Mrym ._.

saha80

مریم
ورود به ویس:1396
.
.
‏- گاهی گمان نمیکنی اما خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
.
.
-خودت باش دختر!
مگه خاص بودن چشه؟
.
.
-وقتی یار قدر یار رو ندونه
غریبه جفت شیش میره
(به‍ همین راحتی)
.

...

...

۳ هفته پیش
3K
never give up هیچوقت تسلیم نشید😂😂😂

never give up هیچوقت تسلیم نشید😂😂😂

۴ هفته پیش
3K
🙁😕😂😅

🙁😕😂😅

۴ هفته پیش
3K
بهتره که با حقایق سیلی بخورید تا اینکه با دروغ بوسیده شوید... ❣

بهتره که با حقایق سیلی بخورید تا اینکه با دروغ بوسیده شوید... ❣

۴ هفته پیش
3K
۴ هفته پیش
3K
مـیدانـیم که هـجده سـالگی عجـب سنی است بـرایمـان.... معـنی حضورمـیدهد ،معـنی وجـود ، و معـنی درگـیر شـدن با مـسائلی که تـا قبـل از آن به رسـمیت شنـاخته نبـود برایـمان... راستـی مگـر در هجـده سالگـی هم ...

مـیدانـیم که هـجده سـالگی عجـب سنی است بـرایمـان.... معـنی حضورمـیدهد ،معـنی وجـود ، و معـنی درگـیر شـدن با مـسائلی که تـا قبـل از آن به رسـمیت شنـاخته نبـود برایـمان... راستـی مگـر در هجـده سالگـی هم دل درگـیر میـشود؟!... آری میـشود!!.... و ایـن دختـرڪ مـانده در کـودکی خویـش نمیـدانست که میـشود.... ...

۲۱ دی 1398
12K
میـگویند رفتـه ای سـردار... و مـن چه عـاجزم در پـذیرفـتن ایـن شـیرین تـلخ.... نـامـتان بـرای ایـران که چـه عرض کنـم، آرامش امـان از طـوفان بـرای جـهانی بـود.... سـالـها بـه انتـظار چـشیدن شربت شـهادت بـه سـر ...

میـگویند رفتـه ای سـردار... و مـن چه عـاجزم در پـذیرفـتن ایـن شـیرین تـلخ.... نـامـتان بـرای ایـران که چـه عرض کنـم، آرامش امـان از طـوفان بـرای جـهانی بـود.... سـالـها بـه انتـظار چـشیدن شربت شـهادت بـه سـر بـردید.... و چـه زیـبا معـبود، در سکـوت مهـتابش درآغـوش کـشید شمـا را.... خـونتـان، جـوشش خـون ...

۱۳ دی 1398
5K
......

......

۳ دی 1398
2K
گـاهی آدم دلش مـیگیرد... گـاهی دلـم زیادی سنگـینی میکـند... کـاش میشد بادکـنک بـود.... آزاد، رهـا،سـبـک،شـاد و... و بی قیـد و شـرط... کـاش میـشد بـی هیـچ توقـع شادمـانه به رقـص در آمـد... گـاهی این خـودم هسـتم ...

گـاهی آدم دلش مـیگیرد... گـاهی دلـم زیادی سنگـینی میکـند... کـاش میشد بادکـنک بـود.... آزاد، رهـا،سـبـک،شـاد و... و بی قیـد و شـرط... کـاش میـشد بـی هیـچ توقـع شادمـانه به رقـص در آمـد... گـاهی این خـودم هسـتم که دودستـی... بیـخ گلـوی دلـم را محـکم میفشـارم... میفـشارم تا بـالا بیـاورد تمـام انتطاراتـش را... ...

۱۵ آذر 1398
2K
سالهاست با سکوت زندگی کرده ام،هر دم به کنج انزوای خویش فرو رفته ام... با هر فریاد از سوی هر کس با تمـام بی گناهی خویش در خود فروشکستم و دم بر نیاوردم... سکوتم‌،صبرم،بی حوصلگی ...

سالهاست با سکوت زندگی کرده ام،هر دم به کنج انزوای خویش فرو رفته ام... با هر فریاد از سوی هر کس با تمـام بی گناهی خویش در خود فروشکستم و دم بر نیاوردم... سکوتم‌،صبرم،بی حوصلگی های گاه و بی گاهم همه حکایت از خارج شدنم از دوره ی بس دگرگونِ ...

۷ آذر 1398
1K
اکـنون در این شـب روشن ، میـان طوفـان آرامـش... ذهنـم پر از خالـیست... مـن در ایـن دریـای خشـک بی وسعـت .... همـواره بی تو، بـا تو بودن را تجـربه میـکنم.... . . #فاطمه_پورحاتم

اکـنون در این شـب روشن ، میـان طوفـان آرامـش... ذهنـم پر از خالـیست... مـن در ایـن دریـای خشـک بی وسعـت .... همـواره بی تو، بـا تو بودن را تجـربه میـکنم.... . . #فاطمه_پورحاتم

۲۵ آبان 1398
931
دستـم ناخـودآگـاه به سـمت مـوبایلم رفت... بی اخـتیار صفحـه تـو را بـاز کـردم... آمـدم سـلام کـنم زود بـروم... با زبـان گیـرایت... با کـلام شیـرینت.... با سـخن زیبایـت.... چـنان از خـودم بیـخودم کـردی... سلـام که کـردم ...

دستـم ناخـودآگـاه به سـمت مـوبایلم رفت... بی اخـتیار صفحـه تـو را بـاز کـردم... آمـدم سـلام کـنم زود بـروم... با زبـان گیـرایت... با کـلام شیـرینت.... با سـخن زیبایـت.... چـنان از خـودم بیـخودم کـردی... سلـام که کـردم هیچ.... بلکه از هـر دردی با تو سـخن گفتـم... و الـان ساعتـهاست چنـان دیوانه ای... ...

۲۵ آبان 1398
1K
نیـاید آن روزی کـه از معـشوقت برایـم تعـریف کنـی.... گیـج و مبـهوت مانـده ام ذهنـم پـر از خـالی است... با چـه زبـانی از عـلاقه ام بگـوییم وقتـی که تو... حتـی به مـن فکـر هم نمـیکـنی... ...

نیـاید آن روزی کـه از معـشوقت برایـم تعـریف کنـی.... گیـج و مبـهوت مانـده ام ذهنـم پـر از خـالی است... با چـه زبـانی از عـلاقه ام بگـوییم وقتـی که تو... حتـی به مـن فکـر هم نمـیکـنی... . . #فاطمه_پورحاتم

۲۱ آبان 1398
993
چـگونه از دوسـت داشـتنـت دسـت بکشـم ، وقتـی... تـو شعـرهایـم را میـخوانی با لبخـند میگـویی... نگـفتی؛ ایـن دیـوانه عاشـق کیـست؟!... کـاش قـفل زبـانم رمـز گشـا داشـت.... . . #فاطمه_پورحاتم

چـگونه از دوسـت داشـتنـت دسـت بکشـم ، وقتـی... تـو شعـرهایـم را میـخوانی با لبخـند میگـویی... نگـفتی؛ ایـن دیـوانه عاشـق کیـست؟!... کـاش قـفل زبـانم رمـز گشـا داشـت.... . . #فاطمه_پورحاتم

۲۱ آبان 1398
920
ستـارگان پـر فـروغ تـر میـشوند.... و شـب واژه ی عظـیمی میـشود... آنـگاه کـه پـای تـو و دوسـت داشتـنت بـه میـان مـی آیـد... . . #فاطمه_پورحاتم

ستـارگان پـر فـروغ تـر میـشوند.... و شـب واژه ی عظـیمی میـشود... آنـگاه کـه پـای تـو و دوسـت داشتـنت بـه میـان مـی آیـد... . . #فاطمه_پورحاتم

۲۱ آبان 1398
1K
خیـابان دلـم مدت هـاست بی رهـگذر مـانده... بـازارچـه عشـق ، فـروشنده عـاشق و حجـره ی دوسـت داشتـن را، به خـاطر داری؟!... مـن بعـد تو تنـها فـروشنده ی ، نـفروشِ ایـن خیـابان شـده ام... میـدانم بـالاخره ...

خیـابان دلـم مدت هـاست بی رهـگذر مـانده... بـازارچـه عشـق ، فـروشنده عـاشق و حجـره ی دوسـت داشتـن را، به خـاطر داری؟!... مـن بعـد تو تنـها فـروشنده ی ، نـفروشِ ایـن خیـابان شـده ام... میـدانم بـالاخره تو روزی خـواهی آمـد و من آن روز تمـام حجـره ی دوسـت داشتـن را به ...

۱۸ آبان 1398
1K
بـا تو شـروع کردم، به انتـظار تو ادامـه دادم... و بی تـو به نظـاره ی سفید شدن مـوهایم نشـستم... شنـیده ام احـوالم را پـرسیده ای... به چه دل خـوش کـرده ایی؟... نـوش دارو بعـد از ...

بـا تو شـروع کردم، به انتـظار تو ادامـه دادم... و بی تـو به نظـاره ی سفید شدن مـوهایم نشـستم... شنـیده ام احـوالم را پـرسیده ای... به چه دل خـوش کـرده ایی؟... نـوش دارو بعـد از مـرگ سهـراب...؟؟ . . #فاطمه_پورحاتم

۱۷ آبان 1398
954
میـبینمت،میـخوانمـت‌،میـشنومت... مـن حتـی تـو را با تمـام وجـود حس میـکنم... از حـواس پنـجگانه ی تـو چه خـبر...؟ چـشمانت میـبیند مـرا؟... میـشنویـم؟... میـخوانی سـروده هایـم را؟... من آنـم که در پـی تو تـمام هستی را دادم... ...

میـبینمت،میـخوانمـت‌،میـشنومت... مـن حتـی تـو را با تمـام وجـود حس میـکنم... از حـواس پنـجگانه ی تـو چه خـبر...؟ چـشمانت میـبیند مـرا؟... میـشنویـم؟... میـخوانی سـروده هایـم را؟... من آنـم که در پـی تو تـمام هستی را دادم... حـس میکنی این را؟؟... . . #فاطمه_پورحاتم

۱۱ آبان 1398
1K
۴ آبان 1398
711
(روایـت یک عـشق) قسمت آخر +خب خـدا روشـکر که حالت خوبه؛حـالا نمـیخوای بـگی چی اینـقدر حـال مـاهی حوص مهتـاب رو خوب کـرده؟!! ــ اوووم،خـب راستـش تــو +مــننن؟؟؟ ــ آره تـو اومـدی، باهـام حـرف میـزنی، تـو ...

(روایـت یک عـشق) قسمت آخر +خب خـدا روشـکر که حالت خوبه؛حـالا نمـیخوای بـگی چی اینـقدر حـال مـاهی حوص مهتـاب رو خوب کـرده؟!! ــ اوووم،خـب راستـش تــو +مــننن؟؟؟ ــ آره تـو اومـدی، باهـام حـرف میـزنی، تـو حتـی امـروزحـالـمم پرسـیدی و مـن همـین برام کـافیهـ +خـب چـرا آخه؟؟ ــ مـیدونی؟راستـش مـن مدهـاست ...

۳۰ مهر 1398
2K