AhmadSalimi

ادبیات برای آنانی که به آنچه دارند ،
خرسندند ، برای آنانی که از زندگی -
بدان گونه که هست -
راضی‌اند ، چیزی ندارد که بگوید ..‌‌.
ادبیات ، خوراک جان‌های ناخرسند و عاصی است ..‌‌.
زبان رسای ناسازگاران و پنا‌هگاه کسانی است
که به آنچه دارند ، خرسند نیستند ...
انسان به ادبیات پناه می‌آورد ،
تا ناشادمان و ناکامل نباشد ...
ادبیات ، تنها به‌ گونۀ گذرا ،
این ناخشنودی‌ها را تسکین می‌دهد ،
اما در لحظه‌های جادویی
و در همین لحظات گذرای تعلق حیات ،
توهم ادبی ما را از جا می‌کند
و به‌ جایی فراتر از تاریخ می‌برد ...
و ما بدل به‌ شهروندان سرزمین بی‌زمان می‌شویم ...
"نامیرا می‌شویم"


مرا مادر دعا کرده است گویی
که از تو دور بادا آنچه جوئی

امتیاز
4911400
دنبال‌کنندگان
2607
دنبال‌‌شوندگان
178
مورد‌ علاقه
3

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمیکه جز ولای توام نیست هیچ دست ...

دست و پا گر بشکند با نسخه درمان می شودچشم گریان هم دمی با بو...

2

تصنیف قلاب

3

‏یکیو میارن بخش روانی چونده بار خودکشی کردهچنتا اتاق اینورتر...

5

به جان جمله مستان که مستمبگير اي دلبر عيار دستمبه جان جمله ج...

3

امید که خورشید ۱۴۰۰از بام خوشبختی طلوع کنداز بام مهر و عشق ....

غرور بهت قدرت میده ،ولی شادیاتو میگیره ....من حاضرم دیگه شاد...

داغی که بوسه‌ی تو به لب‌های ما نهادیادش‌بخیر و خاطره‌اش جاود...

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوزبر امید جام لعلت دردی آشامم هن...

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از منکه جز ملال نصیبی نمیبرید از م...

2

دیدی بعضی وقتا یکی رو تو ذهنت، اون گوشه موشه ها قایم کردی و ...

1

پزشکان میگویند آدمی که به کما میرود با صحبت عزیزانش امکان ب...

2

خواهرم ، با ساده‌ترین مرد روی زمین که بهترین مرد زندگی‌ش بود...

«آنجا مردمانی هستند!فکرش را بکنید،مردمانی که‌نمی‌خوابند»«و چ...

3

من چه در وهم وجودم چه عدم، دل تنگماز عدم تا به وجود آمده ام،...

8

_تو چرا دیوونه ای !؟ نگات نمیکنه بابا ... +باید صبر کنی _تا ...

2

باز دیشب حالت من، حالتی جانکاه بودتا سحر سودای دل با ناله بو...

ای بی‌تو من، خراب! شب بی‌تو خسته است.ای بی‌تو من سرابدیگر شت...

مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنها همین.باید...

روشنی زیاد هم جالب نیست ، آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می...