Ali

zavarehali


اینجا کافه تنهایی من است
و تقدیم به خودم
که از همه مظلوم تر بودم و هستم ...










امان از ذهن بیمار... ذهن که هرزه شد ، کار انسان تمام است ، تمام ...

امان از ذهن بیمار... ذهن که هرزه شد ، کار انسان تمام است ، تمام ...

۱۲ اسفند 1398
3K

"خداوند شمارو صحیح و سلامت در پناه خودش نگه دارد که با به خطر انداختن جان، از هموطنان خود مراقبت می‌کنید."

۱۰ اسفند 1398
5K
در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند یکی از روز های سرد پاییزی زیر رگبار و تازیانه باد یکی از کاج ...

در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند یکی از روز های سرد پاییزی زیر رگبار و تازیانه باد یکی از کاج ها به خود لرزید خم شدو روی دیگری افتاد گفت ای آشنا ببخش مرا خوب ...

۲۹ بهمن 1398
34K
کاش می‌شد تمام آدم‌های غمگین و تنهای جهان را در آغوش کشید، برایشان چای ریخت، کنارشان نشست و با چند کلام ساده، به لحظاتشان رنگ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد. کاش می‌شد این ...

کاش می‌شد تمام آدم‌های غمگین و تنهای جهان را در آغوش کشید، برایشان چای ریخت، کنارشان نشست و با چند کلام ساده، به لحظاتشان رنگ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد. کاش می‌شد این را قاطعانه و آرام در گوش تمام آدم ها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی ...

۶ بهمن 1398
6K
زمستون برای تو قشنگه، پشت شیشه... از همان روزهای کودکی عاشق زمستان و بارش برف بودیم؛ دیدن زمین سپید تمام غم‌های تکالیف نانوشته‌ را از یادمان می‌برد؛ اینکه شاید مدرسه تعطیل شود و بساط درست ...

زمستون برای تو قشنگه، پشت شیشه... از همان روزهای کودکی عاشق زمستان و بارش برف بودیم؛ دیدن زمین سپید تمام غم‌های تکالیف نانوشته‌ را از یادمان می‌برد؛ اینکه شاید مدرسه تعطیل شود و بساط درست کردن آدم برفی با هم محله‌ای‌ ها خاطره یک روز شیرین برفی را برایمان رقم ...

۲۹ دی 1398
8K
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای انجام بسیاری از کارها دچار اهمال کاری شده باشید و آن را به وقت دیگری موکول کرده باشید. گاها این اهمال کاری آنقدر ادامه پیدا می‌کند ...

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای انجام بسیاری از کارها دچار اهمال کاری شده باشید و آن را به وقت دیگری موکول کرده باشید. گاها این اهمال کاری آنقدر ادامه پیدا می‌کند که کار از کار می‌گذرد و کاری که باید را انجام نداده رها کرده‌اید. اساساً ...

۲۵ دی 1398
25K
خدایا ممنون که همراهم هستی و کمکم میکنی ببخش که من کوتاهی میکنم گاهی تو را یادم میره ولی همیشه شرمندم کردی و هوامو داشتی خدایا مرسی بابت همه چیز ...

خدایا ممنون که همراهم هستی و کمکم میکنی ببخش که من کوتاهی میکنم گاهی تو را یادم میره ولی همیشه شرمندم کردی و هوامو داشتی خدایا مرسی بابت همه چیز ...

۲۸ آذر 1398
3K
به همه چیز میرسی نمیتونی پیشرفت نکنی خیلی زود تر از اون چیزی که تصورش را بکنی موفقیت یه اجباره ، نمیتونی ازش فرار کنی و مقتدرانه پرچم پیروزی را برافراشته میکنی

به همه چیز میرسی نمیتونی پیشرفت نکنی خیلی زود تر از اون چیزی که تصورش را بکنی موفقیت یه اجباره ، نمیتونی ازش فرار کنی و مقتدرانه پرچم پیروزی را برافراشته میکنی

۹ آذر 1398
453
گاهی نباید بود ....

گاهی نباید بود ....

۳۰ مرداد 1398
425
از شادی پرگیرم که رسم به فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک

از شادی پرگیرم که رسم به فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک

۲۷ مرداد 1398
442
حالم جهنمه بگیر دستمو...

حالم جهنمه بگیر دستمو...

۲۶ مرداد 1398
498
دل که آیینه شاهیست غباری دارد از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی

دل که آیینه شاهیست غباری دارد از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی

۲۳ مرداد 1398
455
میشه پرنده باشی اما رها نباشی

میشه پرنده باشی اما رها نباشی

۲۲ مرداد 1398
462
لالا لالا دیگه بسه گل لاله بهار سرخ امسال مثل هر ساله هنوزم تیر و ترکش قلب و میشناسه هنوز شب زیر سرب وچکمه میناله نخواب آروم گل بی خوار و بی کینه نمی بینی ...

لالا لالا دیگه بسه گل لاله بهار سرخ امسال مثل هر ساله هنوزم تیر و ترکش قلب و میشناسه هنوز شب زیر سرب وچکمه میناله نخواب آروم گل بی خوار و بی کینه نمی بینی نشسته گوله تو سینه؟ آخه بارون که نیست رگبار باروته سزای عاشقای خوب ما اینه

۲۰ مرداد 1398
472
خدایا ; نگذار این کویر ، تشنه بمیرد... علی

خدایا ; نگذار این کویر ، تشنه بمیرد... علی

۲۰ مرداد 1398
435
باید رفت ... دل کند از این شهر

باید رفت ... دل کند از این شهر

۱۹ مرداد 1398
430
این روزها نه زندگی نه هوا نه غذا نه آسمان طعمی ندارند فقط سوپ سیگار میچسبد علی

این روزها نه زندگی نه هوا نه غذا نه آسمان طعمی ندارند فقط سوپ سیگار میچسبد علی

۱۶ مرداد 1398
445
من عابر این روزگار ، این شهر ... پنجره ها هم حرف میزنند غصه پنجره ها را هم باید خورد ... مثل برف آب میشوم هر لحظه علی

من عابر این روزگار ، این شهر ... پنجره ها هم حرف میزنند غصه پنجره ها را هم باید خورد ... مثل برف آب میشوم هر لحظه علی

۱۵ مرداد 1398
429
گاهی دلت پیر میشود به اندازه هزار سال به اندازه یک برزخ به اندازه دلتنگی تمام آدم ها خدایا جوانه بزن بر این سخره آتشفشانی زنده کن این سنگ های سوراخ سوراخ را دلم پرواز ...

گاهی دلت پیر میشود به اندازه هزار سال به اندازه یک برزخ به اندازه دلتنگی تمام آدم ها خدایا جوانه بزن بر این سخره آتشفشانی زنده کن این سنگ های سوراخ سوراخ را دلم پرواز کند بال بزند چشمانش را ببندد و اوج بگیرد به سوی تو خدایا ... علی

۱۵ مرداد 1398
430