z.zzz

z.zzz


شبے شایـــــــــــد رهــــــــــا کردمــــــــ
جهانِــــــــــــ پــــــــر اضطرابمـــــــــــــ را......

برای تو می نویسم. برای تویی که خواستم و نخواستی، گفتم و نگفتی، آمدم و نیامدی و به قدری این بازی دردآور شد که بدون هراس از نتیجه ی بازی، زمین زندگی ات را ترک ...

برای تو می نویسم. برای تویی که خواستم و نخواستی، گفتم و نگفتی، آمدم و نیامدی و به قدری این بازی دردآور شد که بدون هراس از نتیجه ی بازی، زمین زندگی ات را ترک کردم. می خواستم بگویم که بدانی این جا هوا آفتابی ست. حالم خوب، زندگی زیبا. ...

۱ هفته پیش
27K
🏴 ازما زمینیان به شما آسمان سلام 🏴 مولای دلشکسته امام زمان سلام 🏴 این روزها هزار و دو چندان شکسته ای 🏴 حالا کجای روضه بابا نشسته ای ▪ ️شهادت امام حسن عسکری علیه ...

🏴 ازما زمینیان به شما آسمان سلام 🏴 مولای دلشکسته امام زمان سلام 🏴 این روزها هزار و دو چندان شکسته ای 🏴 حالا کجای روضه بابا نشسته ای ▪ ️شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد.

۱ هفته پیش
6K
خدای جانـــــم... گاهی پیامی ‌یا نگاهے دلم را میلرزاند ، نجوای شیطان را میشنوم که کسی اینجـا نیست ! چطور باور کنم وقتی حضورت را حس میکنم در را میبندم به روی زلیخای نفسم ! ...

خدای جانـــــم... گاهی پیامی ‌یا نگاهے دلم را میلرزاند ، نجوای شیطان را میشنوم که کسی اینجـا نیست ! چطور باور کنم وقتی حضورت را حس میکنم در را میبندم به روی زلیخای نفسم ! و پر میشوم از تو ...... و عاشقے بنده ات را میخری با لبخندی .. ...

۵ مهر 1398
8K
حس میکنم گرفته دلم ازآنچه نیست میخواهم آسمان رابالابیاورم...

حس میکنم گرفته دلم ازآنچه نیست میخواهم آسمان رابالابیاورم...

۱۵ مرداد 1398
5K
من را به گناهی که ” نگاه تو ” درآن بود بردند سر دار و تو انگار نه انگار اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و تو انگار ...

من را به گناهی که ” نگاه تو ” درآن بود بردند سر دار و تو انگار نه انگار اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست روی دلم آوار و ...

۱۲ تیر 1398
22K
دلتنگیِ شب از جایی آغاز میشود که باور میکنی هیچ کس را نداری برای همراهیِ بی خوابی هایت!

دلتنگیِ شب از جایی آغاز میشود که باور میکنی هیچ کس را نداری برای همراهیِ بی خوابی هایت!

۱۱ تیر 1398
7K
پرم از حرف از بغض از ناگفته هایی که فقط

پرم از حرف از بغض از ناگفته هایی که فقط "من" میداند...

۴ تیر 1398
9K
من همان آدم پر منطق بی احساسم پس چرا آمدنت حال مرا ریخت بهم... . #امید_صباغ_نو 😞

من همان آدم پر منطق بی احساسم پس چرا آمدنت حال مرا ریخت بهم... . #امید_صباغ_نو 😞

۳ تیر 1398
9K
‏یکی را ‏دوستش داری ‏که او دنبال غیر از توست ‏کجا دیدی جهانی را ‏به این شوریده احوالی

‏یکی را ‏دوستش داری ‏که او دنبال غیر از توست ‏کجا دیدی جهانی را ‏به این شوریده احوالی

۱ تیر 1398
8K
کَس نیست در این گوشه فراموش تر از من... شهریار

کَس نیست در این گوشه فراموش تر از من... شهریار

۱ تیر 1398
9K
روزی دوامتحان داشتن سخت ترازاون چیزیه ک فکرمیکردم😔😔

روزی دوامتحان داشتن سخت ترازاون چیزیه ک فکرمیکردم😔😔

۱ تیر 1398
6K
🌷🌷🌷 اجتماع ما اجتماع زن هاست💁🏻 اگر بچه افتاد رو زمین میگن : مادرش کجا بود ؟ 😕 اگه بچه توی امتحاناتش افتاد ؛ مادرش حواسش بهش نبوده 😒 اگه دختر کاری بلد نیست میگن ...

🌷🌷🌷 اجتماع ما اجتماع زن هاست💁🏻 اگر بچه افتاد رو زمین میگن : مادرش کجا بود ؟ 😕 اگه بچه توی امتحاناتش افتاد ؛ مادرش حواسش بهش نبوده 😒 اگه دختر کاری بلد نیست میگن : مادرش بهش یاد نداده 😟 اگه بچه ها شیطونن میگن : مادرشون تربیتشون نکرده ...

۲۳ خرداد 1398
30K
خدایِ خوبمـ سلامـ........!!!! و منـ به عادتِـ همیشگے امـ پُر از حرفمـ برایتـ......!!!! حواستـ را کمی به من میدهی امشبـ.....؟ میخواهمـ بغضِ چندین ساله امـ را میانِ آیه های کرامتتـ بشکنمـ.......!!!!!! مرا ببخش که لبریز ...

خدایِ خوبمـ سلامـ........!!!! و منـ به عادتِـ همیشگے امـ پُر از حرفمـ برایتـ......!!!! حواستـ را کمی به من میدهی امشبـ.....؟ میخواهمـ بغضِ چندین ساله امـ را میانِ آیه های کرامتتـ بشکنمـ.......!!!!!! مرا ببخش که لبریز شده ام از شکایتـ برایِ روزگارِ مردمی که می بینم حالشان خوب نیستـ و کاری ...

۸ خرداد 1398
22K
خدایادیگه نمیشه، نمیتونم خودموبزنم ب اون راه ی کاری کن...

خدایادیگه نمیشه، نمیتونم خودموبزنم ب اون راه ی کاری کن...

۸ خرداد 1398
9K
پل میزنم از جبر دنیا تا پرتگاه اختیارم ازهرطرف میرم نمیشه من هرچیو دارم ندارم

پل میزنم از جبر دنیا تا پرتگاه اختیارم ازهرطرف میرم نمیشه من هرچیو دارم ندارم

۱ خرداد 1398
18K
من سکوت خویش را گم کرده ام/لاجرم در این هیاهو گم شدم/عاقبت افسانه مردم شدم/من که خود افسانه می پرداختم/ای سکوت ای مادر فریادها/ساز جانم از تو پرآوازه بود/تا در آغوش تو راهی داشتم/چون شراب ...

من سکوت خویش را گم کرده ام/لاجرم در این هیاهو گم شدم/عاقبت افسانه مردم شدم/من که خود افسانه می پرداختم/ای سکوت ای مادر فریادها/ساز جانم از تو پرآوازه بود/تا در آغوش تو راهی داشتم/چون شراب کهنه شعرم تازه بود/درپناهت برگ وبارمن شکفت/تو مرا بردی به شهر یادها/من ندیدم خوش تر ...

۳۱ اردیبهشت 1398
13K
ــــــ خُدایــا دُوراهے هاےِ زندگے اَمـ را بَـردار مَنـ هَمینـ یِکـ راهـ را هَمـ گاهے اِشتبـاهـ میـرَوَمـ ــــــ

ــــــ خُدایــا دُوراهے هاےِ زندگے اَمـ را بَـردار مَنـ هَمینـ یِکـ راهـ را هَمـ گاهے اِشتبـاهـ میـرَوَمـ ــــــ

۲۴ اردیبهشت 1398
18K
امروزازاون روزاس ک قیدهمه کاراروزدم ولی دریغ ازی لحظه خواب راحت....

امروزازاون روزاس ک قیدهمه کاراروزدم ولی دریغ ازی لحظه خواب راحت....

۸ اردیبهشت 1398
12K
پدرم گاه صدامیزندم «شعرسپید» بس که اشفته ورنجوروبهم ریخته ام!

پدرم گاه صدامیزندم «شعرسپید» بس که اشفته ورنجوروبهم ریخته ام!

۱ اردیبهشت 1398
12K
۱ اردیبهشت 1398
8K