ویژه کنید
عکس و تصویر در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای ...


در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای رنگو برداشتم.
بازش کردم و سریع قرصی رو از توش برداشتم و همین که خواستم نزدیک دهنم ببرم صدایی باعث شد مکث کنم:
اگه خیلی اون قرصو بخوری...معتادش میشی. میدونستی؟
خیره نگاهش کردم. اون چی میگفت؟
اصلا به اون چه ربطی داشت ها؟

+توی این چیزا هم دخالت میکنین؟
یونگ کی و می هو با شنیدن صدام سرشون و بالا کردن و بهم خیره شدن.
پوزخندی زد و گفت: نه. فقط اینو بدون ممکنه معتاد بشی. من دوست ندارم یک همکار معتاد داشته باشم.

همکار؟ منظورش چی بود؟ نکنه اون هم میخواست کمک کنه؟

+توی پرونده منظورته؟
سرشو تکون داد و از کنارم رد شد و تنه ی محکمی بهم زد. چند قدم عقب تر رفتم و پوست لبمو کندم.
رو مخ بود. قطعا اگه باهاش همکاری نمی کردم میکشتمش. شاید هم دستام توان اینو نداشته باشن؟
**

لباسمو درآوردم و روی زمین پرتش کردم. شقیقه هام هنوز درد میکرد. در حموم و باز کردم وزیر دوش ایستادم.
چشمامو بستم و شیر و باز کردم.
چونم شروع کرد به لرزیدن. دلیلش سرما نبود. شاید دلیلش اون غمی بود که توی این بیست و دو سال توی دلم مونده بود.
به خودم که لرزیدم آب و روی درجه ی گرم تر گذاشتم.
نمی دونم چرا ولی...ولی فقط یک لحظه قطره ی اشکی از چشمام افتاد پایین.
با بهت به دیوار سفید رنگ رو به روم خیره شدم. بعد از چند وقت بود گریه نکرده بودم هوم؟
نمی دونم. شاید چون فقط تظاهر میکردم شادم...حسابش از دستم در رفته بود.
**
حوله رو روی موهام انداختم و رو به بلکی گفتم: هی! تو نمی خوای بری خونت؟ خسته شدما.
در اصل دروغ گفتم بهش. این روزها حداقل میتونستم اون چیزایی که رو دلم مونده بود و به یکی که نمی تونه حرف بزنه بگم.
صدای از خودش در آورد و دور پام چرخید و من نیشخندی زدم که در اصل توی زبان خودم نشون دهنده ی لبخند بود.
خودمو روی تخت انداختم و با دیدن موهای خیسم یاد حرف می هو و یونگ کی افتادم: حداقل موهاتو خشک کن. سرما میخوری.
پوفی کردم و لحافط رو روی خودم کشیدم و رو به بلکی گفتم: منتظر چی هستی؟ دعوتنامه؟ زود باش بیا بالا دیگه.
به سرعت روی پام پرید و اینبار کنار شونم دراز کشید و روشو از اون ور کرد.
+ تو دیگه خیلی پروعی. حداقل روتو به سمت من کن.
اما اون بی تفاوت تر از این حرفا بود.
هیعی کشیدم و چشمامو بستم. سعی کردم به چیز های خوب فکر کنم.
**


#میخوای_منو_بکشی؟ #پارت_ده

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...