عرفان_نظرآهاری (۶۸ تصویر)

داستان کرگدن و دم حنبانک 3 کرگدن نفهمید که دم‌جنبانک چه می‌گوید اما فکر کرد لابد درست می‌گوید. روزها گذشت، روزها، هفته‌ها و ماه‌ها، و دم‌جنبانک هر روز می‌آمد و پشت کرگدن می‌نشست، هر روز ...

داستان کرگدن و دم حنبانک 3 کرگدن نفهمید که دم‌جنبانک چه می‌گوید اما فکر کرد لابد درست می‌گوید. روزها گذشت، روزها، هفته‌ها و ماه‌ها، و دم‌جنبانک هر روز می‌آمد و پشت کرگدن می‌نشست، هر روز پشتش را می‌خاراند و هر روز حشره‌های کوچک را از لای پوست کلفتش بر می‌داشت ...

داستان کرگدن و دم جنبانک2 کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی‌بینم! دم‌جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی‌کنی، آن را نمی‌بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک ...

داستان کرگدن و دم جنبانک2 کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی‌بینم! دم‌جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی‌کنی، آن را نمی‌بینی؛ ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری. کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتماً یک قلب کلفت ...

داستان کرگدن و دم جنبانک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می‌رفت... دم‌جنبانکی که همان اطراف پرواز می‌کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست ؟! کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند. ...

داستان کرگدن و دم جنبانک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می‌رفت... دم‌جنبانکی که همان اطراف پرواز می‌کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست ؟! کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستند. دم‌جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟ کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟ دم‌جنبانک گفت: ...

#ما_قرنطینگان_خرسند ما ساکنان جهانِ همهمه و هیاهو و همگان بودیم، ناگهان هجرت کردیم به سرزمین بی سکنه ی سکوت و سکون و هیچ‌کس. ما عضو قبیله ی غوغا بودیم، کوبندگان بر طبل های سوگ و ...

#ما_قرنطینگان_خرسند ما ساکنان جهانِ همهمه و هیاهو و همگان بودیم، ناگهان هجرت کردیم به سرزمین بی سکنه ی سکوت و سکون و هیچ‌کس. ما عضو قبیله ی غوغا بودیم، کوبندگان بر طبل های سوگ و سور. ناگهان قبیله، یک نفر شد و تنهایی تنها، شاهد اشک ها و لبخند ها. ...

آنکه گم شده است بین هزار و یک شب، #شب_قدر نیست، آن #تـویی... که اگر خود را پیدا کنی و قدرش را بدانی و روح را روان کنی و جان را جلا بدهی و قلب ...

آنکه گم شده است بین هزار و یک شب، #شب_قدر نیست، آن #تـویی... که اگر خود را پیدا کنی و قدرش را بدانی و روح را روان کنی و جان را جلا بدهی و قلب را قوّت ببخشی و دل را دوا... هر شب، شب قدر است و هر روز، ...

🌙شب قدر آنکه گم شده است بین هزار و یک شب، شب قدر نیست، آن تویی. که اگر خود را پیدا کنی و قدرش را بدانی و روح را روان کنی و جان را جلا ...

🌙شب قدر آنکه گم شده است بین هزار و یک شب، شب قدر نیست، آن تویی. که اگر خود را پیدا کنی و قدرش را بدانی و روح را روان کنی و جان را جلا بدهی و قلب را قوّت ببخشی و دل را دوا، هر شب، شب قدر است ...

#خندیدن_بیاموز اگر روزی کسی را دیدید که می خندد، پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید از خود بپرسید او خندیدن را از کجا آموخته است. هر آدمی که به دنیا می آید گریستن ...

#خندیدن_بیاموز اگر روزی کسی را دیدید که می خندد، پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید از خود بپرسید او خندیدن را از کجا آموخته است. هر آدمی که به دنیا می آید گریستن را بلد است، زیرا گریه جواز ورود به این جهان است اما، خندیدن را باید ...

اردیبهشت رازی را به من گفت؛ که من با شما در میانش می‌گذارم، اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست همان گونه که هیچ شکوفه‌ای. اما هر شکوفه قبل از اینکه بمیرد، اول می‌رقصد، بعد بر خاک ...

اردیبهشت رازی را به من گفت؛ که من با شما در میانش می‌گذارم، اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست همان گونه که هیچ شکوفه‌ای. اما هر شکوفه قبل از اینکه بمیرد، اول می‌رقصد، بعد بر خاک می افتد. اردیبهشت به من گفت؛ تنها کسانی به بهشت می‌روند که آفریدن بهشت را ...

‍ 🌸اردیبهشت رازی را به من گفت... اردیبهشت رازی را به من گفت که من با شما در میانش می‌گذارم؛ اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست همان گونه که هیچ شکوفه‌ای... اما هر شکوفه قبل از ...

‍ 🌸اردیبهشت رازی را به من گفت... اردیبهشت رازی را به من گفت که من با شما در میانش می‌گذارم؛ اینکه هیچ زمستانی ابدی نیست همان گونه که هیچ شکوفه‌ای... اما هر شکوفه قبل از اینکه بمیرد، اول می‌رقصد بعد بر خاک می‌افتد. اردیبهشت به من گفت: تنها کسانی به ...

🌸اردیبهشت باش🌸 این یک نفر را دست کم نگیر، این یک نفر را که تویی. این یک نفر را به حساب آور، حتی اگر همه نفرات جهان ندیده‌اش می‌گیرند؛ حتی اگر همه کسان و ناکسان ...

🌸اردیبهشت باش🌸 این یک نفر را دست کم نگیر، این یک نفر را که تویی. این یک نفر را به حساب آور، حتی اگر همه نفرات جهان ندیده‌اش می‌گیرند؛ حتی اگر همه کسان و ناکسان دست به دست هم می‌دهند تا بگویند تو هیچ کسی، اما تو باور نکن... آنها ...

💌 #به_خدا_نامه_بنویس این روزها آدم ها سرشان شلوغ است، کسی حوصله ی خدا را ندارد. کسی حال او را نمی پرسد. کسی برایش نامه نمی نویسد؛ اما تو این کار را بکن. تو حالش را ...

💌 #به_خدا_نامه_بنویس این روزها آدم ها سرشان شلوغ است، کسی حوصله ی خدا را ندارد. کسی حال او را نمی پرسد. کسی برایش نامه نمی نویسد؛ اما تو این کار را بکن. تو حالش را بپرس. تو‌چیزی برایش بنویس. ساعت‌هایت را با او قسمت کن؛ ثانیه هایت را هَم . ...

🌹 خندیدن بیاموز اگر روزی کسی را دیدید که می خندد پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید از خود بپرسید او خندیدن را از کجا آموخته است. هر آدمی که به دنیا می ...

🌹 خندیدن بیاموز اگر روزی کسی را دیدید که می خندد پیش از آنکه به خنده هایش شلیک کنید از خود بپرسید او خندیدن را از کجا آموخته است. هر آدمی که به دنیا می آید گریستن را بلد است، زیرا گریه جواز ورود به این جهان است اما خندیدن ...

تو شرایط دشوار آن قطره چشم سهراب سپهرے ام را از ڪـیفم در مے آورم💛🍃 و دو قطره مے چـڪـانم در چشم هایم😻 چشم هایم را مے شویم... و شروع مے ڪـنم بـہ جور دیگر ...

تو شرایط دشوار آن قطره چشم سهراب سپهرے ام را از ڪـیفم در مے آورم💛🍃 و دو قطره مے چـڪـانم در چشم هایم😻 چشم هایم را مے شویم... و شروع مے ڪـنم بـہ جور دیگر دیدن!📸 #عرفان_نظرآهاری

🌱 بهار نیست، رستاخیز است بیماری نیامده است، بیداری آمده است. ویروس نیست اسرافیل است، ناپیدا و نادیدنی؛ شهر به شهر و خاک به خاک و اقلیم به اقلیم می رود و در صورش می ...

🌱 بهار نیست، رستاخیز است بیماری نیامده است، بیداری آمده است. ویروس نیست اسرافیل است، ناپیدا و نادیدنی؛ شهر به شهر و خاک به خاک و اقلیم به اقلیم می رود و در صورش می دمد تا بیدار شوند مردگانی که نامشان زندگان بود. بهار نیست، رستاخیز است... ✍ #عرفان_نظرآهاری ...

فرشته‌ نبود. بال‌ هم‌ نداشت. رویین‌تن‌ نبود و پیکرپولادی‌ نداشت. مادرش‌ الهه‌ای‌ افسانه‌ای‌ نبود و پدرش‌ نیم‌ خدایی‌ اسطوره‌ای.اوانسان‌ بود. انسان. و همین‌جا زندگی‌ می‌کرد. روی‌ همین‌ زمین‌ و زیر همین‌آسمان... شب‌ها همین‌ ستاره‌ها را ...

فرشته‌ نبود. بال‌ هم‌ نداشت. رویین‌تن‌ نبود و پیکرپولادی‌ نداشت. مادرش‌ الهه‌ای‌ افسانه‌ای‌ نبود و پدرش‌ نیم‌ خدایی‌ اسطوره‌ای.اوانسان‌ بود. انسان. و همین‌جا زندگی‌ می‌کرد. روی‌ همین‌ زمین‌ و زیر همین‌آسمان... شب‌ها همین‌ ستاره‌ها را می‌دید و صبح‌ها همین‌ خورشید را. انسان‌بود، راه‌ می‌رفت‌ و نفس‌ می‌کشید. می‌خوابید و بلند ...

روایتی نو باش از قصه‌ای کهن قصه زندگی هر کسی با

روایتی نو باش از قصه‌ای کهن قصه زندگی هر کسی با "یکی بود یکی نبود" شروع می‌شود؛ اما خیلی وقت‌ها نه کلاغ به خانه‌اش می‌رسد و نه قصه به خوبی و به خوشی به سر می‌آید. هرکس باید انتظار داشته باشد که قصه‌اش از فاجعه‌هایی ریز و درشت و از ...

🌸🍃🌸 بهار باش بهار اتفاقی نیست که در تقویم ها بیفتد و روی کاغذ. بهار ماجرایی نیست که در گوشی های موبایل رخ دهد و با پیام هایی نوروزی که هزاران بار دست به دست ...

🌸🍃🌸 بهار باش بهار اتفاقی نیست که در تقویم ها بیفتد و روی کاغذ. بهار ماجرایی نیست که در گوشی های موبایل رخ دهد و با پیام هایی نوروزی که هزاران بار دست به دست می گردد. بهار اتفاقی ست که در دل می افتد و در جان و در ...

🌷بهار نهانت را بر اندوهت بگذار بیماری نیامده است، بیداری آمده است. ویروس نیست اسرافیل است، ناپیدا و نادیدنی؛ شهر به شهر و خاک به خاک و اقلیم به اقلیم می رود و در صورش ...

🌷بهار نهانت را بر اندوهت بگذار بیماری نیامده است، بیداری آمده است. ویروس نیست اسرافیل است، ناپیدا و نادیدنی؛ شهر به شهر و خاک به خاک و اقلیم به اقلیم می رود و در صورش می دمد تا بیدار شوند مردگانی که نامشان زندگان بود. بهار نیست، رستاخیز است. فردا ...

سیاوش در آتش🔥 اسمت در شناسنامه هر چه که باشد، فرقی نمی کند؛ در خانه به هر نامی که صدایت کنند، فرقی نمی کند؛ زیرا هر آدمی چه مرد و چه زن، در زندگی بارها ...

سیاوش در آتش🔥 اسمت در شناسنامه هر چه که باشد، فرقی نمی کند؛ در خانه به هر نامی که صدایت کنند، فرقی نمی کند؛ زیرا هر آدمی چه مرد و چه زن، در زندگی بارها و بارها نامش سیاوش خواهد شد. و هر سیاوشی ناگزیر است که برای اثبات حقانیتش ...