نسخه وب بازار مستقیم

شهید_عبدالله_میثمی (۱۴ تصویر)

#با_شهدا_گم_نمی_شویم از همان لحظه که وارد زندان شدم، شکنجه ها شروع شد. با توهین، شلاق، باتون... وقتی دیدند با شکنجه چیزی به دست بیاورند، مرا با یک کمونیست هم سلول کردند. آن کمونیست هم نجس ...

#با_شهدا_گم_نمی_شویم از همان لحظه که وارد زندان شدم، شکنجه ها شروع شد. با توهین، شلاق، باتون... وقتی دیدند با شکنجه چیزی به دست بیاورند، مرا با یک کمونیست هم سلول کردند. آن کمونیست هم نجس محسوب می شد. اگر آب و غذا می آوردند اول او می خورد تا من ...

#شهید_عبدالله_میثمی ولادت : ۳۴/۳/۱۱ - اصفهان شهادت : ۶۵/۱۱/۱۲ - شلمچه آرامگاه : اصفهان - گلستان شهدا با سابقه‌ی سیاسی خود می‌توانست در بسیاری از جاهای حساس کشور نیرویی کارآمد باشد، ولی #گمنامی را برگزید ...

#شهید_عبدالله_میثمی ولادت : ۳۴/۳/۱۱ - اصفهان شهادت : ۶۵/۱۱/۱۲ - شلمچه آرامگاه : اصفهان - گلستان شهدا با سابقه‌ی سیاسی خود می‌توانست در بسیاری از جاهای حساس کشور نیرویی کارآمد باشد، ولی #گمنامی را برگزید و بدون نام و شهرت و آوازه، با هدف رشد و اعتلای #اسلام ، در ...

#یادی_از_شهدا 🌷 شهید میثمی: توان ما به اندازه‌ی امکاناتِ در دستِ ما نیست، توان ما به اندازه‌ی اتّصال ما با خداست...🌷 #شهید_عبدالله_میثمی 👇 👇 👇 🆔 @TebyanOnline

#یادی_از_شهدا 🌷 شهید میثمی: توان ما به اندازه‌ی امکاناتِ در دستِ ما نیست، توان ما به اندازه‌ی اتّصال ما با خداست...🌷 #شهید_عبدالله_میثمی 👇 👇 👇 🆔 @TebyanOnline

💜 😊 💜 😊 💜 . #شکرانه_ای_از_جنس_نیاز مراسم عقد انجام شد. بعد از مراسم آقا عبدالله خواست تا با من حرف بزند. #اولین برخورد زندگی مشترک مان بود. قبل از صحبت از من خواست تا ...

💜 😊 💜 😊 💜 . #شکرانه_ای_از_جنس_نیاز مراسم عقد انجام شد. بعد از مراسم آقا عبدالله خواست تا با من حرف بزند. #اولین برخورد زندگی مشترک مان بود. قبل از صحبت از من خواست تا یک مهر برایش بیاورم. چون روحیه ایشان را می شناختم از باب شوخی گفتم : ...

عبدالله باز هم انگشترش رو بخشیده بود. ازش پرسیدم: این یکی رو به کی دادی⁉ ️ گفت: یه بنده خدا انگشترِ طلا دستش بود، و نمی‌دونست طلا برای مرد حرامه. وقتی انگشترِ طلا رو از ...

عبدالله باز هم انگشترش رو بخشیده بود. ازش پرسیدم: این یکی رو به کی دادی⁉ ️ گفت: یه بنده خدا انگشترِ طلا دستش بود، و نمی‌دونست طلا برای مرد حرامه. وقتی انگشترِ طلا رو از دستش در آورد، انگشترِ خودم رو بهش دادم...☺ ️💚 #شهید_عبدالله_میثمی🌸

#شهید_عبدالله_میثمی: توان ما به اندازه‌ی امکاناتِ در دستِ ما نیست، توان ما به اندازه‌ی اتّصال ما با خداست. شـ‌هدارایادڪنیدباذڪر #صلوات @maktab_o_shohada

#شهید_عبدالله_میثمی: توان ما به اندازه‌ی امکاناتِ در دستِ ما نیست، توان ما به اندازه‌ی اتّصال ما با خداست. شـ‌هدارایادڪنیدباذڪر #صلوات @maktab_o_shohada

وقتی انسان برای #خدا کار کند، هرچند کارش کوچک باشد، چنان نمود دارد که خودش هم باور نمی کند. کار کردن برای خدا و خدمت به بندگان برایش به مثابه ی عبادت و برای من ...

وقتی انسان برای #خدا کار کند، هرچند کارش کوچک باشد، چنان نمود دارد که خودش هم باور نمی کند. کار کردن برای خدا و خدمت به بندگان برایش به مثابه ی عبادت و برای من از همه چیز شیرین تر بود. #شهید_عبدالله_میثمی t.me/abadele

🌹 شهید عبدالله میثمی🌹 💠 هم سلول ...💠 با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بکشند. با یک کمونیست هم‌سلولش کردند. او هم فهمیده بود عبدالله حساس است. تا آب می‌آوردند یا غذا، اول می‌خورد که ...

🌹 شهید عبدالله میثمی🌹 💠 هم سلول ...💠 با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بکشند. با یک کمونیست هم‌سلولش کردند. او هم فهمیده بود عبدالله حساس است. تا آب می‌آوردند یا غذا، اول می‌خورد که عبدالله نتواند بخورد. نماز خواندن و قرآن خواندنِ عبدالله را مسخره می‌کرد. شب جمعه بود. ...

#شهید_عبدالله_میثمی #اهالی_آرمان

#شهید_عبدالله_میثمی #اهالی_آرمان

#دقایقی_با_شهدا همه #نماز جماعتش را دوست داشتند. زیاد طولش نمی داد. اگر می دید یا می شنید امام جماعتی نمازش طولانی است، تذکر می داد. بعد از هر نمازش سه بار طلب #شهادت می کرد. ...

#دقایقی_با_شهدا همه #نماز جماعتش را دوست داشتند. زیاد طولش نمی داد. اگر می دید یا می شنید امام جماعتی نمازش طولانی است، تذکر می داد. بعد از هر نمازش سه بار طلب #شهادت می کرد. عوضش نمازهای فُرادایش را آهسته می خواند، با سجده های طولانی و گریه های زیاد. ...

عاشقانه های پاک #یَا_أَنِیسَ_أَلْقُلُوُب . . . تا مهمانها بیایند برای مراسم عقد، توی اتاق تنها بودیم. . مهر خواست... . گفتم:تا نگید چرا میخواهید نماز بخونین، نمیدم! گفت:خدا به من همسر داده.میخوام نماز شکر ...

عاشقانه های پاک #یَا_أَنِیسَ_أَلْقُلُوُب . . . تا مهمانها بیایند برای مراسم عقد، توی اتاق تنها بودیم. . مهر خواست... . گفتم:تا نگید چرا میخواهید نماز بخونین، نمیدم! گفت:خدا به من همسر داده.میخوام نماز شکر بخونم مهر اوردم هر دو نماز خواندیم ... #شهید_عبدالله_میثمی... . . . #فاطمه_عزیزی: خدا داده ...

وقتی با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بکشند، با یک کمونیست هم‌سلولش کردند. او هم فهمیده بود عبدالله حساس است... تا آب می‌آوردند یا غذا، اول می‌خورد که عبدالله نتواند بخورد. نماز خواندن و قرآن ...

وقتی با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بکشند، با یک کمونیست هم‌سلولش کردند. او هم فهمیده بود عبدالله حساس است... تا آب می‌آوردند یا غذا، اول می‌خورد که عبدالله نتواند بخورد. نماز خواندن و قرآن خواندنِ عبدالله را مسخره می‌کرد. شب جمعه بود... دلش بدجوری گرفته بود... شروع کرد به ...

بی‌لبخند نمی‌دیدیش. به دیگران هم می‌گفت «از صبح که بیدار می‌شین، به همه لب‌خند بزنین. دلشون رو شاد می‌کنین. براتون حسنه می‌نویسن.» #شهید_عبدالله_میثمی #فکر_نو #شهید #بسیجی #رزمندگان #مدافع_حرم #سوریه #شهادتت_مبارک #بسیج #پاسدار#سپاه

بی‌لبخند نمی‌دیدیش. به دیگران هم می‌گفت «از صبح که بیدار می‌شین، به همه لب‌خند بزنین. دلشون رو شاد می‌کنین. براتون حسنه می‌نویسن.» #شهید_عبدالله_میثمی #فکر_نو #شهید #بسیجی #رزمندگان #مدافع_حرم #سوریه #شهادتت_مبارک #بسیج #پاسدار#سپاه

به یاد طلبه #شهید_عبدالله_میثمی

به یاد طلبه #شهید_عبدالله_میثمی