نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

12 کاربر برتر

 #FANDOGHI #FANDOGHI #FANDOGHI #FANDOGHI
 #عکس_نوشته #عاشقانه #عکس_نوشته #عاشقانه #عکس_نوشته #عاشقانه #عکس_نوشته #عاشقانه
 #ایده های #عکاسی از کودک که #خلاقیت در آن ها موج میزند #هنر #خلاقانه 
 #ایده های #عکاسی از کودک که #خلاقیت در آن ها موج میزند #هنر #خلاقانه 
 #ایده های #عکاسی از کودک که #خلاقیت در آن ها موج میزند #هنر #خلاقانه 
 #ایده های #عکاسی از کودک که #خلاقیت در آن ها موج میزند #هنر #خلاقانه
#سلام به کلیه دوستان گرامی ویسگون  ، ان شاءالله خوب وتندرست باشید  ، موقتا#سلام به کلیه  دوستان گرامی ویسگون ، ان شاءالله خوب وتندرست باشید  ، موقتا#طبیعت_زیبا #گل_زیبا  ،#طبیعت_زیبا #گل_زیبا  ،
بعضیا حتی دیدن پروفایل هاشون هم حال آدمو خوب میکنه...
بعضیا لایکشون هم آروم میکنه آدمو
گاهی ناخواسته بعد از اینکه پستی میذارم میرم دنبال اسمش بگردم ببینم
اصلا پستمو دیده؟
گاهی انقدر به اون فکر میکنم که خودمو یادم میره
این حس ممکنه برای یه دوست اتفاق بیفته
برای یه عشق اتفاق بیفته
یا حتی برای یکی از اعضای خانواده...
بعضیا وجودشون انرژی مثبته
هم صحبتی و هم کلامی باهاشون اوج حال خوبه
از همین تریبون از همه کسایی که دلم پر میزنه برا توجهشون برای نگاهشون برای هم صحبتی باهاشون تشکر میکنم.
لازم نیست بدونین که حال کیو دارید خوب میکنید
شاید ندونید که وجودتون چقدر موثره
بخاطر رنگی که تو زندگیه هم دارید و خودتون ازش خبر ندارید مستحق تشکر هستید...
از تمام دوستانم که در نبودم با کامنت های زیباشون به بنده لطف داشتن و مطالب من رو به دقت دنبال میکنند و  همیشه به من محبت داشتند تشکر میکنم.:rose:  :person_with_folded_hands:

تقدیم نگاه پر مهرتون آقا مبارک است رَدای امامتت
ای غایب از نظر به فدای امامت

می خواستند حق تو را هم قضا کنند
کَذاّبها کجا و عبای امامت

ما زنده ایم از برکات ولایتت
ما عهد بسته ایم به پای امامتت

از روز اولی که رسیدیم زین جهان
گشتیم آشنا به صدای امامتت


:hibiscus:   فرا رسیدن نهم ربیع الاول، سالروز به درک واصل شدن قاتل ملعون امّ‌الائمّة النّجباء، عید غدیر ثانی و آغاز ایام فرحة الزّهرا سلام الله علیها را به محضر مبارک امام زمان عجّل الله فرجه الشریف و همه‌ی شیعیان و دوستداران آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می‌نمائیم. #التماس_دعا #حلال_کنید #علی_علی:rose:روایتی از لعن :rose:

امام علی علیه السلام 
والله اگر این امت با پای برهنه در حالی که بر سر خود خاکستر ریخته باشند و گریه کنند و بر کسانی که آنها را گمراه کرد‌ه‌اند لعنت کنند باز این امت در لعنت کم کاری کرده‌اند
بحار الانوار ج30 ص 126

لعنت به عـدو که روح تقوی را کشت
ایمـان و کمال و عشق و معنــا را کشت
باز آ و بگیر انتقامی سنگین
از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشتما باید «تولی» و «تبری» داشته باشیم؛ بر ما #واجب است هر کسی که ولیّ خدا را به خشم آورده است، از او بیزار باشیم.

به هر نقطه که تولّی است، مطابق آن نقطه به حکم برهان و عقل و کتاب و سنّت باید تبرّی باشد.

(آیت الله العظمی وحید خراسانی)
۱۳۶۹/۸/۷
کجاست بارشی
از ابرِ مهربان صدایت؟
که تشنه مانده 
دلم در هوای زمزمه هایت
به قصه ی تو
هم امشب درون بستر سینه
هوایِ خواب ندارد
دلی که کرده هوایت ...
درست می گویند
پاها قلب دوم اند
من همه جا 
بی دلیل دنبال توام ...

تنها کسی هستی
که با بودنت فهمیدم
زمین هم هنوز
فرشته‌ای دارد
که برای دوست داشتن‌اش 
نباید قسم خورد.
من و حریف سر 10k
 #خوشمزه_های #جذاب #خوشمزه_های #جذاب #خوشمزه_های #جذاب #خوشمزه_های #جذاب
خواب رویای فراموشی‌هاست!
خواب را دریابم ،
که در آن دولت ِ خاموشی‌هاست
با تو در خواب مرا
لذت ِ ناب ِ هم آغوشی‌هاست
من شکوفایی گل‌های امیدم را در رویاها می‌بینم،
و ندایی که به من می‌گوید:
«گر چه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است»


 #حمید_مصدق

هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیال
این گنگِ شب که گیج و عبوس است ــ
خود را به روشنِ سحر
نزدیک‌تر کند،
لیکن شنیده‌ام که شبِ تیره -هرچه هست‌-
آخر ز تنگه‌های سحرگه گذر کند.
زین‌روی در ببسته به خود رفته‌ام فرو
در انتظارِ صبح.
فریاد اگرچه بسته مرا راه بر گلو
دارم تلاش تا نکشم از جگر خروش.
اسپندوار اگرچه بر آتش نشسته‌ام
بنشسته‌ام خموش.
وز اشک گرچه حلقه به دو دیده بسته‌ام
پیچم به خویشتن که نریزد به دامنم.
 #احمد_شاملو

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﯾﻪ نفر ﻣﯿﺮنجی... 
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪیش... 
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ میمونه...
 
ﮐﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺖ...
ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﺧمه... 
 ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒﻞ ﺑﺸﻪ..!

ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯽ و  ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ... 
ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺳﺖ!  

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﻂ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯿﺶ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ..!

          ﯾﻪ ﭼﯿﺰ سنگین مثل...
               توی دنیایی که در انتهای روزش شبه و در منتهای شبش روز،
عجیب نیست اگر آخر و عاقبت انتظار هم بی‌انتظاری باشه،
ینی وقتی تمام زندگیت‌ رو منتظر بوده باشی، 
اون انتظار دیگه چیزی جدای از عمرت نیست، 
کم‌کم همرنگ روزمرگیت و یواش‌یواش مثل قرص توی آب میون مابقی روزگارت حل میشه و ناپدید، 
و اون موقع است که چیزی در وجودت ساکت میشه و تبدیل میشی به یک گذرنده‌ی تمام و کمال، 
پر پترسون نروژی از زبان یکی از شخصیت‌های رمانش می‌نویسه : 
«احساس میکردم مرا در زمان نامعلومی از زندگی‌ام انداخته بودند بیرون و من نمی‌توانستم برگردم» 
بودن در فضایی تهی مابین خواستن و نخواستن، 
گاهی فکر می‌کنم اگر غبطه خوردن کار درستی باشه فقط باید به حال یک‌دسته غبطه خورد؛ 
تمام اون کسانی که هنوز فکر میکنن زمام زندگی به دستشون.

سایر کاربران برتر