نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

عطـر «تــو» در هـواست عمیق نَـفَـس میکشـم♥ ️ برگ خشک،نم باران وعشق، عجب هوایت،صفایی دارد. #زهره_بیگی

عطـر «تــو» در هـواست عمیق نَـفَـس میکشـم♥ ️ برگ خشک،نم باران وعشق، عجب هوایت،صفایی دارد. #زهره_بیگی

۱۰ ساعت پیش
1K
تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی سکوت گریه هایم را شنیدی ، بی صدا رفتی همیشه این سوال بی جواب آواره ام میکرد: مرا لایق ندیدی؟ سیری از من؟ یا ...چرا رفتی؟ ...

تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی سکوت گریه هایم را شنیدی ، بی صدا رفتی همیشه این سوال بی جواب آواره ام میکرد: مرا لایق ندیدی؟ سیری از من؟ یا ...چرا رفتی؟ من و یادت همیشه باهمیم عاشق تر از دیروز رفیق نیمه راه عشق ! بدون ...

۱۸ ساعت پیش
9K
عجب دریای سحر آمیزیه غم های عالم:)) دلم واس موهام تنگع😕 😪

عجب دریای سحر آمیزیه غم های عالم:)) دلم واس موهام تنگع😕 😪

۱ روز پیش
4K
دوبارہ صبح زیبایے رسیدہ🌼 دوبارہ سر زد از مشرق سپیدہ 🌺 عجب نقشے زدہ نقـاش عالم🌺 چـہ تصویر قشنـگے آفریدہ🌼 سلام. صبحتون زیبا و پر از نشاط🍃 🌸

دوبارہ صبح زیبایے رسیدہ🌼 دوبارہ سر زد از مشرق سپیدہ 🌺 عجب نقشے زدہ نقـاش عالم🌺 چـہ تصویر قشنـگے آفریدہ🌼 سلام. صبحتون زیبا و پر از نشاط🍃 🌸

۱ روز پیش
4K
☀ ️روزی دیگراست و عطر کــــربلا🕌 عجب شش گوشه نابت 💚 بوسیدن دارد آقا..😘 ✋ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یــــا اَباعَبْدِاللهِ الْحُسَیْن(ع) ✋ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّه💚 اللهم ارزقنا زیارت کربلا 🙏 #روزتون_بخیر🌸

☀ ️روزی دیگراست و عطر کــــربلا🕌 عجب شش گوشه نابت 💚 بوسیدن دارد آقا..😘 ✋ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یــــا اَباعَبْدِاللهِ الْحُسَیْن(ع) ✋ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّه💚 اللهم ارزقنا زیارت کربلا 🙏 #روزتون_بخیر🌸

۱ روز پیش
3K
نبودنت زندگیمو داده به باد هی پرسه میزنم تو این خیابونا هی زجه میزنم میخوامت از خدا عجب هواییه بارون داره میاد نیستی ندارمت دلم تو رو میخواد نیستی کنار من ببندی چترتو دوتایی خیس ...

نبودنت زندگیمو داده به باد هی پرسه میزنم تو این خیابونا هی زجه میزنم میخوامت از خدا عجب هواییه بارون داره میاد نیستی ندارمت دلم تو رو میخواد نیستی کنار من ببندی چترتو دوتایی خیس بشیم بپیچه عطر تو نیستی حالم بده لعنت به این هوا من بی تو ناخوشم ...

۲ روز پیش
10K
#پارت۷۰ ماهو: باز شروع کرد! بهش چشم غره رفتم، یه دور کمد رو زیر و روی کردم و درآخر یه مانتوی طوسی انتخاب کردم. درحین آماده شدن ماهور گفت: حضورت خیلی تاثیر گذار بوده! با ...

#پارت۷۰ ماهو: باز شروع کرد! بهش چشم غره رفتم، یه دور کمد رو زیر و روی کردم و درآخر یه مانتوی طوسی انتخاب کردم. درحین آماده شدن ماهور گفت: حضورت خیلی تاثیر گذار بوده! با ناراحتی کنار ماهور نشستم و گفتم: ـ از اینکه یه روزی بخوام از این عمارت ...

۲ روز پیش
54K
دوست عجب امنیت خوبی ست... میتوانی با او خودِ خودت باشی... میتوانی دردهایت را هرچند ناچیز، هرچند گران بی‌خجالت با او در میان بگذاری... از حماقت هایت بگویی... دوست انتخاب آزاد توست، اختیار توست... نامش ...

دوست عجب امنیت خوبی ست... میتوانی با او خودِ خودت باشی... میتوانی دردهایت را هرچند ناچیز، هرچند گران بی‌خجالت با او در میان بگذاری... از حماقت هایت بگویی... دوست انتخاب آزاد توست، اختیار توست... نامش را در شناسنامه‌ات نمی‌نویسند، نامت را در شناسنامه‌اش نمی‌نویسند... دوست عرف نیست، عادت نیست، معذوریت ...

۲ روز پیش
4K
پر زرق وبرق شرکت طنین انداخته بود به بعضیا که می رسیدم سلام میکردم وبه سوال بعضیا جواب میدادم تارسیدم به منشی سام یعنی طوفان خدایی این اسم اصلا بهش نمیخورد باخنده به سمتم اومد ...

پر زرق وبرق شرکت طنین انداخته بود به بعضیا که می رسیدم سلام میکردم وبه سوال بعضیا جواب میدادم تارسیدم به منشی سام یعنی طوفان خدایی این اسم اصلا بهش نمیخورد باخنده به سمتم اومد و خوش خوشانه دست شو روی شونه م گذاشت -سلام مادر نمونه ی سال چطوری ...

۲ روز پیش
18K
باترس چشماموبازکردم یاخداچرادنیااینجوریه چرا اینقدسبکم نکنه مُردم درکه بازشد یه مرد بایه روپوش سفید اومد توماشالا عجب چشمایی عجب لبی عجب موهای لختی عجب قدوهیکلی این روپوشه یارکابیه وای چقدخوشمل وناناسه خدایا این فرشته مرگمه ...

باترس چشماموبازکردم یاخداچرادنیااینجوریه چرا اینقدسبکم نکنه مُردم درکه بازشد یه مرد بایه روپوش سفید اومد توماشالا عجب چشمایی عجب لبی عجب موهای لختی عجب قدوهیکلی این روپوشه یارکابیه وای چقدخوشمل وناناسه خدایا این فرشته مرگمه یافرشته ی نجاتم دیدم دکترخوشکله وپرستار کنارش که دخترنازوکوچولوی ودلبری بود داشتن میخندیدن باگنگی نگاشون ...

۲ روز پیش
11K
روزی مبلغی جوان، هیزم شکنی را در حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود حتی اسمی از عیسی نشنیده است، با خود می گوید: «عجب فرصتی ...

روزی مبلغی جوان، هیزم شکنی را در حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود حتی اسمی از عیسی نشنیده است، با خود می گوید: «عجب فرصتی است برای به دین آوردن این مرد!» در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به ...

۲ روز پیش
15K
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟ زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز ...

نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟ زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیست این هم از ...

۳ روز پیش
17K
اوووففف عجب بارونی گرفت😦 😦 😦 😦 😐 😐 😐 😐

اوووففف عجب بارونی گرفت😦 😦 😦 😦 😐 😐 😐 😐

۳ روز پیش
3K
#پارت۶۸ بعد از ناهار با خانم بزرگ روی مبل مشغول گپ زدن بودیم که فراز و اهورا وارد سالن نشیمن شدن. خانم بزرگ با لبخند رو بهشون گفت: به به شازده ها! اهورا نیمچه لبخندی ...

#پارت۶۸ بعد از ناهار با خانم بزرگ روی مبل مشغول گپ زدن بودیم که فراز و اهورا وارد سالن نشیمن شدن. خانم بزرگ با لبخند رو بهشون گفت: به به شازده ها! اهورا نیمچه لبخندی زد و روی نزدیک ترین مبل نشست و با جمع کردن عصاش به مبل تکیه ...

۳ روز پیش
44K
عجب آهنگی شد😹 😹 💜 💫 با ریتم بخونید😹 🍃

عجب آهنگی شد😹 😹 💜 💫 با ریتم بخونید😹 🍃

۳ روز پیش
2K
عجب چیزیه😍

عجب چیزیه😍

۴ روز پیش
522
قول مطرب دل من دوش به راهی زد و برد چشمش آرام دل من به نگاهی زد و برد غمزه ی دوست به یغمای دلم تیزی داشت وه که بر مخزن دل خانه سیاهی زد ...

قول مطرب دل من دوش به راهی زد و برد چشمش آرام دل من به نگاهی زد و برد غمزه ی دوست به یغمای دلم تیزی داشت وه که بر مخزن دل خانه سیاهی زد و برد هرغباری که بر آیینه ی دل بود مرا ای عجب صیقلی عشق به ...

۴ روز پیش
8K
#پارت90: از ماشین پیاده شدم خواستم زنگ رو فشار بدم که صدایی من رو از جام‌ پروند: -من اینجام! دستم رو قلبم گذاشتم، که خنده ریزی رو کنارم شنیدم؛ الینا بود. این چرا مثل جن ...

#پارت90: از ماشین پیاده شدم خواستم زنگ رو فشار بدم که صدایی من رو از جام‌ پروند: -من اینجام! دستم رو قلبم گذاشتم، که خنده ریزی رو کنارم شنیدم؛ الینا بود. این چرا مثل جن ظاهر می‌شد؟ یه نیم‌چه بچه من رو ترسوند؟ با ته خنده‌ای گفت: - چته بابا؟! ...

۴ روز پیش
38K
#پارت90: از ماشین پیاده شدم خواستم زنگ رو فشار بدم که صدایی من رو از جام‌ پروند: -من اینجام! دستم رو قلبم گذاشتم، که خنده ریزی رو کنارم شنیدم؛ الینا بود. این چرا مثل جن ...

#پارت90: از ماشین پیاده شدم خواستم زنگ رو فشار بدم که صدایی من رو از جام‌ پروند: -من اینجام! دستم رو قلبم گذاشتم، که خنده ریزی رو کنارم شنیدم؛ الینا بود. این چرا مثل جن ظاهر می‌شد؟ یه نیم‌چه بچه من رو ترسوند؟ با ته خنده‌ای گفت: - چته بابا؟! ...

۴ روز پیش
34K
عجب شعرایی بلده😂 😂
عکس بلند

عجب شعرایی بلده😂 😂

۴ روز پیش
3K