نسخه وب بازار مستقیم

قسمت_دهم (۳۲ تصویر)

#رمان_واقعی_عاشقانه_مذهبی💑 ما ثابت میکنیم مذهبیا عاشقترن👌 #رمان_اینک_شوکران 📚 #قسمت_دهم اول دوم مهر بود. سر سفره ی ناهار از رادیو شنیدیم سربازای منقضی پنجاه و شش رو ارتش برای اعزام به جبهه خواسته... از منوچهر پرسیدم: ...

#رمان_واقعی_عاشقانه_مذهبی💑 ما ثابت میکنیم مذهبیا عاشقترن👌 #رمان_اینک_شوکران 📚 #قسمت_دهم اول دوم مهر بود. سر سفره ی ناهار از رادیو شنیدیم سربازای منقضی پنجاه و شش رو ارتش برای اعزام به جبهه خواسته... از منوچهر پرسیدم: "منقضی پنجاه و شش یعنی چی؟" گفت: "یعنی کسایی که سال پنجاه و شش خدمتشون ...

•●❥ ❥●• #جبهه_اقدام #قسمت_دهم با اینکه همه چتا رو پاک کرده بودم و دیگه خبری از صفحه های مجازی توی گوشیم نبود،اما باز میترسیدم و تو دلم خدا خدا میکردم کیوان چیزی از ارتباط غلطم ...

•●❥ ❥●• #جبهه_اقدام #قسمت_دهم با اینکه همه چتا رو پاک کرده بودم و دیگه خبری از صفحه های مجازی توی گوشیم نبود،اما باز میترسیدم و تو دلم خدا خدا میکردم کیوان چیزی از ارتباط غلطم نفهمیده باشه... ادامه داد.. _دوسش داری؟ +متعجب زده از سوالش،گفتم چی؟! _چی نه کی! +خب ...

#قسمت_دهم وقتی با هر گریش قلبت از غصه فشرده میشه و...

#قسمت_دهم وقتی با هر گریش قلبت از غصه فشرده میشه و...

#رمان_نفرین #قسمت_دهم

#رمان_نفرین #قسمت_دهم

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دهم #بخش_سوم بعدها فهمیدم تصمیمات سادہ و عادے اصلا سادہ نیستند! گاهے بہ اندازہ ے سرنوشتت را تغییر میدهند ڪہ مدام با خودت میگویے

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دهم #بخش_سوم بعدها فهمیدم تصمیمات سادہ و عادے اصلا سادہ نیستند! گاهے بہ اندازہ ے سرنوشتت را تغییر میدهند ڪہ مدام با خودت میگویے "اگه" اگر.... ❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️ نزدیڪ مدرسہ رسیدم،بچہ ها مثل ...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دهم #بخش_دوم لیوان شیرم را سر ڪشیدم،خواستم از آشپزخانہ خارج شوم ڪہ مادرم گفت:ڪجا؟! صُبونہ؟! نگاهش ڪردم و گفتم:نمیخورم،دیرم میشہ! سپس از آشپزخانہ خارج شدم. با شوق بہ سمت ...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دهم #بخش_دوم لیوان شیرم را سر ڪشیدم،خواستم از آشپزخانہ خارج شوم ڪہ مادرم گفت:ڪجا؟! صُبونہ؟! نگاهش ڪردم و گفتم:نمیخورم،دیرم میشہ! سپس از آشپزخانہ خارج شدم. با شوق بہ سمت اتاقم دویدم و در را باز ڪردم. مقنعہ ام را از روے رخت آویز برداشتم،همانطور ...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دهم #بخش_اول دستم را ڪنار پسوند اسمش متوقف میڪنم ❤ ️شهید❤ ️ لایقش بود. اگر خدا او را براے وصال خودش انتخاب نمیڪرد جاے تعجب داشت. یاد آخرین جملہ ...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_دهم #بخش_اول دستم را ڪنار پسوند اسمش متوقف میڪنم ❤ ️شهید❤ ️ لایقش بود. اگر خدا او را براے وصال خودش انتخاب نمیڪرد جاے تعجب داشت. یاد آخرین جملہ اش مے افتم:"ڪار خوبہ خدا دُرس ڪنہ،بندہ هاش چے ڪارہ ان؟!" چقدر متواضع بود! چند ...

#قسمت_دهم #سید_الشهدا ▪ ️اَلسَّلامُ عَلی شَهیدِ الشُّهَداءِ ▪ ️ اَلسَّلامُ عَلی قَتیلِ الْأَدْعِیاء ِ ▪ ️اَلسَّلامُ عَلَی الشَّیْبِ الخَضیبِ ▪ ️اَلسَّلامُ عَلَی الخَدِّ التَّریب َ

#قسمت_دهم #سید_الشهدا ▪ ️اَلسَّلامُ عَلی شَهیدِ الشُّهَداءِ ▪ ️ اَلسَّلامُ عَلی قَتیلِ الْأَدْعِیاء ِ ▪ ️اَلسَّلامُ عَلَی الشَّیْبِ الخَضیبِ ▪ ️اَلسَّلامُ عَلَی الخَدِّ التَّریب َ

#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂 فصل اول 🌱 بخش دوم 🍁 قسمت دهم ▪ ️ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺍﺷﻜﺒﺎﺭ ﻗﺎﻝَ ﺍﻟﺼّﺎﺩﻕُ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ: ﻣَﻦْ ﺫُﻛِﺮْﻧﺎ ﻋِﻨْﺪَﻩُ ﻓَﻔﺎﺿَﺖْ ﻋَﻴْﻨﺎﻩُ ﺣَﺮﱠﱠﻡَ ﺍﻟﻠّﻪُ ﻭَﺟْﻬَﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻨّﺎﺭِ. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﺰﺩ ﻫﺮ ﻛﺲ ...

#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂 فصل اول 🌱 بخش دوم 🍁 قسمت دهم ▪ ️ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺍﺷﻜﺒﺎﺭ ﻗﺎﻝَ ﺍﻟﺼّﺎﺩﻕُ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ: ﻣَﻦْ ﺫُﻛِﺮْﻧﺎ ﻋِﻨْﺪَﻩُ ﻓَﻔﺎﺿَﺖْ ﻋَﻴْﻨﺎﻩُ ﺣَﺮﱠﱠﻡَ ﺍﻟﻠّﻪُ ﻭَﺟْﻬَﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻨّﺎﺭِ. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﺰﺩ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻭ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﻣا ﻳﺎﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ پﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﻚ ﮔﺮﺩﺩ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ...

#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂 فصل اول 🌱 بخش دوم 🍁 قسمت دهم ▪ ️ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺍﺷﻜﺒﺎﺭ ﻗﺎﻝَ ﺍﻟﺼّﺎﺩﻕُ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ: ﻣَﻦْ ﺫُﻛِﺮْﻧﺎ ﻋِﻨْﺪَﻩُ ﻓَﻔﺎﺿَﺖْ ﻋَﻴْﻨﺎﻩُ ﺣَﺮﱠﱠﻡَ ﺍﻟﻠّﻪُ ﻭَﺟْﻬَﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻨّﺎﺭِ. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﺰﺩ ﻫﺮ ﻛﺲ ...

#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂 فصل اول 🌱 بخش دوم 🍁 قسمت دهم ▪ ️ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺍﺷﻜﺒﺎﺭ ﻗﺎﻝَ ﺍﻟﺼّﺎﺩﻕُ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ: ﻣَﻦْ ﺫُﻛِﺮْﻧﺎ ﻋِﻨْﺪَﻩُ ﻓَﻔﺎﺿَﺖْ ﻋَﻴْﻨﺎﻩُ ﺣَﺮﱠﱠﻡَ ﺍﻟﻠّﻪُ ﻭَﺟْﻬَﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻨّﺎﺭِ. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﺰﺩ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻭ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﻣا ﻳﺎﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ پﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﻚ ﮔﺮﺩﺩ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ...

#فصل_دوم #قسمت_دهم

#فصل_دوم #قسمت_دهم "یک جایی و در یک زمانی باید به مقصد رسید و رسیدن را باور کرد! مقصد بی انتهاست. هدف رسیدن است. رسیدن به خدا ، عشق ، و به آنچه که با نام "احساس" در قلبت جوانه میزند... سین.نون چهار ماه بعد... اصفهان_دانشکده ی علوم پزشکی "راحیل" استاد ...

#چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن 💞 ✍ #قسمت_دهم اقا سید بهم گفت مطمئنید شما؟!کارسختی هستا تو چشماش نگاہ کردم و با حرص گفتم بله آقای فرماندہ پایگاه😑 در همین حال یکی از پسرهای بسیجی بلند شد و گفت محمدجان ...

#چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن 💞 ✍ #قسمت_دهم اقا سید بهم گفت مطمئنید شما؟!کارسختی هستا تو چشماش نگاہ کردم و با حرص گفتم بله آقای فرماندہ پایگاه😑 در همین حال یکی از پسرهای بسیجی بلند شد و گفت محمدجان من برم خواهرم توحرم منتظرہ -برو علی جان -تااینجا فهمیدم اسمشم محمده😊 داشتم بیرون میرفتم ...

💌 داستان عاشقانه‌و‌دنباله دار 💟 #مثل_هیچکس #قسمت_دهم ساعت قرار فرا رسید. از دور میدیدمش. با آنکه یک ربع زودتر رسیدم اما محمد قبل از من آمده بود. نزدیک تر رفتم و بعد از سلام گفتم ...

💌 داستان عاشقانه‌و‌دنباله دار 💟 #مثل_هیچکس #قسمت_دهم ساعت قرار فرا رسید. از دور میدیدمش. با آنکه یک ربع زودتر رسیدم اما محمد قبل از من آمده بود. نزدیک تر رفتم و بعد از سلام گفتم : _کی اومدی؟ هنوز یه ربع مونده. + ما اینیم دیگه. میخوای برم یه ربع ...

Elnaz: #آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_دهم +وگرنه چه غلطی میکنی؟(بلند شدم و نیلوفر رو تکیه دادم به دیوار و ادامه دادم)منو میندازی بیرون؟جرعت داری اینکارو بکن!ببین چطوری باهات رفتار میکنم _ولم کن بابا!با یه چند سانت قد بلندی ...

Elnaz: #آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_دهم +وگرنه چه غلطی میکنی؟(بلند شدم و نیلوفر رو تکیه دادم به دیوار و ادامه دادم)منو میندازی بیرون؟جرعت داری اینکارو بکن!ببین چطوری باهات رفتار میکنم _ولم کن بابا!با یه چند سانت قد بلندی و یه خورده خوشگلی که نمیشه شاخ بازی دراورد!! نشستم رو صندلی,کیمیا و بهار هم ...

Elnaz: #آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_دهم +وگرنه چه غلطی میکنی؟(بلند شدم و نیلوفر رو تکیه دادم به دیوار و ادامه دادم)منو میندازی بیرون؟جرعت داری اینکارو بکن!ببین چطوری باهات رفتار میکنم _ولم کن بابا!با یه چند سانت قد بلندی ...

Elnaz: #آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_دهم +وگرنه چه غلطی میکنی؟(بلند شدم و نیلوفر رو تکیه دادم به دیوار و ادامه دادم)منو میندازی بیرون؟جرعت داری اینکارو بکن!ببین چطوری باهات رفتار میکنم _ولم کن بابا!با یه چند سانت قد بلندی و یه خورده خوشگلی که نمیشه شاخ بازی دراورد!! نشستم رو صندلی,کیمیا و بهار هم ...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_هجدهم : #جنگ_صفین #قسمت_دهم : این خونریزی و اتلاف نفوس نتیجه هوی پرستی و نیرنگ معاویه بود که از قبول نصیحت و اندرز خود داری میکرد و مردم شام را به عناوین ...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_هجدهم : #جنگ_صفین #قسمت_دهم : این خونریزی و اتلاف نفوس نتیجه هوی پرستی و نیرنگ معاویه بود که از قبول نصیحت و اندرز خود داری میکرد و مردم شام را به عناوین مختلف فریب داده و جان آنها را دستخوش امیال شیطانی خود مینمود بدین جهت علی ...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ #قسمت_دهم .. دیدن صالح در کت و شلوار سفید و پیراهن یاسی رنگ حسابی مرا سر ذوق آورده بود.😍 می دانستم کار سلماست.😏 صبح به منزل ما آمد و گفت چه می پوشم. ...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ #قسمت_دهم .. دیدن صالح در کت و شلوار سفید و پیراهن یاسی رنگ حسابی مرا سر ذوق آورده بود.😍 می دانستم کار سلماست.😏 صبح به منزل ما آمد و گفت چه می پوشم. کلی هم سر به سرش گذاشتم که می خواهم سورپرایز باشد😜 که با جیغ و ...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_هفدهم : #جنگ_صفین #قسمت_دهم : #معاویه_ملعون در باره جنگ با علی علیه السلام از هیچ حیله و تزویر و ریا و دروغ خود داری نکرد و به بهانه خون عثمان مردم شام ...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_هفدهم : #جنگ_صفین #قسمت_دهم : #معاویه_ملعون در باره جنگ با علی علیه السلام از هیچ حیله و تزویر و ریا و دروغ خود داری نکرد و به بهانه خون عثمان مردم شام را علیه آن امام شورانید و در همه جا به آن حضرت #تهمت زد و ...

سلسه پستهای #سیره_پیامبر_اعظم در روابط خارجی به مناسبت ایام جانگداز رحلت(شهادت) پیامبر مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد صلی الله علیه و آله و سلم . . #قسمت_دهم : سیره عملی پیامبر (ص) نیز به ...

سلسه پستهای #سیره_پیامبر_اعظم در روابط خارجی به مناسبت ایام جانگداز رحلت(شهادت) پیامبر مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد صلی الله علیه و آله و سلم . . #قسمت_دهم : سیره عملی پیامبر (ص) نیز به خوبی این مطلب را تأیید می نماید که یکی از برجسته ترین آن پایبندی حضرت ...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_شانزدهم : #جنگ_جمل #قسمت_دهم : علی علیه السلام با سپاهیان خود از ذیقار حرکت و تا محلی بنام زاویه که در چند کیلومتری بصره بود پیش رفت و در آنجا اردو زد. ...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_شانزدهم : #جنگ_جمل #قسمت_دهم : علی علیه السلام با سپاهیان خود از ذیقار حرکت و تا محلی بنام زاویه که در چند کیلومتری بصره بود پیش رفت و در آنجا اردو زد. چون آن بزرگوار همیشه صلح و آشتی را بر جنگ و خونریزی ترجیح میداد از ...