#پارت_صد_و_یازده #گم_شده_ها زینب: چراغارو خاموش کرده بودنو خوابیدن. همشون عصبانینو گیر دادن ک دیگ با پسرا قهرنو باهاش حرف نمیزنن. منم ک ساکت بودمو الانم رو کاناپه نشستمو دارم فیلم میبینم. یکی در زد. -ای ...

#پارت_صد_و_یازده #گم_شده_ها زینب: چراغارو خاموش کرده بودنو خوابیدن. همشون عصبانینو گیر دادن ک دیگ با پسرا قهرنو باهاش حرف نمیزنن. منم ک ساکت بودمو الانم رو کاناپه نشستمو دارم فیلم میبینم. یکی در زد. -ای بابا... حتی نمیشه فیلم نگا کرد... ایییش چراغو روشن کردمو رفتم درو باز کردم. با ...

۲ هفته پیش
39K
#پارت_صد_و_ده #گم_شده_ها سهون: اخه الان چ وقت اومدن بود؟... اصن اینا چرا انقد زود برگشتن؟ منو زینب از اشپز خونه رفتیم بیرون... یوکی: تقصیر تو بود کای کای: ب من چه من که اخری بودم ...

#پارت_صد_و_ده #گم_شده_ها سهون: اخه الان چ وقت اومدن بود؟... اصن اینا چرا انقد زود برگشتن؟ منو زینب از اشپز خونه رفتیم بیرون... یوکی: تقصیر تو بود کای کای: ب من چه من که اخری بودم مگه نه سوهو؟ سوهو: اره... مارلی: بابا مقصر چانیوله نائون: ااااع... ب چانیول چیکار داری؟ ...

۲ هفته پیش
42K
#پارت_صد_و_نه #گم_شده_ها زینب: سریعو با ترس برگشتم... این چرا باهاشون نرفتههههههههه؟؟؟ اه... اومد نزدیکتر +حالت خوبه؟ سرمو به نشونه مثبت تکون دادمو بعدم سرمو انداختم پایین. +مطمئنی؟ -آ... آره... +خیلی خب... من خستم میخوام کمی ...

#پارت_صد_و_نه #گم_شده_ها زینب: سریعو با ترس برگشتم... این چرا باهاشون نرفتههههههههه؟؟؟ اه... اومد نزدیکتر +حالت خوبه؟ سرمو به نشونه مثبت تکون دادمو بعدم سرمو انداختم پایین. +مطمئنی؟ -آ... آره... +خیلی خب... من خستم میخوام کمی استراحت کنم... تا موقعی ک بچه ها برگردن تو باید همینجا بمونی... باشه؟ -باشه... از ...

۴ هفته پیش
87K
#پارت_صد_و_هشت #گم_شده_ها سهون: وقتی حرف زدنم با برادرم تموم شد رفتم تو اتاقمو درو بستم. اما خشکم زد... دیدم یه نفر رو تختم خوابیده... با عصبانیت رفتم سمتشو پتو رو کشیدم.... -زینب؟؟... خوابیده بود.از اینکه ...

#پارت_صد_و_هشت #گم_شده_ها سهون: وقتی حرف زدنم با برادرم تموم شد رفتم تو اتاقمو درو بستم. اما خشکم زد... دیدم یه نفر رو تختم خوابیده... با عصبانیت رفتم سمتشو پتو رو کشیدم.... -زینب؟؟... خوابیده بود.از اینکه منو یادش نمیاد خیلی ناراحتم.. -کاری میکنم ک منو یادش بیاد... ولی چیکار؟؟ نفس عمیقی ...

۴ هفته پیش
106K
#پارت_صد_و_هفت #گم_شده_ها زینب: بیخیال... ب من چه کی بش زنگ زده... بعد از چند دقیقه برگشتو با یه حالت عصبی بم نگا کرد ولی من زود سرمو انداختم پایین... وقتی نشست کمی سرمو اوردم بالا.... ...

#پارت_صد_و_هفت #گم_شده_ها زینب: بیخیال... ب من چه کی بش زنگ زده... بعد از چند دقیقه برگشتو با یه حالت عصبی بم نگا کرد ولی من زود سرمو انداختم پایین... وقتی نشست کمی سرمو اوردم بالا.... نائون: سهون داره نگات میکنه زینب(خیلی اروم) یوکی هم خندید... لبمو گاز گرفتم... نمیدونستم باید ...

۴ هفته پیش
50K
#پارت_صد_و_شش #گم_شده_ها نیوشا: -میبینی ک دستم بنده... زینب: نرگس کجاس؟ -تو اتاقه فافا: هووووو نرگسسسس نرگس: هااااااع؟ زینب: الاغ بیا بیرون خو غزل: من اومدم بیرون -واااا.... ت که یه ساعت پیش رفتی غزل: اره... ...

#پارت_صد_و_شش #گم_شده_ها نیوشا: -میبینی ک دستم بنده... زینب: نرگس کجاس؟ -تو اتاقه فافا: هووووو نرگسسسس نرگس: هااااااع؟ زینب: الاغ بیا بیرون خو غزل: من اومدم بیرون -واااا.... ت که یه ساعت پیش رفتی غزل: اره... خودمم تعجب کردم... ولی دل دردم خوب شد نرگس: معلوم نیس چی خوردی ک دل ...

۴ هفته پیش
56K
#پارت_صد_و_پنج #گم_شده_ها -ترسوندیم بیشعور... کنارش نشستمو نگاش کردم... چند دقیقه بعد سوهو اومد کنار در ایستاد -زنگ زدی؟ سوهو: مارلی هنوز داره دنبالش میگرده. نرگس گفت ببریمش هتل. خواستم جوابشو بدم ک یکی در زد ...

#پارت_صد_و_پنج #گم_شده_ها -ترسوندیم بیشعور... کنارش نشستمو نگاش کردم... چند دقیقه بعد سوهو اومد کنار در ایستاد -زنگ زدی؟ سوهو: مارلی هنوز داره دنبالش میگرده. نرگس گفت ببریمش هتل. خواستم جوابشو بدم ک یکی در زد اونم رفت درو باز کردو دوباره اومد تو اتاق بعد از اونم سهون اومد. وقتی ...

۴ هفته پیش
56K
من درحال پازل درست کردن:/ انصافا این عکس سهون خععععلی خفننننع

من درحال پازل درست کردن:/ انصافا این عکس سهون خععععلی خفننننع

۱۷ آبان 1398
5K
#پارت_صد_و_چهار #گم_شده_ها فافا: خدایاااااا زینب کجاااااس؟؟؟؟.... هر چی میگردیم پیداش نمیکنیم. هوا خیلی سرد بود... هر کدوممونم یه ورو داریم میگردیم الانم نمیدونم کجام... دستام از سرما میلرزیدن.... میخواستم به نرگس زنگ بزنم اما گوشیم ...

#پارت_صد_و_چهار #گم_شده_ها فافا: خدایاااااا زینب کجاااااس؟؟؟؟.... هر چی میگردیم پیداش نمیکنیم. هوا خیلی سرد بود... هر کدوممونم یه ورو داریم میگردیم الانم نمیدونم کجام... دستام از سرما میلرزیدن.... میخواستم به نرگس زنگ بزنم اما گوشیم خاموش شد... لعنتی... به اطرافم نگا کردمو دوباره شروع کردم به حرکت کردن... اخه الان ...

۳ آبان 1398
44K
#پارت_صد_و_سه #گم_شده_ها نائون: یه لحظه سرمو برگردوندم دیدم زینبه +هوووووووو چته؟ با گریه بغلش کردم. گفت که منو میشناسه ولی معلوم بود داره دروغ میگه. ولی بازم ذوق کردم سهونو نمیشناسه اونوقت منو بشناسه؟ دستشو ...

#پارت_صد_و_سه #گم_شده_ها نائون: یه لحظه سرمو برگردوندم دیدم زینبه +هوووووووو چته؟ با گریه بغلش کردم. گفت که منو میشناسه ولی معلوم بود داره دروغ میگه. ولی بازم ذوق کردم سهونو نمیشناسه اونوقت منو بشناسه؟ دستشو گرفتم رفتیم ی جا نشستیم... ولی هوا خیلی سرد بود... واقعا نمیشد خیلی بیرون موند... ...

۳ آبان 1398
92K
#پارت_صد_و_دو #گم_شده_ها نائون: مونده بودم نگاش... دستاشو گذاشته بود رو کمرش... خیلی عصبانی بودم. اسلحمو دراوردمو گرفتم سمتش تعجب کرد پسره اشغال... پوزخندی تحویلم داد +خوبی؟؟ دندونامو محکم به هم فشار میدادم. اشکام تمومی نداشتن ...

#پارت_صد_و_دو #گم_شده_ها نائون: مونده بودم نگاش... دستاشو گذاشته بود رو کمرش... خیلی عصبانی بودم. اسلحمو دراوردمو گرفتم سمتش تعجب کرد پسره اشغال... پوزخندی تحویلم داد +خوبی؟؟ دندونامو محکم به هم فشار میدادم. اشکام تمومی نداشتن +نائون...؟ -خفه شو چانیول... +چیشده؟ اب دهنمو قورت دادمو چند ثانیه موندم نگاش به اطراف ...

۲۸ مهر 1398
31K
#پارت_صد_و_یک #گم_شده_ها نائون: کل شب بیدار بودمو کارامو انجام میدادم. صبح زود هم باید برم پیش رییس. اونم خو معلوم نیس کدوم گوری میخواد بره که همه کارارو داده من انجام بدم... . . . ...

#پارت_صد_و_یک #گم_شده_ها نائون: کل شب بیدار بودمو کارامو انجام میدادم. صبح زود هم باید برم پیش رییس. اونم خو معلوم نیس کدوم گوری میخواد بره که همه کارارو داده من انجام بدم... . . . +نائون... -بله... +بیا این پرونده رو هم ببر -یکی دیگه؟؟ ولی قبلی هنوز... +گفتم اینم ...

۲۸ مهر 1398
70K
#پارت_صد #گم_شده_ها زینب: غزل ک همش داشت کوفت میکرد. نرگسو فافا هم کپ کرده بودن. نیوشا با دستش اشاره کرد ک در برم مارلی یهو با یه پرش اومد سمتم :/منم دویدم رفتم تو اتاق ...

#پارت_صد #گم_شده_ها زینب: غزل ک همش داشت کوفت میکرد. نرگسو فافا هم کپ کرده بودن. نیوشا با دستش اشاره کرد ک در برم مارلی یهو با یه پرش اومد سمتم :/منم دویدم رفتم تو اتاق ولی مارلی با این دستا درازش دسته درو گرفتو کشید منم میکشیدم. نیوشا غزلو نرگسو ...

۲۸ مهر 1398
67K
#پارت_نود_و_نه #گم_شده_ها زینب: هی داشت نزدیکتر میشد منم هی میرفتم عقب تر... حس میکنم میخواد کتکم بزنه:|... فرار کردم اونم دنبال من...... وححححححح چه سریعههههههه... پام به یه چیزی خوردو نزدیک بود بیافتم اما پسره ...

#پارت_نود_و_نه #گم_شده_ها زینب: هی داشت نزدیکتر میشد منم هی میرفتم عقب تر... حس میکنم میخواد کتکم بزنه:|... فرار کردم اونم دنبال من...... وححححححح چه سریعههههههه... پام به یه چیزی خوردو نزدیک بود بیافتم اما پسره دستشو دور شکمم وح... نفس نفس میزدم... از گوشه چشم بهش نگا کردم خاک به ...

۲۷ مهر 1398
29K
#پارت_نود_و_هشت #گم_شده_ها فافا: رفت تو فکر -آآآآ... مارلی گفت سهون چی صدات میزد... ف... ف... فسقللللل... +فسقل؟؟ -اره اره... میگه خیلی خوشگل صدات میزد +خو من چی میگفتم؟ -چمیدونم:| دوباره رفت تو فکر...گوشیو اروم از ...

#پارت_نود_و_هشت #گم_شده_ها فافا: رفت تو فکر -آآآآ... مارلی گفت سهون چی صدات میزد... ف... ف... فسقللللل... +فسقل؟؟ -اره اره... میگه خیلی خوشگل صدات میزد +خو من چی میگفتم؟ -چمیدونم:| دوباره رفت تو فکر...گوشیو اروم از جیبم دراورمو به سهون پی ام دادم اونم چند دقیقه بعد جواب داد... سهون: اعصابم ...

۲۷ مهر 1398
54K
#پارت_نود_و_هفت #گم_شده_ها زینب: عهم عهم... هووووف... +بله؟ یا خدااااا چی بگم؟؟؟؟؟؟ +الو؟.... معلومه اعصاب نداره... عجب غلطی کردم -آآآ...سلام... +زینب؟؟... بله؟؟؟:|... -یااااااا اسم منو از کجا میدونی؟؟؟؟ +تو اصن میدونی به کی زنگ زدی؟ -نه... ...

#پارت_نود_و_هفت #گم_شده_ها زینب: عهم عهم... هووووف... +بله؟ یا خدااااا چی بگم؟؟؟؟؟؟ +الو؟.... معلومه اعصاب نداره... عجب غلطی کردم -آآآ...سلام... +زینب؟؟... بله؟؟؟:|... -یااااااا اسم منو از کجا میدونی؟؟؟؟ +تو اصن میدونی به کی زنگ زدی؟ -نه... الان دقیقا چرا گفتم نه؟؟... +نمیخوای بدونی؟ ووووییییی... بگم میخوام بدونم؟؟ یا نه؟؟ -اممم... +من... ...

۲۷ مهر 1398
60K
#پارت_نود_و_شش #گم_شده_ها سهون: گوشیم زنگ خورد. با عصبانیت گوشیو برداشتم. نمیدونستم کیه یعنی نمیخواستم بدونم -بله؟ کسی جواب نداد - الو؟... +آآ... سلام... چشام گرد شد. سریع نشستم -زینب؟؟... +یاااااا اسم منو از کجا میدونی؟؟؟ ...

#پارت_نود_و_شش #گم_شده_ها سهون: گوشیم زنگ خورد. با عصبانیت گوشیو برداشتم. نمیدونستم کیه یعنی نمیخواستم بدونم -بله؟ کسی جواب نداد - الو؟... +آآ... سلام... چشام گرد شد. سریع نشستم -زینب؟؟... +یاااااا اسم منو از کجا میدونی؟؟؟ محکم زدم تو پیشونیم -تو اصن میدونی به کی زنگ زدی؟ +نه... -نمیخوای بدونی؟ +...اممم... ...

۲۷ مهر 1398
46K
#پارت_نود_و_پنج #گم_شده_ها زینب: -ببخشید... تو لیوان براش شربت ریختمو بدو بدو رفتم پیش دخترا. نصف شب بود اما هنوزم تمرینشون تموم نشده بود. ماهم رفتیم هتل. سهون: تمرینمون تموم شد. میدونستیم دخترا رفتن. بکهیونو لوهان ...

#پارت_نود_و_پنج #گم_شده_ها زینب: -ببخشید... تو لیوان براش شربت ریختمو بدو بدو رفتم پیش دخترا. نصف شب بود اما هنوزم تمرینشون تموم نشده بود. ماهم رفتیم هتل. سهون: تمرینمون تموم شد. میدونستیم دخترا رفتن. بکهیونو لوهان خیلی تلاش کردن برن پیششون ولی سوهو نزاشت. یوکی ازمون خدافظی کردو رفت خونه جونگ ...

۲۷ مهر 1398
36K
#پارت‌_نود_و_چهار #گم_شده_ها سوهو: سهون با عصبانیت بلند شد رفت تو اتاق... دختره فافا خوب با پسرا گرم گرفته... ولی منو ادم حساب نمیکنه خیلی رو مخمه.... انقد دوس دارم با لگد پرتش کنم بیرون به ...

#پارت‌_نود_و_چهار #گم_شده_ها سوهو: سهون با عصبانیت بلند شد رفت تو اتاق... دختره فافا خوب با پسرا گرم گرفته... ولی منو ادم حساب نمیکنه خیلی رو مخمه.... انقد دوس دارم با لگد پرتش کنم بیرون به ساعت نگا کردم... -بلند شیییییین هیچکی حتی نگامم نکرد. فقط یه لحظه دختره فافا نگام ...

۲۷ مهر 1398
59K
#پارت_نود_و_سه #گم_شده_ها یوکی: سهون معلوم بود اعصاب نداره... رفتیم داخل نشستیم. یهو دیدم لوهان نیس... کریس: دختر خوشگلا دختر خوگشلا که میگفتین اینان؟ هممون برگشتیم نگاش کردیم نرگس: ههه... ما خوشگلترین دخترای ایرانییییم کریس: اوه ...

#پارت_نود_و_سه #گم_شده_ها یوکی: سهون معلوم بود اعصاب نداره... رفتیم داخل نشستیم. یهو دیدم لوهان نیس... کریس: دختر خوشگلا دختر خوگشلا که میگفتین اینان؟ هممون برگشتیم نگاش کردیم نرگس: ههه... ما خوشگلترین دخترای ایرانییییم کریس: اوه اوه... پ اونا چقد زشتن که شماها خوشگلشونین مارلی: خو یه دقه دهنتو ببند نرگس ...

۲۷ مهر 1398
55K