نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پدرم دل‌واپس آینده برادرم است، اما حتی یک‌بار اتفاق نیفتاده که باهم به کافی‌شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند‌بلند بخندند. برادرم نگران فشار کاری پدرم است، اما حتی یک‌بار هم نشده خواسته‌هایش ...

پدرم دل‌واپس آینده برادرم است، اما حتی یک‌بار اتفاق نیفتاده که باهم به کافی‌شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند‌بلند بخندند. برادرم نگران فشار کاری پدرم است، اما حتی یک‌بار هم نشده خواسته‌هایش را به‌تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند. مادرم با فکر خوش‌بختی من ...

۳ ساعت پیش
8K
فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد . روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن . میتوانی غرور را کنار بگذاری و عشق زندگیت را به یک شام دو نفره دعوت کنی . ...

فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد . روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن . میتوانی غرور را کنار بگذاری و عشق زندگیت را به یک شام دو نفره دعوت کنی . برای پرنده ها دانه بریزی و بعد ، از دیدن نوک زدن آنها به دانه ...

۴ ساعت پیش
6K
فرانسه در سال 1663،هشتصد دختر فقیر را با عنوان دختران پادشاه برای ازدواج به کانادا که مستعمره فرانسه بود فرستاد وجمعیت درعرض 10 سال دو برابر شد.اکثر فرانسویان کانادا از نوادگان همین زنان فقیر هستند ...

فرانسه در سال 1663،هشتصد دختر فقیر را با عنوان دختران پادشاه برای ازدواج به کانادا که مستعمره فرانسه بود فرستاد وجمعیت درعرض 10 سال دو برابر شد.اکثر فرانسویان کانادا از نوادگان همین زنان فقیر هستند #پرسپولیس #استقلال #بدنسازی #حقایق #ناگفته #آیا_میدانید #دانستنی_پزشکی #تندرستی #تلوزیون #عکس_نوشته #شگفت_انگیز #شگفتی_جهان #آبزیان #مبلمان #فروش ...

۴ ساعت پیش
5K
🌴 بسم الله الرحمن الرحیم( قسمت اول) 🌴 افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد 📡 یکی از ارکان تقابل جبهه خیر و شر در آخرالزمان جنگ‌رسانه است 🎙 اول باید دید رسانه در ...

🌴 بسم الله الرحمن الرحیم( قسمت اول) 🌴 افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد 📡 یکی از ارکان تقابل جبهه خیر و شر در آخرالزمان جنگ‌رسانه است 🎙 اول باید دید رسانه در این جنگ چه وظیفه ای دارد ✅ وظیفه مهندسی افکار عمومی بر عهده رسانه است ...

۷ ساعت پیش
15K
شاید از آخرین شاخه گلی که پرپر شد، تکه ای داخل لباس خاطراتم جا مانده باشد که هر جا میروم‌‌ بوی آشنایی را استشمام میکنم.

شاید از آخرین شاخه گلی که پرپر شد، تکه ای داخل لباس خاطراتم جا مانده باشد که هر جا میروم‌‌ بوی آشنایی را استشمام میکنم.

۹ ساعت پیش
8K
هی بوسه نزن با هیجان گوشه‌ی لب را یک ذره رعایت بکن اخلاق و ادب را دندان به لبم می‌زنی انگار شبانه... پاتک زده‌ای قسمتی از باغ رطب را گرمای لبت روی لبم در نوسان ...

هی بوسه نزن با هیجان گوشه‌ی لب را یک ذره رعایت بکن اخلاق و ادب را دندان به لبم می‌زنی انگار شبانه... پاتک زده‌ای قسمتی از باغ رطب را گرمای لبت روی لبم در نوسان است بالا نبری در تنم اندازه‌ی تب را با آتش برخوردِ لبت با رگ ِ ...

۹ ساعت پیش
6K

" 👫 خاص لحظه های دو نفره ست بافت مدل ELANO 👈 🏻 انتخابی بینظیر 79 هزار تومان پرداخت درب منزل خرید سریع telegram.me/MemarketOrderBot?start=B3B94A1C0B خرید اینترنتی http://mmor.ir/ACCED0EC 📩 خرید پیامکی برای ثبت سفارش و یا کسب اطلاعات بیشتر کد 2067877 را به سامانه 30007419 پیامک کنید . --------------------- 📮 خرید ...

۱۳ ساعت پیش
8K
یک ‌دفترچه‌ی صدبرگ بگیرید دستتان و بروید از مردمِ کوچه و بازار بپرسید: «ناموس» یعنی چی؟ (البته توصیه می‌کنم برای به‌دست آوردن دیتای جامع‌تر، سری هم به دانشگاه و کافه‌‌ و پردیسِ کتاب بزنید) و ...

یک ‌دفترچه‌ی صدبرگ بگیرید دستتان و بروید از مردمِ کوچه و بازار بپرسید: «ناموس» یعنی چی؟ (البته توصیه می‌کنم برای به‌دست آوردن دیتای جامع‌تر، سری هم به دانشگاه و کافه‌‌ و پردیسِ کتاب بزنید) و جواب‌ها را یادداشت کنید. به گمان من در نود برگ از دفترچه، جواب‌هایی خواهید داشت ...

۱۷ ساعت پیش
15K
. چشمای بادومی و عسلیش،موهای به رنگ طلاییِ خوشه های گندمش، قدِ بلند و هیکل ورزیده ش..همه و همه باعث میشد تا نتونم چشم ازش بردارم.. بیشتر از همه جذب ابروهای کمونش شدم(بچه ها من ...

. چشمای بادومی و عسلیش،موهای به رنگ طلاییِ خوشه های گندمش، قدِ بلند و هیکل ورزیده ش..همه و همه باعث میشد تا نتونم چشم ازش بردارم.. بیشتر از همه جذب ابروهای کمونش شدم(بچه ها من عکس گلاره رو دیدم خودشم واقعاااا زیباست) اونروز ی لباس قشنگ پوشیدم،موهای لخت و مشکیمو ...

۱۸ ساعت پیش
37K
#شاهنامه #شکانیان ‍ ازآن‌پس خیلی به کرم رسیدند بطوریکه او بسیار بزرگ و رنگش سیاه شد پس صندوقی برایش ساختند و به خاطر کرم هفتواد و پسرانش ثروتمند شدند . چندین سال گذشت و آن ...

#شاهنامه #شکانیان ‍ ازآن‌پس خیلی به کرم رسیدند بطوریکه او بسیار بزرگ و رنگش سیاه شد پس صندوقی برایش ساختند و به خاطر کرم هفتواد و پسرانش ثروتمند شدند . چندین سال گذشت و آن کرم به‌اندازه فیلی شد . کم‌کم هفتواد به کمک کرم از دریای چین تا کرمان ...

۱ روز پیش
31K
امام صادق(علیه‌السلام) «الطِّیَرَةُ علی ما تَجعَلُها إن هَوَّنتَها تَهَوَّنَت، وإن شَدَّدتَها تَشَدَّدَت ، وإن لَم تَجعَلْها شَیئا لَم تَکُن شَیئا»(1) «تأثیر فال بد به خودت بستگی دارد: اگر آن را آسان بگیری آسان می‌شود و ...

امام صادق(علیه‌السلام) «الطِّیَرَةُ علی ما تَجعَلُها إن هَوَّنتَها تَهَوَّنَت، وإن شَدَّدتَها تَشَدَّدَت ، وإن لَم تَجعَلْها شَیئا لَم تَکُن شَیئا»(1) «تأثیر فال بد به خودت بستگی دارد: اگر آن را آسان بگیری آسان می‌شود و اگر سخت بگیری سخت می‌شود و اگر ان را به چیزی نگیری چیزی نخواهد شد» ...

۱ روز پیش
33K
👇 👇 پرسپولیس برای ما فقط یک اسم نیست؛ یک تاریخ است، قیامت است، محشر است، اصلا خودِ خود زندگی است. حکایت ما و این عشق سرخ، قصه دلدادگی از روز ازل تا لحظه مرگ ...

👇 👇 پرسپولیس برای ما فقط یک اسم نیست؛ یک تاریخ است، قیامت است، محشر است، اصلا خودِ خود زندگی است. حکایت ما و این عشق سرخ، قصه دلدادگی از روز ازل تا لحظه مرگ است. همان که گفت: «که هنوز نبودم که تو در دلم نشستی.» یادمان نیست کی ...

۱ روز پیش
48K
کاسه صبر کاسه ی صبرم سر آمد ناگهان لبریز شد واژه رنگ غم گرفت و غم به دل واریز شد سوز سرمای زمستان رفت و برگشتم عقب از درختان ریخت برگ و باز هم پاییز ...

کاسه صبر کاسه ی صبرم سر آمد ناگهان لبریز شد واژه رنگ غم گرفت و غم به دل واریز شد سوز سرمای زمستان رفت و برگشتم عقب از درختان ریخت برگ و باز هم پاییز شد برد من را پیش او آن ساعت و آن لحظه که- دوستت دارم شنید ...

۱ روز پیش
13K
امام صادق(علیه‌السلام) «الطِّیَرَةُ علی ما تَجعَلُها إن هَوَّنتَها تَهَوَّنَت، وإن شَدَّدتَها تَشَدَّدَت ، وإن لَم تَجعَلْها شَیئا لَم تَکُن شَیئا»(1) «تأثیر فال بد به خودت بستگی دارد: اگر آن را آسان بگیری آسان می‌شود و ...

امام صادق(علیه‌السلام) «الطِّیَرَةُ علی ما تَجعَلُها إن هَوَّنتَها تَهَوَّنَت، وإن شَدَّدتَها تَشَدَّدَت ، وإن لَم تَجعَلْها شَیئا لَم تَکُن شَیئا»(1) «تأثیر فال بد به خودت بستگی دارد: اگر آن را آسان بگیری آسان می‌شود و اگر سخت بگیری سخت می‌شود و اگر ان را به چیزی نگیری چیزی نخواهد شد» ...

۱ روز پیش
26K
#پارت۱۳۱ با لبخند بهش خیره شدم، موهای شقیقش سفید شده بود ولی خیلی کم، با این وجود بازم همون شهریار سابق منه، جذاب و مهربون! شهریار: دلم برات یه ذره شده بود! با بغض سرم ...

#پارت۱۳۱ با لبخند بهش خیره شدم، موهای شقیقش سفید شده بود ولی خیلی کم، با این وجود بازم همون شهریار سابق منه، جذاب و مهربون! شهریار: دلم برات یه ذره شده بود! با بغض سرم رو پایین انداختم و گفتم: ـ هر روز بعد از نماز دعا می‌کردم خدا تو ...

۱ روز پیش
56K
#پارت۱۳۰ دو سه سالی با جنگ گذشت، اوضاع هر روز خراب‌تر از قبل می‌شد. ما شمال کشور بودیم و با هر بار صدای آژیر خطر به پناهگاه پناه می‌بردیم و از شدت ترس نفسمون توی ...

#پارت۱۳۰ دو سه سالی با جنگ گذشت، اوضاع هر روز خراب‌تر از قبل می‌شد. ما شمال کشور بودیم و با هر بار صدای آژیر خطر به پناهگاه پناه می‌بردیم و از شدت ترس نفسمون توی سینه‌هامون حبس میشد. بیچاره مردم خوزستان، مخصوصا خرمشهر که کلی شهید داد. وقتی به اوضاعشون ...

۱ روز پیش
45K
#پارت۱۲۶ شهریار: چیزی نمونده تا شهر، اونجا میریم مسافرخونه اتاق می‌گیریم. ـ باشه. نیم ساعت بعد به نزدیک ترین شهر رسیدیم و به مسافرخونه رفتیم. چمدون رو باز کردم و گفتم: ـ بهتره بریم حمام ...

#پارت۱۲۶ شهریار: چیزی نمونده تا شهر، اونجا میریم مسافرخونه اتاق می‌گیریم. ـ باشه. نیم ساعت بعد به نزدیک ترین شهر رسیدیم و به مسافرخونه رفتیم. چمدون رو باز کردم و گفتم: ـ بهتره بریم حمام کنیم و لباس تمیز و نو برای فردا بپوشیم، ناسلامتی عروس و دامادیم! شهریار: هر ...

۱ روز پیش
45K
عروس مرگ-قسمت ۳۶ #عروس_مرگ چشمان تقریبا درشت و کشیده،لب و بینی ظریف و متناسب با چهره،گونه های تقریبا برجسته،پوست صاف و سفید،(به بخشی از موهایش که از شال بیرون ریخته بود نگاه کرد)موهای پرکلاغی حالت ...

عروس مرگ-قسمت ۳۶ #عروس_مرگ چشمان تقریبا درشت و کشیده،لب و بینی ظریف و متناسب با چهره،گونه های تقریبا برجسته،پوست صاف و سفید،(به بخشی از موهایش که از شال بیرون ریخته بود نگاه کرد)موهای پرکلاغی حالت دار... "چقدر زیباست!...ولی یه چیزی علاوه بر زیباییش هست که درکش برام خیلی عجیبه،انرژی عجیبی ...

۲ روز پیش
87K
منم جون گرفتم و گفتم: چرا به من نگفته بودی ، اون ، وقتی من نبودم ، اینجا اومده؟ اصلاً چرا اجازه دادی بیاد بالا ؟؟؟؟ سری تکون داد و گفت : تو نسبت به ...

منم جون گرفتم و گفتم: چرا به من نگفته بودی ، اون ، وقتی من نبودم ، اینجا اومده؟ اصلاً چرا اجازه دادی بیاد بالا ؟؟؟؟ سری تکون داد و گفت : تو نسبت به اون حساس بودی، نمیخواستم ناراحتت کنم!!! من خبر نداشتم که میخواد چه غلطی بکنه ، ...

۲ روز پیش
63K