ویژه کنید
عکس و تصویر پارت۴ _خیلی زر میزنھ.. خودت خفش کن تا برسیم! اردلان به دنبال این حرف کمی ...

پارت۴
_خیلی زر میزنھ.. خودت خفش کن تا برسیم!
اردلان به دنبال این حرف کمی نزدیک تر شد و دست روی ران او گذاشت .. وقتی خندید ، ردیف سفید دندان ھا و ابروھای کمانی و تمیزش ، عجیب ترین اتفاق ممکن بود.. باورش نمیشد این دختر و پسر خوش قیافھ مربوط بھ چیزی باشند کھ حدس میزد. مشتش را برای کوبیدن حاضر کرده بود کھ تیزی چیزی را کنار پایش حس
کرد. اردلان سرش را نزدیک برد و خیره بھ لب ھایش زمزمھ کرد:
ِ دخترخوبی باش تا بھت کاری نداشتھ باشم.. اصولا بھ سوژه ھای فرزان دست درازی نمیکنم.. ولی تو خیلی جوجو و نازی.. راه ھم تا جایی کھ میخوایم بریم بھ اندازه ی تموم شدن
یھ سیانس خالھ بازی طولانیھ...مفھومھ؟!
خودش را تا جایی کھ میتوانست جمع کرد و با دست ھایش صورتش را پوشاند..
کارش تمام بود!

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...