rose hairdresser

rozehairdresser

مشاور و کارشناس ارشد روانشناسی
خداوندا
ندانم کجا می کشانی مرا
سوی آسمان، یا به خاموش خاک
نِیَم در هراس از تو ای ناگزیر
ندانم کجا می کشانی مرا
ندانم کجا، لیک دانم یقین
کزین تنگنا می رهانی مرا



.








‌از عشق تو هرجا که غزل دید غزل گفت هر گاه دلش بهر تو لرزید ... غزل گفت تو کعبه ی دل بودی و او زائر چشمت هر گاه دلش حول تو چرخید غزل گفت ...

‌از عشق تو هرجا که غزل دید غزل گفت هر گاه دلش بهر تو لرزید ... غزل گفت تو کعبه ی دل بودی و او زائر چشمت هر گاه دلش حول تو چرخید غزل گفت هر چند ز نا دیدن او غم به دلت نیست هر وقت دل از هجر ...

۱ روز پیش
7K
نگاهم که کردی دلم پر گرفت دلم غربت زنگ آخر گرفت نگاهم که کردی سکوتم شکست درون دلم عشق گویی نشست نگاهم که کردی زمان صبر کرد دل آسمان را پر از ابر کرد و ...

نگاهم که کردی دلم پر گرفت دلم غربت زنگ آخر گرفت نگاهم که کردی سکوتم شکست درون دلم عشق گویی نشست نگاهم که کردی زمان صبر کرد دل آسمان را پر از ابر کرد و بعد از نگاه تو باران گرفت و عشقی درون تنم جان گرفت نگاهم کن و ...

۱ روز پیش
6K
دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمیدانم! من این شعر غم افزا را... شبی صدبار میخوانم... چه میخواهم از این دنیا... از این دنیای افسونگر قسم بر پاکی دریا... جوابم را نمیدانم! بهارزندگانی ...

دلم تنگ است از این دنیا... چرایش را نمیدانم! من این شعر غم افزا را... شبی صدبار میخوانم... چه میخواهم از این دنیا... از این دنیای افسونگر قسم بر پاکی دریا... جوابم را نمیدانم! بهارزندگانی را... چندین بار بوییدم... کنون با غصه میگویم خداوندا پشیمانم... دلم تنگ است از این ...

۱ روز پیش
6K
زمستان آمد ولی دیگر دلم باران نمی خواهد و این تنْ مرده دیگر،از مسیحا جان نمی خواهد چنان مبهوت و سرگردان به دنبال تو می گردم که گویی

زمستان آمد ولی دیگر دلم باران نمی خواهد و این تنْ مرده دیگر،از مسیحا جان نمی خواهد چنان مبهوت و سرگردان به دنبال تو می گردم که گویی "قصه"ام هرگز دگر پایان نمی خواهد نمی دانم چرا شهرم تو را با من نمی خواهد کسی در بین این مردم دگر ...

۱ روز پیش
863
در دوری از تو ساخته‌ام با خیال تو هستی همیشه درخیال من خوش‌بحال تو با دیدن تو قطب‌ نما می‌شوم ولی مبهوت شرق و غرب و جنوب و شمال تو دل را همان نخست به ...

در دوری از تو ساخته‌ام با خیال تو هستی همیشه درخیال من خوش‌بحال تو با دیدن تو قطب‌ نما می‌شوم ولی مبهوت شرق و غرب و جنوب و شمال تو دل را همان نخست به دریا نمی‌زدم ای عشق، داده بودم اگر احتمال تو بگذار سر به مهر بماند سوال ...

۳ روز پیش
13K
شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت در دو چال گونه ات دنیای ...

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت در دو چال گونه ات دنیای من جا می شود عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت گرچه زیبا تر ز ماهی ...

۳ روز پیش
10K
هوای سینه ام تنگ است، برگرد، نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد... زمین روی مدارش نیست، انـگـار، دو تا پـای زمان لـنگ است، برگرد... میان خوب و بد تشخیص سخت است، جـهان لـبریز نیرنگ ...

هوای سینه ام تنگ است، برگرد، نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد... زمین روی مدارش نیست، انـگـار، دو تا پـای زمان لـنگ است، برگرد... میان خوب و بد تشخیص سخت است، جـهان لـبریز نیرنگ است، برگرد... تـــو دریــایی تــریـنـی و پــس از تــو، دل دریـــا بــد آهنگ است، برگرد... ...

۳ روز پیش
10K
تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایت چه دردی میکشم وقتی، که دورم از نفسهایت شبیه آدمِ برفی، اگر تنها ترین باشم تورا اینگونه میخواهم، تورا تنهای تنهایت کسی جز من چه میفهمد؟؟ کسی جز ...

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایت چه دردی میکشم وقتی، که دورم از نفسهایت شبیه آدمِ برفی، اگر تنها ترین باشم تورا اینگونه میخواهم، تورا تنهای تنهایت کسی جز من چه میفهمد؟؟ کسی جز من چه میداند چه عشقی دارد این بوسیدنِ ردِّ قدمهایت من اینجا در زمین آدم، ...

۳ روز پیش
9K
من به گلهای بیابانی حسودی می کنم چشم را ازمن بگردانی حسودی می کنم پا که بگذاری قدم برداری و راهی شوی بر زمین خشک و بارانی حسودی می کنم با تو هر کس می ...

من به گلهای بیابانی حسودی می کنم چشم را ازمن بگردانی حسودی می کنم پا که بگذاری قدم برداری و راهی شوی بر زمین خشک و بارانی حسودی می کنم با تو هر کس می نشیند لحظه ای در گفتگو ساده یا مشکوک و طولانی حسودی می کنم هرکه را ...

۵ روز پیش
8K
بِخدا دستِ خودَم نیست ولی دلتنگَم هر شَبَم سخت به این باوَرِ خود می خندَم تو مَحالی و مَنَم دلخوشِ این باوَرِ خود می رَوم ، باز ولی سمتِ تو بر می گردَم نمیدانم نہ ...

بِخدا دستِ خودَم نیست ولی دلتنگَم هر شَبَم سخت به این باوَرِ خود می خندَم تو مَحالی و مَنَم دلخوشِ این باوَرِ خود می رَوم ، باز ولی سمتِ تو بر می گردَم نمیدانم نہ میذاری برم من ازڪنارت نہ ثَبتم میڪنی در روزگارت چہ بی سامون و سـردم نازنینم ...

۵ روز پیش
8K
به خانه ام سری بزن، بهار را بهانه کن دوباره خلوت مرا، بیا پر از ترانه کن مرور کن مرا، ببین چقدر با تو شاعرم دل بهانه گیر را، بمان و بی بهانه کن تمام ...

به خانه ام سری بزن، بهار را بهانه کن دوباره خلوت مرا، بیا پر از ترانه کن مرور کن مرا، ببین چقدر با تو شاعرم دل بهانه گیر را، بمان و بی بهانه کن تمام واژه های من به پای چشمهای تو! ببار و دفتر مرا، تو ناب و عاشقانه ...

۵ روز پیش
8K
لبم یاد لبت افتاد دلم در سینه ام لرزید نبودی آتش غم فقط حال مرا فهمید نشستم دور هر چیزی به جزتوخط کشیدم تا بفهمی عاشقت هستم بدون ذره ای تردید نبودی و نبودی و ...

لبم یاد لبت افتاد دلم در سینه ام لرزید نبودی آتش غم فقط حال مرا فهمید نشستم دور هر چیزی به جزتوخط کشیدم تا بفهمی عاشقت هستم بدون ذره ای تردید نبودی و نبودی و نمی آیی و من هستم همیشه زیر بارانی که بعداز رفتنت بارید ببین باران که ...

۵ روز پیش
8K
از تمام کوچه ها امشب طلب کارم تو را تب گرفتم از فراقت باز بیمارم تو را توی گلدان با نگاه پشت قاب پنجره در هوای رد شدن هر روز می کارم تو را آسمانی ...

از تمام کوچه ها امشب طلب کارم تو را تب گرفتم از فراقت باز بیمارم تو را توی گلدان با نگاه پشت قاب پنجره در هوای رد شدن هر روز می کارم تو را آسمانی می شوم لبریز از ابری سیاه قطره قطره در خودم هر روز می بارم تو ...

۷ روز پیش
3K
ﺑﺎﻍ ﺍﮔﺮ ﻣﺘﺮﻭﻛﻪ ﺷﺪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﻗﻠﺐ ﺑﺸﻜﺴﺘﻪ ﺩﮔﺮ ﺗﻴﻤﺎﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﺍﺯ ﮔﻞِ ﺳﺮﺥِ ﻣﻌﻄﺮ ﺭﻧﺞ ﭼﻴﺪﻥ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﺧﺮﺯﻫﺮﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﺎﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻗﻠﺒﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻱ ﻫﻢ ﻣﻲ ...

ﺑﺎﻍ ﺍﮔﺮ ﻣﺘﺮﻭﻛﻪ ﺷﺪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﻗﻠﺐ ﺑﺸﻜﺴﺘﻪ ﺩﮔﺮ ﺗﻴﻤﺎﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﺍﺯ ﮔﻞِ ﺳﺮﺥِ ﻣﻌﻄﺮ ﺭﻧﺞ ﭼﻴﺪﻥ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﺧﺮﺯﻫﺮﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﺎﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻗﻠﺒﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻴﻨﻪ ﻱ ﻫﻢ ﻣﻲ ﻃﭙﻴﺪ ﺧﻮﺑﺮﻭی ﺑی ﻭﻓﺎ ﻏﻤﺨﻮﺍﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻜﺎﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﺳﺖ ﺑﺎﺩ ﺭﺍﻫی ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻫﺮﻛﺴﻲ ﺷﺪ ...

۷ روز پیش
9K
مـــــن از تــو سهمــی ندارم دلتنگـــم امـــا نمیتـوانـم تـو را ببینـم دلـــم هــوایت را میکنــد امـــا حــق شنیــدن صــدایت را نــدارم روحـــم درد دارد امــــا شانـه هایت را بـرای گـریستـن کـم دارم بیقـــرارم امـــا آغـــوشت ...

مـــــن از تــو سهمــی ندارم دلتنگـــم امـــا نمیتـوانـم تـو را ببینـم دلـــم هــوایت را میکنــد امـــا حــق شنیــدن صــدایت را نــدارم روحـــم درد دارد امــــا شانـه هایت را بـرای گـریستـن کـم دارم بیقـــرارم امـــا آغـــوشت را بــرای آرام شـدن نــدارم همــه وجـــودمی امــــا هیـــچ جـای زندگیــم نـدارمت سهــــم مــــن از ...

۷ روز پیش
9K
عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید ...

عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید در کنارِ ...

۷ روز پیش
9K
امدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد از هوای عشق سرشارش کنم رویم نشد در دلم گفتم من عاشق پیشه ی چشم توام خواستم آهسته تکرارش کنم رویم نشد پلکهای مخملش بر روی هم عمرش ...

امدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد از هوای عشق سرشارش کنم رویم نشد در دلم گفتم من عاشق پیشه ی چشم توام خواستم آهسته تکرارش کنم رویم نشد پلکهای مخملش بر روی هم عمرش بلند خاطرم بود"آفرین" بارش کنم رویم نشد آفتاب آورده بودم پیش مهتابش مگر با خبر ...

۱ هفته پیش
6K
دوستت دارم عزیزم این فقط آمار نیست دوستت دارم الهی من فدای چشم تو چشم زیبایت گمانم در پی اصرار نیست دوستت دارم عزیزم در غزل یا بی غزل عاشق روی تو بودن قابل انکار ...

دوستت دارم عزیزم این فقط آمار نیست دوستت دارم الهی من فدای چشم تو چشم زیبایت گمانم در پی اصرار نیست دوستت دارم عزیزم در غزل یا بی غزل عاشق روی تو بودن قابل انکار نیست دوستت دارم عزیزم شعر هم فهمیده است اینکه چندین مرتبه گفتم بلا تکرار نیست ...

۱ هفته پیش
6K
دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی بر گونه ی ...

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی وقتی غزل چشم ...

۱ هفته پیش
6K
آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند غنچه ها گل می دهد منهم غزلگو میشوم پیش من باشی به دستان تو ...

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند غنچه ها گل می دهد منهم غزلگو میشوم پیش من باشی به دستان تو عادت میکنم گر تو از پیشم روی بسیار ترسو می شوم هر کجا باشی تو ...

۱ هفته پیش
6K