qg3

qg3

ماییم و نوای بی نوای بسم الله اگر حریف مایی

یاعلیاً *مالَه مثلٌ أحد پرده‌دار سرّ الله الصّمد بت‌پرست کعبه‌ام من ای صنم در نمازم روبه‌رویت می‌کنم ما در این بتخانه جَستی می‌کنیم کعبه می‌بینیم و مستی می‌کنیم کعبه یک سنگ نشان است ای علی ...

یاعلیاً *مالَه مثلٌ أحد پرده‌دار سرّ الله الصّمد بت‌پرست کعبه‌ام من ای صنم در نمازم روبه‌رویت می‌کنم ما در این بتخانه جَستی می‌کنیم کعبه می‌بینیم و مستی می‌کنیم کعبه یک سنگ نشان است ای علی سنگ بشکن تا برآیی منجلی بی تو سنگی در خور تقدیس نیست سجده بر تو ...

۲ روز پیش
71K
#پشت_دریاها قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از ...

#پشت_دریاها قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید، هم‌چنان خواهم راند. نه به آبی‌ها دل خواهم بست نه به دریا-پریانی که ...

۳ روز پیش
21K
#حرف_حساب

#حرف_حساب

۱ هفته پیش
612
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه بامی که پریدیم ، پریدیم رم دادن صید خود از آغاز ...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه بامی که پریدیم ، پریدیم رم دادن صید خود از آغاز غلط بود حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم کوی تو که باغ ارم روضه ...

۱ هفته پیش
11K
دلم قرار ندارد از فغان ، بی تو سپند وار ز کف داده ام عنان ، بی تو ز تلخ کامی دوران نشد دلم فار ز جام عیش لبی تر نکرد جان ، بی تو ...

دلم قرار ندارد از فغان ، بی تو سپند وار ز کف داده ام عنان ، بی تو ز تلخ کامی دوران نشد دلم فار ز جام عیش لبی تر نکرد جان ، بی تو چون آسمان مه آلوده ام ز تنگدلی پر است سینه ام از اندوه گران ، ...

۲ هفته پیش
9K
جز در غم عشق سینه را چاک مکن دل خوش به کسی در سفر خاک مکن ای شوق سفر به کربلا در جانت اشک عطش حسین را پاک مکن غوغای غم حسین در دل باشد ...

جز در غم عشق سینه را چاک مکن دل خوش به کسی در سفر خاک مکن ای شوق سفر به کربلا در جانت اشک عطش حسین را پاک مکن غوغای غم حسین در دل باشد دل بی‌تبِ عشق، مُشتی از گل باشد ای در حرمش قیام کرده به نماز اینجاست ...

۲ هفته پیش
10K
قلم در دست من بود ومن حیران،چه بنویسم؟ ویا من از که بنویسم قلم در دست من لغزید نوشت بر روی کاغذ فقط مادر ای مادر تمام عمر من باشد ،ازآن تو تو ای هستی ...

قلم در دست من بود ومن حیران،چه بنویسم؟ ویا من از که بنویسم قلم در دست من لغزید نوشت بر روی کاغذ فقط مادر ای مادر تمام عمر من باشد ،ازآن تو تو ای هستی برای من و ای فصل بهار من الهی زنده باشی تو نبینم من خزان تو ...

۲ هفته پیش
15K
سود گرت هست گرانی مکن خیره سری با دل و جانی مکن آن گل صحرا به غمزه شکفت صورت خود در بن خاری نهفت صبح همی باخت به مهرش نظر ابر همی ریخت به پایش ...

سود گرت هست گرانی مکن خیره سری با دل و جانی مکن آن گل صحرا به غمزه شکفت صورت خود در بن خاری نهفت صبح همی باخت به مهرش نظر ابر همی ریخت به پایش گهر باد ندانسته همی با شتاب ناله زدی تا که براید ز خواب شیفته پروانه ...

۲ هفته پیش
20K
عزیزم زیر مشتی خاک خفته نگفت و رفت حرف های نگفته نبوسید و نبوسیدم من اورا نشد گویم به او این آرزو را نشد با مهر دستانش بگیرم نشد تا بهر درد او بمیرم عزیزم ...

عزیزم زیر مشتی خاک خفته نگفت و رفت حرف های نگفته نبوسید و نبوسیدم من اورا نشد گویم به او این آرزو را نشد با مهر دستانش بگیرم نشد تا بهر درد او بمیرم عزیزم بی کسی را دید و پژمرد نگفت آنقدر تا امروز، او مرد منوچهری به زیبایی ...

۳ هفته پیش
20K
#حرف_حساب

#حرف_حساب

۳ هفته پیش
1K
#امام_علی_(علیه السلام) الظفرُ بالحزمِ و الحزمُ بالتجارب. پیروزی با دوراندیشی است و دوراندیشی با کسب تجربه به دست می آید.

#امام_علی_(علیه السلام) الظفرُ بالحزمِ و الحزمُ بالتجارب. پیروزی با دوراندیشی است و دوراندیشی با کسب تجربه به دست می آید.

۳ هفته پیش
1K
مشک برداشت که سیراب کند دریا را رفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا را آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را تشنه می‌خواست ببیند لـب او ...

مشک برداشت که سیراب کند دریا را رفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا را آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را تشنه می‌خواست ببیند لـب او را دریا پس ننوشید که سیراب کند دریا را کوفه شد علقمه، شقّ القمری دیگر ...

۳ هفته پیش
6K
Mhh, popp’ eine Molly یه اکستازی بنداز بالا Mhh, rock, rock your body بدنت رو بترکون Mhh, durch die Stadt im Ferrari دور دور تو شهر تو یه فراری Mhh, fahr’ mit Hassan und Ali,Auf ...

Mhh, popp’ eine Molly یه اکستازی بنداز بالا Mhh, rock, rock your body بدنت رو بترکون Mhh, durch die Stadt im Ferrari دور دور تو شهر تو یه فراری Mhh, fahr’ mit Hassan und Ali,Auf Schnaps und Bacardi zu ‘ner 80er-Party با حسن و علی و باکاردی و شناپز داریم ...

۳ هفته پیش
7K
چو بخت عرب بر عجم چیره گشت همه روز ایرانیان تیره گشت جهان را دگرگونه شد رسم و راه تو گویی نتابد دگر مهر و ماه ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت ز ...

چو بخت عرب بر عجم چیره گشت همه روز ایرانیان تیره گشت جهان را دگرگونه شد رسم و راه تو گویی نتابد دگر مهر و ماه ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت ادب خوار گشت و هنر شد وبال ببستند ...

۳ هفته پیش
15K
#پست_آخر ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﭼﯿﻪ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ؟ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ .... ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻦ، ﻋﮑﺲ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮ ﺷﻤﺎﺭﻭ ﻧﺸﻮﻧﻢ ﺩﺍﺩﻩ، ...

#پست_آخر ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﭼﯿﻪ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ؟ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ .... ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻦ، ﻋﮑﺲ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮ ﺷﻤﺎﺭﻭ ﻧﺸﻮﻧﻢ ﺩﺍﺩﻩ، ﮔﻔﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﺑﺎ ﺣﺴﯿﻦ ﻣﻦ ﺭﻓﯿﻖ ﺷﺪﻩ .... ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺭﺩﺵ ﻧﮑﻦ ﻣﺎﺩﺭ ...

۳ هفته پیش
2K
#پست_۵ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺧﻼﺻﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻓﯿﻘﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﭼﻨﯿﻨﯽ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻭ ﺁﺑﺮﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﻣﺪﺗﯽ، ﺩﻭ ﺳﺎﻟﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻫﻤﻪ ﯾﻪ ﻃﺮﻑ، ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﻗﺼﻪ ﮐﻪ ...

#پست_۵ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺧﻼﺻﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻓﯿﻘﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﭼﻨﯿﻨﯽ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻭ ﺁﺑﺮﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﻣﺪﺗﯽ، ﺩﻭ ﺳﺎﻟﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻫﻤﻪ ﯾﻪ ﻃﺮﻑ، ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﻗﺼﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ : ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ، ...

۳ هفته پیش
23K
#پست_۴ ﺗﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ، ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ، ﮔﻔﺖ : ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﻄﻮﺭ؟ ﮔﻔﺖ ﺑﻮﯼ ﺣﺴﯿﻦ ﻣﯿﺪﯼ! ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﺑﻮﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﯿﺪﯼ، ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺑﻪ ...

#پست_۴ ﺗﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ، ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ، ﮔﻔﺖ : ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﻄﻮﺭ؟ ﮔﻔﺖ ﺑﻮﯼ ﺣﺴﯿﻦ ﻣﯿﺪﯼ! ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﺑﻮﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﯿﺪﯼ، ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﮔﺮﯾﻪ .... ﺗﻮﺭﻭ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ،ﻣﻦ ﮐﺘﮏ ...

۳ هفته پیش
23K
#پست_٣ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﻣﺎﺭﻭ ... ﯾﺎﻻ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻩ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺍﺵ ...

#پست_٣ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﻣﺎﺭﻭ ... ﯾﺎﻻ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻩ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺍﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ،ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭﻭ ﺯﺩ ...

۳ هفته پیش
32K
#پست_٢ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﯿﺌﺘﯽ ﺯﺩ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻣﻦ ﮐﻨﻨﺪ، ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺟﻨﺎﯾﺎﺗﯽ ﮐﺮﺩﻡ، ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻡ. ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺑﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﮕﻢ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﻡ ...

#پست_٢ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﯿﺌﺘﯽ ﺯﺩ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻣﻦ ﮐﻨﻨﺪ، ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺟﻨﺎﯾﺎﺗﯽ ﮐﺮﺩﻡ، ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻡ. ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺑﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﮕﻢ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﮐﺘﮏ ﺯﺩﻡ، ﭘﺪﺭﻣﻮ ﺯﺩﻡ، ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺮﻕ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﻭ ﮐﺎﺭﺍﯼ ...

۳ هفته پیش
33K
ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻳﺪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ #پست_١ ﺣﺠﺖ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ : ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺗﻮﯼ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺗﻮﯼ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ، ﯾﻪ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﯽ ﺳﺎﻟﺶ بود . ﮔﻔﺖ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ...

ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻳﺪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ #پست_١ ﺣﺠﺖ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ : ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺗﻮﯼ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺗﻮﯼ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ، ﯾﻪ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﯽ ﺳﺎﻟﺶ بود . ﮔﻔﺖ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ. ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﻨﻮﯾﺲ، ﮔﻔﺖ ﻧﻮﺷﺘﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻮ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﮔﻔﺖ ...

۳ هفته پیش
9K