ماها خیلی نمی آید. ولی پرید بغل آقا. دستش را انداخت دور گردنش. آقا مجبور شد عصایش را بدهد دست یکی از همراهان و او را بغل کند.
وقتی علی به آقا چسبیده بود، حس می کردم شوق و علاقه ی خود مصطفاست. بچه ای که اصلاً با کسی جور نبود، تا لحظات آخر روی پای ایشان نشسته بود، نمی آمد پایین. وقتی آمد که آقا می خواست یادداشت اهدایی قرآن ها را بنویسد. آن جا هم دوباره رفت و ایشان را بوسید.

★شاگرد آیت الله خوشوقت بود.
بچه ها می گویند به حاج آقا گفته بود: «ذکری به من یاد بدین که من شهید بشم.»
حاج آقا گفته بود: «شما الان فقط وظیفه تونه اون جا (سایت نطنز) خدمت کنید. خدمت شما در اون جا، ظهور آقا امام زمان(عج) رو نزدیک می کنه.»
دوستانش بعد از شهادت مصطفی رفتند به حاج آقا گفتند: « حاج آقا! چه ذکری به مصطفی یاد دادی؟»
حاج آقا گفته بود: «تا همین جا دیگه کافیه. بهتره شما خدمت کنید. نیازی نیست برید ذکر یاد بگیرید!» #شهید_مصطفی_احمدی_روشن

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...