ویژه کنید
عکس و تصویر پارت هفتم _بشکه خیلی زر زر نکن بچه ت خفه خون میگیره دریا_خفه شو الهی ...

پارت هفتم
_بشکه خیلی زر زر نکن بچه ت خفه خون میگیره
دریا_خفه شو الهی تو خفه خون بگیری
_من تا تورو تو کفن نبینم خفه خون نمیگیرم خودتو نگران نکن
دختره ی نازا
دریا_وااااای وااااااای بچم الهی دربه در شی
_در به در که تویی که از وقتی مادر شوهرت فهمیده بچهت
پسره انداختت تو کوچه ور دل ننهات کسی منو ننداخته ور دل
ننم
دریا_گمشو عوضی گمشو بیرون از خونه مامانم
_خونه مامانت! شوهرت عرضه نداشت که یه خونه بخره برات
اومدی ور دل ننه ات شوهرتم تحویلت نمیگیره تازه رفته روت
زن صیغه کرده براش دختر بیاره میدونی چرا؟چون خانواده
شوهرت پسر زیاد دارن دختر م پسر زیاد دارن دختر میخوان که تو دختر زا نیستی
دریا_مهراد !مهراد !بیا این زن ایکبیری تو جمع کن
شوهرت پسر زیاد دارن دختر میخوان که تو دختر زا نیستی
دریا_مهراد !مهراد !بیا این زن ایکبیری تو جمع کن
مهراد_چته تو چرا میخوای خواهر بدبخت منو بخوری
_خواهرت که بدبخت هست به منم ربطی نداره خدا بدتریش
بده به مامانت بگو بیاد حرفشو بزنه میخوام تشریفمو ببرم
داداشم منتظرمه
مهراد_باشه
نفیسه_باهات کار داشتم که بیای اینجا بهت بگم تا زبونتو
نبریدم زبونتو ببر که پیشرفت کردی دخترم و میجزونی اگه
بیشتر به پاچه گیریات ادامه بدی به مهراد میگم طلاقت بده
_بدرک من از خدامه و این بدونید اگه اینجام و این ادمی که
هنوز یه بار اسمشم صدا نزدم و ازش متنفرم و باعث و بانی
بدبختیام میبینمش فقط بخواطر اجبار مامان بابامه که
میدونم شما تو گوششون خوندید و دعا ثنا کردید و
نمیبخشمتون و میرم و هر کاری میکنم تا پسر دوهزارید طلاقم
بده
محل ندادم چی میگن ولی اومدم بیرون و نشستم تو ماشین
و به جانیار ماجرا رو گفتم
جانیار با اعصابی داغون بلند شد رفت در زد منم همراهش
رفتم خیلی اعصابم داغون بود و نمیخواستم داداشم بین این
اعجوبه ها بیفته
جانیار رفت داخل و رو به افریته خانم گفت
_ببین نفیسه خانم حرف میزنم حرف نزن رو حرفم بعدشم
میرمونمیزارمخواهر

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...