roman.me

roman.me

مژگان فخار (نویسنده سایت رمانخونه) دهمین رمانم (درحال تایپ : زنبق عزا) شبهای فرد ساعت ۱۰ یک قسمت از رمان

مبارکمون باشه

مبارکمون باشه

۱۶ ساعت پیش
5K
-من همچین کاری نمی کنم . من نمیخوام قاتل بشم . -مثل این که فراموش کردی برا چی اومدی توی نقشه ی من !!! کسی نمی فهمه ماهرخ . هیچکس . -چی میگی اردشیر . ...

-من همچین کاری نمی کنم . من نمیخوام قاتل بشم . -مثل این که فراموش کردی برا چی اومدی توی نقشه ی من !!! کسی نمی فهمه ماهرخ . هیچکس . -چی میگی اردشیر . توی ساختمون دوربین مداربسته داره ، خیلی راحت میشه ورود و خروج افراد رو متوجه ...

۱ روز پیش
8K
-قشنگه ؟ -خیلی زیاد . درخشش خاصی داره . نگاه خیره م رو به انگشتر می دوزم و حسام اون رو از داخل جعبه ش در میاره . -برای تو خریدمش ماهرخ . با لکنت ...

-قشنگه ؟ -خیلی زیاد . درخشش خاصی داره . نگاه خیره م رو به انگشتر می دوزم و حسام اون رو از داخل جعبه ش در میاره . -برای تو خریدمش ماهرخ . با لکنت به انگشتر برلیان و سنگین رو به روم نگاه می کنم : -م...من ؟؟ -توی ...

۳ روز پیش
8K
تابی به موهای باز شده و بلندم میدم و دست هام روبالا و پایین می برم . توی این چند سالی که حسام رو می شناختم ، هیچ وقت به جز عروسی احسان و وقتی ...

تابی به موهای باز شده و بلندم میدم و دست هام روبالا و پایین می برم . توی این چند سالی که حسام رو می شناختم ، هیچ وقت به جز عروسی احسان و وقتی که می خواست به شیوا و احسان و شاباش بده ، رقصش رو ندیده بودم ...

۵ روز پیش
6K
گوشی رو از حالت سایلنت خارج می کنه و اشاره ای به صفحه ش می کنه . -می بینی ؟ بیست تا میس کال از من داری ! -ببخشید . حواسم نبود که از روی ...

گوشی رو از حالت سایلنت خارج می کنه و اشاره ای به صفحه ش می کنه . -می بینی ؟ بیست تا میس کال از من داری ! -ببخشید . حواسم نبود که از روی سایلنت بردارم . -کجا رفته بودی که نیاز بود گوشیت روی سایلنت باشه !! از ...

۱ هفته پیش
12K
بچه ها این آهنگ رو حتما با لینک زیر دانلودکنید ، برا قسمت امشب 😘 http://sv3.upmusic.ir/Tracks/Songs/Babak%20Jahanbakhsh%20-%20Paryzad%20128%20(UpMusic).mp3

بچه ها این آهنگ رو حتما با لینک زیر دانلودکنید ، برا قسمت امشب 😘 http://sv3.upmusic.ir/Track...

۱ هفته پیش
6K
دست های چروکیده و نوازشگر مامان زری ، روی موهام به حرکت در میاد و حالا که کمی آروم شده بودم ، میگم : -خیلی خواب بدی دیدم .خواب دیدم که حسام من رو کشت ...

دست های چروکیده و نوازشگر مامان زری ، روی موهام به حرکت در میاد و حالا که کمی آروم شده بودم ، میگم : -خیلی خواب بدی دیدم .خواب دیدم که حسام من رو کشت . -هیشش نازدونه م . یه خواب بد بوده همین . خوابت رو برای آب ...

۱ هفته پیش
9K
با صدای بردیا که توی هال بود و اسمم رو تکرار می کرد ، چشم هام رو باز و آباژور رو روشن می کنم . بدنم حسابی کوفتگی داشت و گلودرد شدیدی داشتم ، به ...

با صدای بردیا که توی هال بود و اسمم رو تکرار می کرد ، چشم هام رو باز و آباژور رو روشن می کنم . بدنم حسابی کوفتگی داشت و گلودرد شدیدی داشتم ، به طوری که با هربار قورت دادن آب دهن ، انگار زهر قورت می دادم . ...

۱ هفته پیش
10K
اینم ماهرخ توی رمان که همون شخصیت قبله .

اینم ماهرخ توی رمان که همون شخصیت قبله .

۱ هفته پیش
10K
حتما بخونید متن زیر رو خواننده های عزیزم . دوستای عزیزم شما حق دارین تو تخیلتون هر کسی رو به جای حسام تصور کنین ، اما در تخیل من این به حسامی که قراره تا ...

حتما بخونید متن زیر رو خواننده های عزیزم . دوستای عزیزم شما حق دارین تو تخیلتون هر کسی رو به جای حسام تصور کنین ، اما در تخیل من این به حسامی که قراره تا پایان رمان با انواع اتفاقات دست و پنجه نرم کنه نزدیک تره . چون حسام ...

۱ هفته پیش
11K
وسط اون رودخونه بزرگ ، فقط من بودم و حسام . من بودم و حسام و قطره های آبی که از مشتمون توی هوا پرتاب می شد . خنده روی لبم بود و گریه توی ...

وسط اون رودخونه بزرگ ، فقط من بودم و حسام . من بودم و حسام و قطره های آبی که از مشتمون توی هوا پرتاب می شد . خنده روی لبم بود و گریه توی دلم . یک آن از خودم متنفر میشم و تصمیم می گیرم همه چی رو ...

۲ هفته پیش
16K
سلام دوستای گلم از این پس این شب ها رمان گذاشته میشه و امیدوارم دیگه هیچ وقت شرمنده شما نشم . ممنون که تو این مدت درکم کردید و دعاتون هم همیشه بوده .

سلام دوستای گلم از این پس این شب ها رمان گذاشته میشه و امیدوارم دیگه هیچ وقت شرمنده شما نشم . ممنون که تو این مدت درکم کردید و دعاتون هم همیشه بوده .

۲ هفته پیش
6K
به نظرم بهترین جملات رمان شده

به نظرم بهترین جملات رمان شده

۴ هفته پیش
15K
در یک لحظه دیگه بی خیال همه چیز میشم . اکتفا میکنم به راه رفتن پشت سر حسام و به خودم لعنت می فرستم . چرا بهش اعتماد کردم ؟ حسام زرنگه ، از کجا ...

در یک لحظه دیگه بی خیال همه چیز میشم . اکتفا میکنم به راه رفتن پشت سر حسام و به خودم لعنت می فرستم . چرا بهش اعتماد کردم ؟ حسام زرنگه ، از کجا معلوم از نقشه ی اردشیرباخبر نشده ؟؟ از کجا معلوم ؟ آره حتما فهمیده و ...

۴ هفته پیش
14K
کلمه ملکه مدام توی ذهنم تکرار می شد . برعکس حسام که با اشتها لقمه های املت رو می خورد ، دهنم خشک شده بود و نفس توی هوای زیاد کم اورده بودم . -من ...

کلمه ملکه مدام توی ذهنم تکرار می شد . برعکس حسام که با اشتها لقمه های املت رو می خورد ، دهنم خشک شده بود و نفس توی هوای زیاد کم اورده بودم . -من یه زنگ برای مادربزرگم می زنم و میام . زیر نگاه خیره حسام بلند میشم ...

۲ بهمن 1396
14K
-یکم صبر کنی متوجه میشی . خمیازه ای می کشم و چشم هام در حال گرم شدن بود که با دیدن تابلوی راهنما به سمت شمال با تعجب میگم : -نکنه داریم شمال ؟ -میریم ...

-یکم صبر کنی متوجه میشی . خمیازه ای می کشم و چشم هام در حال گرم شدن بود که با دیدن تابلوی راهنما به سمت شمال با تعجب میگم : -نکنه داریم شمال ؟ -میریم جاده چالوس . -شوخی می کنی؟ آره حسام ! -ببینم چی راجع من فکر کردی ...

۱ بهمن 1396
16K
با رفتنم به خونه ثمین و دعوت اجباری از طرف خودم ، حوصله م سرجاش میاد . وقتی تبسم رو توی بغلم می گیرم ، حس خوبی پیدا می کنم . نسبت به روزی که ...

با رفتنم به خونه ثمین و دعوت اجباری از طرف خودم ، حوصله م سرجاش میاد . وقتی تبسم رو توی بغلم می گیرم ، حس خوبی پیدا می کنم . نسبت به روزی که به دنیا اومده بود کلی بزرگ تر شده بود و با هر تکون دستم و ...

۳۰ دی 1396
15K
-اون وقت می دونی چی میشه ؟ به یکی از بزرگترین آرزوهام می رسم . حسام من از تنهایی خسته م . لب می گزم . نه اینجای حرفم دروغ نبود . اینجای حرفم از ...

-اون وقت می دونی چی میشه ؟ به یکی از بزرگترین آرزوهام می رسم . حسام من از تنهایی خسته م . لب می گزم . نه اینجای حرفم دروغ نبود . اینجای حرفم از ته دل بود ‌. این حرف ها رو باید به کسی می گفتم که عاشقمه ...

۲۹ دی 1396
15K