talasazipouya

talasazipouya

Instagram: talasazipouya
طراحی ‌؛ ساخت و تعمیرات طلا و جواهرات
ادرس: دزفول میدان امام پاساژ مجدی
عرب طبقه پایین

دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور ...

دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور و برت را ازدحام آدم های آشنا و غریبه پر کرده باشند... فرقی نمی کند ...

۳ هفته پیش
193K
-پیام زیبای یکی از الف ها (Suju.E.L.F) خطاب به مونببه ها:

-پیام زیبای یکی از الف ها (Suju.E.L.F) خطاب به مونببه ها: "سلام مونببه های عزیزم~ من یه الفم. الف به کسایی میگن که طرفدار سوپر جونیورن... دلم میخواست یکم باهاتون حرف بزنم اگه بشه کاش همتون بخونید... الف چهارده ساله طرفدار سوپر جونیوره طرفدار گروهی که ۱۵ نفرن عین حقیقته ...

۳ هفته پیش
76K
با یه پیج دیگه که عکسای خودم نبود و اصلا هیچکس نمیدونست این پیج برای منه اینستاگرامش رو فالو کرده بودم و پیجش رو داشتم.. یه شب حدوادی ساعت ۱۲ شب بود که دیدم یه ...

با یه پیج دیگه که عکسای خودم نبود و اصلا هیچکس نمیدونست این پیج برای منه اینستاگرامش رو فالو کرده بودم و پیجش رو داشتم.. یه شب حدوادی ساعت ۱۲ شب بود که دیدم یه استوری گذاشت.. یه عکس بود که نوشته بود:نفری یه سوال ازم بپرسید،قول میدم راستش رو ...

۳ هفته پیش
75K
#پارت_۶۳ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii عرفان : دستی کشیدم روی لبم .. باورم نمیشد.. دیوونگی کردم و دچار تزلزل شدم ! بوسه باید دوطرفه باشه .. نه وقتی که دلش با من نیست.. از عصبانیت به ...

#پارت_۶۳ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii عرفان : دستی کشیدم روی لبم .. باورم نمیشد.. دیوونگی کردم و دچار تزلزل شدم ! بوسه باید دوطرفه باشه .. نه وقتی که دلش با من نیست.. از عصبانیت به خودم لعنت فرستادم. همچنان بیهوش بود.. معاینه اش کردمو نفسی از سر آسودگی کشیدم . ...

۳ هفته پیش
87K
#دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور ...

#دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور و برت را ازدحام آدم های آشنا و غریبه پر کرده باشند... فرقی نمی کند ...

۳ هفته پیش
178K
#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۷ اروم سرمو بالا گرفتم و با دیدن نیلوفر دستامو دور کمرش محکم کردم و اروم منو زمین گذاشت و همدیگه رو بغل کردیم... چون بابا دم در منتظر بود زودی خداحافظی کردیم ...

#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۷ اروم سرمو بالا گرفتم و با دیدن نیلوفر دستامو دور کمرش محکم کردم و اروم منو زمین گذاشت و همدیگه رو بغل کردیم... چون بابا دم در منتظر بود زودی خداحافظی کردیم و گفتم دوباره میام میبینمت! خودمو به ماشین رسوندم... . . . چند دقیقه گذشت ...

۳ هفته پیش
59K
وقتی 7،8سالم بود میخواستم اسکیت داشته باشم آرزوی بچگیا و این داستانا😃 رفتم به بابام گفتم که من اسکیت میخوام اولش گفت نه میخوری زمین دست و پات میشکنه و اینا ولی من دلم میخواس ...

وقتی 7،8سالم بود میخواستم اسکیت داشته باشم آرزوی بچگیا و این داستانا😃 رفتم به بابام گفتم که من اسکیت میخوام اولش گفت نه میخوری زمین دست و پات میشکنه و اینا ولی من دلم میخواس اسکیت داشته باشم وقتی دید خیلی پیگیرم قبول کرد ولی گفت باید به خاطرش تلاش ...

۳ هفته پیش
71K
#رمان_نه‌نگو‌نمیشه‌باتو‌پارت‌بیست‌و‌چهارم *********نه نگو نمیشه باتو********* میچا: رفتم توی حیاط ... خندم گرفت باز.... پونی اخرش با این کاراش یونگی رو عصبانی کرد.. دیدم یونگی روی صندلی حیاطتشون نشستع... رفتم کنارش نشسته ام... نگاه کرد کنارشو ...

#رمان_نه‌نگو‌نمیشه‌باتو‌پارت‌بیست‌و‌چهارم *********نه نگو نمیشه باتو********* میچا: رفتم توی حیاط ... خندم گرفت باز.... پونی اخرش با این کاراش یونگی رو عصبانی کرد.. دیدم یونگی روی صندلی حیاطتشون نشستع... رفتم کنارش نشسته ام... نگاه کرد کنارشو و دید که منم گفت.. یونگی:اخرش نمیدونم با این کاراش چیکار کنم... خندیدمو گفتم من:با ...

۳ هفته پیش
94K
#پارت_بیستو_پنج اوه چه خفن خجالت کشید . عا. صبر کن ببینم من الان تو بغلشم هنوز ؟ میچا : من :خیلی چندشین . دقیقا همون موقع معلم زبان که مردی امریکایی بود وارد کلاس شد ...

#پارت_بیستو_پنج اوه چه خفن خجالت کشید . عا. صبر کن ببینم من الان تو بغلشم هنوز ؟ میچا : من :خیلی چندشین . دقیقا همون موقع معلم زبان که مردی امریکایی بود وارد کلاس شد و شروع کرد به زر زدن : خب بچه ها ..همونطور که میدونید سه هفته ...

۳ هفته پیش
104K
رمان تاس روزگار پارت ششم وقتی به خودم امدم ساعت دو بعداز ظهر بود و من از ساعت شیش چیزی نخورده بودم پاشدم برا خودم یه کنسرو لوبیا گرم کردمو خوردم رفتم تو اتاق مشتر ...

رمان تاس روزگار پارت ششم وقتی به خودم امدم ساعت دو بعداز ظهر بود و من از ساعت شیش چیزی نخورده بودم پاشدم برا خودم یه کنسرو لوبیا گرم کردمو خوردم رفتم تو اتاق مشتر کمو (قبلا)چشم خورد به قاب عکس عروسیمون می خواستم می خواستم قاب و بردارم ولی ...

۳ هفته پیش
66K
#پارت_بیستو_هفت میچا : دو طرف میوهامو بستم که شبیه این باربی ها شد موهام . بلوز بنفش رنگمو که تنش تنگ بود و استیناش گشاد بود و پوشیدم به همراه یک شرتک جین که پاییناش ...

#پارت_بیستو_هفت میچا : دو طرف میوهامو بستم که شبیه این باربی ها شد موهام . بلوز بنفش رنگمو که تنش تنگ بود و استیناش گشاد بود و پوشیدم به همراه یک شرتک جین که پاییناش کمی پاره بود . چوکر سیاه رنگمو گردنم کردم و کیفمو برداشتم و داد زدم ...

۳ هفته پیش
118K
#اشک حسرت #پارت ۱۰۷ سعید: من امروز به آیدین گفته بودم می خوام ازدواج کنم حرفای دایی که می خواست با دخترش ازدواج کنم وآسمان ... پانیذ: سعید خوبی نگاهی بهش انداختم وگفتم : خوبم ...

#اشک حسرت #پارت ۱۰۷ سعید: من امروز به آیدین گفته بودم می خوام ازدواج کنم حرفای دایی که می خواست با دخترش ازدواج کنم وآسمان ... پانیذ: سعید خوبی نگاهی بهش انداختم وگفتم : خوبم ولی نبودم چرا این همه مشکل باهم سراغ من اومده بود نمی شد پانیذ به ...

۳ هفته پیش
98K
part5: devil's angle🏹 نفس عمیقی کشید.

part5: devil's angle🏹 نفس عمیقی کشید."یونجون مطمئنی همیشه میاد اینجا؟؟؟"یونجون سری تکون داد سعی کرد اروم باشه.وارد کافه شد و رفت جایی که یونجون بهش گفته بود نشست.منتظر موند پیشخدمت اومد بالا سرش"چی میل دارید؟" بدون نگاه کردن به پیشخدمت حواب داد"قهوه" *** به فنجان قهوه خالیش خیره شده بود ...

۲ هفته پیش
94K
#پارت_سیو_چهار لبخند مسخره ای زدم . + دروغه دیگه نه ؟ دکتر کیم :دوست داشتم واقعا همینطور بود و... دیگه نمیش نیدم چی می گفت . کاش میچا اینجا بود و بگه : داره چاخان ...

#پارت_سیو_چهار لبخند مسخره ای زدم . + دروغه دیگه نه ؟ دکتر کیم :دوست داشتم واقعا همینطور بود و... دیگه نمیش نیدم چی می گفت . کاش میچا اینجا بود و بگه : داره چاخان میگه . یا بک کیونگ باشه و بگه : غصه نخوریا من پیشتم . یا ...

۲ هفته پیش
33K
#پارت_چهلو_نه #یوجین لباسمو صاف کردم و وارد کلاس شدم . همین اول از همه هم باید ریاضی کار میکردیم که خدا رو شکر به جای معلم یک مشاور میاد روی صندلی نشستم و حس کردم ...

#پارت_چهلو_نه #یوجین لباسمو صاف کردم و وارد کلاس شدم . همین اول از همه هم باید ریاضی کار میکردیم که خدا رو شکر به جای معلم یک مشاور میاد روی صندلی نشستم و حس کردم ته کفشم چیزی چسبید . پامو بلند کردم و دیدم تش ادامس چسبیده . پوفی ...

۲ هفته پیش
81K
یادته میگفتی پاییز و فقط جمشید شناخته بود که می‌گفت :

یادته میگفتی پاییز و فقط جمشید شناخته بود که می‌گفت : " دنیا یعنی محاسن پاییز" یادته از پاییز بدم می‌اومد.. بدم که نه! میترسیدم، یک جور ترس توأم با دلتنگی. بچه که بودم از پاییز خیلی میترسیدم! آخه ساعت پنج نشده همه جا تاریک میشد... آسمون که یک‌دفعه روشن ...

۲ هفته پیش
31K
عاشق دیرینه ازچه ، مثل سابق نیستی؟ اشتباهم چیست دیگر برمن عاشق نیستی؟ من که رقصیدم به هرسازی زدی ای بی وفا از چه دیگر با نسیم دل ، موافق نیستی؟ چندروزی دشنه ای تشنه ...

عاشق دیرینه ازچه ، مثل سابق نیستی؟ اشتباهم چیست دیگر برمن عاشق نیستی؟ من که رقصیدم به هرسازی زدی ای بی وفا از چه دیگر با نسیم دل ، موافق نیستی؟ چندروزی دشنه ای تشنه به دستت بود . حال بی تفاوت بامنی حتی منافق نیستی؟ مثل نیلوفر شدم بر ...

۲ هفته پیش
13K
:)))))))))))) والا ما که به هیچ جامون نیس....واسه شمام نباشه فک کنین یه مگس هی میاد یه ویز میکنه میره به همین راحتی.........

:)))))))))))) والا ما که به هیچ جامون نیس....واسه شمام نباشه فک کنین یه مگس هی میاد یه ویز میکنه میره به همین راحتی.........

۲ هفته پیش
4K