Reza

reza.seraj66

با ما ببین که عشق چه‌ها کرد و میکند
از دل ببُرد طاقت و از جان قرار هم....

آرام بیا زیبا پنجره خودش برایت باز می شود حیاط خودش را آب و جارو می کند شمعدانی ها به هم نرگس هدیه می دهند و من در چشمانت شعر می ریزم ، آرام بیا ...

آرام بیا زیبا پنجره خودش برایت باز می شود حیاط خودش را آب و جارو می کند شمعدانی ها به هم نرگس هدیه می دهند و من در چشمانت شعر می ریزم ، آرام بیا زیبا... #حامد_نیازی

۸ ساعت پیش
4K
به من دل ببند به من مانند شاخه گلی در گلدان مریمی وار دل ببند به من مانند گلبرگهای سرخ و آبی رز های عاشقی که از تنش گلبرگی جدا می شود و میمیرد عاشقانه ...

به من دل ببند به من مانند شاخه گلی در گلدان مریمی وار دل ببند به من مانند گلبرگهای سرخ و آبی رز های عاشقی که از تنش گلبرگی جدا می شود و میمیرد عاشقانه دل ببند به من لاله وار دل ببند تا اگر لحظه ای از بوته ی ...

۱ روز پیش
10K

"گلم" که صدایت می کنم شمعدانی چه اخمی می کند! مانده ام "جانم" را چقدر آهسته بگویمت که هم تو بشنوی و هم آب از دل هیچ گنجشکی تکان نخورد ... #حمید_جدیدی

۱ روز پیش
6K
به هر چه خوب تر اندر جهان نظر کردم که گویمش به تو ماند، تو خوبتر ز آنی... #سعدی

به هر چه خوب تر اندر جهان نظر کردم که گویمش به تو ماند، تو خوبتر ز آنی... #سعدی

۲ روز پیش
5K
از تمام دارایی ها... یکی دو گلدان شمعدانی دارم یک جفت ماهی سرخ دارم دوچرخه ای یادگار پدربزرگ یک مداد دندان زده چندتایی شعر... و تا دلت بخواهد دوستت دارم... #حمید_جدیدی

از تمام دارایی ها... یکی دو گلدان شمعدانی دارم یک جفت ماهی سرخ دارم دوچرخه ای یادگار پدربزرگ یک مداد دندان زده چندتایی شعر... و تا دلت بخواهد دوستت دارم... #حمید_جدیدی

۲ روز پیش
6K
تمام شعرهایی که گفته ام یا شاید بگویم نامه های عاشقانه ای هستن که با دل و جانم نوشته ام تو هم با دل و جان بخوان بگذار تمام شهر بفهمند من عاشق ترین شاعر ...

تمام شعرهایی که گفته ام یا شاید بگویم نامه های عاشقانه ای هستن که با دل و جانم نوشته ام تو هم با دل و جان بخوان بگذار تمام شهر بفهمند من عاشق ترین شاعر دیوانهِ این شهرم ... #پریناز_ارشد

۳ روز پیش
10K
برف که آرام بگیرد صدایت را چون دستمالی سپید تا می‌کنم و در جیبِ پیراهنم می‌گذارم تحمل من نام کوچک تُست در روزهای بلند غربت، گو اینکه بازگردم از پیِ سال‌ها و معشوقه‌هایم دیگر مرا ...

برف که آرام بگیرد صدایت را چون دستمالی سپید تا می‌کنم و در جیبِ پیراهنم می‌گذارم تحمل من نام کوچک تُست در روزهای بلند غربت، گو اینکه بازگردم از پیِ سال‌ها و معشوقه‌هایم دیگر مرا نشناسند.... #جواد_گنجعلی

۴ روز پیش
6K
نقطه ضعف ما را پیدا کرده تا از دستش ناراحت میشوم مرا میبوسد پدر سوخته ی فرصت طلب.... #امیرعلی_اسدی پدر سوخته جـان😄

نقطه ضعف ما را پیدا کرده تا از دستش ناراحت میشوم مرا میبوسد پدر سوخته ی فرصت طلب.... #امیرعلی_اسدی پدر سوخته جـان😄

۵ روز پیش
4K
خدای را که دگر آسمان بلا نفرستد تو خود بدین قد و بالا بلای روی زمینی.... #شهریار

خدای را که دگر آسمان بلا نفرستد تو خود بدین قد و بالا بلای روی زمینی.... #شهریار

۷ روز پیش
4K
نگرانم نباش من به رویاهای دیوانه وصل شده ام به آواز فرشته ها به روشنایی و آفتاب بی تو دوام می آورم و تهی نمی شوم حسی که عشق باشد، آشفته نمی کند، تو آسوده ...

نگرانم نباش من به رویاهای دیوانه وصل شده ام به آواز فرشته ها به روشنایی و آفتاب بی تو دوام می آورم و تهی نمی شوم حسی که عشق باشد، آشفته نمی کند، تو آسوده به نبودنت ادامه بده.... #شیما_سبحانی

۱ هفته پیش
9K
خب قبول کنید

خب قبول کنید "دختری" که شعر میفهمد صدها برابر خواستنی تر از بقیه است مثلا کسی باشد که در کنارش بشود چند صفحه ای سهراب یا چه میدانم نیما خواند‌؛ یا بشود عصرها بعد از صرف چای مولوی را آرام در گوشش عاشقانه زمزمه کرد یا حداقل کسی باشد که ...

۱ هفته پیش
16K
عشق باران چشمان توست وقتی بر من می باری سرشار میشوم از عاشقانه های لایزال انگار با تو اغاز شده ام وبا تو به پایان نمی رسم تو حالم را شبیه بهشت می کنی و ...

عشق باران چشمان توست وقتی بر من می باری سرشار میشوم از عاشقانه های لایزال انگار با تو اغاز شده ام وبا تو به پایان نمی رسم تو حالم را شبیه بهشت می کنی و ناز نگاهت یک عالمه ماه را به اغوشم هدیه می دهد... #امیر_عباس_خالقوردی

۱ هفته پیش
9K
ز باغ روی تو صد سرخ گل چرا ندمد که آب و رنگ بهارت روانه در رگ‌هاست.... #هوشنگ_ابتهاج

ز باغ روی تو صد سرخ گل چرا ندمد که آب و رنگ بهارت روانه در رگ‌هاست.... #هوشنگ_ابتهاج

۱ هفته پیش
2K
بعضی آدم ها جنسِ عطرشان فرق میکند؛ از آن عطرهایی ست که اگر یک بار حسش کنی ساعت ها هوش و حواست را پرت می کند از آن عطرهایی ست که اگر یک ذره اش ...

بعضی آدم ها جنسِ عطرشان فرق میکند؛ از آن عطرهایی ست که اگر یک بار حسش کنی ساعت ها هوش و حواست را پرت می کند از آن عطرهایی ست که اگر یک ذره اش را روی لباست بزنی روزها سرمست می شوی، روزها حالِ دلت خوب است... اصلا بعضی ...

۲۷ آذر 1398
2K
تو را به ترانه‌ها بخشیدم به صدای موسیقی به سکوت شکوفه‌ها که به میوه بدل می‌شوند و از دستم می‌چینند تو را به ترانه‌ها بخشیدم با من نمان عمر هیچ درختی ابدی نیست باید به ...

تو را به ترانه‌ها بخشیدم به صدای موسیقی به سکوت شکوفه‌ها که به میوه بدل می‌شوند و از دستم می‌چینند تو را به ترانه‌ها بخشیدم با من نمان عمر هیچ درختی ابدی نیست باید به جدایی از زندگی عادت کرد... #شمس لنگرودی

۲۶ آذر 1398
4K
من شب های عاشقی را بلند و طولانی دوست دارم و بوسه ها را شیرین و سرخ شمرده و دانه دانه... شبیه انار ! پس قرارمان باشد شب یلدا می خواهم کمی بیشتر .. دوستت ...

من شب های عاشقی را بلند و طولانی دوست دارم و بوسه ها را شیرین و سرخ شمرده و دانه دانه... شبیه انار ! پس قرارمان باشد شب یلدا می خواهم کمی بیشتر .. دوستت داشته باشم #سوسن_درفش

۲۵ آذر 1398
6K
می خواستم صنوبری باشم در حیاط سبز خانه ات، که زیبایی را بلند بلند فریاد بزنم. می خواستم چناری باشم ایستاده در دنج ترین نقطه ی حیاط که خستگی ات را یک تنه کمتر کنم. ...

می خواستم صنوبری باشم در حیاط سبز خانه ات، که زیبایی را بلند بلند فریاد بزنم. می خواستم چناری باشم ایستاده در دنج ترین نقطه ی حیاط که خستگی ات را یک تنه کمتر کنم. می خواستم بیدی باشم قد بر افراشته در سکوت کنج باغچه که با نگاه تو، ...

۲۱ آذر 1398
2K
همه منهای تو تلخ اند، به اندازه ی چای بده آن خنده ی چون قند، که می دانی را... #صالح_دروند

همه منهای تو تلخ اند، به اندازه ی چای بده آن خنده ی چون قند، که می دانی را... #صالح_دروند

۲۰ آذر 1398
1K
برایت شعر می‌بافم، تنت را گرم کن با آن لباس گرم شاعرها، همین اشعار تنهایی‌ست.... #امیر_عطااللهی

برایت شعر می‌بافم، تنت را گرم کن با آن لباس گرم شاعرها، همین اشعار تنهایی‌ست.... #امیر_عطااللهی

۱۹ آذر 1398
1K
بیا... کمی نزدیک تر لطفا... می خواهم آرام در گوشت چیزی بگویم! امشب... روی میز کارم... کنار عطر شب بو ها... برایت جا پهن می کنم... بیا دراز بکش ... و موهایت را پهن کن ...

بیا... کمی نزدیک تر لطفا... می خواهم آرام در گوشت چیزی بگویم! امشب... روی میز کارم... کنار عطر شب بو ها... برایت جا پهن می کنم... بیا دراز بکش ... و موهایت را پهن کن روی شعرهایم... تا ستاره باران شوند! دست هایت را ببر زیر چانه ات ... وبا ...

۱۹ آذر 1398
2K