نسخه وب بازار مستقیم

صفا_سلدوزی (۵۸ تصویر)

دست‌ هایت را می‌ گیرم و با هم به شلوغ‌ ترین جایی که می‌ شناسم می‌ رویم میان این همه آدم که هیچ‌ کدام روزشان را با بوسه آغاز نکرده‌ اند در آغوش می‌ گیرمت، ...

دست‌ هایت را می‌ گیرم و با هم به شلوغ‌ ترین جایی که می‌ شناسم می‌ رویم میان این همه آدم که هیچ‌ کدام روزشان را با بوسه آغاز نکرده‌ اند در آغوش می‌ گیرمت، میبوسمت.. خدا را چه دیدی شاید دیوانگی‌ مان مسری باشد!! . #صفا_سلدوزی

دست‌ هایت را می‌ گیرم و با هم به شلوغ‌ ترین جایی که می‌ شناسم می‌ رویم میان این همه آدم که هیچ‌ کدام روزشان را با بوسه آغاز نکرده‌ اند در آغوش می‌ گیرمت، ...

دست‌ هایت را می‌ گیرم و با هم به شلوغ‌ ترین جایی که می‌ شناسم می‌ رویم میان این همه آدم که هیچ‌ کدام روزشان را با بوسه آغاز نکرده‌ اند در آغوش می‌ گیرمت، میبوسمت.. خدا را چه دیدی شاید دیوانگی‌ مان مسری باشد!! . #صفا_سلدوزی

✔دخترهایی که قیافه ای ساده دارند،لباسهای ساده می پوشند دخترهایی هستند که رنگ دوست داشتنشان رفتنی نیست... دخترهایی هستند که برای دوست داشتنشان به تنهایی کم هستی،باید تمام جهان شوی و با تمام قلب ها ...

✔دخترهایی که قیافه ای ساده دارند،لباسهای ساده می پوشند دخترهایی هستند که رنگ دوست داشتنشان رفتنی نیست... دخترهایی هستند که برای دوست داشتنشان به تنهایی کم هستی،باید تمام جهان شوی و با تمام قلب ها و احساس ها از پس عاشق شدنشان بر بیایی... باید حواست جمع و حتی ضرب ...

قصه گوی ماهری شده ام هر شب تمام یکی بودها را با کلاف خیال، به نبودنهایت می بافم! آنقدر از مهربانی های نداشته ات پیش این دل گفته ام که کلاهی قد سالهای نبودت روی ...

قصه گوی ماهری شده ام هر شب تمام یکی بودها را با کلاف خیال، به نبودنهایت می بافم! آنقدر از مهربانی های نداشته ات پیش این دل گفته ام که کلاهی قد سالهای نبودت روی سرش رفته! نه اینکه از گول زدن دلم پشیمان شده باشم، نه! آرام کردنش جز ...

تا چشم بر هم بزنیم پاییز هم بساطش را جمع می کند و می رود؛ انگار اصلا با مهر نیامده بود انگار آبانش با موهای رنگی از ما دل نبرده بود انگار سرمایش با آتش ...

تا چشم بر هم بزنیم پاییز هم بساطش را جمع می کند و می رود؛ انگار اصلا با مهر نیامده بود انگار آبانش با موهای رنگی از ما دل نبرده بود انگار سرمایش با آتش آذر،بغل کردنی نشده بود! تا پاییز فکر رفتن به سرش نزده کینه هایمان را به ...

. مگر می‌شود صدایم کنی و برگ‌های پاییزی به آغوشِ درخت باز نگردند ؟! مگر می‌شود نگاهت کنم و زمین بر آسمان نبارد ؟! بیا بیشتر عاشق هم باشیم تا شب سُرمه‌یِ عشق را به ...

. مگر می‌شود صدایم کنی و برگ‌های پاییزی به آغوشِ درخت باز نگردند ؟! مگر می‌شود نگاهت کنم و زمین بر آسمان نبارد ؟! بیا بیشتر عاشق هم باشیم تا شب سُرمه‌یِ عشق را به چشمانش بکشد . تا ماه موهای خورشید را توی آیینه‌ی صبح ببافد . تا بهار ...

✔ بهانه های زیادی میشود گرفت تا بعد از جدایی دوباره چند خطی با هم حرف بزنیم. مثلا

✔ بهانه های زیادی میشود گرفت تا بعد از جدایی دوباره چند خطی با هم حرف بزنیم. مثلا "سلام، شماره ی فلانی را داری؟" یا "سلام عزیزم فردا ساعت 6 منتظرم" و بعد در پیام بعدی بنویسیم که ببخشید اشتباهی فرستادم! و هزاران هزار بهانه ی دیگر اما عزیزترین بهانه ...

✔ آرزوی بزرگ مثل پنج تا ده هزاری نیست که پیش هم بگذاری تا یک پنجاه هزاری بشود. آرزوی بزرگ مثل یک پنجاه هزاری کامـــل و درسته هست. آرزوی بزرگ آرزوی بزرگ هست! نمیشود ده ...

✔ آرزوی بزرگ مثل پنج تا ده هزاری نیست که پیش هم بگذاری تا یک پنجاه هزاری بشود. آرزوی بزرگ مثل یک پنجاه هزاری کامـــل و درسته هست. آرزوی بزرگ آرزوی بزرگ هست! نمیشود ده تا آرزوی کوچک برآورده شده را پیش هم گذاشت و طوری خوشحال شد که انگار ...

مردی که قبل از ترک خانه یک زن به او زل می زند لباسهایش را مرتب می کند و بعد مثل هر روز در آغوش گرفته می شود تا زیر گوشش جمله ی سحرآمیز دوستت ...

مردی که قبل از ترک خانه یک زن به او زل می زند لباسهایش را مرتب می کند و بعد مثل هر روز در آغوش گرفته می شود تا زیر گوشش جمله ی سحرآمیز دوستت دارم گفته شود مست می شود و دیوانه... عطر دوست داشتن زن تمام وجودش را ...

🍀 💕 مادرم می گوید: سخت هست ولی کم کم یاد می گیری در یک لحظه نقش چند نفر را بازی کنی. گاهی زنی باشی که مثل مردها دوست داشتنت را با سیگاری دود کنی. ...

🍀 💕 مادرم می گوید: سخت هست ولی کم کم یاد می گیری در یک لحظه نقش چند نفر را بازی کنی. گاهی زنی باشی که مثل مردها دوست داشتنت را با سیگاری دود کنی. گاهی مادری که شبها پاشویه کردن رویاهایش،خواب را از چشمانش می گیرد. و گاهی زنی ...

و دلتنگی بیشتر از عشق بیشتر از دوست داشتن مرا محتاجِ تو میکند... #صفا_سلدوزی 🌸 🌸

و دلتنگی بیشتر از عشق بیشتر از دوست داشتن مرا محتاجِ تو میکند... #صفا_سلدوزی 🌸 🌸

دست هایت را می گیرم و باهم به شلوغترین جایی که می شناسم می رویم میان اینهمه آدم، که هیچکدام روزشان را با بوسه آغاز نکرده اند در آغوش می گیرمت می بوسمت... خدا را ...

دست هایت را می گیرم و باهم به شلوغترین جایی که می شناسم می رویم میان اینهمه آدم، که هیچکدام روزشان را با بوسه آغاز نکرده اند در آغوش می گیرمت می بوسمت... خدا را چه دیدی شاید دیوانگی مان مسری باشد..! #صفا_سلدوزی

☎ ️ عزیز گوشهایش سنگین نیست، اما موقع حرف زدن با تلفن هیچ چیز جز حرفهای کسی که پشت تلفن هست را نمیشنود... هرچقدر بلند حرف بزنی خودت را بالا پایین بیندازی با ایما و ...

☎ ️ عزیز گوشهایش سنگین نیست، اما موقع حرف زدن با تلفن هیچ چیز جز حرفهای کسی که پشت تلفن هست را نمیشنود... هرچقدر بلند حرف بزنی خودت را بالا پایین بیندازی با ایما و اشاره حرفهایت را بگویی،فایده ای ندارد... همیشه بعد از اینکه حرف زدنش تمام میشود و ...

بهارِ نود و هشتِ عزیزم سلام😊 می‌دانم سرت شلوغ است و داری چمدانت را برای آمدن ، آماده می‌کنی... خواستم بگویم میانِ باران و بویِ عشق و شکوفه‌های رنگارنگ؛ برای همه‌ی آدم‌هایک دشت آرزویِ برآورده ...

بهارِ نود و هشتِ عزیزم سلام😊 می‌دانم سرت شلوغ است و داری چمدانت را برای آمدن ، آماده می‌کنی... خواستم بگویم میانِ باران و بویِ عشق و شکوفه‌های رنگارنگ؛ برای همه‌ی آدم‌هایک دشت آرزویِ برآورده شده بگذار تویِ چمدانت ؛ که امسال تا جایی ک جا داشتیم ، دلمان شکست، ...

بهار عزیزم سلام می دانم سرت شلوغ است و داری چمدانت را برای آمدن، آماده می کنی خواستم بگویم میان باران و روزهای آفتابی بلندی که داری توی چمدانت میگذاری برای همه آدم ها یک ...

بهار عزیزم سلام می دانم سرت شلوغ است و داری چمدانت را برای آمدن، آماده می کنی خواستم بگویم میان باران و روزهای آفتابی بلندی که داری توی چمدانت میگذاری برای همه آدم ها یک دشت آرزوی برآورده شده بگذار توی چمدانت، امسالمان سال بغض بود حالا که داری از ...

خاطرات که دود شدنی نیستند که مثلا یک روز همه را ردیف کنیم یکی یکی آتش‌شان بزنیم و به خیال اینکه دست از سر زندگی‌مان برداشته‌اند خاکسترشان را در گوشه تاریک ذهن‌مان دفن کنیم! خاطرات ...

خاطرات که دود شدنی نیستند که مثلا یک روز همه را ردیف کنیم یکی یکی آتش‌شان بزنیم و به خیال اینکه دست از سر زندگی‌مان برداشته‌اند خاکسترشان را در گوشه تاریک ذهن‌مان دفن کنیم! خاطرات قطاری با سرعت نورند! هر لحظه نزدیک‌تر می‌شوند. آن‌ها سگ جان تر از این حرف‌هایند ...

جمع پایه تونو تگ کنین 😊 ❤ 🍂 تا چشم بر هم بزنیم پاییز هم بساطش را جمع می کند و می رود؛ انگار اصلا با مهر نیامده بود انگار آبانش با موهای رنگی از ...

جمع پایه تونو تگ کنین 😊 ❤ 🍂 تا چشم بر هم بزنیم پاییز هم بساطش را جمع می کند و می رود؛ انگار اصلا با مهر نیامده بود انگار آبانش با موهای رنگی از ما دل نبرده بود انگار سرمایش با آتش آذر،بغل کردنی نشده بود! تا پاییز فکر ...

بیشتر ما،آدم های دقیقه ی نودیم! قدر خوبیِ کسی که عاشقمان بود را وقتی میفهمیم که چمدان به دست میرود. دقیقه ی نود یاد کارهایی که میتوانستیم بکنیمُ نکردیم می افتیم. دقیقه ی نود یاد ...

بیشتر ما،آدم های دقیقه ی نودیم! قدر خوبیِ کسی که عاشقمان بود را وقتی میفهمیم که چمدان به دست میرود. دقیقه ی نود یاد کارهایی که میتوانستیم بکنیمُ نکردیم می افتیم. دقیقه ی نود یاد حرفها و کارهایی می افتیم که حالا مثلِ ... بخاطر گفتنُ انجام دادنشان پشیمان هستیم. ...