ویژه کنید
عکس و تصویر پارت۳ _ولت کنم کھ نسیم زودتر از من قاپت و بدزده؟ عمرا یھ ھلوی دیگھ ...

پارت۳
_ولت کنم کھ نسیم زودتر از من قاپت و بدزده؟ عمرا یھ ھلوی دیگھ رو دو دستی
تقدیمش کنم!
_ھلو چیھ؟ نسیم کیھ؟ بخدا من نسیم نمیشناسم.. چرا ولم نمیکنین؟
زن بھ طرفش برگشت و عصبی یقھ ی مانتویش را جمع کرد. شال دور گردنش
پیچید و در حال خفھ شدن بود. چشم ھای سرخ زن وحشتش را چند برابر کرد.
_ده سالھ تو این کارم.. تیرم تا حالا خطا نرفتھ.. میخوای بگی یازده شب زیر
این بارون با این کولھ پشتی از خونھ ددیت زدی بیرون برا ھوا خوری؟ با کدوم گروه میخواستی کار کنی کھ آدرس و اشتباه اومدی؟ ِبھت نگفتن اون پارک مال دار و دستھ ی شھنازه؟
ھیچ چیز از حرف ھای زن نمیفھمید.. تنھا چیزی کھ حس میکرد بی ھوایی بود و
درد.. مرد بازویش را کشید و رو بھ زن عصبی گفت:
_باز تو وقتت گذشت سگ شدی فرزان؟ این ِ مث تو آبدیده نیست.. با یھ فوت پس
ِ میفتھ.. خش روش بیفتھ شھناز جرت میده! ِ
عصبی یقھ اش را رھا کرد و دوباره برگشت.. دستی بھ بینی اش کشید و بی حال
گفت:

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...