نسخه وب بازار مستقیم

حمید_جدیدی (۳۶۰ تصویر)

دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می ...

دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می کردم درختی خوشبختم که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد و گاه خودم را ...

شانزده سالم بود که از

شانزده سالم بود که از "مرضیه" خوشم اومد؛ چند خونه اونورتر از ما زندگی می کردن؛ اونوقتا مثل حالا نبود بشه بری جلو و اقرار کنی ... که عاشق شدی؛ عشق رو باید ذره ذره میریختی تو خودت؛ شب ها باهاش گریه میکردی صبح ها باهاش بیدار میشدی و گاهی ...

یک بار هم به من گفت:عزیزترینم تا آن زمان هیچ واژه ای نتونسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود... ولی عزیزترینم...! فکرش ...

یک بار هم به من گفت:عزیزترینم تا آن زمان هیچ واژه ای نتونسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود... ولی عزیزترینم...! فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو ترینِ آنهایی این یعنی مرا ...

با امروز شد ۱۲۶ تا شیشه‌ی عطر! هر هفته یدونه. تقریبا همشونم پُرن. بار اول که دستمو گرفت و پشت نبضم یکم عطر پاشید... همش از همون بار اول شروع شد. دیگه کار بجایی رسیده ...

با امروز شد ۱۲۶ تا شیشه‌ی عطر! هر هفته یدونه. تقریبا همشونم پُرن. بار اول که دستمو گرفت و پشت نبضم یکم عطر پاشید... همش از همون بار اول شروع شد. دیگه کار بجایی رسیده بود که دوست داشتم بیشتر اضافه کاری کنم تا از پس اندازم عطر بیشتری بخرم. ...

محبوب م َ ] (ع ص ) / عربی آنکه یا آنچه را که مورد علاقه دیگران است می‌گویند! دوست داشتنی، پُرهوادار، جانان، حبیب، دلارام، دلبر، دلدار، دلداده، دلربا، دلنواز، دوست، معشوق، نگار، یار، تو، ...

محبوب م َ ] (ع ص ) / عربی آنکه یا آنچه را که مورد علاقه دیگران است می‌گویند! دوست داشتنی، پُرهوادار، جانان، حبیب، دلارام، دلبر، دلدار، دلداده، دلربا، دلنواز، دوست، معشوق، نگار، یار، تو، تو، تو، تو، تو، تو، تو، تو، تو، تو .... #حمید_جدیدی

گفتم: از حرفام نرنجیدی؟ گفت: نه! گفتم: ولی هر کی بود، تا حالا یه چیزی بهم می‌گفت! گفت: مادرم انسولین میزنه، اوایل خیلی دردش میگرفت، بعدش کمتر شد! حالا هر وقت سوزنو تو پوستش فرو ...

گفتم: از حرفام نرنجیدی؟ گفت: نه! گفتم: ولی هر کی بود، تا حالا یه چیزی بهم می‌گفت! گفت: مادرم انسولین میزنه، اوایل خیلی دردش میگرفت، بعدش کمتر شد! حالا هر وقت سوزنو تو پوستش فرو میکنه، فقط میخنده....! الان منم اونطوری ام... #حمید_جدیدی #عاشقانه

دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می ...

دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می کردم درختی خوشبختم که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد و گاه خودم را ...

دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می ...

دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می کردم درختی خوشبختم که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد و گاه خودم را ...

تو را به رسم خویش دوستت دارم آرام و سربزیر و فروتن چو بیدی مجنون که بادهای آوار را تو را به رسم خویش دوستت دارم صبور و گرم و صمیمی چو خورشید صبحگاهی که ...

تو را به رسم خویش دوستت دارم آرام و سربزیر و فروتن چو بیدی مجنون که بادهای آوار را تو را به رسم خویش دوستت دارم صبور و گرم و صمیمی چو خورشید صبحگاهی که نرمینه ی سحر را تو را دوست دارم به رسم سبزینه‌ها به رسم دیرینه‌ ی ...

زخم‌هایی ک بر قلب داریم گرچه جایشان هرگز خوب نخواهد شد ولی به یادمان خواهد آورد که ما هم کسانی را دوست داشته‌ایم شاید برای همین است که آدم‌های زخم خورده همیشه لبخندی ملایم و ...

زخم‌هایی ک بر قلب داریم گرچه جایشان هرگز خوب نخواهد شد ولی به یادمان خواهد آورد که ما هم کسانی را دوست داشته‌ایم شاید برای همین است که آدم‌های زخم خورده همیشه لبخندی ملایم و سرد روی لب دارند…! #حمید_جدیدی

زخم‌هایی ک بر قلب داریم گرچه جایشان هرگز خوب نخواهد شد ولی به یادمان خواهد آورد که ما هم کسانی را دوست داشته‌ایم شاید برای همین است که آدم‌های زخم خورده همیشه لبخندی ملایم و ...

زخم‌هایی ک بر قلب داریم گرچه جایشان هرگز خوب نخواهد شد ولی به یادمان خواهد آورد که ما هم کسانی را دوست داشته‌ایم شاید برای همین است که آدم‌های زخم خورده همیشه لبخندی ملایم و سرد روی لب دارند…! #حمید_جدیدی

کاش همسرم بودی و در آشپزخانه ی کوچکمان غذا کمی می سوخت شیر سر می رفت یک بشقاب چینی می شکست یک لیوان کریستال هم از همان فرانسوی های اصل! ومن مثل مردهای قدیمی داد ...

کاش همسرم بودی و در آشپزخانه ی کوچکمان غذا کمی می سوخت شیر سر می رفت یک بشقاب چینی می شکست یک لیوان کریستال هم از همان فرانسوی های اصل! ومن مثل مردهای قدیمی داد می زدم حواست کجاست خانوم!؟ و تو آرام و با لبخند می گفتی به تو ...

❤ 🌿 بیایی آرام توی فکرم، ریز ریز از توی سرم بیاورمت پایِ قندانِ روی میز پشت به پنجره ی اتاق ؛ بریزیمت توی استکان چایم مثل دانه های هل مثل تکه های دارچین مثل ...

❤ 🌿 بیایی آرام توی فکرم، ریز ریز از توی سرم بیاورمت پایِ قندانِ روی میز پشت به پنجره ی اتاق ؛ بریزیمت توی استکان چایم مثل دانه های هل مثل تکه های دارچین مثل لیمو های امانی که بمانی بریزم و سربکشم تمام تو را که مثل مزه ی ...

اینکه شمعدانی را

اینکه شمعدانی را "جانم" صدا میزنم دست خودمم نیست همیشه فکر می‌کنم که گل‌ها را تو به دنیا آوردی به گلدان مریم و نرگس و یاس یا همین بنفشه و شب بو نگاه کن زیبایی شان به #تو رفته تنهایی شان به #من... #حمید_جدیدی