ویژه کنید
عکس و تصویر #yonmin #پارت۶ چی؟ نامجون؟! (نوچه جین) تا اومدم جیغ بزنم انگار با ی چیزی زد ...

#yonmin #پارت۶
چی؟
نامجون؟! (نوچه جین)
تا اومدم جیغ بزنم انگار با ی چیزی زد تو سرم
تو ماشین ب هوش اومدم
خدایا! من اینجا چی کار میکنم؟
یونمین:نامجونننننن ولم کنننننن
منو کجا میبرییییییییییی
بزار برممممممم
نامجون:دهنتو ببند تا برسیم
اگ اینجا ولت کنمم نمیتونی بری خونه.فهمیدی؟پس خفه شو
این ورو اونورو هی با اضطراب نگا میکردم
خدا اینجا کجاست؟
من کجام؟
هی دنبال گوشیم میگشتم .پیداش نمیکردم
گوشیم دست نامجون بود
میدیدم ک هی یونگی تند تند بهم زنگ میزد
از بس یونگی بهم زنگ زد نامجون گوشیمو خاموش کرد
رسیدیم ب ی خونه متروکه
دیدم جین جلو در وایساده
دستمو گرفتنو بردنم تو اتاق
جین جلوم وایساد
جین:ت باید با من عروسی کنی.شیرفهم شد؟
من از ترس گریه میکردم
یونمین:جین تروخدا ولم کن برم
لطفا
جین هلم داد رو تخت جوری ک نشسته باشم
مجبورم کرد رمز گوشیمو بزنم‌.تصویری ب مامانم زنگ زد
یکی از ادماش اصلحه گذاشته بود رو سر مامانم.
منو مامانم باهم گریه میگردیم
جین گوشیرو قعط کردو گفت
جین:یا بامن عروسی میکنیو یونگی رو فراموش میکنی یا دیگ تا اخر عمرت مامانتو نمیبینی.حالا ب یونگی زنگ بزن
اشکاتم پاک کن
بهش بگو ک حال مامانم بده ببخشید نتونستم جواب بدم
بدو ببینم.
اشکامو پاک کردمو همینارو ب یونگی گفتم
جین دوباره گوشیو از دستم گرفتو از اتاق رفت بیرونو درو قفل کرد
جلوم ی لباس قرمز با ی لباس سفید بود
لباس سفیده لباس عروسو لباس قرمزه پیژامه بود
نامجون اومد پیشمو گف
نامجون:زود باش اماده شو برا عروسی
جین گفته ک اگ باهاش عروسی کنی مامانتو ول میکنه
یونمین(با گریه):باشه باشه
شروع کردم ب اماده شدن....


ببخشید طول کشید
خوبه؟؟
نظراتتون مهمه💜



دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...