ویژه کنید
عکس و تصویر موج باستان گرایی در ایران با تلاش بیگانگان در حال پیشرفت و حرکت به جلو ...

موج باستان گرایی در ایران با تلاش بیگانگان در حال پیشرفت و حرکت به جلو است و در این میان بزرگ نشان دادن کوروش هخامنشی یکی از حربه های این جریان است و متاسفانه به دلیل عدم پرداختن دقیق و علمی به این موضوع در میان جوانان، تقریباً اکثریت مردم ایران کوروش را به عنوان یک پیامبر الهی(و یا حداقل یک بنده ی صالح خدا) و اسطوره ی عشق و عدالت و آزادی و حقوق بشر و نماد ایران می پندارند به نحوی که کوچکترین نقد به رفتار کوروش برابر با وطن فروشی قلمداد می شود.

همانطور که قبلاً در مطلبی به بیان ترجمه ی منشور کوروش و بت پرستی کوروش هخامنشی کردیم اینک قصد داریم قسمتی بسیار کوچک از جنایات و وحشی گری های این شاه هخامنشی را بازگو کنیم.

البته واضح است کوروش نیز مانند اکثر شاهان تاریخ از عنصر تزویر بهره می برده و در کنار خشونت های بی حد و حصرش گاهی لطوفت ها و بخشش های بینظیری از خود نشان می داده است که باعث جلب توجه مردم آن روز شده بود و حتی آوازه ی برخی از کارهای او به دیگر کشور ها هم رفته بود،چنانکه اکبر مغول پادشاه هند ضمن کشت و کشتارهای خود در خلال جنگ های گسترش طلبانه اش با اسیران جنگی به مهربانی رفتار می کرد و عدالت میان ادیان و مذاهب هند را رعایت می کرد(شاید اکنون معنی تزویر را بهتر درک کرده باشید).
https://telegram.me/RightIranCulture
کانال ضد کوروش پرستی
https://telegram.me/RightIranCulture
کانال افشاگر جعلیات کوووررروووشی

گنجینه ای رو به رشد از مطلب٬ فیلم و عکس های ناب و آگاهی بخش
گاهی اوقات واکنش هایی را از سوی برخی هموطنان شاهد هستیم که نه جای تشویق بلکه تقبیح دارد، وطن پرستی نزد ایشان به شرک تبدیل شده است تا جایی که برخی از آنها به مقبره کوروش سجده می کنندو …؛ گویا معنای وطن پرستی و وطن دوستی اشتباه شده است.
https://telegram.me/RightIranCulture
اسلام فرموده است «نه افراط و نه تفریط»؛ افراط در وطن دوستی به وطن پرستی ختم می شود.
https://telegram.me/RightIranCulture
«حب الوطن من الایمان»، یعنی محبت به وطن «از» ایمان است، نه این که خودش ایمان است. کسی به وطنش محبت دارد که ایمان به خدا داشته باشد و معمولاً کسانی که شعار از «وطن» می‌دهند و ایمانی به خدا و اسلام ندارند، در کوچک‌ترین امتحان‌ها خود را می‌بازند و برای اندکی منافع بیشتر، زندگی راحت‌تر، دغدغه‌ی کمتر، درگیر نشدن با مسائل و مشکلات وطن و … قید همه چیز را می زنند. اما آن کسانی که به خدا ایمان دارند، ایستادگی کرده و با تحمل تمامی مشکلات و حتی استقامت تا پای شهادت، در حفظ و استیلای وطنشان کوشا هستند.
https://telegram.me/RightIranCulture
قرآن راجع به وطن دوستی می‌گوید: «أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِم‏» (آل‌عمران/۱۹۵) پیداست علاقه به دیار یک علاقه‌ای است که وقتی دستش را گرفتی و از وطن بیرونش کردی، به او ظلم کردی. می‌گوید: «أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِم‏» اما وطن پرستی مثل بت پرستی است. وطن دوستی بله، وطن پرستی شرک است مثل بت پرستی
https://telegram.me/RightIranCulture
دشمن ما کیست؟
دشمن ما همان کسی است که کوروش و داریوش را در برابر ائمه ما مطرح کرده اند، تا من و شمای شیعه آنقدر غرق در کوروش شناسی شویم تا از شدت تعصب جاهلی و ناسیونالیسم نژاد پرستانه و میهن پرستانه خفه شویم!
تا یادمان برود که علی(علیه السلام) و فاطمه ای(عالیها سلام) هم داریم!
جالب است که جوانان شیعه شاهان طاغوت منش و دوگانه پرست مشرک را بیشتر و بهتر از مولی الموحدین امیرالمونین علی علیه السلام می شناسند!
به بهانه وطن دوستی و میهن پرستی، کوروش دوستی و داریوش دوستی را ترویج می کنیم تا جای پای خوبی برای دشمنان دینشون (ناسیونالیستها و باستانگراها و ملی گراها و زرتشتیها) درست کنیم!
به بهانه تحقیق و پژوهش و تاریخ شناسی و تاریخ دوستی مروج کفر و شرک آئین باستان شده ایم!
به بهانه عبرت آموزی از تاریخ ایران، به آنها اعتبار می بخشند!
با دوستی بحث می کردم....می گفت ما هم علی داریم و هم کوروش و داریوش!!!
هر دو برایمان مهم هستند و عزیز...! هر برایمان مهم است! مگر می شود کوروش و داریوش را که مفاخر ملی ما هستند کنار بگذاریم!
گفتم مایه افتخار است؟ این یا آن؟ اگر مایه افتخار بود که نباید یهودیان او را در توراتشان منجی و مسیحای خود معرفی کنند!
واعصفا!
داریم علی(علیه السلام) و آل علی چه ارزان را می فروشیم! آن هم به مشتی سلاطین و شاهانی که حتی تاریخ نیم بندی و غلو شده ای راه که برایشان نوشته اند، دست پخت دیگ پلوی باستانسازی و تاریخ سازی مورخان یهودی و اروپاییان ضد دین است!
علی و داریوش!
علی و کوروش!
دوباره داریم شاهد تکرار تاریخ هستیم که روزگار به آجا رسید که گفتند علی و معاویه!
یهود هم کوروش آتش پرست و مظهر طاغوت را می ستاید، من شیعه علی هم!
او هم کوروش را بزرگ بداند و من شیعه علی هم!
این کجا و آن کجا؟
تا دیروز اگر کسی را به جرم علی پرستی ب
ه نزد علی ابن ابی طالب(علیه السلام) می آوردند و توبه نمی کرد، خود حضرت با دست مبارکشان آن گمراه را شخصا گردن می زدند. یعنی این چنین فردی دشمن علی است!
چه شده که حالا شیعیان همان، علی کوروش پرست شده اند!!!
سنگ دشمنان انبیاء و آتش پرستان و سلاطین مجوس را برسینه می زنند!
می گویند حب وطن! نه حب دین!
پس تکلیف تولی و تبری چه می شود؟
...

به نظر شما اولویت اصلی ما در دشمن شناسی چیست!
قادعتا باید خط مشیمان را از قرآن کریم بگیریم! سره دشمن شناسی قرآن این است:
ابتدا به خصوصیات و سرگذشت و آداب و رسوم و فرهنگ و ...اقوام می پردازد! به این دلیل که آیندگان با عبرت گرفتن از این نمونه ها دچار همان اشتباه و خطا نگردند! به قول معروف: آزموده را آزمودن خطاست !
https://telegram.me/RightIranCulture
قرآن عظیم الشان پس از بیان مصادیق اقوام و گروهها و جریانهای حیله گر و فاسد، خطر بزرگتر و مهمتر و حساستری را نیز یادآوری کرده و مرتب نسبت به خطر آن هشدار می دهد. آن را به کرات گوشزد می کند به طوریکه 1000 و اندی آیات قرآن را به بیان این خطر بزرگ برای شجره طیبه نبوت اختصاص می دهد و آن هم شجره ملعونه قوم یهود است.
صریح ترین آیه قرآن در اینباره این آیه است:
لتجدن اشدا الناس عداوة للذین آمنوا الیهود(مائده/82) ترجمه: به طور قطع و یقین شدیدترین و بالاترین نوع دشمنی انسانها {شیاطین انسی} را با مومنین از طرف یهودیان خواهی دید.
با این حساب بنا به فرموده قرآن عظیم الشلان یهودیان بزرگترین دشمن مومنان هستند.
قرآن به موارد زیادی از جنایات و شرارتهای قوم یهود اشاره می کند اما یکی از آن موارد که دقیقا موضوع بحثمان هست{ که اینهمه مقدمه چینی به خاطر آن بود} بحث تحریف گری قوم یهود است که در قرآن به نمونه ای از این مسئله می پردازد:

https://telegram.me/RightIranCulture
قوم یهود بنا به دلایل عقیدتی و تاریخی و سیاسی ووو بزرگترین دشمن مسلمانان و تشیع است و لذا از هر ورشی برای نابودی مسلمانان استفاده می کند. یکی از آن روشها تحریف حقایق است چنانچه شاهد ما بلایی است که این قوم لجوج بر سر کتاب آسمانی تورات آوردند. یهود بنا به شهادت قرآن دشمن قسم خورده خط پاک انبیاء ست و در این راه از هیچ جنایتی دریغ نکرده از کشتن و ترور و جنایت و ...یهود برای ویران کردن پایه های حق و حقیقت و خشکاندن ریشه دین و مذهب خصوصا اسلام و و خط سرخ انبیاء از هر دروغ و تحریف و انحراف استفاده کرده. اسرائیلیاتی که در تاریخ اسلام وارد شده خصوصا تاریخ انبیاء به قدریست که داد بعضی محقیقن و دانشمندان دلسوز مسلمان اعم از شیعه و سنی را درآورده لذا معتقدند که عمق این تحریف آنقدر هست که باید تاریخ اسلام و تاریخ انبیاء عظام را از نو باید نوشت چنانچه کسانی چون علامه بزرگوار عسگری چنین کردند(روحش شاد)
https://telegram.me/RightIranCulture
سید حسین موسوی زنجانی درباره اهمیت تاریخ مخصوصا تاریخ انبیاء و تاریخ اسلام و نقش یهود در تحریف آن دردمندانه می گوید:
طبق دستور حضرت علیعلیه السلام هیچ ملتی نمی تواند در صدد ایجاد حکومت جهانی باشد اگر از تاریخ حکومت و رسالتهای جهان بی اطلاع باشد، قطعا این وارثتاریخ جهان است که وارث حکومت جهانی هم خواهد بود، در یک کلام می گویم«صاحبان تاریخ بی سر {مسلمانان} نمی توانند وارث پایان تاریخ باشند» و مفهوم حرف میکاه هالبرتون صهیونیست معروف در سطر اول این کتاب همین یک جمله است، چون یهود مدعی است وارث سر تاریخ است مدعی وارث بودن برای پایان تاریخ هست. این حرف درست است اگر چه یک صهیونیست گفته باشد ولی این حرف را باید ما بزنیم نه یهود! او این حرف را زد، بر جهان حاکم است...اطلاع از تاریخ موجود بین حضرت ابراهیم و حضرت رسول اسلام صلی الله علیه و آله وسلم پایه و اساس برای تحلیل حوادث پس از نزول قرآن است که اکنون بدبختانه از حوزه تحلیل های تاریخ مسلمانان کنار گذاشته شده است و باعث شده است تمام تحلیل های تاریخی مسلمانان دچار سردرگمی،ابهام، تناقض و تضاد بشود و قیچی کردن حدود 3000 سال از یک حادثه 4400ساله نابود کردن عقبه تاریخ یک امت جهانی است. علی ابن ابی طالب (علیه السلام) به صراحت در خطبه« الوسیلة روضه کافی» فرموده است: تاریخ بنی اسرائیل را برای شناخت تاریخ ما اهل بیت نقل کنید. بارها رسول اسلام فرمود تاریخ بنی اسرائیل را نقل کنید یعنی شرط وقوف کامل بر تاریخ اسلام اشراف بر تاریخ ادیان پس از ابراهیم است، چون تاریخ پس از ابراهیم سابقه تاریخی اسلام خاتم جهانی است.بگذارید صریح بگویم اسلام آخر یک اول است، آن اول مال این آخر است کما اینکه این آخر مال آن اول است حالا ما مسلمانان آخر زمان هستیم که از اول آن نه اطلاع داریم و نه مربوط به خودمان می دانیم یعنی آخری هستیم که اول ندارد! تاریخ بی سر، امت بی سر خواهد داشت.
https://telegram.me/RightIranCulture
...از طریق کعب الاحبارها و وهب ابن منبه ها(یهودیه
ا های نفوذی)بدبختانه مورخین مسلمان قصه ها و تاریخ بنی اسرائیل را که از طریق قرآن و اهل بیت صادر شده بود از قلم تحلیلی تاریخی انداخته، حذف کردند ولی یهودیان فرهنگی و با تجربه چند هزار ساله کتب حدیثی و روائی مسلمین را با خرافات اسرائیلیات مخلوط شدند با اسرائیلیات، در نتیجه اعتبار بخشی از تاریخ بنی اسرائیل در نتیجه قدرت تحلیل تاریخی مسلمانان بر باد رفت، در حالی که از طرف اهل بیت دستور رسیده بود دقیقا بر عکس عمل کنند یعنی حدیث اسرائیلی ممنوع و تاریخ بنی اسرائیل جزء اولیه تاریخ اسلام ابراهیمی است. آیا نباید به حال امتی تاسف خورد که تاریخش توسط مورخینش قیچی شده است؟ تاریخی که در کتاب آسمانی آن امت به عنوان تاریخ آن امت تلقی شده و نقل شده است؟ حدود یک چهارم قرآن قصص انبیاء بنی اسرائیل است و این قصص را قرآن از تاریخ اسلام ابراهیم خلیل از شاخه اسحاق تلقی کرده و نقل کرده است و پایه گذار توحید و اسلام بنی اسرائیل را ابراهیم معرفی کرده است....با وجود این که قرآن کریم یهود را اشد الناس عداوتا نسبت به مسلمین معرفی فرموده ولی بررسی رفتار اعدا عدو اسلام در کتب مسلمین جزء موضوعات تاریخی تلقی نشده است و نتیجه اش امروز این است که 7 میلیون یهودی با نهایت مهارت بر تمام مراکز قدرت جهانی مسلط است چون تاریخ 3500 ساله را تاریخ خود می داند ولی 1/5 میلیارد مسلمان اولا 1400 سال به زعم خود سابقه تاریخ دارند. و ثانیا شناخت سیاستهای ثبت شده در تاریخ یهود را جزء تاریخ برخورد یهود با خود نمیدانند ثالثا در تمام مراکز فرهنگی یهودیان قرآن یک کتاب استراتژیک همواره مورد بررسی مکرر است در حالی که از هر یک میلیون نفر مسلمان یک جلد تورات ندارند.
https://telegram.me/RightIranCulture
اگر تاریخ، معلم انسانهاست که هست نتیجه تاریخ 3500 ساله یهود این شد که 7میلیون نفرشان بر 6 میلیارد انسان حکومت کند. آن چه قرآن فرموده است: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم» است که باید سرنوشت مسلمانان و یا بلا و نعمت مسلمانان توسط خودشان تغییر دهد و یا غرب! در صورتی که احادیث می گوید تاریخ بنی اسرائیل حادثه است تجربه شده و تاریخ بنی اسماعیل نسخه برابر اصل آن است تا احکام و قوانین اسلام به عنوان یک نوع احکام یا قوانین تجربه شده در سطح جهان تلقی شود. به عبارت دیگر تاریخ بنی اسرائیل آزمایشگاه است و تاریخ بنی اسماعیل عبرت برداری و حرکت تجربه شده و امتحان شده می باشد غیبت یوسف و سپس عزیز مصر شدن او اشاره به مجرب بودن غیبت و ظهور امام عصر است.(4400 سال اسلام نگاه جدید به مبداء تاریخ اسلام، سید حسین موسوی زنجانی، ص39-43)
https://telegram.me/RightIranCulture
این روشی که ما ایرانیان در باره تاریخ در پیش گرفته ایم و دائم داریم به آن بخش از تاریخ ایران باستان می پردازیم که بیشترین مورخینش یهودیان و اروپاییان قلم به دست و مزدور کمپانیهای هند غربی و انگلیس بوده اند(اسناد و مدارک کافی موجود اسه که به مرور ارائه خواهدشد) که قرار بود آن بخش از تاریخ ایران مورد توجه قرار گیرد و مبدآئ تاریخ قرار گیرد که (تاریخ 2500 ساله نه 100000ساله) به نفع قوم یهود است. مبداء تاریخ مارا به کمک مورخین یهودی 2500 سال اعلام می کنند تا به کوروشی که او را در تورات با عنوان مسیح و منجی قوم یهود مورد تقدیس قرار می دهند که هیچ نام و نشانی دقیق و درستی جز آنچه که مورخین یهودی و وابسطه به یهود بافته اند، از آنان در تاریخ وجود ندارد. تنها چیز قابل اعنتاء از این منجی یهود منشور کوروش است که آن هم به اعتراف کورخین و کارشناسان باستان شناس در ترجمه آن دست برده شده و سعی شده با دروغ( که تخصص قوم یهود است) اورا انسانی بزرگ و پیامبر گونه جلوه دهند. این حرکت سخیف باستانشاسان یهودی دوره شاه آنقدر مفتضح بوده که هیچ مورخی حاضر به این جعل بزرگ نمی شود لذا از یک استاد دانشگاه یهودی برای این امر دعوت به عمل می اورند.
https://telegram.me/RightIranCulture
با توجه به آنچه امروز گفته میشود که کورش هخامنشی همان ذوالقرنین است! اما در لوح حقوق بشر کورش آمده است:(من پیوسته به دنبال خوشنودی نبو بودم) و( من نبو را ستودم) و همچنین در جاهای دیگر نیز این مسیله دیده میشود.حال آیا میتوان کسی را که نبو و خدایان بابلی راستوده و پرستیده است و موجبات خوشنودی آنان را فراهم می آورد را خداپرست خواند؟! ممکن است گفته شود که این لوح جنبه تبلیغاتی داشته است که در اینصورت میتوان گفت که حقوق بشری هم که در این لوح آمده است جنبه تبلیغاتی دارد. در جای دیگری هم سندی مبنی بر یکتا پرستی و زرتشتی بودن کورش وجود ندارد، با این حساب آیا میتوان گفت کوروش یکتاپرست بوده است؟!
https://telegram.me/RightIranCulture
... ." به گزارش مشرق، اینها بخشی از وصیت نامه جعلی منتشر شده در پایگاههای اینترنتی است البته کم نیستند بنرها و پوسترهایی که در مکان های تاریخی نصب شده اند اما
و فروش زیادی هم دارند. این متون به گفته یکی از باستان شناسان نه تنها غیرواقعی است بلکه توسط عده ای از افراد کوروش پرست که از تاریخ فقط نام کوروش را حفظ کرد اند نوشته شده است. بررسی زبان و الفاظ امروزی به کار رفته در این متون نیز به خوبی نشانگر روایت وصیت نامه ای جعلی از پادشاه هخامنشی است که بیش از 2500 سال پیش زندگی می کرد. انتشار نوشته ای منتسب به کوروش هخامنشی نه تنها در صفحات اینترنتی بلکه در کتاب ها نیز ورود پیدا کرده است به گونه ای که سال گذشته یکی از انتشارات معروف کشور نیز اقدام به چاپ وصیت نامه کوروش کرده است.
https://telegram.me/RightIranCulture
کامیار عبدی یکی از پژوهشگران و باستان شناسانی است که پژوهشها و مطالعات زیادی را درباره دوره هخامنشیان انجام داده است وی در این باره به خبرنگار مهر گفت: منابع تاریخی و مکتوب مربوط به دوره هخامنشیان را مطالعه کرده و می دانیم کدام منابع موثق و قابل استناد هستند. این منابع سنگ نبشته و یا گل نوشته هایی بوده اند که از دوره هخامنشیان به جا مانده است. ولی تا جایی که می دانم چیزی به نام وصیت نامه کوروش نداشته ایم.
وی ادامه داد: این وصیت نامه ها را به داریوش نیز نسبت می دهند. روی آرامگاه داریوش متنی را مشاهده می کنیم ولی نمی توان به آن وصیت نامه گفت. این متن بیشتر به یک گزارش کاری چند زبانه از زندگی اش است تا وصیت نامه.این فارغ التحصیل دانشگاه میشیگان در پاسخ به این سوال که چه کسانی ممکن است این متون را نوشته باشند گفت: عده ای از کوروش پرستان افراطی که تا نام کوروش را به زبان می آوریم ادعای میهن پرستی می کنند درحالی که از تاریخ و دوره تاریخی هخامنشیان اطلاعی ندارند.
عبدی بیان کرد: نه تنها وصیت نامه ای منتسب به کوروش نوشته اند بلکه از وقتی منشور کوروش به ایران آمده است، هر روز یک کتاب درباره کوروش منتشر می شود به نحوی که در یک تحقیق حدود 27 جلد کتاب از بازار کتاب تهران تهیه کردم که همگی از روی هم کپی شده بود و موضوع آنها کوروش، زندگی نامه او و وصیت نامه اش بود. جالب اینجاست که هیچ کدام از این کتاب ها را نه مورخان نوشته اند و نه باستان شناسان.
https://telegram.me/RightIranCulture
وصیت نامه های کوروش و داریوش نه تنها در کتابهایی که انتشار آنها بدون نظارت مناسب در بازارهای ایران رواج پیدا کرده، حقیقت ندارد بلکه در بسیاری از اماکن تاریخی و گردشگری نیز مشاهده شده که در کنار فروش صنایع دستی و اقلام تبلیغاتی، پوسترهایی از این دست تحریفات تاریخ نیز کم نیستند. با این حال انتشار این مطالب به حدی برای مردم عامه باور پذیر شده که حتی آنها را در قالب بروشور نیز در برخی از همایش ها و برنامه ها می توان دید.
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچک از جنایات کوروش هخامنشی
کوروش هخامنشی،موسس سلسه ی هخامنشیان یکی از شاهان تاریخ بود و به مانند اکثر شاهان تاریخ همچون چنگیز و تیمور و هلاکوخان مغول از خوی وحشیگری و تجاوز برخوردار بود و مانند تمام ظالمان تاریخ از سه عنصر زور،زر و تزویر بهره می گرفت اما حدود یک قرن پیش با وجود ناشناخته بودن شخصی به نام کوروش برای ایرانیان آن دوران ، تبلیغات گسترده ای روی کوروش هخامنشی صورت گرفت و با دروغ ها و جعلیات فراوان کوروش و دیگر شاهان هخامنشی را تا حد پیامبری(و حتی فراتر از آن) بالا بردند و داستان ها و افسانه های بسیار از راست و دروغ مخلوط کرده و به خورد جامعه دادند تا به این وسیله کوروش را به عرش رسانده و پس از آن دم رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی را هم به دم این دودمان کهن پیوند بزنند.
این تبلیغات به جایی رسید که ادعای ذوالقرنین بودن کوروش با دلایلی سراسر جعل دروغ توسط ابوالکلام آزاد،وزیر فرهنگ هندوستان مطرح شد(به لطف خدا در فرصت مقتضی به بررسی ادعای ذوالقرنین بودن کوروش خواهیم پرداخت) و پس از آن،علامه طباطبایی مفسر گرانقدر قرآن و نویسنده ی تفسیر المیزان تحت تاثیر تبلیغات گسترده در رابطه با یکتاپرستی و عدالت کوروش هخامنشی و به دلیل عدم دسترسی به کتب مرجع تاریخی،نظریه ی ابوالکلام آزاد را به عنوان یک احتمال قوی در رابطه به «کیستی ذوالقرنین» مطرح کردند.
https://telegram.me/RightIranCulture
تا کنون نیز موج باستان گرایی در ایران با تلاش بیگانگان در حال پیشرفت و حرکت به جلو است و در این میان بزرگ نشان دادن کوروش هخامنشی یکی از حربه های این جریان است و متاسفانه به دلیل عدم پرداختن دقیق و علمی به این موضوع در میان جوانان، تقریباً اکثریت مردم ایران کوروش را به عنوان یک پیامبر الهی(و یا حداقل یک بنده ی صالح خدا) و اسطوره ی عشق و عدالت و آزادی و حقوق بشر و نماد ایران می پندارند به نحوی که کوچکترین نقد به رفتار کوروش برابر با وطن فروشی قلمداد می شود.
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش اول )
همانطور که قبلاً در مطلبی به بیان ترج
مه ی منشور کوروش و بت پرستی کوروش هخامنشی کردیم اینک قصد داریم قسمتی بسیار کوچک از جنایات و وحشی گری های این شاه هخامنشی را بازگو کنیم.
البته واضح است کوروش نیز مانند اکثر شاهان تاریخ از عنصر تزویر بهره می برده و در کنار خشونت های بی حد و حصرش گاهی لطوفت ها و بخشش های بینظیری از خود نشان می داده است که باعث جلب توجه مردم آن روز شده بود و حتی آوازه ی برخی از کارهای او به دیگر کشور ها هم رفته بود،چنانکه اکبر مغول پادشاه هند ضمن کشت و کشتارهای خود در خلال جنگ های گسترش طلبانه اش با اسیران جنگی به مهربانی رفتار می کرد و عدالت میان ادیان و مذاهب هند را رعایت می کرد(شاید اکنون معنی تزویر را بهتر درک کرده باشید).
۱- مصادره خانه های مردم به نفع سرداران توسط کوروش
گزنفون مورخ یونانی که در کتاب خود،کوروشنامه به تجلیل از شخصیت و اخلاق کوروش هخامنشی پرداخته است(والبته کتاب او به گواهی همه ی استادان تاریخ چندان معتبر نیست)از مصادره خانه‌های مردم توسط کورش به نفع سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، یاد کرده است.و برخی از ایران شناسان غربی نیز به این موضوع اشاره کرده اند.
برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: کورت، آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ۱۳۷۸، صفحه ۱۱۹ تا ۱۲۲؛
بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۹۲ تا ۱۹۵؛
گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۶
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش دوم )
۲- نابودی تمدن ماد توسط کوروش
یکی از جنگ‌های کورش که منجر به نابودی تمدنی کهن شد، غلبه او بر مادها و تسخیر شهر هگمتانه (همدان/ اکباتان) بود. غلبه‌ای که با مساعدت اشراف و فئودال‌ها صورت پذیرفت و منجر به غارت هگمتانه و به بردگی کشیدن گروهی از مردم آن شد.
او توانست ا به اسارت گرفتن آمیتیس (دختر آخرین پادشاه ماد) و تهدید مبنی بر شکنجه او و فرزندانش، شاه را وادار به تسلیم کند و سپس با کشتن شوهر آمیتیس، او را به همسری خود در آورد. در نهایت نیز شاه نگون‌بخت و شکست خورده در بیابانی دورافتاده رها شد تا از گرسنگی و تشنگی جان بسپارد.
در تاریخ ایران کمبریج به سرپرستی ایلیا گرشویچ آمده است که «گرایش مردم ماد نسبت به کورش خصمانه بود» (ص ۲۴۱). او هگمتانه را غارت کرد و برخی از مادها را به بردگی گرفت» (ص ۲۴۰).
با اینکه مادها دستکم دو بار در زمان داریوش بزرگ کوشیدند تا استقلال خود را از سلطه هخامنشیان باز یابند، اما در هر دوبار با سرکوب خشونت‌بار داریوش مواجه شدند و۳۸۰۰۰ نفر از آنان قتل‌عام گردیدند. .
بنگرید به: گرشویچ، ایلیا، تاریخ ایران دوره ماد- از مجموعه تاریخ کمبریج، ترجمه بهرام شالگونی، تهران، انتشارات جامی، ۱۳۸۷، صفحه ۲۳۸ تا ۲۴۱
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش سوم)

۳- کوروش و قتل عام مردم نینوا
یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه (سیروپدی) نوشته گزنفون است. اما در این استنادها معمولاً به بازگویی بخش‌های دلپسند آن اکتفا می‌شود و بقیه متن را نادیده می‌انگارند.
گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشن و شادی هستند. او به سپاهیان خود می‌گوید که خانه‌های مردم قابل احتراق است و ما می‌توانیم با پشتیبانی خدا و با مشعل‌های فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعله‌های آتش بسوزند.
آنان در حالیکه بانگ جشن و شادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که می‌دیدند به ضرب تیغ از پای در می‌آوردند. گزنفون نقل کرده که: «کورش به سواره نظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند».
پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.
کورش همچنین فرمان داد تا خانه‌های بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحت امر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحت مالکیت خود نگه دارند.
کورش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین می‌کند، فرمانبرداری کنند و به کشت و کار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.
برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴ تا ۲۱۶
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش چهارم )

۴- کوروش و نابودی تمدن لیدی
یکی دیگر از تمدن‌هایی که به دست کورش بر افتاد و از بین رفت، تمدن کهن و درخشان لیدی بود. با این
که اهالی لیدی در همان زمان کوشیدند تا از سلطه هخامنشیان رهایی یابند، اما این قیام که به رهبری پاکتیاس بر پا شد، به فرمان کورش بزرگ و به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب شد.
کورش با اعزام سپاهی به فرماندهی مازارس دستور داد که تمامی قیام‌کنندگان را به بردگی بکشند و رهبر آنان را زنده به نزد او بفرستند. او همچنین دستور داد لیدیایی‌ها را چنان خرد و منکوب سازند که راه هرگونه شورشی علیه سلطه پارسیان هخامنشی بسته شود.
سپاه کورش به سرعت دست به منکوب کردن لیدیایی‌ها می‌زند و رهبر آنان را به اسارت می‌گیرد. شهرهای پری‌ین و مگنزی غارت می‌شوند و مردم شهرهای فوسه و تئوس خانه‌های خود را رها کرده و راه فرار در پیش می‌گیرند. ساکنان کاریه به بردگی کشیده می‌شوند و گروهی از اهالی کزانتوس و کونوس در لیکیه دست به انتحار می‌زنند و مرگ را بر تعبد و بندگی ترجیح می‌دهند. شهرها یکی پس از دیگری تسخیر می‌شوند و پس از اینکه تاراج می‌گردند، پادگان‌های نظامی پارسی و نیروهای ضد شورش هخامنشی در آنها مستقر می‌شوند.
برای آگاهی بیشتر و تفصیل منابع بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۱۴ تا ۱۱۷
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش پنجم )

۵- نابودی تمدن عیلامی خوزیان به دست کوروش
یکی دیگر از تمدن‌های کهن ایران‌زمین که به دست کورش بزرگ بر افتاد و از میان رفت، فرهنگ و تمدن کهن و درخشان عیلامیان/ خوزیان بود. تمدنی که به مدت زمانی بس طولانی یعنی متجاوز از دو هزار سال در جنوب‌غربی فلات ایران تداوم داشت و آثار هنری و معماری فراوانی از آن برجای مانده است. این در حالی بود که پس از سلطه هخامنشیان بر این سرزمین چیزی جز کاخ سلطنتی آنان در شوش ساخته نشد. کاخی که بنا به اظهارات داریوش در کتیبه ششم او در شوش پارسیان کمترین نقشی در ساخت آن نداشتند.
با اینکه خوزیان دستکم یکبار کوشیدند تا در زمان داریوش یکم از سلطه هخامنشیان رهایی یابند و تا حد زیادی نیز در اینکار موفق شدند، اما به گفته داریوش در کتیبه بیستون با سرکوب شدید او مواجه شدند و برای همیشه منکوب گردیدند و از صفحه تاریخ محو شدند.
در این زمینه پی‌یر بریان آورده است: «قتل‌عام‌هایی که پس از جنگ به وسیله سپاهیان کورش انجام گرفته است، از شدت و خشونت ارتش نوبابلی حکایت می‌کند. احتمالاً در همین زمان (یا شاید اندکی پیش یا بعد از آن) است که شوش نیز مسخر کورش گشته و آخرین پادشاهی نوعیلامی برای همیشه نابود شده است».
بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۲۵
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش ششم )

۶- کوروش و تامین هزینه های دربار از محل نذورات مردمی
یکی دیگر از اعمالی که پس از تجاوز کورش به بابل و تصرف آن کشور متداول شد، موظف کردن معابد و نیایشگاه‌ها به تأمین مخارج دربار از قبل نذورات مردمی بود. معابد موظف بوده‌اند که مرتباً و بنا به نیاز، بخشی از مایحتاج و هزینه‌های کمرشکن خاندان سلطنتی و تشریفات دربار را که همواره بر دوش مردم سنگینی می‌کرده است، تأمین کنند. در یک سند بازمانده از سال ۵۲۸ پیش از میلاد، معبد اِئانا موظف شده است تا برای یکی از مهمانی‌های شاهانه در اسرع وقت ۲۰۰ بره شیرخوار و ۸۰ گاو چاق فراهم کند و تحویل رئیس تشریفات بدهد. چنین درخواست‌هایی معمولاً با کمبود منابع مالی معبد مواجه می‌شده و آنان ناچار بوده‌اند تا برای تأمین آن به راه‌های دیگری همچون وام گرفتن از رباخواران زیر نظر حکومت یا اجحاف به مردم روی بیاورند. علاوه بر این، معابد موظف بودند در هر زمان که دربار تقاضا کند، برده و کارگر و نیروی انسانی لازم را به خدمت گسیل کنند و حتی گله‌های احشام سلطنتی را به خرج خود پرورش دهند و نگهداری کنند.
برای آگاهی بیشتر از جمله بنگرید به: بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۹۲ تا ۱۹۳،
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش هفتم )
۷- چگونگی بخشندگی های کوروش کبیر
زنان یکی از مظلوم‌ترین و ستم‌کشیده‌ترین اعضای جوامع انسانی بوده‌اند که قربانی جنگ‌ها و تجاوزهای متجاوزان و جهان‌گشایان می‌شدند. زنانی که شوهران یا پدران خود را از دست می‌دادند و به اسارت و بردگی گرفته می‌شدند. رفتار کورش با زنان نیز از این قاعده همیشگی تاریخ جنگ‌ها و تجاوزات بشری مستثنا نبوده است.
یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش و بخصوص بخشندگی‌های او بدان استناد می‌شود، کورش‌نامه گزنفون است. اما در این استنادها جزئیات این «بخشندگی» دقیقاً مشخص نمی‌شود.
به موجب این متن، کورش پس از آنکه دختر زیبایی را که مادها همراه با خیمه و خوابگاه به او تقدیم
کرده بودند، به حضور پذیرفت، به سراغ تقسیم زنان اسیر و غنائم جنگی ناشی از غارت ماد و سرزمین‌های غربی ایران رفت. او یکی از زنان «تحت تملک» خود را که نوازنده‌ای خوش ‌الحان بود، به یکی از همدستان خود بخشید تا «اقامتگاه جنگی‌اش دلکش‌تر و روح‌پرورتر از خانه‌اش شود».
برای آگاهی بیشتر بنگرید به: گزنفون، کوروش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۸۶، صفحه ۱۲۳ تا ۱۲۸
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش هشتم )
۸- کوروش و تصرف خاله اش
کتزیاس مورخ و زشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود.
برای آگاهی بیشتر بنگرید به: تاریخ کتزیاس (خلاصه فوتیوس)، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، ۱۳۸۰، ص ۱۹،
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش نهم )
۹- کوروش در تورات
کورش در متن عهد عتیق تورات گرامی داشته شده و نجات دهنده یهودیان از اسارت هفتاد ساله در بابل معرفی شده است . اما در همان کتاب او مجری خواست و اراده و این سخن خدای یهودیان برای نابودی بابل نیز بوده است:
من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد . نسل بابلیان را ریشه کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند .
بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند،با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هرچه دارد از بین برود)کتاب
) اشعیا،باب ۱۴ ،بند ۲۲ و ۲۳
پس از هفتاد سال پادشاه بابل وقوم او را به خاطر گناهانشان مجازات خواهم کرد وسرزمین ایشان را به ویرانه ای ابدی تبدیل خواهم کرد.)کتاب ارمیا،باب ۲۵ ،بند ۱۲)
شواهد تاریخی و اکتشافات باستان شناسان نشان از نابودی تمدن بابل پس از کورش می دهد.
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش یازده )

۱۱-فریبکاری کوروش
هرودوت در کتاب اول خود ضمن گزارش نبرد کوروش با کرزوس(شاه لیدی)، ضمن اینکه گزارش میدهد کوروش ابتدا تصمیم به اعدام کرزوس میگیرد ولی بعدا پشیمان میشود، در بند ۸۷-۹۵ میگوید:
کرزوس … چون دید که پارسیها خانه های مردم را غارت میکنند، رو به کوروش کرده گفت:«شاها آیا اجازه دارم بگویم در چه باب فکر میکنم یا باید خاموش بنشینم؟» کوروش جواب داد:«هر چه خواهی بگو»کرزوس پرسید این جمعیت با این جد چه میکنند؟ کوروش:«شهر تو را غارت میکنند و خزانۀ تو را میربایند» کرزوس:«نه شهر مرا غارت نمیکنند و نه خزاین مرا میربایند، من دارای چیزی نیستم، آنچه میکنند با مال و منال توست» کوروش از این جواب متنبه شد و اطرافیان خود را دور کرده به کرزوس گفت:«عقیده تو در باب این اوضاع چیست؟»… در ادامه کرزوس پیشنهاد میکند که عشر اموال غارت شده را به بهانه نیاز خدا بگیرند وجالب اینکه کوروش نیز این فریبکاری را میپذیرد!!
(اصل متن در کتاب ایران باستان مرحوم پیرنیا صفحه ۲۵۰)
می بینید که کوروش بیشتر به فکر حکومت و ثروت خود است نه مردم
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش دهم )
۱۰- کوروش راهزن بود؟
کتزیاس میگوید :کورش پسر چوپانی بود از ایل مرد ها، که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد .
کورش در ایام جوانی به کارهای پست اشتغال می ورزید و از این جهت مکرر تازیانه خورد. او با آستیاکس، آخرین پادشاه ماد، هیچ گونه قرابتی نداشت و از راه حیله و تزویر به مقام سلطنت رسید
حسن پیرنیا، ایران باستان، جلد اول، ص ۲۴۰
https://telegram.me/RightIranCulture
قسمتی کوچکی از جنایات کوروش هخامنشی ( بخش دوازه )

۱۲-کوروش و کشتن پادشاهان
معمولاً ادعا می شود که کوروش پادشاهان دشمن را نمی کشت اما آیا واقعاً این مطلب صحت دارد؟برای مثال در مورد کرزوس شاه لیدیه،مورخین یونانی ادعا میکنند که کوروش او را نکشت، ولی در اسناد بابلی سال نهم سلطنت نبونید بابلی نوشته شده است:
«در ماه نیسان، کوروش شاه در نزدیکی آربل از دجله عبور کرده در ماه ایار به طرف مملکت لودی رفت و پادشاه آن را کشت، ثروت او را ربود و ساخلوی در آنجا گذاشت»
مرحوم پیرنیا در مورد این بخش میفرمایند که وقایع نگاران بابلی اشتباه کرده اند زیرا یونانیها خلاف این را میگویند ولی معلوم نیست که چرا ایشان نظر مورخین یونانی که سالها با زمان کوروش فاصله داشته اند را بر اسناد معاصر کوروش برتری میدهد، حال آنکه روش مورخین این است که معمولا سند کهنتر و معاصر واقعه بیشترین اعتبار را دارد.
با قبول سخن این کهنترین سند در مورد جنگ لیدی، باید بپذیریم که حداقل این قانون همیشگی نبوده است و گاهی هم کوروش پادشاهان عصر خود را میکشته است.
https://telegram.me/RightIranCulture
زندگینامه کوروش کبیر
یکی از بزرگترین موانع حکومت پهلوی در آن دوران عقا
ید اسلامی بوده و برای مبارزه با عقاید اسلامی اقدامات بسیار زیادی انجام گرفت یکی از مهم ترین اقدامات که هنوز هم جامعه ما (بخصوص در مورد ما فارسها) با آن دست پنجه نرم میکند اشاعه کوروش پرستی هست آنچه واضح است تمامی تاریخ سازی و کلا تاریخ نویسی در مورد کوروش و ملقب کردن وی به کوروش کبیر همه در دوران پهلوی انجام گرفته و قبل از آن درهیچ جایی به عنوان یک پادشاه بزرگ و عادل نیامده است هیچ شاعری بیت شعری در مورد کورش ندارد حتی در کتابی مثل شاهنامه هم هیچ اسمی از کوروش برده نشده است.

https://telegram.me/RightIranCulture
اصلی ترین هدف از اشاعه کوروش پرستی قرار دادن آن در مقابل اسلام پرستی بوده چون حکومت پهلوی اسلام را یکی از بزرگترین موانع حکومت خود میدید با هزینه های بسیار بالا اقدام به تاریخ سازی و تبلیغ ان در میان جوانان ایرانی نمود تا کوروش را به جای امامان و پیامبران و اسلام جایگزین کنند و در کارشان هم تا حدودی زیادی موفق شدند حتی امروز نیز بعد گذشت سالها هنوز اثرات سوء ان روی جامعه ما سنگینی میکند تصاویر پخش شده از کوروش پرستان در اینترنت دل هر ایرانی مسلمانی را جریحه دار میکند و همچنین اقدامات کوروش پرستان بر علیه قومیت ها و اقدامات نژاد پرستانه انها اثرات بسیار سوئی روی جامه ما داشته و اختلافات قومیتی زیادی را به وجود اورده است البته این تنها هدف نبود هدف دیگر هم سیاست یکسانسازی و از میان برداشتن تنوع قومیتی ایران بود
این جنایت فرهنگی به وسیله یک مورخ غربی یهودی به نام «دیوید آستروناخ» انجام شده است یک مجسمه بالدار در پاسارگاد هم بهانه ای شده برای ذوالقرنین کردن کوروش که از این‌گونه مجسمه ها در بین النهرین و ایران فراوان وجود دارد و همه آن‌ها بسیار قدیمی‌تر از دوره موسوم به هخامنشی هستند.که البته شاید کوروش پرستان بخواهند همه آن‌ها را ذوالقرنین و ذوالقرنین را نیز کوروش معرفی کنند، اما بدون شک با ادعاهای بی‌پایه و اساس نمی‌توان حقیقت و مجاز را درهم آمیخت
https://telegram.me/RightIranCulture
کوروش پرستان برای اشاعه عقیده خود حتی دست به دامان تفسیرالمیزان هم شده اند اما وقتی به تفسیرالمیزان مراجعه میکنیم که خوشبختانه در تمامی کتابخانه های عمومی یافت میشود میبینیم انچه از کوروش پرستان میشنویم با انچه در تفسیر المیزان میبینیم زمین و اسمان فرق دارد مطلب کاملی در مورد ذوالقرنین قرانی در اینجا وجود دارد علامه قبل از این در مورد این که ذوالقرنین کدوم شخصیت تاریخی هست مطلبی ذکر کند میفرماید:
«خواننده عزیز باید بداند که روایات مرویه از طریق شیعه و اهل سنت از رسول خدا (ص) و از طریق خصوص شیعه از ائمه هدی (ع) و همچنین اقوال نقل شده از صحابه و تاتبعین که اهل سنت با آنها معامله حدیث کرده اند ( و احادیث موقوفه اش می خوانند ) در باره داستان ذوالقرنین بسیار اختلاف دارد. آن هم اختلافهایی عجیب و آن هم نه در یک گوشه داستان ، بلکه در تمام خصوصیات آن و این اخبار در عین حال مشتمل بر مطالب شگفت آوری است که ذوق سلیمی از آن وحشت کرده بلکه عقل سالم آن را محال می داند و عالم وجود منکر آن است و اگر خردمند اهل بحث آنها را با هم مقایسه کرده مورد دقت قرار دهد هیچ شک نمی کند در اینکه خالی از دسیسه و دستبرد و جعل و مبالغه نیست از همه مطالب غریبتر، روایتی است که علمای یهود که به اسلام گرویدند از قبیل وهب بن منبه و کعب الاحبار نقل کرده یا اشخاص دیگری – که از قراین به دست می اید از همان یهودیان گرفته اند. نقل کرده اند. بنابرین دیگر چه فایده دارد که به نقل آنها و استقصا و احصا آنها با آن کثرت و طول و تفصیلی که دارند بپردازیم»
در ادامه علامه به 10 ها شخصیت تاریخی از طرف افراد مختلف که به ذوالقرنین انطباق داده شده اند اشاره میکند و همچنین دلایل انطباق هر کدام از طرف انطباق دهنده گان و در پایان هم نام کوروش کبیر را از طرف ابولکلام ازاد آورده حال عده ای امده اند همون مطلب ابولکلام را از صفحه 539 جلد 13 میزان بریده اند و گفته اند که علامه کوروش را ذوالقرنین میداند حال وقتی به صفحه های قبل مراجعه میکنیم با مطلب ذکر شده در بالا روبرو میشویم و وقتی به صفحه های بعدی میریم میبینم این ها دلایل ابولکلام برای ذوالقرنین بودن کوروش هست حال ما میدانیم ابولکلام یکی از مریدان شاه و حکومت پهلوی بوده است.
https://telegram.me/RightIranCulture
ابوعلی سینا در دارالشفاء و فخر رازی نیز با استناد به روایتی از امام موسی کاظم «اسکندر مقدونی» را ذوالقرنین میدانند ملا هادی سبز واری نیز اسکندر مقدونی را ذوالقرنین میداند و در کل ذوالقرنین به 39 شخصیت در تاریخ انطباق داده شده است اما جای تامل هست که چرا از میان این 39 شخصیت تاریخی فقط کوروش ان هم با این وسعت در ایران تبلیغ شده است ایا بنظر شما نباید پشت آن هدف سیاسی وجود داشته باشد و آن هم گول زدن جوانان ما و قرار دادن کوروش
پرستی در مقابل اسلام پرستی هست که تصاویر پخش شد از کوروش پرستان تایید کننده این موضوع ست کوروش را به جای امامان و پیامبران و خدا ، مثل بت میپرستن کسی که 28 کشور را تصرف کرده بدونه خون ریزی چطور قادر به انجام این کار خواهد بود بلکه دریای خون به راه انداخت تا توانست بر این 28 کشور پیروز شود!!!؟؟ کوروش با محارم خود ازدواج کرد پس نمی تواند ذوالقرنین باشد ولی اینها چیزهایست که در دوران پهلوی گفته نشده است بنابرین حتی اگه کوروش از طرف علامه ذوالقرنین معرفی میشد با اون همه تبلیغات و تاریخ سازی برای کوروش نباید بعید به نظر میرسید. پانفارسیسم ها در حقیقت از اعتبار علامه بعنوان بزرگترین مفسر قرآن به سود خود سوء استفاده میکنن مگرنه تفاوت زیادی میان عالم دینی مفسر با مورخ وجود دارد. تفسیرالمیران همیشه یک منبع دینی معتبر هست اما هیچ وقت منبع تاریخی نبوده. جالبتر از همه این که همین هایی که تمام تلاششان را میکنن تا از طریق کتابهای دینی کوروش را ثابت کنن خود دین را خرافه پرستی و مایه عقب ماندگی میدانن.
https://telegram.me/RightIranCulture
هر کس هر ادعایی دارد، اوست که باید دلیل و سند و شاهد بیاورد و اثبات کند، نه این که هر کس، هر چه دلش خواست بگوید، بعد دیگران بدوند در نقدش دلیل و سند بیاورند.
در این کره‌ی زمین و در میان این کثرت انسان‌، همه چیز پرست یافت می‌شود، از کوروش ‌پرست گرفته تا نیچه پرست – از شیطان پرست گرفته تا طاغوت (مثل امریکا و انگلیس) پرست – از نفس پرست گرفته تا بت پرست – از گوساله پرست گرفته تا حتی آلت‌پرست.
https://telegram.me/RightIranCulture
آیا باید به تک تک ادعاهای بی‌منطق و دلیل و حتی اراجیف آنها پاسخ داد، و یا در یک جمله گفت: "لا إله الاّ الله" – یعنی هیچ معبود و اله قابل پرستشی جز الله جلّ جلاله وجود ندارد و مابقی هر چه که باشد مخلوق است و مخلوق قابل پرستش نمی‌باشد.
واقعاً برای کسی که کوروش پرست، نیچه پرست، طاغوت پرست و ... می‌باشد، چه فرقی دارد که "الله" کیست یا "إله" حقیقی و کاذب کیست یا چیست؟ هر چه جز "الله جلّ جلاله" پرستش شود، همه عالم پوچ و یکسان می‌شود و حتی ارزش بحث هم ندارد. مردمان از خاک درآمده و چند دهه بعد نیز به خاک می‌روند.
https://telegram.me/RightIranCulture
آنهایی که معمولاً دم از کوروش می‌زنند، خودشان نیز زیاد از تاریخ ایران و کوروش چیزی نمی‌دانند، از دین هم به نحو احسن چیزی نمی‌دانند، غالباً به هیچ کدام هم اعتقادی ندارند، حتی زیاد هم پایبند به وطن و ملیت نیستند؛ چنان چه در تمامی ادوار متفاوت شاهد بودیم، هر گاه خطری مملکت را تهدید کرد، الله اکبر گوها، ایستادند و با ایثار و شهادت از وجب به وجب خاک این کشور و هویت ملی ایرانی دفاع کردند و "پان ایرانیسم"ها رفتند و از لندن، پاریس و لوس آنجلس پیام فرستادند. و همیشه تاریخ نه تنها همراه و هم صدا، بلکه نوکر و بنده‌ی طواغیت بزرگ و کوچکی بودند که دشمنی آشکار با این ملت و کشور داشته‌اند. آیا غیر از این است که همین امروز نیز تمام به اصطلاح "وطن‌پرست‌ها"، به هر شکلی که شده، آب به آسیاب دشمن می‌ریزند؟!
دشمن، به خوبی می‌داند که شناخت و باور خدا عقلی و عشق به خدا و دین خدا نیز فطری است، پس نمی‌تواند آن را بگیرد. لذا فقط بَدَل‌سازی می‌کند. اله‌ی کاذب، به جای إله و معبود حقیقی. هم چنین می‌داند که پس از عشق و حب به خدا، حبّ به وطن و ملیت و قومیت از همه شدیدتر است، لذا سعی دارد از این راه وارد شود و این عِرق ملی یا حبّ وطن را به عنوان آلترناتیوی مقابل خداپرستی و دین‌گرایی قرار دهد.
البه پایش که برسد، می‌گویند: نقشه جغرافیایی و حدود مرزی، فرهنگ بومی، عِرق ملی، وطن و ...، همه خرافه است و باید به سوی جهانی شدن با محوریت و سلطه‌ی امریکا پیش برویم.
https://telegram.me/RightIranCulture
ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻠﺖ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﮐﺸﻮﺭ ﻋﺰﯾﺰﻣﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ۲۱ ﺳﺎﻝ 1394
ﺍﯾﻨﺠﺎﻧﺐ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ ﯾﮑﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻫستم ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ. ﮔﺮﭼﻪ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺻﺪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﮔﺮ ۲۰۰ ﺳﺎﻝ ﻫﻢ ﻋﻤﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺷﻤﺎ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺑﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﻄﻒ ﻭ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ، ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﻄﻒ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻨﺪﻩ ﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺭﺍ ﻻﺯﻡ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﺪ:

• ﻧﮑﺘﻪ ﺍﻭﻝ: ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﮏ ﺍﺳﺘﻮﺍﻧﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ 5/22 ﺳﺎﻧﺘﯽﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺨﺪﻭﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. حالا چطور عده‌ای اینقدر از حکومت ما اطلاع دقیق دارند، معماییست عجیب! ﺿﻤﻨﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺗﺼﻮﺭ ﻧﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﻣﻨﺸﻮﺭ ﻓﯿﻨﮕﻠﯿﺶ ﯾﺎ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﺳﺖ! ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺧﻄﯽ میخی دﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﺷﮑﻠﮏ هم ﻣﯿ‌ﮑﺸﯿﺪﯾﻢ.

• ﻧﮑﺘﻪ ﺩﻭﻡ: ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻟﻄﻒ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﻪ بطور ﻗﺎﻃﻊ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﻣﯽﮐﻨﻢ. ﺗ
ﺎﮐﻨﻮﻥ ﺟﻤﻼﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ، ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﺍﻥ، ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ، ﻣﺎﺭﺗﯿﻦ ﻟﻮﺗﺮ ﮐﯿﻨﮓ، ﺑﺎﺏ ﻣﺎﺭﻟﯽ، ﺭﺟﺐ ﻃﯿﺐ ﺍﺭﺩﻭﻏﺎﻥ، ﺣﺎﻣﺪ ﮐﺮﺯﺍﯼ، ﺳﺮ ﺁﻟﮑﺲ ﻓﺮﮔﻮﺳﻦ ﻭ ... ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﻨﺘﺴﺐ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺳﻨﺪﯾﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﺳﺎﺳﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻦﻗﺪﺭ ﺣﺮﻑ ﻧﻤﯽﺯﺩﯾﻢ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﻤﻞ مﯽﮐﺮﺩﯾﻢ. ﺻﺪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺁﻣﺎﺭ ﺗﻠﻔﯿﻖ ﻧﺎﻡ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺟﻤﻼﺕ ﻗﺼﺎﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

• ﻧﮑﺘﻪ ﺳﻮﻡ: ﺍﮔﺮ ﮐﻤﯽ ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ 100 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ. ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﯾﮑﻬﻮ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻦﻗﺪﺭ ﺑﺎ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﻣﺎﺟﺮﺍﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ. یکجوری دم از ما و حکومت ما می‌زنند آدم فکر میکند اینها آن زمان در کنار ما بودند.
ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺭﺟﻮﻉ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﻤﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﮐﺎﻓﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ.
با خواندن تاریخ سه هزار سال پیشتر نمی‌شود برای قرن بیست و یکم نسخه درمان پیچید.
شما از یکسال پیش خود آگاه باشید کافیست. ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﺪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ‌ها!

• ﻧﮑﺘﻪ ﭼﻬﺎﺭﻡ: ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻨﺪﻩ ﻧﺒﻮﺩﯾﺪ. ﺷﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺼﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ. ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﻕ، ﺁﺏ، ﮔﺎﺯ، ﺗﻠﻔﻦ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻢﺗﺮ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻤﻌﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﯿﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻓﯿﺲﺑﻮﮎ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﺪ؟ ﻭﺍﯾﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﺪ ﻫﺎ! ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺳﺐ ﭼﺎﭘﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ‌ﺗﺎﻥ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮﻣﯽﻧﻮﺷﺘﯿﺪ ﻭ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺎﺩﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺻﺘﺎﻥ!
اونوقتﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﯿﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﮓ ﺭﻭﯼ ﻣﺦ ﻫﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭﯾﺪ؟

• ﻧﮑﺘﻪ ﭘﻨﺠﻢ: ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺎ ﻫﻢ ﻟﺸﮑﺮﮐﺸﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﻣﯽﺟﻨﮕﯿﺪﯾﻢ. ﻟﺸﮑﺮﮐﺸﯽﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻮﺩ، ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻧﺒﻮﺩ. ﻣﺜﻼ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻓﺤﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﻢ ﺑﺎﺭ ﺍﺳﺐ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﺎﭘﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻃﺮﻑ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﻭﯾﻢ.

• ﻧﮑﺘﻪ ﺷﺸﻢ: جان ما و فرزندان ما، اگر می‌خواهید حرف‌های بی سر و ته و بی ریشه خود را به کرسی بنشانید، از اینجانب مایه نگذارید تا شأن و مقام ما زائل نگردد. باور کنید برای اثبات اینکه روشنفکر هستید نیاز به بزرگنمایی و تحریف تاریخ اینجانب نیست، ضمناً اینها روشنفکری نیست، کج‌فکریست (ما بهش میگیم کژاندیشژال).

ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﺻﻔﺤﻪ ﻓﯿﺲﺑﻮﮎ ﯾﺎ ﺗﻮﺋﯿﺘﺮﯼ یا کلوب و ... ﻣﻨﺘﺴﺐ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﻧﺐ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺩﻣﯿﻨﺶ ازطریق گارد جاویدان برخورد ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ .
https://telegram.me/RightIranCulture
من با ذوالقرنین بودن کورش هخامنشی موافق نیستم.
اما دلایل من:
پیامبران الهی دو دسته بودند: 1) پیامبران تشریعی: این پیامبران آورنده ی دین و شریعت مستقل بوده و فرشته ی وحی - جبرئیل بر ایشان نازل می شده است. تعداد کتاب های آسمانی معلوم است. کدام کتاب آسمانی بر کورش نازل شده است؟

2) پیامبران تبلیغی که مبلغ آیین پیامبران پیشین بوده و رسالت ایشان توسط پیامبر قبلی تایید شده بود.مثلا حضرت هارون برادر حضرت موسی که رسالت هارون توسط حضرت موسی اعلم شده بود. رسالت کورش توسط کدام پیامبر قبلی تایید شده بود؟ کدام پیامبر در دوره ماد یا هخامنشی بوده است که کورش را تربیت الهی دهد و او را آماده ی دریافت وحی الهی کند ، زیرا پیامبران معصوم هستند و خطا و اشتباه نمی کنند. آیا کورش توسط حضرت دانیال برگزیده شد؟!
در متن منشور کورش آمده است که:مَـردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم … آیا مردک یک بت نیست که مردم بابل او را می پرستیدند؟ (1)
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.
کوروش خدایان مناطق دیگر را که نبونید به بابل آورده بود به جای اصلی خود بازگرداند.وی فرمان بازسازی معابد ویران شده بابل،عیلام و شهرهای قلمرو قدیمی آشور را داد .

آشکارا در اینجا کورش دستور به بازسازی معابد و پرستشگاه های بت پرستان داده است.
آیا کار پیامبر مبارزه با بت پرستی و مانند ابراهیم و حضرت محمد مصطفی (ص) بت شکنی نیست؟

چرا در متن سخنی از " اهورا مزدا و پرستش او (خدای زردشت) نیست؟

اگر کورش پیامبر بود ، چرا کمبوجیه و داریوش و دیگران نبوت او را نپذیرفتند؟!

شما می دانید که داریوش شاه از آیین زردشت پیروی کرد.

https://telegram.me/RightIranCulture
وقتی پیامبران الهی به پیامبری برگزیده می شدند، نبوت خود را اعلام می کردند مثلا: حضرت محمد (ص) می فرماییدکه قولوا لا اله الا الله تفلحوا (بگویید خدایی جز الله نیست تا رستگار شوید) که نفی هر گونه بت پرستی ، اعلام نبوت خویش است. حضرت موسی و هارون با لباس پشمی و عصای پوپانی به درگاه فرعون بزرگ مصر می روند و دعوت به یکتاپرستی می کنند و نبوت خود را آشکار می کنند. حضرت سلیمان درلبا
س شاهی به بلقیس ملکه سبا نامه می فرستد و او را دعوت به خداپرستی می کند.
آیا اگر کورش پیامبر بود ، چنین کاری نمی کرد و خود را پیام آور خدا نمی نامید؟
اگر او این کار را نکرده است ، پس چرا برخی پافشاری می کنند؟

آیا معنای ذوالقرنین بطور دقیق کشف و بیان شده است؟ (در کدام کتاب؟)
آیا معنای ذوالقرنین " شاخدار و دارای دو شاخ " است؟!
بر اساس آیات قرآن ، ذوالقرنین یک انسان مؤمن و یکتا پرست است و نمی تواند به بازسازی پرستگاه های بت پرستان (بر اساس منشور کورش) بپردازد.
https://telegram.me/RightIranCulture
1) مهمترین هدف از فرستادن پیامبران نفی شرک و بت پرستی و بیان جمله " قولوا لا اله الالله تفلحوا " بود.
به پندار ناپخته کورش پرستان کورش همان ذوالقرنین بنده پاک خدا و پیامبر اوست. آنان می گویند که کورش به باورهای دینی مردم بابل احترام گذاشت و بتکده های آنان را تعمیر کرد و دست کم خراب نکرد( بر اساس منشور گلی کورش).
اما در زندگی انبیاء می خوانیم که حضرت ابراهیم علیه السلام بت های بابلی را شکست.و به سوازنده شدن در آتش محکوم شد. حضرت موسی علیه السلام بت سامری را که بشکل یک گوساله بود ، شکست. حضرت محمد (ص) بتکده مکه را از وجود بتان پاک کرد و با بت پرستی مخالفت کرد.
حتی اگر کورش یک زردشتی مومن هم بود باید با بتان بابلی مخالفت می کرد.
https://telegram.me/RightIranCulture
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که خداوند به چهار نفر فرومانروایی بخشید که دو نفرشان مؤمن (سلیمان نبی ، ذوالقرنین) و دو نفراز ایشان کافر بودند (فرعون ، نمرود).

در این حدیث اشاره ای به پیغمبر بودن ذوالقرنین نشده است.
بیشتر تاریخ انبیاء در قرآن بدلیل پند و عبرت گرفتن بوده و بسیاری از داستان های قرآن به اختصار بیان شده و برخی از مسلمانان از علما دین یهود و یا تورات در تکمیل بحث استفاده کرده اند که خطر تحریف و جعل (اسرائیلیات) را بهمراه دارد.

https://telegram.me/RightIranCulture
نظر کتزیاس در مورد کورش:کورش که جوانی از قبیله مَردها بود نزد یکی از خدمتگاران شاه که سر پرستی رُفتگران کاخ را داشت رفت . این کورش پسر آترداتیس نامی بود که از بی نوائی راهزنی می کرد و زنش که مادر کورش بود وارگسته نام داشت و از راه بز چرانی نان می خورد . کورش خود را بدان پیشکار سپرد تا از او دستگیری کند . او را به رُفتگری گماردند و پس از چندی سرایدار گشت .

بسیاری از بندهای فتح نامه بابل توسط کورش با ستون قانون حمورابی همخوانی دارد. آنچه که منشور چند سانتی کورش -که در جیب هم جا می گیرد - نامیده می شود در واقع همان گزارش نامه کورش به پیشگاه خدایان بابلی و مردوک بابلی است . رسمی که همه ی شاهان اورارتو و آشوری و بابلی گزارشی سالانه از اقدامات خود را به خدایان عرضه می کردند تا در محاسبه اعمال شاهان مورد نظر خدایان قرار گیرد.
اگر این منشور یک حقوق بشر بود باید در ابعاد بزرگ و قابل مشاهده همگان در معابر بابل نصب می شد و همگان آنرا مشاهده می کردند نه اینکه در ابعاد ذره بینی و کوچک تهیه شد.




https://telegram.me/RightIranCulture
نویسنده کتاب که لقب دکتر را یدک می کشد نوشته ها و تحقیقات و تحصیلاتش ارتباطی با کتاب مذکور ندارد .او در صفحه ۱۱ هدف خود از نگاشتن این کتاب را بیان می کند و مشخص می شود که او از داشتن اندک سوادی در زمینه تاریخی بی بهره است و صرفا از عناوین خویش در راستای کوبیدن اسلام با چماق ناسیونالیسم سوء استفاده کرده است. خواننده از روی جلد کتاب نیز خواهد فهمید که نویسنده قرار است شخصی را به عرش برده و دیگری را به زمین کشیده و لگدمالش کند .
پیامبری که پیامبر رحمت است را با عنوان نه چندان رایج در زبان فارسی)در راستای تحقیر( "محمد بن عبدالله" می نامد و برای القای وحشیگری دو شمشیر را هم در زیر نام او حک می کند و برای شخصیتی به نام کوروش که تا 100 سال پیش هیچ ایرانی نامی از او نشنیده بود پسوند "بزرگ" را بر می گزیند و در زیر آن گل نبشته ای بابلی منسوب به منشور کوروش را گذاشته تا بعنوان نماد حقوق بشر معرفی گردد. و حقیقت در این کتاب عامیانه قلب حقیقت است به سود کوروش و یهودیان !
https://telegram.me/RightIranCulture
در پاسخ باید گفت که کوروش به هیچ وجه ایرانی نبوده و هم خودش و هم تورات این موضوع را تایید می کنند کوروش در گل نبشته بابلی (منشورش) میگوید:
13 – او ، سرزمین " گوتیان " و تمامی سپاهیان "مند" را به فرمانبرداری از او (کورش) واداشت . او (واداشت تا) "سیاه سران " به دست کورش شکست داده شوند . " ( عبدالمجید ارفعی – فرمان کورش بزرگ – ص 17 )
می دانیم که گوتیان از طوایف آدریاتیک بوده اند "( دهخدا – لغتنامه – ذیل واژه گوتی) و اینکه عبارت "سیاه سر" را هم کوروش و هم غربی ها اکنون برای مردم خاورمیانه بکار می برند . تورات هم میگوید:
تورات: "ای بابل ، ای کوه مستحکم ، ای ویران کننده
جهان ، اینک من دشمن توام ! ...از تو چیزی جز یک تپه خاکستر باقی نخاوهم گذارد ...شیپور جنگ بنوازید .به سپاهیان آرارات ، اشکناز و میتی بگویید حمله کنند . فرماندهی تعیین کنید تا دستور حمله بدهد ، اسبان زیاد فراهم کنید " ( عهد عتیق – ارمیا – 27-25 : 51 )
بنابراین هم کوروش و هم حامیانش که خودش گوتیان روشن موی و تورات آنها را اشکنازی و آراراتی می خواند از جنوب روسیه و قفقاز به ایران مهاجرت کرده اند و با ثروت یهود بابل را سرنگون کردند .
او ادعا می کند که کوروش طبق نظر تورات پیامبر خدا بود در حالی که خودش چنین لقبی به خود نداده بود و برعکس پیامبر خود را چنین لقب داد ! و در جمله ای میگوید هر دو پادشاه بودند ، منتها کوروش شاه-پیامبر بود و محمد پیامبر-شاه!
در پاسخ به این سخن مضحک پس از ذکر این نکته که تورات در عصر هخامنشی هیچ ربطی به حضرت موسی ندارد و توسط برخی یهودیان نگاشته شده است و تحریف گشته ، ناچاریم توصیف تورات را پیرامون کوروش بیاوریم:
https://telegram.me/RightIranCulture
اما چرا یهودیان در کتب بعدی او را تقدیس کرده اند و تا حد پیامبری بالا برده اند ؟
«...از نظر من دخالت یهود در تاریخ شرق میانه، در مقطع هخامنشیان، نشانی از خردمندی و دور اندیشی بزرگان یهود دارد که در استفاده از آن فرصت تاریخی، برای نجات قوم خود تردید نشان نداده اند... کوشش قابل ملاحظه ای به کار رفته است تا از جهان گشای هخامنشی، تصویر پادشاه صلح دوست و مدارا طلبی بسازد... بنابراین ویژگی «استثنایی» تدابیری که به وسیله کورش به نفع اورشلیم اتخاذ شده است فقط ناشی از دیدگاه به شدت «یهودا مرکزی» منابعی است که در دسترس ما قرار دارند...». (بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ص 136 و 137)
https://telegram.me/RightIranCulture
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در منشور منسوب به کورش هخامنشی، وی بارها از مردوک خدای خدایان ساختگی و دروغین مردم بابیلون (بابِل) نام برده و او را ستوده است. کوروش مردوک را پادشاه آسمان و زمین معرفی می‌کند، او را ناظر بر خود می‌داند، می‌گوید از اینکه برخی از مردم بابیلون خدایانی دیگر را پرستش می‌کنند خشمگین است. کورش می‌گوید که این پادشاهی هدیه ای از جانب مردوک است و مردوک از او راضی است. وی می‌گوید که همواره به دنبال پرستش و نیایش مردوک بوده؛ خود را برگزیده وی می‌داند. مردوک به او پیروزی عطا کرد. کوروش وی را سرور بزرگ خود معرفی می کند. مردوک به کوروش برکت می دهد و کوروش از او بسیار می ترسد.[۱] در این منشور بیش از ۱۰ مرتبه از مردوک یاد شده است.
https://telegram.me/RightIranCulture
در منابع تاریخی، کورش در تحکیم پایه‌های معبد مردوک (اساهیل/ اسانگیلا) بسیار تلاش کرد و در راه تزیین و آباد ساختن معبد مردوک کوشش بسیار نمود.[۲] اما به راستی این مردوک کیست که کورش او را خدای خدایان می‌داند و هر آن در پی خشنود ساختن اوست؟
مردوک‏ (Marduk) رب النوع بابِلی‌ها (پسر خدای آسمان و قائم ‏مقام او) در دوران کاسیان به ریاست خدایان بابل ارتقا یافت و مرکز پرستش او بابل بود.[۳] مردوک خدای خدایان بابل بوده و دارای فرزندانی نیز بوده است ، برای مثال نبو نام فرزند او بود. [۴] همچنین باید دانست که مردوک - خدای خدایان - در بابل، به صورت مجسمه، یعنی بت بود.[۵] گرانتوسکی نیز تصریح می‌کند که: «خشایار شاه، دستگاه شاهی بابل را منحل و معبد بزرگ بابلی‌ها را ویران کرد، مجسمه خدای بزرگ بابلی‌ها یعنی مردوک را به پارس برد.»[۶] سرپرسی سایکس می‌گوید که مردوک توسط نبوکد نسر اول از عیلام به بابل بازگردانده شد![۷] همین سخن سایکس نشان گر این است که مردوک به صورت مجسمه یا بت بود نه چیزی دیگر. و ایشان، به صراحت از بت بودن مردوک حکایت می کند.[۸] مردوک بت بزرگ معبد اسانگیلای بابیلون (بابِل) [۹] در متن تورات، نفرین شده است.
سنگ نگاره مردوک. به شکل انسان بالدار. کشف شده در کاخ آپادانای شوش در موزه لوور

https://telegram.me/RightIranCulture
روشن است که کورش هخامنشی، بت مردوک را پرستش می‌نمود. لیکن برخی چنین توجیه کرده اند که کورش به همه ادیان به دیده احترام می‌نگریست به همین علت همه ادیان را به رسمیت می‌شناخت. اما باید دانست که این توجیه صحت ندارد و می‌توان گفت که توجیهی بی ارزش است. چون احترام به بت پرستی، در واقع توهین به یکتاپرستی است. به رسمیت شناختن بت‌ها و خدایان دروغین، بی احترامی به خدای یگانه است. به حکم خرد پویا، اجتماع نقیضین محال است. چگونه ممکن است انسان در آن واحد هم یکتاپرست باشد و هم دوستدار و مدافع و مروج بت پرستی؟ چون اگر دقت کنیم می‌بینیم که سخنان کورش دربارۀ مردوک بسیار فراتر از احترام است و به ستایش و نیایش و پرستش انجامیده و حتی به ترویج و تحکیم معبد مردوک رسیده است. هرگونه به رسمیت شناختن بت پرستی، کمک به فراگیر نشدن یکتاپرستی در جهان است. در نتیجه خیانت به یکتاپرستی و خیانت به
بشریت است.

https://telegram.me/RightIranCulture
سلام
پاسخ شبهه اول :
تفکر شما من را به یاد کسانی انداخت که می گفتند اگر بخواهیم پیشرفته شویم باید کلاه فرنگی بگذاریم و ریش بتراشیم و زنان بی حجاب شوند!
چون آنان که پیشرفته هستند، ظاهرشان این گونه است.


سطح تفکر شما دقیقا در همین حد است.
منتها به جای معیار دانستن ریش تراشی برای پیشرفت، بازگشت به باستان را معیار گرفته اند!

در حالی که اگر اندیشه ای داشتید، متوجه می شدید به فرض که اروپاییان با بازگشت به باستان خود توانستند پیشرفت کنند! این چه ربطی دارد که در همه جا این گونه باشد؟ آیا همیشه باستانی ها پیشرفته تر بودند که بازگشت به آنها پیشرفت به وجود آورد.

بگذریم از اینکه اگر اروپاییان سخن شما را می دیدند چقدر به تفکر شما می خندیدند! چرا که آنها با تفکر یونان و رم باستان ستیزه گری می کردند! و حتی ریشه پیشرفت خود را در همین مساله می دانند.



البته سطح تفکر شما در همه مسائل همین قدر است! ما را عرب پرست می دانید در حالی که معاویه و یزید و ابوجهل و ... عرب بودند و اگر ما عرب پرست بودیم چگونه شیفته اینها نیستیم!
سلمان عرب نبود و برای ما یک شخصیت ارزشمند است و ...
برای ما معیار، عقل و درایت و حکمت و توحید و ... است هر چند سطح تفکر شما از خیال پردازی ها و ظاهر بینی ها فراتر نمی رود و نمی توانید چنین معیارهایی را بفهمید.
https://telegram.me/RightIranCulture
سلام
نمی خواهم خیالات شما را به هم بزنم!
اما چگونه می توان باور کرد:

1-کسی که امروز از آن به عنوان کوروش سخن می گویند چه ربطی به شخصیت هفت هزار سال قبل دارد! در حالی که سخنانی به کوروش نسبت می دهند که هیچ ربطی به او ندارد و هر جمله قشنگی که پیدا می کنند، سریع به اسم کوروش سند می زنند!

2-از عدم تبلیغ سخن گفته اید! در حالی که به برکت میراث فرهنگی دوره سابق تا دلتان بخواهد روی کوروش تبلیغ شده است ! بگذریم از پولهای دیگری که برای تبلیغ در این باره خرج شده و خارج از نظام چه کارهایی برای کوروش کرده اند!
که البته اگر بخواهیم چند سالی هم عقب برویم، چگونه می توان خرج های بسیار سنگین جشن های 2500 ساله را ندید با اینکه از نظر ریخت و پاش ثروت یک ملت باید در رکوردهای گینس ثبت شود.


3-تمام دنیا در مقابل چه کسی کرنش می کنند؟ شما یا نمی دانید دنیا به کجا می گویند یا نمی فهمید کرنش چیست یا ...

به هر حال خوش باشید.
حتی اگر شعارهای زرتشت را به اسم کوروش بزنید و ارتباط این دو را حتی به قدر ذره ای نفهمید!!


https://telegram.me/RightIranCulture
با شما بسیار موافقم که اگر کسی پدر و مادرش را نشاسد، دینش را هم نمی شناسد!
و نقش پیامبر ص و حضرت علی ع را در رشد علم نفهمد! و نفهمد که قرن ها مراکز علمی خود را مرهون قرآنی که پیامبر ص آورد می دانستند! همان گونه که حضرت علی ع را موسس علوم بسیار می دانستند.

از شاه و دوران استعمار و توهین و دروغ و ... سخن گفته اید! این ها من را به یاد جشن هایی انداخت که با ثروت ملت ایران، در جشن های 2500 چه کردند و برای تبلیغ شخصیت کوروش چه فضاحت ها که نکردند که حتی حال سفیر کشور منحوسی مثل انگلیس از نجسی شان به هم خورد.
همان شاهی که شما مسلمانش می خوانید که هیچ کس مسلمانی اش را باور نکرد که اگر مسلمان بود، جلوی چشم سفیران جهان ، برای نشان دادن شخصیت خود و زنده کردن اسم کوروش، زن و مرد لخت را لخت نمی کرد تا با اعمال حیوانی، کوروش تبلیغ شود.
https://telegram.me/RightIranCulture
یکی از باستان شناسان ایران وجود وصیت نامه ای منتسب به کوروش که دربرخی پایگاههای اینترنتی، نشریات، پوسترها و کتابها منتشر شده را رد کرد و گفت: هیچ سندی دال بر اثبات وجود وصیت نامه ای از پادشاه هخامنشیان وجود نداشته و ندارد.
https://telegram.me/RightIranCulture
اینها بخشی از وصیت نامه جعلی منتشر شده در پایگاههای اینترنتی است البته کم نیستند بنرها و پوسترهایی که در مکان های تاریخی نصب شده اند اما و فروش زیادی هم دارند. این متون به گفته یکی از باستان شناسان نه تنها غیرواقعی است بلکه توسط عده ای از افراد کوروش پرست که از تاریخ فقط نام کوروش را حفظ کرد اند نوشته شده است. بررسی زبان و الفاظ امروزی به کار رفته در این متون نیز به خوبی نشانگر روایت وصیت نامه ای جعلی از پادشاه هخامنشی است که بیش از 2500 سال پیش زندگی می کرد.
https://telegram.me/RightIranCulture

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...