تو پارک نشسته بودم بغل یکی از این چرخی هایی که آب انار میفروشن. یه دختر قدکوتاه ازین گوگولیا دست یه پسر لاغر قدبلندو به زور میکشید، میگفت نوبت منه، بدو بیا. اومدن دم چرخی ...

تو پارک نشسته بودم بغل یکی از این چرخی هایی که آب انار میفروشن. یه دختر قدکوتاه ازین گوگولیا دست یه پسر لاغر قدبلندو به زور میکشید، میگفت نوبت منه، بدو بیا. اومدن دم چرخی وایسادن، دختره گفت دوتا آب انار ترشِ ترش، بعد گفت چقدر میشه؟ چرخی گفت هشت ...

۱۹ ساعت پیش
3K
وقتی همه چیز بینمون تموم شد،تامدتا همه جا حضوزش روحس میکردم توخیابون که راه میرفتم همش فکرمیکردم پشت سرم راه میره و مواظبمه... خریدکه میرفتم ناخوداگاه چشمم به فروشگاه هایی میخورد که وسایل مورد علاقه ...

وقتی همه چیز بینمون تموم شد،تامدتا همه جا حضوزش روحس میکردم توخیابون که راه میرفتم همش فکرمیکردم پشت سرم راه میره و مواظبمه... خریدکه میرفتم ناخوداگاه چشمم به فروشگاه هایی میخورد که وسایل مورد علاقه اون رو داشت و من بدون اینکه حواسم به نبودش تو زندگیم باشه سوال از ...

۱ روز پیش
5K
مثل خواب بودی سیاه سفید...! از همونا که وقتی بیدار میشی تا یک روز شایدم بیشتر تو شوکی از همونا که باورت نمیشه خواب بوده از همونا که تا چند ساعت بعدش حسش میکنی اره ...

مثل خواب بودی سیاه سفید...! از همونا که وقتی بیدار میشی تا یک روز شایدم بیشتر تو شوکی از همونا که باورت نمیشه خواب بوده از همونا که تا چند ساعت بعدش حسش میکنی اره تو خواب بودی همون قدر شیرین همون قدر مبهم من برای داشتنت دو تا راه ...

۲ روز پیش
4K
۳ روز پیش
6K
آسمان با آن همه وسعتش گاهی می گیرد چه برسد به دل بیچاره ی من که قد تو بیشتر نیست

آسمان با آن همه وسعتش گاهی می گیرد چه برسد به دل بیچاره ی من که قد تو بیشتر نیست

۳ روز پیش
4K
ما چقدر با هم خاطره های قشنگ نداریم.. یا مثلا چقدر کافه نرفتیم ما چقدر با هم چای نخوردیم! فیلم ندیدیم و نخندیدیم آه لعنتی ما چقدر با هم خوش نگذراندیم شهر بازی و تئاتر ...

ما چقدر با هم خاطره های قشنگ نداریم.. یا مثلا چقدر کافه نرفتیم ما چقدر با هم چای نخوردیم! فیلم ندیدیم و نخندیدیم آه لعنتی ما چقدر با هم خوش نگذراندیم شهر بازی و تئاتر و سینما نرفتیم چقدر در آغوش هم از رویا ها و دلواپسی هایمان نگفتیم:) ما ...

۴ روز پیش
4K
شاید سال ها بعد تو مضحک ترین اتفاق زندگیم باشی ... شاید چند سال دیگر از این تپش های تند تندِ قلبم خنده ام بگیرد ... شاید عقم بگیرد از این دل ضعف رفتنام وقتی ...

شاید سال ها بعد تو مضحک ترین اتفاق زندگیم باشی ... شاید چند سال دیگر از این تپش های تند تندِ قلبم خنده ام بگیرد ... شاید عقم بگیرد از این دل ضعف رفتنام وقتی که با آن چشمای وحشی ولی مهربونت میخندی ... شاید چند سال یا حتی چند ...

۴ روز پیش
4K
گاهی همینطور که نشسته ام فکر میکنم تو با آن چشم ها چه کسی را نگاه میکنی! یا... اصلا کیست که در چشمهای قهوه ات غرق میشود این روزها؟ بعد که میبینم ناراحتم میکند این ...

گاهی همینطور که نشسته ام فکر میکنم تو با آن چشم ها چه کسی را نگاه میکنی! یا... اصلا کیست که در چشمهای قهوه ات غرق میشود این روزها؟ بعد که میبینم ناراحتم میکند این فکرها بلند میشوم از پنجره به خیابان نگاه میکنم و با خود میگویم؛ چشمهایش به ...

۵ روز پیش
5K
:))

:))

۵ روز پیش
4K
:)

:)

۶ روز پیش
9K
اگر زمان به عقب برگردد : از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند پفک و چیپس نمی خورم و دوباره عاشق تو می ...

اگر زمان به عقب برگردد : از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند پفک و چیپس نمی خورم و دوباره عاشق تو می شوم در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم زنگ ورزش را جدی می گیرم بی خیال ...

۶ روز پیش
6K
یک جای دلم درد می کند... می دانی کجا؟ همان جایی که وقتی تو اسمم را خاص صدا می کردی غنج می رفت! یک جای دیگر دلم تیر می کشد... همان جایی که موقع دیدنت ...

یک جای دلم درد می کند... می دانی کجا؟ همان جایی که وقتی تو اسمم را خاص صدا می کردی غنج می رفت! یک جای دیگر دلم تیر می کشد... همان جایی که موقع دیدنت می خواست از توی سینه ام بیرون بزند،لباسم را پاره کند و جلوی چشم همه ...

۷ روز پیش
7K
+ این عکس رو یادته... امروز لا به لای یکی از کتاباپیداش کردم - آره... یادش بخیر... چقدر دلتنگ اون روزا شدم... چه روزای خوبی بود + رفتی تو خودت... چیزی شده؟ - نه چیزی ...

+ این عکس رو یادته... امروز لا به لای یکی از کتاباپیداش کردم - آره... یادش بخیر... چقدر دلتنگ اون روزا شدم... چه روزای خوبی بود + رفتی تو خودت... چیزی شده؟ - نه چیزی که نشده ولی یاد گذشته افتادم آخه یه روزایی هست که دوس داری زمان برای ...

۱ هفته پیش
6K
درد که به استخونت رسید:) دیگه مهم نیست چی میشه دیگه از گریه هم خبری نیست یه بغض لعنتی که کنج گلوت خونه کرده و شده همدمت یه سکوت عجیب که خودتم نمیدونی دلیلش چیه! ...

درد که به استخونت رسید:) دیگه مهم نیست چی میشه دیگه از گریه هم خبری نیست یه بغض لعنتی که کنج گلوت خونه کرده و شده همدمت یه سکوت عجیب که خودتم نمیدونی دلیلش چیه! کم کم به نفس عمیق کشیدنات عادت میکنی... واژه ها تو سرت رژه میرن ولی ...

۱ هفته پیش
6K

"امشب؛ تمام حوصله ام را جمع کرده ام" به تکرار نام تو... "دل تنگم" که صدایت کنم و تو بگویی : "جان دلم"

۱ هفته پیش
8K
تمام این فاصله ها:) تمام ِ این تنهایی ها:) تمام ِ نداشتن هایت:) ای کاش، خوابی بودند شبیه ِ خواب ِ دم ِ صبح میآمدی:) با دستان ِ شبیه اطلسی ات بیدارم میکردی میگفتی: جان ...

تمام این فاصله ها:) تمام ِ این تنهایی ها:) تمام ِ نداشتن هایت:) ای کاش، خوابی بودند شبیه ِ خواب ِ دم ِ صبح میآمدی:) با دستان ِ شبیه اطلسی ات بیدارم میکردی میگفتی: جان ِ دلم، صبح شده است:) و من به بهانه ی رهانیدنم از خوابی سخت در ...

۱ هفته پیش
6K
شرمنده که

شرمنده که "بد موقع "دوستت دارم! من هیچ وقت آدم "به موقعی" نبوده ام... مثلا همین الان... می دانم چه قدر سرت شلوغ است، چقدر خوشحالی، چقدر از اینکه توی لحظه هایت وول نمی خورم شادی! اما دل که زبان آدمیزاد نمی فهمد حیوانی! ببخش که همین الان این صاحب ...

۱ هفته پیش
8K
وقتی عینکی شدم اولش حس میکردم یه چیزی مزاحممه همش یادم میرفت کجا گذاشتمش بعضی وقتا هم که اصلن برام مهم نبود مگر این که چیزی رو نمیتونستم ببینم میرفتم سراغش آروم آروم بهش عادت ...

وقتی عینکی شدم اولش حس میکردم یه چیزی مزاحممه همش یادم میرفت کجا گذاشتمش بعضی وقتا هم که اصلن برام مهم نبود مگر این که چیزی رو نمیتونستم ببینم میرفتم سراغش آروم آروم بهش عادت کردم طوری که وقتی نبود آروم و قرار نداشتم بعضی وقتا که گمش میکردم نبودش ...

۱ هفته پیش
26K
من؟ آدم جا ماندنم . جا ماندن توی زمان، توی خاطره ها... روز‌های عجیبی‌ را میگذرانم ! روز‌هایی‌ که دلم می‌خواهد ساعت‌ها پشت پنجره بنشینم و خیابان را نگاه کنم ، بدون اینکه انتظار کوچکترین ...

من؟ آدم جا ماندنم . جا ماندن توی زمان، توی خاطره ها... روز‌های عجیبی‌ را میگذرانم ! روز‌هایی‌ که دلم می‌خواهد ساعت‌ها پشت پنجره بنشینم و خیابان را نگاه کنم ، بدون اینکه انتظار کوچکترین اتفاقی‌ را داشته باشم دلم سکوت می‌خواهد ، سکوت محض ، مثل وقتی‌ که به ...

۱ هفته پیش
7K
روز خوبی را آغاز کرده بودم... خنده از لبهایم جم نمیخورد... تا اینکه... تا اینکه یه تشابه چهره ی لعنتی مرا ب کام مرگ کشاند الان چند ساعت است که میگذرد ولی من در چند ...

روز خوبی را آغاز کرده بودم... خنده از لبهایم جم نمیخورد... تا اینکه... تا اینکه یه تشابه چهره ی لعنتی مرا ب کام مرگ کشاند الان چند ساعت است که میگذرد ولی من در چند ماه پیش خودم را جا گذاشته ام به همین راحتی با نبودنت هم مرا به ...

۱ هفته پیش
5K